منابع مقاله با موضوع کودکان و نوجوانان

کنترل، هدایت و بهبود آنها، شرکت در فعالیتهای اجتماعی، احساس مفیدبودن و عدم وابستگی به دیگران و متکی به خودبودن، احساس مسئولیت و وظیفه شناسی در انجام کارها و وظایف، نداشتن پیش داوری در برخورد با مسایل محیطی، توانایی استفاده ی موزون از استعدادها و مهارتهای خود، نداشتن اختلالات روانی و فکری، دستیابی به معنا در زندگی و انتخاب شیوهای مطلوب در زندگی، آگاهی از نقاط ضعف و قوت، در زمان حال زندگی کردن و در عین حال داشتن دورنمایی از آینده برای خود، عدم خود فریبی و تظاهر نکردن به آنچه که نیستند، نداشتن ویژگیهایی از قبیل، ریاکاری، دروغگویی، حرص، طمع، حسادت، کینه توزی، خودپرستی خودخواهی، دزدی، کلاهبرداری، تجاوز به حقوق دیگران (جوکار و سمنگان،1389).
اهمیت اجتماعی و اقتصادی بهداشت روانی (سلامتروانی)

طبق تعریف سازمان بهداشت، بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای میگیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی و جسمی بهداشت، تنها نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست. در این تعریف همان طور که ملاحظه میشود، سازگاری با محیط اهمیت زیادی دارد، طبق این تعریف شخصی که بتواند با محیط خود (اعضای خانواده، همسایگان، همکاران و به طور کلی اجتماع) خوب سازگار شود، از نظر بهداشت روانی بهنجار خواهد بود. این اشخاص با تعادل روانی پیش خواهد رفت، تعارضهای خود را با دنیای بیرون و درون حل خواهد کرد و در مقابل ناکامیهای اجتناب ناپذیر زندگی مقاومت خواهد نمود (نوید و راتوس ،2007، ترجمه سیدمحمدی،1389).
اگر کسی توان انجام این کارها را نداشته باشد و در نتیجه با محیط خود به شیوهی نامناسب و دور از انتظار برخورد کند از نظر روانی بیمار محسوب خواهد شد، زیرا با این خطر رو به رو خواهد بود که تعارضهای حل شده خود را به صورت نوروز نشان دهد و به شخص نوروتیک تبدیل شود. در هر جامعهای کودکان و نوجوانان درصد قابل ملاحظهای از جمعیت را تشکیل می دهند که به علت خصوصیات جسمی و روانی و اجتماعی که دارند بسیار آسیبپذیر میباشند و یکی از خطوط فرعی بالا بردن سطح سلامت روانی در مراحل مختلف رشد از دوره جنین تا پیری میباشد، که این عمل از طریق مقابله و مبارزه با شرایط بالقوه و استرسزا و زیان باری که منجر به وقوع ناپذیر فقر و جهل و نابسامانی خانوادگی و اختلالات آموزشی و اجتماعی میباشد. تحقیقات انجام شده در رابطه با بهداشت روانی کودکان و نوجوانان حاکی از این است که شیوه اختلالات روانی در بین کودکان و نوجوانان 3 تا 15 سال در کشورهای پیشرفته 5 تا15 درصد میباشد. این رقم در مورد کشورهای در حال توسعه نیز صادق میباشد. منابع علمی همچنین گویای این واقعیت هستند که مسئله بهداشت روانی کودکان و نوجوانان تحت تأثیر تغییرات اجتماعی و سیاسی نیز قرار میگیرد. چنانچه در کشورهای پیشرفته اختلالات روانی و بین کودکان و نوجوانان شهری نسبت به کودکان و نوجوانان روستایی، یا شهرهای کوچک بیشتر شود، و این افزایش را مربوط به مشکلات موجود در خانواده میدانند که ناشی از، اختلافات پدر و مادر، افسردگی و یا انحرافات والدین میباشد و یا این که به علت شرایط اجتماعی ـ اقتصادی موجود در جامعه است. بنابراین، بهداشت روانی مردم از اهمیت بسزایی برخودار است و به همین دلیل امروزه جوامع مختلف بسیج شدهاند تا سیاستهای مربوط به بهداشت روانی و پیش بینی بیماریهای روانی را سازمان دهند. این سیاستها، که میتوانند ارزشهای انسانی و اقتصادی بسیار بالایی داشته باشند، ایجاب می کنند که پیش از هر چیزی نیازهای بهداشت روانی شناخته شوند. منظور از نیازهای بهداشت روانی این است که عوامل تضمین کنندهی آن، مخصوصاً در مورد کودکان را بشناسیم، و به علتهای اختلال آن پی ببریم و با چگونگی درمان آنها آشنا شویم (گنجی، 1376، به نقل از خزل پور،1390).
در سال 1948، کمیسیون مقدماتی سومین کنگره جهانی بهداشت روانی یک تعریف دو قسمتی ارائه میدهد:

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف) بهداشت روانی حالتی است، که از نظر جسمی، روانی و عاطفی، در حدی که با بهداشت روانی دیگران انطباق داشته باشد. برای فرد مطلوبترین رشد را ممکن سازد.
ب)جامعه خوب جامعهای است که برای اعضای خود چنین رشدی را فراهم میکند، و درعین حال، رشد خود را تضمین مینماید و نسبت به سایر جوامع پر باری نشان میدهد (پارسایی کیا،1390).
نظریههای سلامتروان
نظریه زیگموند فروید
فروید اولین دانشمندی بود که به شیوهی علمی منظم و منطقی و براساس یک سلسله اطلاعات کلینیکی، تأثیر دوران رشد و تکامل را در ایجاد شخصیت انسان مطرح نمود و اهمیت آنرا مورد تأکید قرار داد به اعتقاد او شخصیت انسان در اواخر سال پنجم زندگی کامل میشود و پس از آن هر نوع رشد و تکاملی که رخ میدهد فرعی است به نظر وی در کودکی 4 مرحله جسمانی شمولی ـ جنسی وجود دارد که شخصیت او را شکل میدهد. این مراحل عبارتند از: مرحله دهانی، مقعدی، فالیک و مرحله جنسی میباشد(نوید و راتوس ،2007، ترجمه سیدمحمدی،1389).
از نظر فروید، اضطراب زیربنای تمام هنجارهای روانی و در واقع اضطراب در اصل انسان را برای مقابله با خطر تجهیز مینماید و اضطراب بر سه نوع میباشد:
1ـ اضطراب واقعی یا عینی
2ـ اضطراب نوروتیک
3ـ اضطراب اخلاقی(احمدزاده،1385، به نقل از عطارشوشتری و شفاعی،1391).
مطرح کردن نظریه فروید حتی به اختصار کار آسانی نیست. زیرا شکلگیری نظریه او در طول زندگی وی بصورت تدریجی و حتی تا آستانه درگذشت او در سال 1939 همچنان ادامه داشته است. از نظر فروید ساختار شخصیت شامل دستگاه پویا و مربوط به هم است. نهاد، خود، فراخود و بنابراین کار فرد رسیدن به هدفهای مورد نظر به شیوهای است که از نظر جامعه پذیرفته شده باشد. در واقع خود، نمایندهی آگاهی هشیارانه از جهان است پس در واقع از نظر فروید رشد واقعی شخصیت تابع گذر فرد از یک رشته مراحل روانی ـ جنسی است. فروید (1963) ویژگیهای خاصی برای سلامت روان شناختی که ذکر کرده است که نخستین ویژگی خودآگاهی است. یعنی هرآنچه که ممکن است در ناخودآگاهی موجب مشکل شود بایستی خودآگاه شود عوامل سرکوب شده در ناخودآگاه بایستی دگرگون شوند و انرژی صرف شده برای نگهداری آنها در ناخودآگاه بایستی به من بازگردانده شود. تجارب کودکی ناخودآگاه بایستی باز گشوده شوند و از این طریق به فرد کمک شود تا شیوهی ارضای کودکانه را رها کند. در نهایت خودآگاهی حقیقتی ممکن نیست مگر اینکه کنترل غیرواقعی و غیرضروری من برتر در هم شکسته شود(مریدی،1389؛ به نقل از پارسایی کیا،1390).
زیرا ظرفیت ناخودآگاه من برتر بازتابی از تحریمها، ممنوعیتها و ایدهآلهای والدین فرد است و این مسایل در انسان نوعی احترام غیرمنطقی و انعطافپذیر را جایگزین وجدان سختگیر و اخلاقی میشود این واپسزده خودآگاه شوند میتوانیم زندگی لذتآوری را شروع کنیم خودآگاهی لذت طلبی نیست. خودآگاهی عنصر اصلی سلامت روانشناختی و در شخص بالغ نتیجه واپسزنی تمایلات غریزی جایگزین محکومیت آنها میشود به نظر فروید:«خودآگاهی برای سلامت روانشناختی کفایتکننده نیست» در نتیجه فروید معیار نهایی سلامت روانشناختی را بیگانگی منطقی از علاقهمندیها و اشتباهات عمومی میداند(سمنگان و جوکار،1389).
نظریهی کارل یونگ
یونگ معتقد است که در هر فرد نوعی شخصیت ناخودآگاه جمعی و از قبل تعیین شده توسط نژاد او شکل گرفته است. فرد براساس آن تجارب فردی خود را به نحوه انتخابی بر میگزیند. یعنی به وسیله تجارت فردی بخصوص شخصیت ناخودآگاه جمعی و نژادی خود رابطه و تغییر دهد. با این تعریف شخصیت فرد نتیجه نیروهای درون کهن و عوامل موجود بیرونی زمان حاضر اوست. اهمیتی که یونگ برای گذشته نژادی و تاریخی شخصیت فرد قائل بوده است باعث شده که پیش از هر روانشناسی دیگر به مطالعه مذاهب، سنبلهای قدیمی، آداب و رسوم و عقاید انسانهای اولیه بپردازیم و برای آنها همان قدر اهمیت قائل شود. به نظر یونگ شخصیت از چند سیستم جدا ولی مربوط به هم تشکیل شده است که مهمترین این سیستمها عبارت است از:
ـ ایگو
ـ ناخودآگاه شخصی و عقیده ها
ـ ناخودآگاه جمعی
علاوه براین سیستمهای متقل به صفات دیگری مانند:
ـ نگرشهای برونگرایی و درونگرایی
ـ کنشهای فکر
ـ احساس و ابتکار نیز در نظریه یونگ دارای اهمیت خاصی هستند. از نظر یونگ فرآیند تفرد از عوامل مؤثر در سلامتروان است. تفرد در سادهترین شکل آن عبارتست از:
ـ منفرد شدن
ـ همگون شدن

ـ تمیز تدریجی خودآگاهی از ناخودآگاهی
ـ منحصر به فرد شدن بی نظیر
بطور کلی فرد به خود حقیقی مبدل میشود و برای رسیدن به این تفرد نیاز است که نسبتهای ناخودآگاه و خودآگاه یکپارچه شوند. به نظر یونگ سلامت روانشناختی و خودشناسی یکسان هستند و تحقق خود به سه معیار مشخص میشود:
1ـ بایستی واپسزنی تخلیه شود.
2ـ از طریق مشارکت بیقید در مذهب و یا نمادی از این نوع ناخودآگاه را درک کند.
3ـ از طریق ایمان به نماد یا اسطورهی خصوصی به خودشناسی نزدیک میشود.
از نظر یونگ، در رشد سالم، تمام نیروهای مخالف و موافق در یک هماهنگی و وحدت پیش میروند به نحوی که تکانههای نهاد یا نظارت خردمندانه «من» و مواظبت و مراقبت «من برتر» بصورت قابل قبولی فرهنگی و تحت شرایط مورد تأیید جامعه ارضا میشوند (شاملو، 1377، به نقل از مرادی دولت آبادی،1391).
نظریهی آلفرد آدلر
آدلر از اولین پیروان فروید بود ولی بعدها از او جدا شد و مکتب خود را به نام روانشناختی فردی تشکیل داد اساس نظریهی او براین است که انسان در اصل بوسیلهی عوامل اجتماعی برانگیخته میشود و از عوامل بیولوژیک. آدلر معتقد بود که در هر انسانی احساس حقارت وجود دارد و یکی از طرق برگزیده برای جبران احساس حقارت و ضعف تلاش برای کسب قدرت و طریق دیگر انکار و عقب نشینی از واقعیت است. از نظر آدلر سبک زندگی هر فرد منحصر به خود اوست و در تمام طول عمر الگوی رفتارهای بعدی او قرار میگیرد(شاملو، 1377، به نقل از خزل پور،1390).
بنا به نظر آدلر (1937) فرد برخوردار از سلامت روانشناختی توان شهامت با جرأت عمل کردن برای رسیدن به اهدافش را دار چنین فردی جذاب و شاداب و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی را با دیگران دارد. به عقیده آدلر، فرد سالم از مفاهیم و اهداف خویش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر عذر و بهانه نیست، فردی مطمئن و خوش بین است و ضمن پذیرفتن اشکالات خود در جبران، اقدام به رفع آنها می کند (کورسنی ، 1972؛ به نقل از مرادی دولت آبادی،1391).
به نظر آدلر فرد دارای سلامت روان، روابط خانوادگی صمیمی و مطلوبی دارد و جایگاه خودش را در کورههای اجتماعی و خانواده بدرستی میشناسد. فرد سالم مرتباً به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خویش میپردازد. فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب اهداف است. فرد سالم خالق عواطف خودش است نه قربانی آنها، فرد سالم از اشتباهات اساسی پرهیز می کند، اشتباهات اساسی شامل:

ـ اهداف نادرست و محال
ـ درک نادرست و توقع بی مورد از زندگی، تقلیل یا کاهش ارزشمندی خود، ارزشها و باورهای غلط میباشد.
– چنین فردی سعی در کاستن عقده حقارت دارد و بدنبال غلبه و چیرگی بر بی جرأتی است و در نهایت چنین فردی موفق میشود که انگیزههای نامطلوب خود را دگرگون سازد.
– فرد سالم دارای علاقه اجتماعی وصل به مشارکت اجتماعی است. جالبترین هدف شخصیت سالم به عقیدهی آدلر تحقق خویستن است. بینشگری و ابتکار فیزیکی از ویژگیهای دیگر سلامت روانشناختی است(نوید و راتوس،2007، ترجمه سیدمحمدی،1389).
بازنگری پژوهش ها
الف) پژوهش های انجام شده در داخل کشور
سقائیان و سمیع (1392) در تحقیقی بر روی دانشجویان نشان داد که بین تاب آوری و شادکامی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد و تاب آوری پیش بین معناداری برای شادکامی دانشجویان می باشد.
خزل (1390) در تحقیقی بر روی 400 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم تحقیقات خوزستان نشان داد بین ضریب سختی و تاب آوری با سلامت عمومی رابطه چندگانه برقرار است.
فقیهی(1391) در پژوهشی بروی دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز نشان داد که تاب آوری و ویژگیهای شخصیتی، شادکامی دانشجویان را پیش بینی می نماید. همچنین نشان داد بین میزان تاب آوری و شادکامی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود ندارد.
انتظاری (1390) در پژوهشی به رابطه بررسی رابطه شوخ طبعی با سلامت روانی در دانشجویان پرداخت و نتایج نشان داد که بین عدم سلامت روان و شوخ طبعی (مزاح) دانشجویان رابطه منفی معنادار وجود دارد.
سمیع پور (1390) در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی با سلامت روان دانش آموزان مدارس راهنمایی شهرکرد نشان داد که بین هوش معنوی و هیجانی با سلامت روانی رابطه معنی داری و چندگانه وجود دارد.
رضوانی، بهرامی و عابدی (1390) به بررسی تاثیر تنظیم هیجانات بر نشخوار فکری و شادی دانشجویان پرداختند و نتایج نشان داد آموزش تنظیم هیجانات باعث کاهش نشخوار فکری و افزایش شادی می گردد.
سادات خشوعی (1389) به رابطه بین هوش هیجانی و شوخ طبعی در یک نمونه 320 نفری پرداخت. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و کلیه ابعادش با شوخ طبعی رابطه مثبتی وجود دارد. همچنین از بین مولفه های هوش هیجانی، خوش بینی و خودشکوفایی و شادمانی قادرند شوخ طبعی را پیش بینی کنند.
مسعودی نیا (1389) در یک نمونه 350 نفری با هدف بررسی رابطه تنظیم هیجانی و عزت نفس با شادکامی دانشجویان شهر اصفهان نشان دادند که بین تنظیم هیجانی و مولفه های آن با شادکامی رابطه معناداری وجود دارد و بین تنظیم هیجانی و عزت نفس با شادکامی دانشجویان رابطه چندگانه وجود دارد و تنظیم هیجانی بهترین پیش بین شادکامی دانشجویان است.
در پژوهشی علیپور و همکاران (1389) به بررسی رابطه ی شادکامی و هوش معنوی با سلامت روان دانشجویان پرداختند. یافته ها نشان داد که همبستگی مثبت و معنی داری بین شادکامی و هوش معنوی با سلامت روان وجود دارد و هوش معنوی بهترین پیش بین سلامت روان بود.
نصیر(1389) به بررسی رابطه ی راهبردهای مقابله با استرس و تاب آوری با سلامت روان پرداخت و نتایج بدست آمده حاکی از رابطه معنادار بین تاب آوری با سلامت روان بود.
در پژوهش باقری و همکاران (1389) بر روی یک نمونه 400 نفری از دانشجویان مشخص گردید، بین هوش معنوی و هیجانی با سلامت روان رابطه ساده و چندگانه وجود معناداری وجود دارد.
قادری و همکاران (1388) در پژوهشی تحت عنوان رابطه هوش هیجانی و مولفه های آن با سلامت روان در یک نمونه 300 نفری از دانشجویان، نشان دادند که مولفه های هوش هیجانی با سلامت روان ارتباط دارد و و مولفه های همدلی، خود ابرازی، مسئولیت پذیری اجتماعی، خوش بینی و تحمل فشار روانی قادر به پیش بینی سلامت روانی است.
دهشیری و همکاران (1388) طی مطالعه ای به بررسی رابطه سبک های شوخ طبعی، بهزیستی فاعلی و هوش هیجانی در دانشجویان شهر اصفهان پرداختند. نمونه پژوهش شامل 240 دانشجو بود و نتایج نشان داد که سبک های پیوند جویانه با توانایی های شناختی و بهزیستی فاعلی و هوش هیجانی رابطه مثبت معناداری دارد. خودارزنده سازانه، پرخاشگری و خودتحقیری با هوش هیجانی رابطه منفی معناداری دارد. همچنین مشخص گردید سبک پیوندجویانه بهترین پیش بین بهزیستی فاعلی و هوش هیجانی در دانشجویان می باشد.
جمالی و همکاران (1388) در پژوهش خود بر روی اعضای هیئت علمی واحدهای منطقه 1 دانشگاه آزاد اسلامی به این نتیجه دست یافتند که رابطه معناداری میان هوش معنوی با تعهد زناشویی دانشجویان متاهل وجود دارد.
پونده نژادان و درخش (1388، به نقل از انتظاری،1390) در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه انعطاف پذیری کنشی و عزت نفس با ابعاد سلامت روان در میان کارکنان شرکت مخابرات دهدشت به این نتیجه دست یافتند که بین انعطاف پذیری