دانلود تحقیق در مورد زوج درمانی


دهد، آن فرد آن باور را با احساس مثبت پایه گذاری می کند. وقتی که این اتفاق می افتد،هرگونه مواجهه با آن باور و یا ارزش آن،به عنوان یک تهدید تلقی میشود و ایجاد یک هیجان می نماید.حتی اگر آن باور منشا مشکلات بسیاری شود. اگر باور دیکته نماید که تصفیه احساسات منفی، اشتباه و تحت هر شرایطی غیر قابل توجیه است.علاوه بر هیجان، همواره با اظهار نظر،احساس های تنفر و ناخشنودی نسبت به هر کس که با آن باور مخالفت نماید، به وجود می آید. هنگامی که افراد با یکی از باورهای شناختی شان درگیر می شوند، احساس خجالت، گناه ناراحتی و بیزاری از خود می کنند. بعد رفتاری یک باور عملی است که فرد انجام می دهد و با باور شناختی سازگار می باشد.چنین اعمالی با محتوای باور تطابق دارد ولی لزوما با محیط بدین گونه نمی باشد. این گونه اعمال ممکن است در چارچوب متن یادگیری باور شناختی یا تنها ناشی از بعد تجویزی باور باشد. مثلا اگر باور شناختی عبارت از “هیچ گونه کنترلی برآنچه اتفاق می افتد ندارم” باشد. درماندگی، ویژگی اجتناب از کارهایی خواهد بود که باعث کنترل میشود و در نتیجه فاقد کنترل باقی می ماند.از لحاظ سلسله مراتب، باورها طبق اهمیت و تاثیرشان در زندگی فرد طبقه بندی می گردند. بعضی از آن ها نقش بسیار مهمی دارند. در حالی که باورهای دیگر از اهمیت کمتری برخوردارند. اهمیت یک باور در تعدادی از ارتباطات، حدودی را که در آن باور تحت تاثیر قرار می دهد مشخص می نماید. باورهای یک فرد درباره خودش و مفهوم خودش، به طور کلی تمام باورها را تحت تاثیر قرار می دهد. در حالی که باورهایی که بیان گر سلیقه شخص می باشد، باورهای دیگر را تحت تاثیر قرار نمی دهد. و تاثیر زیادی بر باورهای دیگر و نحوه رفتار فرد با دیگران دارند(فلاین،به نقل از زیارتی1987).
باورهای منطقی، باورهایی هستند که بر روان فرد سلطه دارند و عامل تعیین کننده ی نحوه تعبیر و تفسیر و معنی بخشی به رویدادها و تنظیم کننده کیفیت و کمیت رفتارها و عواطف می باشند تفکرات غیر منطقی حقیقت ندارند و با واقعیت منطبق نیستند، باید و حکم برای فرد می آورند، تعادل فرد را از بین می برند و حال رد را آشفته می کنند، از ایجاد هارمونی جلوگیری می کنند و مانع مواجهه موفقیت آمیز با حوادث تحریک کننده می گردند(صفاری نیا و همکاران،1391). برنارد باورهای غیر منطقی را خواست ها و هدف هایی می داند که به صورت اولویت های ضروری در می آیند، به طوری که اگر برآورده نشوند، موجب آشفتگی می شوند (الیس و همکاران،ترجمه صالحی فدردیو امین یزدی،1375). افرادی که بر باورهای غیر منطقی تاکید می کنند در زندگی با مشکلات چندی روبه رو خواهند شد و برای آن ها دشوار است که به خشنودی دست یابند. از سوی دیگر اگر فرد در برخورد با رویدادهای زندگی توانایی شناسایی شیوه های رویا رو یی سالم را نداشته باشد، در واکنش فعال نسبت به چالش های زندگی با دشواری روبه رو خواهد شد و برای حل مشکلات زندگی خود به رفتارهای انحرافی پناه می برد( امین پور و احمد زاده1390). الیس(1995) درموردمشکلاترفتاریوروانیمعتقداستکهبسیاریازناراحتی هایمردموزندگیعاطفینامنظم آنهاریشهدرانواععقایدغیرمنطقیوغیرواقعیدرموردخودوجهانپیرامونآنهادارد.ازنظراومشکلاتروانینتیجهی شناخت هاینادرستافراداستچراکهعواطفمحصول شناختاست،وپیامدهایفراوانیکهازتفکراتغیرمنطقی ناشیمی شوند.عللاساسیمهمتریناختلال هایهیجانیبه شمارمی روند(خدابخشی و همکاران،1393).
موریس و کانتیتز (1976) باورهای غیر منطقی که الیس وضع کرده است را به دو دسته طبقه بندی می کنند.دسته اول باورهایی هستند که منجر به خشم، بحث اخلاقی و تمایل به ناکامی کمتر می شود. مانند این ایده که (اجتناب از مشکل آسان تراز روبرو شدن با آن است). مواردی که الیس آن را باور نامیده، مطابق است با آن چه که ادوارد مک نل در سال 1997 طرح های تصمیم گیری می نامد (الگوهایی که مردم معمولا برای انتخاب هایشان استفاده می کنند) مردم وقتی باورشان را تغییر می دهند، احساس بهتری دارند و بهتر هم عمل می کنند. زیرا انتخاب های بهتری انجام می دهند. مک نل اولین نوع طرح تصمیم گیری را مطلق می داند که قاعده ای ثابت است(مانند اگر شما مرا دوست داشته باشید من هم شما را دوست خواهم داشت). دومین طرح تصمیم گیری عمل مقایسه ای است مانند(اگر شما x را بر y ترجیح بدهید کار را انجام خواهید داد ). سومین طرح تصمیم گیری همیشه پاسخده می باشد مانند(اگر x اتفاق بیافتدy هم اتفاق می افتد) (گاردنر گاتلی،1999). نقشباورها،نگرشهاو فرایندهایذهنیدیگردربسیاریازاختلالاتومشکلاترفتارینشاندادهشدهومعلومشدهاست کهباورهایغیرمنطقیمیتوانند،رنجهایافرادراتشدیدکنند(لطفی کاشانی،1387).
بسیار از ناراحتی های مردم و زندگی عاطفی نامنظم آن ها، ریشه در انواع عقاید غیر منطقی، غیر واقعی در مورد خود، دیگران و جهان پیرامون آن ها دارد. با کمی دقت می بینیم افسردگی، اضطراب، نا امیدی و حتی مشکلات مضاعف دیگری مثل کم شدن احساس عزت نفس، پایین آمدن خود پنداره، سوء ظن و بدبینی، می تواند از طریق تلقین های درونی و تفکرات نامطلوب ایجاد شود. در واقع بسیاری از تلقینات به خود، ابتکاراتی غیر منطقی است که منجر به نتیجه گیری اشتباه، انعطاف پذیری، تفکر و جزم اندیشی می شود. با این که نگرش ها قابل آموزش هستند می توان با ارائه آموزش های خاص در نگرش افراد و به دنبال آن رفتار افراد، تغییراتی ایجاد نمود(صفاری نیا و همکاران،1391). به طور خلاصه میتوان گفت که تصورات کاملا غلط و اشتباه درباره امورات روز مره باعث به وجود آمدن باورهای غیر واقعی و غیر منطقی خواهد شد(امین پور و احمد زاده، 1390).
2-11- باورهای ارزشی و غیرارزشی
می‌توان به این باور ویژگی‌هایی نسبت داد؛ اگر باور مورد ارزیابی قرار گیرد، از باور ارزشی صحبت خواهد شد. مثلاً، می‌توان سرعت اتومبیل را “خطرناک” یا “اعصاب خردکن” توصیف کرد. همچنین، باور می‌تواند به ارتباط بین دو موضوع مربوط باشد. مثلاً، افراد سیگاری، ‌پس از مبتلا شدن به سرطان، اعلام می‌کنند که به‌عقیده آن‌ها مصرف سیگار بر سلامت جسمی اثر مستقیم دارد، در حالی که قبلاً این واقعیت را قبول نداشتند(بدار و همکاران، ترجمه گنجی،1389).
2-12- انواع باورها
از یک دیدگاه باورها به دو دسته تقسیم می شوند: (تقی پور ،1378).
الف) باورهای منطقی: کسانی که باور دارند در کاری موفق می شوند بدون شک توانایی انجام آن کار را در خود می بینند و موفق خواهند شد.
ب) باورهای غیر منطقی: این باور که نیاز به حمایت و تایید افرادی دارند که آن ها را می شناسند و یا به آن ها علاقه دارند.
2-13- ویژگی های باورها(تفکر) منطقی
شخصی که به شیوه ای منطقی فکر می کند:
1-افکار خود را بر پایه واقعیت های عینی و نه عقاید و باور داشت های ذهنی بنا می نهد.
2-به احتمال زیاد هم زندگی و هم جان خود را حفظ می کند.
3-به خود کمک می کند تا هدف های شخصی خود را سریع تر روشن سازد.
4-می کوشد تا حداقل با کم ترین میزان تعارض و تضاد شخصی ، پریشانی را برای خود به وجود آورد.
5-از درگیر شدن در تعارض ها و تضادهای شخصی با افراد معنی دار در زندگی خود اجتناب می کند (ساعتچی،1374).
2-14- ویژگی باورهای(تفکر) غیر منطقی
باورهای غیر منطقی دو ویژگی دارند: ( امین پور و احمد زاده1390).
1.توقعات خشک و تعصب آمیزی هستند که معمولا با کلمات باید و حتما بیان می شوند.
2.فلسفه های خود آشفته ساز، که معمولا حاصل این توقعات هستند و انتساب های بسیار نا معقول و بیش از حد تعمیم یافته ایجاد می کنند( امین پور و احمد زاده1390).
2-15- طبقه بندی باورهای غیر منطقی
اعتقادهای غیر منطقی می توانند به صورت زیر تجلی پیدا کنند(ساعتچی،1374 ):

1-   باور غیرمنطقی تأیید دیگران: این باور که نیاز به حمایت و تأیید افرادی داریم که آنها را می شناسیم و یا به آنها علاقه داریم. این باور می تواند به دلایل متعدد مشکلاتی برای انسان ایجاد کند. برای مثال تقاضای مورد تایید دیگران بودن سبب می شود که انسان خودش را به خاطر این که آیا می تواند این تایید را بدسات آورد یا نه ناراحت و نگران نماید. اگر این تایید را قطعاً بدست آورند آنگاه خواهد بود که مبادا دوباره آن را از دست بدهد. نگرانی کامل داشتن در مورد تایید دیگران بر روی تصمیم و عملکرد فرد در مورد زندگی اش تاثیر می گذارد. اینکه خواستار یا تقاضامند تایید و تقویت هر کسی باشیم هدفی غیرقابل دسترس است، چرا که هر کاری که فرد انجام می دهد ممکن است بعضی آن را تایید کنند و بعضی دیگر تایید نکنند و گروهی نسبت به آن بی تفاوت باشند. بنابراین انسان اگر به زندگی خود ادامه دهد و زندگی خود را طبق میل و آرزوهای خویش اداره کند مردم وی را تایید می کنند و او را دوست دارند اگر چه آنان ممکن است همان مردمی نباشند که وی خواستار تایید آنها است(همان منبع).

2- باورغیرمنطقیدرموردمشکلاتآینده: این باور که در آینده اتفاق خطرناکی رخ می دهد و باید بشدت در مورد آن نگران باشیم. خیلی از مردم معتقد هستند که انها باید خود را نگران مشکلات احتمالی بکنند. آنها معتقد هستند که اگر در مورد مسائل و مشکلات نگران نباشند به نظر دیگران مزخرف به حسال می آیند(همان منبع).
3- باور غیرمنطقی توقع از خود: این باور که ما موفق هستیم و در هر کاری صلاحیت لازم را داریم و داوری ما در مورد شایستگی مان بر اساس موفقیت مان در کارهایمان است. این باور در موردی مخصوصاً مواقعی که فرد در زندگی با شکست روبرو می شود بسیار آسیب پذیر است چرا که فرد تصور می کند که نالایق است و لیاقت زندگی کردن را ندارد. همچنین انگیزه بسیار زیاد و مداوم برای موفقیت از لحاظ جسمی استرس هائی ایجاد می کند که موجب بیماری هائی نظیر زخمهای معده، سردرد و فشار خون بالا می شود(ساعتچی،1374 ).
4-باور غیرمنطقی سرزنش کردن: این باور که همه از جمله خود ما مستحق سرزنش و مجازات شدن به خاطر اعمال اشتباهی که انجام می دهند، هستند. این باور باعث می شود که فرد با انجام دادن عمل اشتباه دچار خشم و احساس گناه و عذاب شود. همچنین در صورتی که هدف از دیگران اشتباهی صورت گیرد به علت معتقد بودن به این باور در روابط فرد با دیگران مشکل پیش می آید و می تواند به وجود آوردن حس انتقام جویی تاثیر داشته باشد.
5- باور غیرمنطقی واکنش به ناامیدی: این باور که بسیار بد و وحشتناک فاجعه آمیز است وقتی که کارها همانطور که باید باشند، نیستند این باور باعث می شود که فرد هنگامی که کارها همان طور صورت نمی گیرد، آشفته و ناراحت شود. مثلا اگر در هنگام تعطیلات باران ببارد موجب نگرانی وی می شود و وی پیش بینی آب و هوا را الکی و مزخرف می داند(همان منبع).
6-باورهای غیرمنطقی کنترل هیجانات: این باور که ما را برای ناراحتی و هیجانات خود هیچ کنترلی نداریم. چرا که این ناراحتی ها از جانب دیگران بوجود می آید و اگر دیگران تغییر کنند تمام امور اصلاح شود. هنگامی که فرد در ارتباط با دیگران برداشت منفی می کند و ناراحت می شود دچار هیجان و تظاهرات جسمانی مثل قرمزشدن، ضربان قلب، فشار خون و غیره می شود در حالیکه فرد سبب این عامل را دیگران می داند در واقع مشکل از ناحیه شناختی و تفکر فرد می باشد(همان منبع).
7-باور غیرمنطقی فرار از مشکلات: این باور که اجتناب کردن از مشکلات و شانه خالی کردن از مسؤلیت خیلی آسانتر از روبرو شدن با مشکلات است. این باور می تواند آزار دهنده باشد، زیرا طفره رفتن از کارهای ناخوشایندی که فرد با آن سر و کار دارد باعث می شود که این کارها اثر پایدارتری در ضمیر ناخودآگاه فرد بوجود آورد و هنگامی که فرد سرانجام با آن روبرو شد مشکل تر می شود(همان منبع).
8-باور غیر منطقی اتکاء به دیگران: این باور که ما باید فردی قوی تر از خودمان داشته باشیم تا به او تکیه کنیم. این باور باعث می شود که همیشه به دیگران نیازمند و محتاج باشد و از خود خلاقیت و ابتکار نداشته باشد و در غیر این صورت اگر فرد تنها بماند عاجز و درمانده شود و دچار اضطراب شود(ساعتچی،1374).
9- باور غیرمنطقی درمانده شدن از تغییر خود: این باور که چون ما زاییده گذشته خود هستیم کمتر می توان به اثرات آن فائق شد. این باور باعث ناامیدی و عدم تلاض و کوشش برای رسیدن به هدف می شود و اینکه فرد یک بهانه و عذر در مقابل مشکلات پیش آمده دارد چرا که روی هیچ دستی در آن نداشته است(همان منبع).

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

10-باور غیرمنطقی کمال طلبی: این باور که هر مشکل یک راه حل دارد و اگر به آن راه حل نرسیم ناراحت و ناراضی شویم. اعتقاد به کمال در واقع خلاف واقعیت است چرا که ما در دنیائی پر از شانس زندگی می کنیم و چیزی بنام حقیقت محض وجود ندارد (ساعتچی،1374 ). 
2-16- نظریه منطقی-هیجانی الیس
آلبرت الیس از معروفترین درمانگران شناختی است که نخست پیرو روش روان کاوی بود.وی روش خود را با عنوان درمان منطقی-هیجانی(RET) در سال های دهه 1950 ابداع کرد.چون RET به مراحل سه گانه شکل گیری پاسخ های غیر منطقی اشاره دارد.الیس آن را مدل A-B-C نامید(A) یک رویداد فعال ساز است مثل کسب نمره مردودی یا مورد سرزنش واقع شدن از سوی رئیس،(B) نظم اعتقادی فرد است که شخص به واسطه آن،رویداد فعال ساز را تفسیر می کند و (C) پیامد هیجانی است که شخص تجربه می کند.الیس معتقد است تا زمانی که به تفسیرهای خود از رویدادها فکر نکنیم،به طور خودکار از مرحله A(رویدادهای فعال ساز) به مرحله C(پیامدهای هیجانی) می رویم،ما عموما به این نکته که مرحله B(نظام اعتقادی) عامل ایجاد هیجان است،توجه نمیکنیم.طبق مدل A-B-C الیس،آدم دارای یک سایق برای کسب موفقیت،عشق و امنیت است.هرگاه مانعی بر سر راه تحقق این هدف ها قرار گیرد(رویدادهای فعال ساز)، یکی از دو اعتقاد زیر در فرد پدید می آید:
1-عقاید و باورهای منطقی،مثل “من دوست ندارم مورد اتنقاد قرار بگیرم و یا مردود شوم، ولی به هر حال دنیا به آخر نرسیده است” یا “من راه های دیگری هم برای رسیدن به اهدافم سراغ دارم”.
2-عقاید و باورهای غیر منطقی،مثل”من نمی توانم هیچ گونه شکست یا انتقادی را تحمل کنم”
یا “همیشه باید کارهایم را به طور کامل انجام دهم.الیس معتقد است که باورهای غیر منطقی علاوه بر دامن زدن به هیجان های منفی،رفتارهای روان رنجوری را نیز به وجود می آورند. برخی از مردم به دلیل ناکامی در اهداف دست نیافتنی خود و ناتوانی در سازگاری با محرومیت ها و ناکامی های طبیعی زندگی،احساس اضطراب،خشم،وافسردگی می کنند.
این احساس های منفی،موجب تداوم باورهای نادرست و غیر منطقی می گردند(قسمت B در این مدل)،برای مثال، تمایل غیر منطقی به کمال گرایی موجب افسردگی می گردد. آرون بک، مانند الیس بر این باور است که باور غیر منطقی و خودگویی های مخرب، سرچشمه همه مشکلات روان شناختی است.اما بر خلاف الیس و روان کاوانی که بیماران را تشویق به بیان افکار و احساس هایشان می کنند تا نسبت به ریشه های رفتاری غیر انطباقی خویش به بینش برسند. به عقیده بک و سایر درمانگران شناختی-رفتاری،نیازی نیست که مراجع فرایندهای زیر بنایی ایجاد کننده باور غیر منطقی و خود گویی منفی را درک کند. وی رویکرد فعال تری نسبت به درمانجویان خویش در پیش میگیرد و سعی میکند به طور مستقیم با رفتارهایی که با شناخت های مخرب ارتباط دارند روبه رو شود و در آن ها تغییر ایجاد کند(هافمن،1381).
درمان منطقی-هیجانی (RET) یکی از عمومی ترین اشکال روان درمانی و مشاوره اشخاص می باشد.الگوی درمان منطقی-هیجانی متعددی از روان شناسی حرفه ای شامل:درمان اختلالات هیجانی بزرگسالان و بچه ها،زوج درمانی،سوءمصرف مواد،افسردگی،کاهش غیبت از کار کارکنان،کاهش استرس های معلمان و هم چنین در روان شناسی مشاوره،خانواده درمانی و حوزه های دیگر کاربرد دارد(ریموند دی گیوسپ و دیگران،1990). در نهایت می توان گفت که درمان منطقی-هیجانی،درمانی است که برای تسکین آشفتگی