گفتگو با الیکا عبدالرزاقی بازیگر نقش فخر‏التاج


با بازی در باغ مظفر به یکی از اعضای گروه تقریبا ثابت مهران مدیری تبدیل شدید؟

تقریبا، بله.

یکی مثل سحر زکریا؟

سحر زکریا عضو ثابت این گروه نیس! من هم از اینکه در گروهی ثابت شوم می‏ترسم! دوست ندارم این اتفاق بیفته. بعد از باغ مظفر، به گروه بچه صبح رفتم و بعد از اونم کارای دیگری داشتم. این وسط حتی بازی در «مرد دو هزار چهره» هم به من پیشنهاد شد که به خاطر کار دیگری که داشتم تنونستم قبول کنم. واسه قهوه تلخ هم از اردیبشهت قرارداده ها بسته شد تا به همکاران دیگه، قول همکاری ندیم.

در طنز جدید مهران مدیری که در مورد شبکه های ماهواره ای ساخته شد، شما رو هم کنار اعضای گروه قهوه تلخ می‏بینیم. از این جهت به نظر می‏رسد شاید عضو ثابت گروه شده باشین.

اون کار قبل از فکر واسه قهوه تلخ فیلم‏ورداری شد. بعد از تموم شدن کار، گروه احساس کرد تموم افرادش رو پیدا کرده چون با این کار، آدمایی به گروه آقای مدیری وارد شده بودن که قبلا نبودن. بعد از اون آقای مدیری واسه کار جدیدش یعنی قهوه تلخ سراغ همین گروه اومد.

طنز ماهواره ای مدیری رو کی منتشر کرد ؟

قرار نبود این فیلم پخش شه و مهران مدیری هم اصلا به دنبال گرفتن مجوز این فیلم و آیتماشون نبود.

ایشون با اشاره به زمان ساخت این فیلم گفت: این آیتما حدود سه سال و نیم پیش ساخته شد و جفت و جور کننده و کارگردان اون پس از ساخت به فکر پخش اون نبود، البته الان قسمتای مربوط به برنامه های شبکه های ماهواره ای به بازار قاچاق راه پیدا کرده و قسمتای تلویزیونی در دستان جفت و جور کننده س.

واسه باغ مظفر، مدیری چیجوری سراغ شما اومد؟

خودم هنوز به طور قطع این رو نمی‏دانم. واسه خودمم بسیار سوال برانگیز بود که به چه دلیل واسه کار طنز اومده‏ان سراغ من! چون قبل از اون به طور جدی کار طنز نکرده بودم. تنها چیزی که وجود داشت این بود که من در اون زمان، تئاتری روی صحنه داشتم به نام «الوتریا». به نظرم بچه‏های گروه آقای مدیری اون کار رو دیده بودن و منو واسه اون نقش پیشنهاد داده بودن ولی آخرش متوجه نشدم کی منو به آقای مدیری معرفی کرده بود!

نقش تون در باغ مظفر حاشیه‏ای بود. به خاطر خوش‏نام بودن کارای مدیری، نقش رو قبول کردین؟

درسته که نقش برام مهم بود اما همیشه فکر می‏کردم اگه روزی بخوام کار طنز انجام دهم سراغ کسی می‏روم که هم سابقه درخشانی در مورد طنز داشته باشه و هم اینکه نبض طنز جامعه رو بشناسه. به خاطر همین خیلی دوست داشتم با مدیری کار کنم.

بریم سراغ فخرالتاج. به چه دلیل اینقدر فخر التاج هوچی‏گره؟! مخصوصا وقتی زبون فارسی دوران قاجار رو به زبون فارسی امروزی می‏آمیزد؟

واسه اینکه فخر‏التاج، از فرهنگی می‏آید که فرهنگ درباری نیس.

در واقع نجیب زاده نیس!

بله درسته. اصلا رفتارش با اصالت نیس. با اینکه تلاش می کنه نقش یه درباری یا نجیب‏زاده رو بازی کنه اما موقع عصبانیت نمی تونه جلوی خودشو بگیره و شدیدا خودشو رو می کنه تا ما رو با اصل قضیه مواجه کنه. یعنی در واقع یه برگشت به اصل داره!

فلاش بکی که زمان آشنایی فخرالتاج و جهانگیر شاه رو نشون داد، ایده کی بود؟

نویسنده‏ها دوست داشتن یه اینجور اتفاقی بیفته و افتاد! منتها اینکه اونا در اون زمان چه شکلی داشته باشن، به شور و مشورت گذاشته شد. چون آدم‏های خیلی زشتی بودن از طبقه سطح پایین جامعه، به خاطر همین هم تصمیم بر این شد که با گریم‏های خاص در فلاش بک ظاهر شن و البته با اون دماغای بسیار بزرگ! شما به عنوان بازیگر نقش فخر‏التاج، روی اجرای نقش نفوذ و اختیاری دارین؟ یعنی می‏تونید پیشنهادی بدین و آقای مدیری قبول کنه؟

تقریبا همیشه این اتفاق می‏افتد. هیچ وقت تا الان، کار بدون هم‏فکری همه عوامل جلو نرفته.بعضی لحظات که نقش از دستم در میره و جایگاه ملکه حفظ نمی شه، آقای مدیری سریع جلوی این اتفاق رو می‏گیرد و همیشه یادآوری می کنه که من ملکه هستم! بعضی وقتا هم ایده‏هایی به ذهن من می‏رسد که شاید به درد نقش بخوره یا نه. خیلی وقت‏ها با خود نویسنده‏ها مشورت می‏کنم و اون‏ها خودشون به من ایده‏ می‏بدن. در آخر یه همکاری خیلی خوبی اتفاق می‏افتد. چون هیچ ضرورتی نداریم که حتما اون سکانس رو بگیریم و ردش کنیم.

دیالوگ‏های بداهه هم داشتین؟

بله. زیاد اتفاق افتاده. بازیگرها معمولا در بعضی از قسمت‏ها بداهه می‏می گن. ولی بعضی وقتا اگه این بداهه به شیرینی کار کمکی نکنه و یا اینکه اصلا به کار آسیب بزنه، صحنه دوباره تکرار می شه. ولی خیلی واسه من پیش اومده که کار رو به صلاح خودم پیش ببرم، مثلا در مورد شکسته شدن نقش فخرالتاج و بد و بیراه گفتن و توهین‏هایی که به کاترین می کنه.

یعنی این شکستن نقش، از طرف خود شماس؟!

مثلا در متن نوشته شده که فخرالتاج و کاترین کل کل می‏کنن ولی نوشته نشده که چه می‏می گن. این کل کل کردن بستگی به خودمون داره. اینکه در این قسمت‏ها، چه بگم و چه طور برخورد کنم و چه ارتباطی با کاترین داشته باشم همه‏اش دست خودمه. در آخر این هنر بازیگره که چیجوری با این صحنه ها کنار بیاد.

این نقش از اول هم به شما پیشنهاد شده بود؟

بله. از اول قرار بود من این نقش رو بازی کنم. در بعضی قسمت‏ها داستان، روندی ثابت داره، یعنی هیچ اتفاقی در اون قسمت نمی افته و تنها چیزی که شاید اونو جذاب کنه همون تیکه کلام‏ها و حرف‏های بامزه ایه که بازیگران می‏می گن. این ساکن بودن و نداشتن روند رو به جلو در بعضی قسمت‏ها، باعث از دست دادن مخاطب نمی شه؟

چون درگیر قصه فیلمنامه نیستم و خیلی به این قضیه توجه نمی‏کنم، نمی‏توانم در این مورد نظر بدهم. موقع تماشای برنامه‏ هم، معمولا در جایگاه منتقد قرار می‏گیرم تا تماشگر صرف. در واقع همیشه دنبال این هستم که بازی خودمو نقد کنم یا به نکات بازیگری بقیه، دقت کنم به خاطر همین قصه رو به اون صورت دنبال نمی‏کنم. اگه هم به قول شما خیلی ایستاست حتما ایده‏ای پشت اون هست. شاید هم چون پخش روتین و تلویزیونی نداریم نویسنده‏ها دنبال این هستن که نظر و بازخورد بیننده‏ها رو فهمیده باشن تا ببینن داستان به کدوم سمت بره بهتره.

انگار قراره بیخودی الملک و کاترین، از روند داستان حذف شن درسته؟

در مورد کاترین می‏دانم که بازی‏اش تموم شده بود. کاری نمی‎شد کرد و ایده دیگری هم در مورد نقشش نبود. چون اون باردار بود و باید منتظر این می‏ماندیم که بچه اش به دنیا بیاد. اگه پسر می‎شد که سلطنت بلوتوس به خطر می‏افتاد و اگه هم دختر می‏شد باید می رفت. بچه که دختر می شه، داستان کاترین هم به پایان می‏رسد. اما در مورد آقای بنفشه خواه دقیق نمی‏دانم چه اتفاقی افتاده.

شما تا آخر داستان هستین یا یهویی حذف می‏شید؟!

در کارای این چنینی که آخر کار معلوم نیس، دقیقانمی‏توان فهمید که نقش تا کجا ادامه داره و چقدر پررنگ می شه و کلا قراره چه اتفاقی واسه نقش بیفته. این بستگی به نظر مخاطبان داره. یه وقت‏هایی تماشاچی دیگه نقش فخرالتاج رو دوست نداره و فخرالتاج باید از کار جدا شه.

یعنی بیخودی الملک هم به خاطر این رفته؟

نه قاعدتا اینطور نیس. این چیزی که واسه شما تعریف کردم در مورد بیخودی صادق نیس. چون تازه شروع ماجرای بیخودی الملک بود و خیلی‏ها به حضور بنفشه‏خواه در کار اشتیاق داشتن. شاید قراره سر کار دیگری بره یا مشکل دیگری داشته باشه، اگه نه که نقشش هنوز تموم نشده و بازم ادامه داشت ولی نویسنده ها مجبور شدن که اونو تموم کنن.

کار با مدیری رو دوست دارین؟

بله. خیلی. من کلا کار کردن در فضاهای بی حاشیه و آروم رو خیلی دوست دارم و کار با آقای مدیری دقیقا همینه. بی حاشیه ترین کارم همین قهوه تلخه.

حالا که کار در ژانر کمدی رو شروع کردین، دوست دارین در این ژانر بمونین یا نه، نقش‏های جدی رو هم واسه بازی قبول می‏کنین؟

بله. حتما. من نقش‏های جدی هم بازی می‏کنم. در کاری که در جشنواره کودک همدان به نمایش درآمد، به جفت و جور کنندگی نادر مقدم و کارگردانی افسانه منادی در کنار امین زندگانی هستم که کاری به طور کامل جدیه.

بعد از باغ مظفر رفتید سراغ بچه صبح. رفتن از یه کار طنز به یه کار جدی تاریخی کمی آسونه؟

وقتی این سخت می شه که همزمان هم تو یه کار جدی کار کنم و هم تو یه کار طنز. ولی وقتی پرونده یه کار تو ذهن من بسته شد، سراغ کار دیگری بروم، دیگه اون سختی رو نداره. به نظر من کار طنز خیلی مشکله. وقتی بعد از یه کار طنز، وارد کار جدی می‏شوم، حس بهتری دارم و راحت‏تر می‏توانم کار کنم و آمادگی بیشتری دارم چون در کار طنز بیشتر به دقیق شدن و فوکوس کردن وتمرین نیازه. در قهوه تلخ مجبورم نقش رو سریع بگیرم و ایده براش بدهم و خیلی سریع هم حفظ کنم به خاطر همین هم وقتی سر یه کار جدی میرم راحت تر میتونم ایده پردازی کنم و متن رو سریع‏تر حفظ می‏کنم.

تاخیری که در ارائه قسمت‏های بعدی هست واسه چیه؟

این نه دست گروه تولیده و نه دست گروه جفت و جور. بخشی از این تاخیر به خاطر محرم بود و بقیه، همه اش مربوط می شه به شرکتایی که مسئولیت پخش کارا رو برعهده دارندو یه وقت‏هایی خیلی ضعیف عمل می‏کنن. در خیلی شهرستانا حتی به پخش هم نمی‏رسد. از بعضی شهرستان‏ها تماس می‏گیرند و شکایت می‏کنن که حتی بیلبورد تبلیغاتی هم در شهرشون وجود نداره واسه این سریال.

 

جمع آوری: آلامتو