نقش تلفن همراه بر فرهنگ ارتباطی کاربران ایرانی- قسمت ۴

بالا رفتن فرهنگ کاربران
تقلیل شکاف آگاهی
نو آوری
جامعه اطلاعاتی
عصر امروز عصر ارتباطات است. به جرات می‌توان گفت که در این دوران کیفیت زندگی هر کس بستگی شدیدی به کیفیت ارتباطات او دارد و در این برهه از زمان دیگر جایی برای گوشه نشین‌ها و انزوا طلب‌ی ها نیست.
‌دوران‌ جدید که به ‌عصر اطلاعات‌ و دانایی‌ معروف‌ شده‌ ، نویددهنده‌ جهانی‌ نو با شیوه‌های‌ نوین‌ به‌کارگیری‌ اطلاعات‌ و دانش‌ است.
‌در دهه‌ اخیر فناوری‌ اطلاعات‌ علاوه‌ بر خودکارسازی‌ ادارات‌ و توسعه‌ ادارات‌ بی‌کاغذ، سازمانهای‌ مجازی، سازمانهای‌ دیجیتالی، تجارت‌ الکترونیکی، بانکداری‌ الکترونیکی، شهر الکترونیکی‌ و دولت‌ الکترونیکی، مفاهیمی‌ ازقبیل‌ مدیریت‌ دانایی‌ و منابع‌ اطلاعاتی‌ و فراتر از همه‌ زندگی‌ الکترونیکی‌ را بیش‌ از پیش‌ مطرح‌ و قابل‌ دستیابی‌ ساخته‌ است.
دلیل نامگذاری این عصر به ” ارتباطات ” نقش صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات در زندگی افراد در هزاره سوم است. چرا که هم اکنون گذران زندگی و رسیدگی به امور شخصی و کاری بدون دخالت مستقیم و غیر مستقیم ارتباطات و فناوری اطلاعات ممکن نیست.
دراین راستا نباید نقش تلفن همراه را به عنوان یکی از پرکاربردترین ابزارهای عصر ارتباطات و اطلاعات فراموش کرد.
امروزه نفوذ تلفن همراه در زندگی کاربران اجتماعی تا جایی راه پبدا کرده که تاحد بالایی فرهنگ ارتباطی جامعه را دستخوش تغییرات نموده است. این وسیله ارتباطی با قابلیت ها و امکانات خود به عنوان دروازه ورود دنیای مجازی به کار می رود ، تا جایی که معنای ارتباط و ارتباطات را نسبت به گذشته تغییر داده است. دراین بین توجه به تاثیرات این وسیله ارتباطی درزندگی فردی و اجتماعی افراد و ایجاد بسترهای فرهنگی استفاده از تلفن همراه در این عصر از جمله اقداماتی است که باید پیش از پیش به آن پرداخته شود و مورد توجه قرار گیرد.چرا در آینده نه چندان دور باید درانتظار جایگزینی دولت موبایل به جای دولت الکترونیک باشیم و بدون ایجاد پیوست ها و پیش زمینه های فرهنگی وقوع چالش ها و مشکلات مرتبط با این وسیله ارتباطی در جامعه اتفاقی دور از ذهن نخواهد بود .
۲-۱ بخش اول: ارتباط و ارتباطات
ویژگی مهم قرن بیستم سرعت بی سابقه تحولات بود. و آخرین نامی که به این قرن داده شده است “عصر ارتباطات” می باشد و این نام برگرفته از امکانات عظیم وسایل ارتباط جمعی ، رایانه های متنوع ، شبکه های انفورماتیک و بزرگراه های اطلاعاتی بود. عصر ما “عصر ارتباطات” است؛ در اطراف ما انفجاری از امکانات ارتباطی رخ میدهد که ما نسبت به آن اغلب نقش نظاره گر داریم . تحولات و انقلابات این عصر به سادگی تحولات قرون گذشته نیست چرا که دراین عصر تحولات در گستره های متنوع فضا و زمان رخ می دهد انقلاب ارتباطات فراگیر شده و از اندیشه بشر نیز فراتر رفته است ؛ در سایه چنین تحولاتی ابعاد زمان و فضا ارزش های کهن خود را از دست می دهند. انقلاب ارتباطات که با کشف تلگراف آغاز شد در ابتدا شتاب اندکی داشت ولی با ورود رادیو و سپس تلویزیون به عرصۀ زندگی بشر، آهنگ این انقلاب شتاب تندتری به خود می گیرد و با شبکه های بزرگ اطلاع رسانی رایانه ای مانند اینترنت تقریباٌ دسترسی به هر گونه اطلاعاتی امکان پذیر شده است. (صبری، ۱۳۸۴،۹۱)
واژه ارتباط۱ از ریشه لاتین “communis” به معنای اشتراک گرفته شده است این کلمه در زبان فارسی به صورت مصدر عربی باب افتعال به کارمی رود که در لغت به معنای پیوند دادن و ربط دادن و به صورت اسم مصدر به معنای بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه کاربرد دارد. (فرهنگ معین، ۱۳۴۲).
. پژوهشگران ارتباطات، میان واژه ارتباطات به معنای مفرد[۱] و واژه جمع[۲] تفاوت قائل اند. کلمه ارتباطات به صورت جمع، در علوم ارتباطات به معنای مطالعه پیرامون ابزار و لوازم فنی این پدیده به کار می رود. حال آنکه معنای این واژه به صورت مفرد، بیانگر فرایندی است که درآن پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده منتقل می شود. و به عبارتی دیگر به گردش پیام بین فرستنده و گیرنده پیام مربوط می شود. (دادگران،۱۳۸۱، ۱۵)
اما مفهوم ارتباط دردائره المعارف فیشر چنین تعریف شده است” ارتباط در مفهوم گسترده آن برای بیان هر نوع انتقال اطلاعات به کار می رود” در یک مفهوم دقیقتر، انسان از مفهوم ارتباطات، یک جریان دو سویه تفهیم و تفاهم میان دو موجود زنده را درک می کند. ارتباط بین دو انسان، نوعی رفتار اجتماعی است که مفهوم” فاعلیت” یک قطب تا فهم و احساس و رفتار قطب دیگر گسترده است. ارتباطات نوع خاصی از رفتار اجتماعی یا رفتار متقابل است که طی آن مفهوم مورد نظر مستقیما به کمک علامات مختص به موضوع، به گیرنده منتقل می شود. (اشتاینباخ، ۱۳۶۸، ۵۵)
ارتباطات ،جمع ارتباط است و هر نوع برخورد بین دو موجود یا پدیده که منجر به اشتراک،همبستگی، واکنش و مبادله پیام شود ارتباط نام دارد وممکن است بین دو فرد، دونظام، دوجامعه، یک فرد و یک جامعه، یک فرد با ماشین، یک فرد با حیوان و حتی حیوان با حیوان اتفاق افتد.
از ارتباط تعاریف مختلفی شده است، اما بهترین تعریف ارتباط متعلق به چارلز کولی است که در کتاب معروف خود به نام سازمان اجتماعی چنین تعریف می کند:
ارتباط فرایندی است که روابط انسانی بر اساس و به وسیله آن به وجود می آید و تمام مظاهر فکری و انتقال و حفظ آن ها در مکان و زمان بر

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

پایه آن توسعه می یابد.ارتباطات حالات چهره، رفتارها، حرکات، طنین صدا، کلمات، نوشته، چاپ، راه آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی را در بر می گیرد که در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند. اما ارتباطات صرفا به این مورد ختم نمی شود؛ فرهنگ، سیاست، اقتصاد و… تحت تاثیر ارتباطات هستند؛ مثلا ارتباطات انسانی با مجموعه ای از فرایندهای دقیق و ظریف به صورت کلامی و غیر کلامی موجب می شود مردم با هم تعامل داشته باشند، فرهنگ و شیوه های زندگی خود را حفظ کنند و از این طریق رفتار دیگران را کنترل کنند.(معتمد نژاد، ۱۳۵۸، ۳۸)
این درحالیست که جیمز دبلیو . کری عقیده دارد که ارتباطات فقط به مفهوم جابه جایی اطلاعات نیست. او با تاکید بر رابطه دو واژه ” ارتباط ” و جامعه تعریف خود را از ارتباطات به گونه ای گسترش می دهد که حتی روابط بین تک تک افراد جامعه و به معنای دیگر ، فرهنگ را در بر می گیرد.
هدف ارتباط :
ارتباط برای دستیابی به یکی از اهداف زیر برقرار می شود:
خبر دادن، مطلع کردن
آموزش دادن
تفریح و سرگرمی
گسترش و توسعه رابطه موجود
۲-۱-۱ فرهنگ چیست؟
فرهنگ “کولتور[۳]” ابتدا در تمدن اروپایی به عنوان واژه ای برای کشف نظام های روابط انسانی و کنجکاوی درباره شیوه زندگی مردمان و… به کار می رفت. واژه کولتور که از ریشه لاتینی گرفته شده است در اصل به معنای کشت وکار و پرورش بوده و نخستین بار به مفهوم کنونی در زبان آلمانی به کار گرفته شده است.
واژه فرهنگ در زبان فارسی از واژه های کهنی است که تنها در متن های نثر فارسی دری بلکه در نوشته های بازمانده از زبان پهلوی نیز فراوان یافت می شود . همچنین از مصدر آن یعنی “فرهیختن” عبارت و واژه های گوناگونی داریم.
فرهیختن به معنای ادب و هنر و علم آموختن با آموزاندن بوده است .فرهنگ در اصل به معنای ادب وعلم و هر آنچه که در رده های شایستگی های اخلاقی و هنروری جای دارد. امروزه واژه فرهنگ در زبان فارسی به معنای آموزش و پرورش در برابر education نشسته است.
ازسوی دیگر، علم دانش و عقل و ادب و بزرگی و سنجیدگی از تعریف های قدیمی فرهنگ است.(فصلنامه هنر، ۱۳۶۵، ۹)
تای لر فرهنگ را در معنی دانش و عقاید و هنرهای اخلاق و رسوم و سایر یافته های اجتماعی انسان به کار می برد. اما در عصر ما بر ابزار ها و رسوم معتقدات و علوم و هنرها و سازمان های اجتماعی دلالت می کند. رالف لینتون فرهنگ را ترکیبی از رفتار مکتب می‌داند که بوسیله اعضاء جامعه معینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و میان افراد مشترک است.
به نظر ادوارد ساپیر فرهنگ عبارت است از نظامی از رفتارها که جامعه بر افراد تحمیل می‌کند و در عین حال نظامی ارتباطی است که جامعه بین افراد بر قرار می‌کند .
انسان بوسیله فرهنگ جامعه خود، موجودی اجتماعی می شود ، با مردم پیرامون خود از هزاران جهت هماهنگی می یابد و از مردم جامعه های دیگر از صد چهت متفاوت می شود. (اگ برن و نیم کوف، ۱۳۵۷، ۹)
با تامل در تعاریف متفاوت فرهنگ می توان آن را به شکل زیر خلاصه کرد: فرهنگ مجموعه اندیشه و معارف ، آداب و رسوم ، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ،خط و زبان و آیین و همه آثار معنوی هر قوم و ملت است که از هر نسل به نسل دیگر منتقل می شود که از این رهگذر فرهنگ های ملی شکل می گیرد. بین فرهنگ های اقوام مختلف تفاوت هایی به چشم می خورد و انواع فرهنگ به وجود می آید، فرهنگ آسیایی، فرهنگ اروپایی، فرهنگ آرایی، فرهنگ سامی، فرهنگ ژرمن، فرهنگ هندی،فرهنگ ایرانی ، فرهنگ یونانی، و… اگرچه در حال حاضر تحت تاثیر ابزارهای فن آورانه یک فرهنگ قوی بین المللی تا حدودی فرهنگ ملی را متسحیل کرده ، با این همه ، مغایرت هاوتضاد های فراوانی بین فرهنگ ها مشاهده می شود که در شئون اجتماعی جاری و ساری است. (داداشی،۱۳۷۶، ۱۱)
با توجه به تعاریف فوق بطور کلی می‌توان فرهنگ را میراث اجتماعی انسان دانست که او را از سایر حیوانات متمایز می‌سازد. این وجوه تمایز را که منحصر به انسان است می‌توان مبتنی بر چهار ویژگی بشرح زیر دانست:
۱-تفکر و قدرت یادگیری
۲-تکلم
تکنولوژی
۴-اجتماعی بودن (زندگی گروهی)
بعضی از صفات فوق را می‌توان در حد بسیار ضعیفی در حیوانات نیز مشاهده نمود که آنها را در حقیقت اعمال و حرکات غریزی باید تلقی نمود و نه ویژگیهای فرهنگی مثل غریزه مادری، لانه سازی و … فرهنگ انسانی بر عکس در بسیاری از موارد بر غرایز بشری لگام می‌زند و بهمین دلیل چنانچه فرهنگ انسانی را از انسان بگیرند تمایزی بین انسان و حیوان بجای نمی‌ماند. (http://aftab.ir/)
۲-۱-۲ فناوری اطلاعات