منابع تحقیق درمورد جهانی شدن فرهنگ

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ن غالب صرف کنند، آن را بهتر فرا خواهند گرفت. در حالی که بسیاری از مطالعات نشان داده اند که هرچه مدت زمان آموزش زبان مادری به کودکان اقلیت طولانی تر شود، آنها زبان غالب و سایر دروس را بهتر یاد می گیرند. ( Kangas, 2008, 12)
زبان در بین انسان ها به صورت یک وسیله متقابل انتقال اخبار، احساسات، طرز تفکر، استاتیک (سطح ) صدا ها و همچنین نحوه انتخاب و مفهوم اقتضایی یک جامعه ی هم زبان می باشد. زبان وسیله انتقال افکار و احساسات به دیگر هم نوعان است و این باعث پیدایش عنصر ها و محصولات جدید زبانی می شود. و این باعث گسترش و افرایش عنصر زبانی و و سبب جهان شمول شدن یک زبان می شود. همان طور که از مفهوم زبان فهمیده می شود، زبان از پیش به صورت نقش یک انتقال دهنده را ایفا می کرد. و این سبب می شد تفکرات مشترک با زبان مشترک به وجود آید. یک شخص اگر بتواند بیش از یک زبان صحبت کند و آن را استفاده کند این به آن معنا نیست که این شخص دارای دو زبان مادری است. مسئله ی زبان مادری چیزی است که با خود انسان به وجود می آید، غیر از زبان مادری زبان های دیگر نقش اجرایی دارند.( (Uyğun, 2000, 7طبق نظریه روان شناسان و زبان شناسان دوازده سال اول زندگی یک شخص از لحاظ فراگیری زبان دوران تطبیق محسوب میشود، پس زبان مادری نقش مهمی در زندگی انسان دارد( (Silver, 1974, 14واژه زبان مادری در حوزه علوم انسانی به اولین زبانی گفته می شود که کودک پس از تولد و در رابطه با محیط پیرامون خود می آموزد.( (Henrard, 2000, 18 در حالی که بعضی از اندیشمندان معتقدند که کودک در رحم مادر قادر به شنیدن صداها و اصوات می باشد. پس زبان مادری قبل از تولد نیز در شکل گیری هویت کودک نقش مهمی ایفا می کند.
یک زبان ارتباطی بین دو نفر وقتی کامل است که آن ها از زبان مشابهی، با شیوه های مشابه آگاه باشند( محسنیان راد. 1380. 46) زبان وسیله بیان افکار و احساس ما است، زبان تنها وسیله یا مؤثر ترین وسیله ای است که جهان اندیشه و دنیای درون ما را به جهان بیرون مرتبط می کند (باطنی،1371. 9-10) اندیشه های ما به زبان مادری ماست، پس حق بر زبان مادری، حق مسلم هر فرد انسانی است،
گفتار سوم: زبان مادری و تفاوت آن با زبان ملی
در بعضی از کشور ها زبان مادری با زبان رسمی یا زبان ملی کاملاً متفاوت می باشد و در این جا برای روشن شدن بهتر موضوع تعریف زبان رسمی را می آوریم. زبان رسمی به زبانی گفته می شود که در یک جامعه، زبان رسمی دولت محسوب می شود. دولت و رسانه های دولتی معمولا از آن زبان صحبت استفاده می کنند صدا و سیمای آن جامعه به آن زبان صحبت می کند. محصولات جامعه با آن زبان انتشار می یابد. از این دید زبان رسمی را نباید با زبان مادری یکی بدانیم. زبان مادری کاملا متمایز با زبان دولتی یا رسمی می باشد. ( Terziğul, 2007. 105)در کشور هایی که بیش از یک زبان رسمی دارند یک زبان رسمی سبب نمی شود که زبان رسمی دیگر از اهمیت بیافتد هر دو تای دو زبان به صورت حقوقی و رسمی در یک معنا می باشد (Ertuğrul, 2000, 123)
بخش دوم: ضرورت حفظ زبان مادری
بعضی از زبان شناسان معتقدند که ذهن و مغز کودک صرفاً به منزله یک صفحه خالی است، که زبان مادری از طریق گفتار اطرافیان به تدریج بر آن نقش می بندد، مانند اسنیکر زبان شناس معروف، که اعتقاد دارد زبان، اکتسابی است، نظریه ی اسنیکر مورد تأیید چامسکی نیست و چامسکی معتقد است که کودک از موهبت یک دستگاه فرضیه ساز ذاتی برخوردار است. (محسنیان راد، 1380.صص175-176) و ویلهلم هومبلت معتقد است که زبان در ذهن بیدار میشود، تنها می توان مسیری را که زبان طی آن بسط می یابد را دنبال کرد (چامسکی، قدم اول، 1379. 60). چنانچه به نظریه ی زبان شناسان توجه کنیم، به اهمیت زبان مادری پی خواهیم برد، اگر ذهن کودک را به منزله یک صفحه خالی در نظر بگیریم، اولین زبانی که در ذهن کودک نقش می بندد همان زبان مادری او خواهد بود، و اگر به نظریه چامسکی توجه کنیم که به ذاتی بودن زبان اعتقاد دارد، باز زبان مادری به صورت ذاتی در وجود کودک نقش می بندد ، و اگر مهر تأیید بر سخن ویلهلم هومبلت نهیم، باز اولین زبانی که در ذهن انسان بیدار می شود همان زبان مادری اوست. پس حفظ زبان های مادری امری ضروری می باشد.بررسی زبان‌شناسان و روان‌شناسان رفته‌رفته نشان می‌دهد که تأثیرات زبان بر فکر و اندیشه ما بیش از آن است که فکر می‌کردیم. عادت‌های ذهنی که فرهنگ و زبان ما از زمان کودکی در نهاد ما افکنده مشخص‌کننده نوع تجربه و حس ما نسبت به اشیاء پیرامونی است و این عادت‌ها شاید در شکل‌گیری باورها، ارزش‌ها و ایدئولوژی‌های ما هم تأثیرگذار باشند.
گفتار اول: جهانی شدن و زبان مادری
جهانی شدن عبارت است از درهم آمیختن اقتصاد ، سیاست ، نگرش اجتماعی ، فرهنگ و رفتار ملل مختلف از طریق نفی مرزها و حذف پیوستگی های ملی و دولتی. جهانی شدن فرهنگ ، به معنای جهانی شدن ارزشها ، سنن و هنجارهای پایدار یک یا چند فرهنگ است. فرهنگ، از عناصری چون دین، زبان، هنر و سنت ها و باورهای قومی و بومی تشکیل می شود و در عصر حاضر، تمامی این عناصر در معرض هجوم اندیشه ای به نام جهانی شدن قرار گرفته است. زبان ، یکی از حیاتی ترین عناصر فرهنگها است. زبان مانند خون از قلب فرهنگ سرچشمه گرفته و در بدن اجتماع جریان می یابد. زبان، بازتابی از فرهنگ مردمی است که با آن سخن می گویند، نماینده هویت آن مردم است و دنیایشان را تشریح می کند. زبان، پدیده ای است که همچون موجودی جان دار با مردم است و آنها را در بازگو کردن دنیای ذهنی و عالم واقعی پیرامونشان یاری می دهد. زبان، با انسانها زندگی می کند، تغییر می یابد و حتی گاه می میرد. مرگ هر زبان، به معنای مرگ گوشه ای از فرهنگ بشری است. تنوع زبانی درواقع، قسمتی از تنوع حیات بشری است. اگر زمانی شماری از زبان ها از بین بروند و تنها چند زبان باقی بماند، در واقع جهان ما، بخشی از میراث فرهنگی خود را از دست داده است.جهانی سازی درصدد یکسان کردن همه ، در سایه یک زبان و یک فرهنگ است . لذا انسجام فرهنگها غالبا ً با یک زبان بویژه زبان انگلیسی صورت می گیرد . این روش جهانی سازی ، درواقع به فراموشی سپردن زبانهای مادری اکثر ملتهاست که نتیجه اش ، از بین رفتن فرهنگ های جوامع بشری می باشد( (http://dari.irib.ir
نابودی یک ملت از تخریب زبان آن ملت شروع میشود اگر دارای زبانی هستیم یعنی دارای دنیایی هستیم، دفاع از این دنیا حقی است که تاریخ به ما داده است پس زبان امر فرعی نیست. زبان روح یک ملت است، والاترین تجلی گاه فرهنگ اوست، پایه و اساس وجود معنوی و ارزش های اوست، تا زمانی که زبان ملتی زنده است تاریخش ادامه خواهد داشت، با فرسایش زبان، فرهنگ آن ملت نیز رو به زوال می رود (http://araz57.persianblog.ir)
آسیمیلاسیون( یکسان‌سازی زبانی)و یکسان‌سازیِ زبانی در بیشتر کشورها اتفاق افتاده است؛ به عنوان مثال، اتحادیه جماهیر شوروی اصرار داشت تمام آموزشها به زبان روسی باشد؛ در چین همه آموزشها به زبانهای پوتونگووایی یا کانتونی صورت می گیرد؛ در مستعمرات پیشین فرانسه و پرتقال در آفریقا، آموزش به جای استفاده از زبانهای بومی به زبانهای فرانسوی و پرتقالی صورت می گرفت. بخش وسیعی از آموزش در کشور هند با زبانهایی ارائه می شود که زبان اصلی کودکان آنجا نیست. این روش غلط و ضدحقوق بشری است. امروزه تحولات قابل ملاحظه ای در روند مهاجرت‌ها در سطح جهانی شکل گرفته است. بیشتر کسانی که به کشورهایی همچون انگلستان، ایالات متحده آمریکا ، کانادا ، استرالیا و غیره مهاجرت می کنند از کشورهایی هستند که زبان مادری آنها در روند آموزشی کشورشان مورد استفاده قرار نمی گیرد. تحقیق در هر یک از این زمینه ها نشان می دهد کودکانی که در مدرسه با زبانی غیر از زبان مادری خود مجبور به تحصیل هستند، معمولا عملکرد خوبی در یادگیری ندارند. این تنها ظاهر مسئله آسیمیلاسیون است. اما آنچه که در اصل اتفاق می افتد این است که این افراد ضعیف قشر آسیب پذیر جامعه را تشکیل می دهند. آنها فقیرترین و ضعیفترین افراد جامعه هستند، کم‌درآمدترین شغلها را دارند، فرزندان‌شان ضعف‌های زیادی در یادگیری دارند و نهایتا نسل بعد از آنها وضعیت چندان خوبی نسبت به نسل حاضر نخواهد داشت( Javaid, 2003,67 )

زبان ها و گویش هایی که امروز می شناسیم در طول قرن ها همراه تمدن ها و همبودهای انسانی، زندگی و سفر کرده‌اند، تحولات ژرفی را از سر گذرانده‌اند و تا حدودی آئینه انسان شناسانه پیچیدگی‌های تاریخ بشریت هستند.در نیم قرن اخیر روند جهانی شدن و تسلط روزافزون زبان‌های اصلی بین المللی و بسیار قدرتمند دنیا، زبان های کوچکتر را با مشکلات باز هم بیشتری روبرو کرده است. جایگاه زبان در جامعه را نمی‌توان از رابطه قدرت جدا کرد.

گفتار دوم: زبان های منقرض شده
زبان منقرض شده به زبانی گفته می‌شود که دیگر هیچ گویش‌وری ندارد، در حالی که زبان مرده زبانی است که دیگر کسی آن را به عنوان زبان اصلی خود صحبت نمی‌کند. در سه قرن اخیر روند نابودی زبانها به نحو فزاینده و دهشتناکی رو به رشد بوده است، به نحوی که نوع بشر در هر ماه دو زبان را از دست می‌دهد. این روند بیشتر در مناطقی چون آمریکا و استرالیا ملموس است.( http://azdil.blogfa.com )
آیا در آینده ای نزدیک بخش عمده ای از زبان ها محکوم به نابودی اند؟ زبان شناسان برآورد می کنند، که یک زبان تنها به شرطی می تواند زنده بماند که حداقل 100000گویشور داشته باشد، امروز حدود نیمی از 6000 زبان موجود در دنیا کمتر از 10000 و یک چهارم از زبان ها کمتر از 1000 گویشور دارند، تنها حدود بیست زبان هستند که صدها میلیون نفر بدان ها سخن می گویند. مرگ زبان ها پدیده ای تازه نیست، از زمانی که زبان ها تنوع یافتند، لااقل 30000 زبان (یا به قول بعضی ها نیم میلیون) پدید آمده و ناپدید شده اند، بی آنکه هیچ رد پایی از خود به جا گذاشته باشند، زبان ها اغلب طول عمر نسبتاً کوتاه و میزان مرگ و میر بسیار بالایی دارند (سعیدیان. 1388. 3842)
پیدایش حکومت های ملی که وحدت منطقه ای شان با تجانس زبانی شان ارتباطی تنگاتنگ داشت نیز درگزینش و تحکیم زبان های ملی و تضعیف دیگر زبان ها نقش بزرگی داشته است، با تلاش های فراوانی که در راه استقرار یک زبان رسمی در آموزش ، رسانه ها و سازمان های دولتی صورت گرفته، دولتهای ملی تعمداً سعی در حذف زبان های فرعی داشته اند، این روند دست سازی زبانی با روند پیشرفت علمی و صنعتی شدن ، که روش های ارتباطی نوین، سریع، صریح و عملی را در ارتباطات به همراه خود آورد، تقویت شد. اکنون در جهان هر سال ده زبان خاموش می شوند، که در تاریخ امری بی سابقه است. افق آینده نیز تیره تر به نظر می رسد. برخی چنین پیش بینی کرده اند که 50 تا 90 درصد زبان های فعلی در این قرن از بین می روند، بدین سبب حفظ آن ها امری ضروری به شمار می رود. تاثیرات مرگ زبان ها به چند دلیل از اهمیت عمده ای برخوردارند، نخست آنکه اگر ما همه به یک زبان صحبت کنیم این احتمال وجود دارد که مغز ما بخشی از قابلیت طبیعی خلاقیت زبانی خود را از دست بدهد، هیچ گاه نمی توانیم به کنه خاستگاه زبان انسانی دست یابیم یا رمز و راز “زبان های نخستین” را بگشاییم، با مرگ هر زبان فصلی از تاریخ آدمی بسته می شود. چند زبانگی دقیق ترین بازتاب چند فرهنگی است، نابودی چند زبانگی بی چون و چرا به نابودی چند فرهنگی می انجامد. تحلیل یک زبان بدون ایجاد ارتباط با فرهنگ یک قوم و شیوه زندگی شان ، جلوه های نبوغ جمعی آنان را از بین می برد. زبان ها نه تنها ابزار عمده