پایان نامه : روابط بین فردی

پردازان هوش هیجانی دانیل گلمن است که در ابتدا نظریه خود را با الهام از یافته های مایر و سالووی پایه ریزی نمود، اما وی رویکرد خود را بسط داده و مولفه های زیادی را وارد چارچوب نظری خود کرد. گر چه برخی شباهت ها و پیوستگی بین نظریه گلمن و نظر مایر و سالووی وجود دارد، اما در عین حال برخی تفاوت های مهم نیز بین آنها دیده می‌شود.
به عنوان مثال، مدل هوش هیجانی گلمن شامل مؤلفه هایی مانند انگیزش و همدلی نیز هست، و اینها عواملی هستند که مایر و سالووی معتقدند فراسوی مرز هوش هیجانی قابل گسترش اند.
گلمن در سال 1995 در کتاب معروف « هوش هیجانی » خود پنج حوزه اصلی شامل « آگاهی از هیجان های خود، مدیریت هیجان ها، خود انگیزی، شناسایی هیجان های دیگران و اداره روابط» برای هوش هیجانی مشخص نمود. او سپس در سال 1998 رویکرد اولیه خود را گسترش داد تا مهارت های بیشتری را شامل شود و در نهایت مدل هوش هیجانی خود را مشتمل بر 25 کفایت اصلی در پنج مقیاس ، پایه ریزی نمود. به نظر گلمن هوش هیجانی هم شامل عناصر درونی و هم عناصر بیرونی است. عناصر درونی مولفه هایی از قبیل خود انگاره، خود آگاهی ،‌احساس استقلال و توانمندی، خود شکوفایی و ابراز وجود را در بر می‌گیرد و عناصر بیرونی روابط بین فردی، سهولت در همدلی و احساس مسئولیت را شامل می‌شود. هم چنین هوش هیجانی شامل ظرفیت پذیرش واقعیات، انعطاف پذیری، توانایی حل مشکلات هیجانی و توانایی مقابله با استرس و تکانه هانیزهست.
گلمن معتقد است که کفایت های هوش هیجانی برای مدیریت خود هیجان و اداره روابط بسیار اساسی هستند وی بر این عقیده است که افراد برای برتری یافتن بر این چالش ها باید مؤلفه های هوش هیجانی خود را پرورش دهند. این مولفه ها عبارتند از :
خود آگاهی هیجانی : شناختن احساسات هنگامیکه به وجود می آیند رکن اصلی هوش هیجانی است. توانائی کنترل لحظه به لحظه احساسات، کلید بصیرت روان شناختی و درک خویشتن، است. افرادی که به احساسات و هیجانات خود اطمینان بیشتری دارند، مهارت بیشتری در کنترل و هدایت وقایع زندگی از خود نشان می‌دهند.
آگاهی از هیجانات باعث اطمینان بیشتر به ویژه هنگام اخذ تصمیم های مهم زندگی مانند انتخاب همسر یا یک حرفه می‌شود.

گلمن ( 1995 ) خودآگاهی را ریشه و اساس سایر مولفه های هوش هیجانی می‌داند و آن را چنین تعریف می‌کند :‌« درک عمیق و روشن از احساسات، هیجان‌ها، نقاط ضعف و قوت، نیازها و سائق های خود ». وی معقتد است افرادی که سطح خودآگاهی بالاتری دارند به دلیل شناخت توانائی خود، همیشه از اعتماد به نفس و عزت نفس بالاتری نیز برخوردارند. این افراد در کارهای خود دقیق بوده و امید واری آنها غیر واقع بینانه نمی‌باشد و مسؤلیتی را قبول می‌کنند که درحد توان آنها باشد. همچنین این افراد با خود و دیگران صادق بوده و به خوبی می‌دانند که هر احساس تا چه اندازه بر آنها و اطرافیان تأثیر می‌گذارد.
مدیریت ( کنترل ) هیجان ها : ابراز واکنش های هیجانی مناسب، قابلیتی ( استعدادی ) است که براساس خودآگاهی بنانهاده می‌شود. توانایی تعدیل عواطف منفی مانند اضطراب، خشم و افسردگی یک مهارت هیجانی ضروری است. انعطاف پذیری هیجانی به شخص در غلبه بر مشکلات و موانع اجتناب ناپذیر زندگی یاری می رساند. افرادی که فاقد توانایی خود تنظیمی هیجانی هستند، دائما ٌ در معرض احساس پریشانی به سر می‌برند.
خود تنطیمی هیجانی به معنی سرکوب هیجانها و یا ایجاد سد دفاعی محکم در برابر احساسات و خودانگیزی نیست، بلکه بر عکس یک شیوه انتخاب برای نحوه ابراز احساسات و روش ابراز آنهاست، به شکلی که این روش ابراز بتواند هم جریان تفکر را تسهیل کند و هم از انحراف آن جلوگیری نماید.
خود انگیزش :‌توانایی تمرکز برهدفی خاص برای دستیابی به موفقیت ضروری است خود کنترلی هیجانی مانند به تاخیر انداختن ارضای نیازها و کنترل تکانه‌ها، در دستیابی به اهداف زندگی بسیار حائز اهمیت است. اشخاصی که توان مهار هیجانهایشان را دارند و علی رغم ناکامی ها امید وار و خوش بین هستند، عموماٌ در انجام وظایف خود سازنده تر و مؤثرتر عمل می‌کنند.
بسیاری از روانشناسان خودانگیزی را شرط بقاء می‌دانند. به عقیده آنان انسان سالم هیچ کاری را بدون هدف از پیش تعیین شده، انجام نمی‌دهد و برای دستیابی به هدف و یا حتی، انتخاب آن خود انگیزی لازم است. از نظر گلمن خودانگیزی زبان سائق پیشرفت است و کوشش در جهت رسیدن به حد مطلوبی از فضیلت می‌باشد. افراد خود انگیخته همواره در کارهای خود، نتیجه محور بوده و سائق زیادی برای دستیابی به اهداف و معیارهای خود دارند.
شناختن هیجانات در دیگران ( همدلی ) : همدلی یکی دیگر از مهارتهای مبتنی بر خودآگاهی هیجانی است و برای اثر بخشی روابط بین فردی بسیار بنیادی می‌باشد. کسانی که با سر نخ های اجتماعی ظریف به خوبی آشنا هستند، احساسات دیگران را به خوبی درک کرده ودر روابط شغلی و شخصی شان بسیار موفق ترند. گلمن همدلی را عبارت از « درک احساسات و جنبه‌های مختلف دیگران و انجام یک عمل مناسب و واکنش مورد علاقه آنان » تعریف می‌کند. این مولفه با احساس مسئولیت در قبال دیگران نسبت بیشتری دارد ،‌زیرا هر چه اطرافیان برای ما اهمیت بیشتری داشته باشند، بیشتر سعی می‌کنیم تا در مقابل آنها واکنش مناسبی نشان دهیم و شرط انجام واکنش مناسب نیز درک نوع احساس طرف مقابل است.
اداره کردن روابط ( مهارتهای اجتماعی ) : ‌هنر برقراری رابطه به مهارت مدیریت هیجان های دیگران نیازمند است. کفایت اجتماعی زمینه ساز محبوبیت، رهبری ‌و مؤثر بودن روابط بین فردی است. گلمن معتقد است افرادی که تمایل دارند در ایجاد رابطه با دیگران موثر واقع شوند، باید توانایی شناسایی، تفکیک و کنترل احساس خود را داشته باشند، سپس از طریق همدلی یک رابطه مناسب برقرار کنند.
ارتجاعی بودن سیستم عصبی تعیین کننده ظرفیت های اولیه مربوط به هر یک از حوزه های هوش هیجانی است. هر فرد دارای مجموعه عصب شناختی زیربنایی است که تعیین کننده وضعیت مزاجی اوست ، مانند توانایی کنترل تکانه های هیجانی، کمرویی یا تحریک پذیری.
گر چه اساس زیر بنایی کفایت هیجانی، عصبی است ،‌اما مدارهای مغزی درگیر، انعطاف پذیرند. هر یک از این پنج حوزه به میزان زیادی مجموعه ای از عادات و پاسخ های آموخته شده را نشان می‌دهند، و در نتیجه می توان با روش های مناسب، آنها را بهبود بخشید. (1)

مدل هوش هیجانی بار – ان (Bar-on)
مدل دیگر در حیطه رویکرد مختلط، مدل هوش هیجانی بار – ان می‌باشد وی مدلی چند عاملی برای هوش هیجانی تدوین کرده است. از نظر وی هوش هیجانی شامل « مجموعه ای از توانایی ها، کفایت ها و مهارت هایی غیر شناختی است که توانایی فرد را برای کسب موفقیت در مقابله با اقتضائات و فشارهای محیطی تحت تأثیر قرار می‌دهد. » وصفت هیجانی دراین نوع هوش رکن اساسی است که آن را از هوش شناختی متمایز می‌کند .
هوش هیجانی فرد یک عامل مهم در تعیین توانایی موفقیت در زندگی است و به طور مستقیم بهداشت روانی وی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هوش هیجانی همچنین با سایر تعیین کننده های مهم ( توانایی فرد برای موفقیت در مقابله با حوادث محیطی ) مانند شرایط و پیش آمادگی های زیستی – طبی، استعداد عقلی شناختی و واقعیت ها و محدودیت های فوری در حال تغییر محیط نیز ترکیب می‌گردد. این رویکرد با دیدگاه تعاملی بم و آلن از این جهت که براهمیت تمرکز سنجش عوامل شخصی و موقعیت های محیطی در پیش بینی رفتار تأکید دارد موافق است. اپستین نیز بر این دیدگاه تأکید و بیان می‌دارد که طرح این پرسش که کدامیک از آنها ( موقعیت یا شخص ) مهم ترند، امری بی معناست، چرا که رفتار همیشه نتیجه کنش مشترک شخص و موقعیت است. رفتار همیشه در یک بافت موقعیتی رخ می‌دهد نه در خلاء. بنابراین، بحث در باره ویژگی های رفتار فرد بدون مشخص کردن موقعیتی که رفتار در آن رخ داده است، امری بی معنی است .
مدل هوش هیجانی چند عاملی بار – ان با ظرفیت عملکرد مرتبط است تا خود عملکرد ( یعنی ظرفیت برای موفقیت نه خود موفقیت)؛ این چارچوب مفهومی جامع بر گروهی از مؤلفه های عاملی ( مهارت های هیجانی ) مبتنی است و سایر مدل های موجود هوش هیجانی را نیز در بر می‌گیرد. به این معنا که این مدل تنها بر آگاهی از احساسات و استفاده از این اطلاعات برای تطابق با زندگی تأکید ندارد، بلکه در بر گیرنده مؤلفه های دیگری است که در تعیین موفقیت فرد در کنار آمدن با فشارها و اقتضائات محیطی کم اهمیت نیستند .
اصطلاح « موفقیت » بدان صورت که در تعریف بار – ان از هوش هیجانی آمده است، به صورت محصول نهایی تلاش ها ی فرد برای دستیابی و رسیدن به کمال تعریف شده است و بنا بر این ،‌مفهومی‌بسیار ذهنی و به طور بالقوه تحت تأثیر شرایط اجتماعی است هوش هیجانی پیش بینی موفقیت را نیز ممکن می‌سازد، زیرا نشان می‌دهد که چگونه فردی آگاهی و دانش خود را در موقعیتی بی درنگ به کار می‌گیرد.(2)
بار – ان به چند دلیل اصطلاح « هوش هیجانی » را برای اشاره به این سازه به کار برده است. اول اینکه، اصطلاح « هوش » به معنی توانائی ها، کفایت ها و مهارت های عمده ای است که بیانگر مجموعه آگاهی فرد برای تطابق با زندگی است. اصطلاح « هیجانی » نیز بر تفاوت بین این نوع هوش خاص از هوش شناختی تاکید دارد.
بار – ان مولفه های رویکرد مفهومی خود نسبت به هوش هیجانی را که به وسیله نسخه فعلی پرسشنامه بهره هیجانی بار – ان ( EQ-I ) مورد سنجش قرار می‌گیرند، مشخص نمود که در جدول صفحه بعد فهرست شده اند :‌

جدول مؤلفه های هوش هیجانی مورد سنجش در پرسشنامه EQ-I
مؤلفه های درون فردی مؤلفه های بین فردی مؤلفه های سازش پذیری مؤلفه های مدیریت استرس مولفه های خلق عمومی
خود آگاهی هیجانی همدلی حل مسأله تحمل فشار روانی شادکامی
ابراز وجود مسئوولیت پذیری اجتماعی واقعیت گرایی کنترل تکانه خوش بینی
احترام به خود روابط بین فردی انعطاف پذیری

استقلال

خود شکوفایی

بار – ان نیز در اوایل دهه 1980 تحقیق جامعی برای بررسی ‌عوامل ( مهارت های هیجانی ) گوناگونی که تصور می‌شد ‌ساختار هوش هیجانی را می‌سازند آغاز نمود. دیدگاه او شامل چهار مرحله است :
1) دسته بندی منطقی متغیرها و شناسایی عوامل کلیدی زیر بنایی که ظاهراٌ به عملکرد مؤثر و سلامت هیجانی مثبت منجر می‌شود. کشف این متغیرها بر تجارب بالینی و مرور متون بهداشت روان مبتنی بود

2) تعریف عملیاتی عوامل
3) ساخت پرسشنامه برای ارزیابی عوامل
4) تفسیر نتایج و بکار گیری آن عوامل . اساس ارزیابی ساختار عاملی، اعتبار و پایایی پرسشنامه بار – ان بر مبنای چنین دیدگاهی ،‌مؤلفه های رویکرد مفهومی خود نسبت به هوش هیجانی را که به وسیله ویرایش فعلی پرسشنامه بهره هیجانی بار – ان ( EQ-I ) مورد سنجش قرار می‌گیرند ،‌مشخص نمود.
بار – ان مؤلفه های هوش هیجانی را به صورت زیر تعریف می‌کند :‌

مولفه های درون فردی
خود آگاهی هیجانی ( ES ) emotional self- awareness یعنی توانایی شناسایی و فهم هیجانهای خود . این مؤلفه هم بر آگاهی فرد از احساس ها و هیجان های خود و هم بر توانایی تمایز بین آنها، چرایی و آگاهی از این که چه چیزی سبب آن احساس ها شده است، تأکید دارد.
ابراز وجود Assertiveness(AS) ‌یعنی توانایی بیان احساس ها، باورها و افکار خود و توانایی دفاع از حقوق خود باشیوه های غیر مخرب . افراد دارای این توانایی، کمرو و باز داری شده نیستند. این افراد قادرند بدون پرخاشگری یا بد زبانی، احساس‌های مختلف خود را به طور صریح بیان کنند. برخورداری از این مهارتها برای کسب موفقیت در زندگی بسیار اساسی است. این افراد به ندرت به دلیل عواطف ناراحت کننده و بازدارنده شده، احساس محدودیت می‌کنند.
احترام به خود ( حرمت ذات ) ( SR ) self – regard یعنی توانایی آگاهی، فهم، پذیرش و احترام نسبت به خویشتن . احترام به خود توانایی پذیرش جنبه‌های مثبت و امکانات درک شده شخص و نیز پذیرش جنبه‌های منفی و محدودیت های فردی و داشتن احساسات خوب نسبت به خود است.
خود شکوفایی ( SA ) self – actualization یعنی توانایی از قوه به فعل رساندن نیروهای درونی و عملی ساختن آنچه که شخص قصد انجام آن را دارد و احساس لذت از انجام عمل.
خود شکوفایی در واقع، توانایی برخورداری از یک زندگی کامل، غنی و معنی دار است و یک مهارت سرنوشت ساز در زمینه هوش هیجانی است. به این دلیل که مؤلفه مانند یک نقشه راه برای کسب موفقیت در زندگی عمل می‌کند. خود شکوفایی فرآیندی پویا و مستمر از تلاش، بر ای به حداکثر رساندن رشد توانایی ها و ظرفیت های شخصی است.
استقلال ‌( IN ) independence یعنی توانایی خود هدایت گری و خود کنترلی در تفکر و اعمال شخصی و رها شدن از وابستگی عاطفی. افراد مستقل در طراحی و اتخاذ تصمیم های مهم زندگی متکی به خود هستند. به هر حال این افراد قبل از تصمیم گیری در جستجوی دیدگاه دیگران بر می آیند و به آنها توجه می‌کنند. مشورت با دیگران لزوماٌ نشانه وابستگی نیست. اشخاص مستقل از اتکا به دیگران برای برآوردن نیازهای عاطفی شان پرهیز می‌کنند. مستقل بودن به میزان اعتماد به خود، نیروی درونی و به تمایل در برآوردن انتظارات و تعهدات بدون این که اسیر آنها شوند مبتنی است.

مؤلفه های بین فردی

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

همدلی ( EM ) ( empathy ) یعنی توانایی آگاهی از عواطف، فهم و احترام به احساس های دیگران همدلی، حساس بودن نسبت به موضوع، چگونگی و چرایی احساس های دیگران و تفکر در باره شیوه عمل آنان است. همدل بودن به یک معنی، توانایی « خواندن هیجانی » اشخاص دیگر است. افراد همدل نسبت به دیگران علاقمند بوده و نگران و مراقب آنها هستند.
روابط بین فردی ( IR ) Relationship Interpersonal یعنی توانایی برقراری و حفظ روابط رضایت بخش دو سویه که با نزدیکی هیجانی، صمیمیمت و داد و ستد عواطف مشخص می‌شود.
رضایت دو سویه شامل تبادلات اجتماعی معنا دار است که به طور بالقوه پاداش دهنده و لذت بخش بوده و با بده بستان همراه می‌باشد.
از ویژگیهای ارتباط مثبت بین فردی، توانایی صمیمت، ابراز محبت و انتقال دوستی به شخص دیگر است. این مهارت اجتماعی عموماٌ نیاز به داشتن حساسیت نسبت به دیگران، تمایل به برقراری ارتباطات و احساس رضایت از این روابط است.
مسئولیت پذیری اجتماعی Social Responsibility ( RE ) یعنی توانایی شناسایی خود به عنوان یک عضو همکاری کننده ، امداد رسان و سازنده در یک گروه اجتماعی.
این مؤلفه، با عمل به شیوه مسئولانه ( حتی اگر فرد از آن سودی نبرد)، انجام کار با و برای دیگران ؛ پذیرش سایرین ؛ عمل، مطابق وجدان فردی و رعایت مقررات اجتماعی رابطه دارد. داشتن حساسیت بین فردی و توانایی پذیرش دیگران، در حالی که از امکانات آنان در جهت احیاء منافع جمعی استفاده می‌شود و نه منفعت شخصی، مجموعه ای از رفتارهای کلیدی افراد برخوردار از مسئولیت اجتماعی بالاست.

مؤلفه های سازش پذیری
حل مسأله Problem solving ( PS ) یعنی توانایی شناسایی و تعریف مشکلات شخصی و اجتماعی، و نیز خلق و بکارگیری راه حل های بالقوه مؤثر.
حل مسأله ماهیت چند مرحله ای دارد و شامل توانایی انجام مراحل زیر است :
درک مشکل و داشتن حس اطمینان و انگیزه برای مقابله مؤثر با آن
تعریف و ضابطه بندی مشکل تا حد ممکن ( شامل گردآوری اطلاعات مربوط )
خلق راه حل های احتمالی فراوان و اخذ تصمیم برای اجرای یکی از آنها و انتخاب بهترین شیوه عمل و ارزیابی نتیجه آن
تکرار فرایند در صورتی که مشکل رفع نشده باشد.
حل مسأله با تمایل به انجام بهتر امور، نظم ،‌روش مند بودن و رویارویی با مشکلات به جای اجتناب از آنها مرتبط است.
آزمون واقعیت ‌( واقع گرایی ) ( realit