پیش بینی رفتار شهروندی سازمانی دبیران تربیت بدنی از طریق ویژگی های فردی و هوش هیجانی در شهرکرمانشاه۹۳- قسمت ۷- قسمت 2

۱ . هوش موفق اشترنبرگ : هوش موافق به توانایی‌ سازش یافتگی با محیط‌ های مختلف و شکل ‌دهی و انتخاب آن برای دستیابی به اهداف شخصی یا جمعی گفته می‌شود و مستلزم درک فرد از نقاط ضعف و قوت خود به منظور استفاده مناسب از نقاط قوت و تقویت نقاط ضعف می‌باشد (اشتنبرگ و کافمن، ۱۹۹۸).
۲٫ هوش واقعی پرکنیز : از نظر پرکنیز در ساختار هوش سه بُعد اساسی وجود دارد.
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
الف : بعد عصبی : که در کارکرد سیستم عصبی افراد آشکار می‌شود.
ب : بُعد تجربه‌ای : که ناشی از یادگیری و تجارت افراد در طی امورات زندگی و روزانه آنها است.
ج : بُعد اندیشه‌ای : که به نقش حافظه و راهبردهای حل مسأله می‌تواند داشته باشد اشاره می‌کند (اشتنبرگ و کافمن، ۱۹۹۸) .
۳٫ هوش چندگانه گاردنر : گاردنر در سال (۱۹۸۳) در کتاب قالب‌های ذهن[۷۵] پیشنهاد می‌کند که تنها یک هوش وجود ندارد، بلکه یک سری از هوش‌های نسبتاً مستقل و متمایز وجود دارند، او سپس نظریه هوش هشت‌گانه خود را مطرح می‌کند (اشتنبرگ[۷۶] و کافمن[۷۷]، ۱۹۹۸) .
در بررسی پیشینه‌های مختلف راجع به هوش می‌توان چند نتیجه کلی گرفت، نخست اینکه ارائه تعریف واحدی از هوش دشوار بوده و هر کدام از تعاریف با توجه به شرایط زمانی و مکانی و فرهنگی متفاوت خواهد بود، دیگر اینکه هوش یک مفهوم وسیع و چند بعدی است و نمی‌توان آن را به یک ویژگی، یک رفتار و یا عاملی خاص محدود کرد و می‌بایست آن را از زوایای مختلف نگریست و اینکه نظریات هوش عمدتاً مکمل هستند نه متضاد و تفاوت آنها در این نکته است که هر کدام از آنها به یک بعد از ابعاد هوش پرداخته‌اند.

 

 

  •  
    1. ابعاد هوش هیجانی
    2. تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

 

هوش هیجانی دارای سه بعد است که شامل موارد زیر می باشد:

 

 

    • قابلیت هیجانی: قابلیت هیجانی متشکل از ظرفیت واکنش یا پاسخ مناسب به محرک های هیجانی در شرایط مختلف، داشتن حس خوش بینی و اعتماد به نفس بالا، کنترل هیجانات ناگوار مانند ناکامی، تعارض ها، عقده های پیچیده، هیجانات شادی بخش، توانایی برقراری ارتباط با دیگران، خود کنترلی هیجانی، ظرفیت جلوگیری از سرکوب هیجانات مانند: فشار روانی، درماندگی، پرهیز از بروز هیجانات منفی، کنترل غرور بی جا و خودپسندی ها و انجام آنچه که منجر به موفقیت می شود.

 

    • بلوغ هیجانی: متشکل از ارزیابی هیجانات خودمان و دیگران، شناسایی و ابراز احساسات، تعادل میان عقل ودل یا به عبارتی منطق و عاطفه، انعطاف و تطبیق پذیری، پذیرش وتحسین عقاید دیگران، به تأخیر انداختن رضایت های روانی آنی یا به عبارتی از واکنش هایی که حاکی از رضایت مندی سریع روانی است جلوگیری می کند.

 

  • حساسیت هیجانی: حساسیت هیجانی متشکل از شناخت ایجاد آستانه برانگیختگی هیجانی و مدیریت بی واسطه محیط، حفظ تفاهم با دیگران، آرامش دادن به دیگران که زمینه ساز روابط نزدیک عاطفی و احساسی در سازمان می شود(آقایار،شریفی،۱۳۸۵).

 

با توجه به مطالبی که در بالا ذکر شد می توان گفت که هوش هیجانی توانایی است تا فرد بتواند به انواع محرک های متنوع ومختلف محیط وهمچنین محرک هایی نا گهانی و آنی واکنش یا پاسخ مناسب و موفقی از خود نشان دهد.

 

 

  •  
    1. هوش هیجانی و بهره هوشی

 

هوش هیجانی و بهره هوشی ضد یکدیگر نیستند، بلکه با هم تفاوت داردند. علی رغم عقیده رایج، افرادی که دارای بهره هوشی بالا و هشیاری عاطفی بسیار ضعیف (یا بر عکس( باشند، نسبتاً ناردند. جک بلوک[۷۸] روانشناس دانشگاه کالیفرنیا در دانشگاه برکلی با بهره گرفتن از معیاری که کاملاً شبیه بهره هوشی و شامل قابلیت های اساسی و عاطفی و اجتماعی است، به مقایسه افرادی که بهره هوشی بالا دارند وافرادی که دارای استعداد های عاطفی قوی هستند، پرداخته و تفاوت های آنان را مورد بررسی قرار داده است (گلمن، ۱۹۹۵).فردی که فقط از نظر بهره هوشی (EQ[79]) در سطح بالا ولی فاقد هشیاری هیجانی است، تقریباً کاریکاتوری از یک آدم خردمند است. در قلمرو ذهن چیره دست است ولی در دنیای شخصی خویش ضعیف است. افرادی که از هوش عاطفی قوی برخوردارند، از نظر اجتماعی متعادل، شاد و سر زنده اند و هیچ گرایشی به ترس یا نگرانی ندارند واحساسات خود را به طور مستقیم بیان و راجع به خود مثبت فکر می کنند. آنان ظرفیت چشمگیری برای تعهد، پذیرش مسئولیت وقبول چارچوب اخلاقی دارند و در روابط خود با دیگران بسیار دلسوز و با ملاحظه اند و از زندگی عاطفی غنی، سرشار و مناسبی بر خورداند. آنان همچنین با خود، دیگران و دنیای اطراف خود بسیار راحت برخورد می کنند.هرفرد به هر اندازه دارای بهره هوشی عاطفی باشد به همان مقدار از خصوصیات مرتبط با آن بهره مند خواهد بود (گلمن، ۱۹۹۵). ثراندیک روان شناسی که به خاطر ترویج مفهوم بهره هوشی در سال های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ معروف است، گفته است: هشیاری اجتماعی یا توانایی درک دیگران و رفتار معقولانه در روابط انسانی ( به عنوان یکی از ابعاد هوش عاطفی) خود یکی از جنبه های بهره هوشی افراد محسوب می شود ( گلمن، ۱۹۹۵).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

  •  
    1. مدل های هوش هیجانی