مدیریت : معرفی مدلهای مختلف سرمایه فکری


 

۲-۲-۳-۱- مدل ادوینسون و مالون

“لیف ادوینسون” یکی از شناخته شده ترین پژوهشگرین دنیا در مورد سرمایه های فکریه. اون به عنوان اولین مدیر سرمایه های فکری در شرکت اسکاندایا- یه شرکت بین المللی بیمه در کشور سوئد – فعالیت داشته. شرکت اسکاندیا یا موفق شده که یه نوع طبقه بندی بومی شده از سرمایه فکری رو ارائه کنه. ادوینسون از پایهً سرمایه های فکری رو به عنوان ارزشای نامشهودی تلقی می کنه که میشه منشأ شکاف و اختلاف میان ارزش و بازای و ارزش دفتری شرکتا و سازمانا باشه. بر همین پایه معادله زیر رو واسه تعیین ارزش بازاری شرکت پیشنهاد کرده:

   (۲-۱)              سرمایه های فکری+ ارزش دفتری= ارزش بازاری

وقتی شرکت اسکاندیا در سال ۱۹۹۲ شروع یه صورت ورداری و ارزش گذاری روی ارزش نامشهود سرمایه های فکری خود کرد، فهرستی شامل ۵۰ مورد با ارزش مثل نشون تجاری، امتیازات انحصاری، پایگاه داده مشتریان، سیستمای فناوری اطلاعات، افراد و پرسنل کلیدی و اثر گذار، تدوین و جمع آوری کرد. از آنجای که فهرست نامبرده، بسیار طولانی و مدیریت بر اون سخت بوده، اجزاه و موارد اون در گروه های کوچکتر، با طبقه بندی مشخص تر تقسیم در دو گروه ابعاد انسانی و ابعاد سازمانی (ساختای)صورت گرفته. تا اینجوری تعریف ساده تری از سرمایه های فکری حاصل شده:

 (۲-۲)        سرمایه های ساختاری+ سرمایه های انسانی= سرمایه های فکری

 

برابر نظر ادوینسون، مواردی که “پس از رفتن کارکنان به خونه، در سازمان باقی می مانند ” سرمایه های ساختاری سازمان رو تشکیل میدن. اون بر این واقعیت تأکید داره که سرمایه های انسانی سازمان رو نمی­توان تحت مالکیت سازمان در آورد، بلکه اونا رو تنها میشه استخدام یا اجاره کرد. بر عکس اون، سرمایه­های ساختاری رو میشه تحت تملک در آرود و خرید و فروش کرد. بر همین پایه سلسله مراتبی رو واسه سازمانای فکری ارائه کرد.

IC رو به عنوان دارایایی مثل علم، تجارب کاربردی، تکنولوژی ، ایشون به همراه پژوهشگری به نام مالون سازمانی، ارتباطات مشتری و مهارتهای حرفه ای دونسته ان که باعث ایجاد مزیت رقابتی در بازار و بینشی در مورد توانمندیای درآمدی آینده شرکت م شه. اونا در طرح ارزش اسکاندیا ارزش بازاری یه شرکت رو ترکیبی از ارزش مالی اون(شامل داراییای مشخص) و ارزش سرمایه های فکری دونسته ان. بعدا IC ترکیبی از دو جزء معرفی کردن. از دید اونا IC اون مدل اسکاندیا رو به عنوان یه روش اندازه گیری این دو پژوهشگر سرمایه های ساختاری در،SC سرمایه ساختاری یا،HC اصلیه:سرمایه انسانی یا خود به سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری،SC . سازمان رو عامل پشتیبانی از سرمایه های انسانی معرفی کرد تقسیم شده و سرمایه سازمانی شامل سیستما، وسیله ها و فلسفه عملیاتیه که جریان پیدا کردن علم در درون سازمان رو سریعتر می کنه به و سرمایه نوآوری و سرمایه فرآیندی تقسیم می شه.
فلسفه

نمودار۱-  طرح ارزش اسکاندایا ارائه شده به وسیله ادوینسون و مالون

 

ویگ، تفسیری از اجزای تک الگوی سرمایه های فکری اسکاندیا ارائه کرده که براساس اون:

– سرمایه های انسانی اشاره به لیاقت کارکنان و توانایی اونا داره. مثلا، اگه یه سازمان کارکنانش رو آموزش دهد، واقعا سرمایه انسانی اش رو پیشرفت داده. سرمایه انسانی معمولاً به شکل جزئی کوچکتر از سرمایه ساختاری دیده می شه.

– سرمایه ساختاری نتیجه ای از سرمایه فکری و به صورت اطلاعات، منابع علم یا اسناد و مدارک مشخص می شه. همونطور که قبلاً هم توضیح داده شد، سرمایه های ساختاری، اون چیزهایه که پس از رفتن کارکنان در سازمان باقی می مونه.

– سرمایه مشتریان هم در ارزش ارتباطات سازمان با مشتریانش نمایانگر می شه.

– سرمایه سازمانی شامل داراییای دانشی نهادینه شده در بستر پروسه ها و نوآوریای سازمانیه.

– سرمایه فرآیندی اشاره به پروسه های ارزش افزای سازمانی مانند ساخ تار سازمانی، تجارب مدیریتی، سیستما و روش ها، زیر ساختا، سیستمای کامپیوتری و… داره.

– سرمایه نوآوری شامل علم رو همراه با داراییهای فکری می شه. که شناسایی هر دوی اونا در سازمان مشکله، مثل فرهنگ مثبت.

– مالکیت الهی، بیانیه واسه علم مستند شده و جمع آوری شده مانند نوآوریا، تجاب عملی، حقوق اختراع، فناوری، برنامه های تحصیلی، زیر ساختای دانشی شرکت، طراحیا و هم اینکه ویژگی خاص تولیدات و خدمات.

الگوی ارزشی اسکاندیا، توجه و تمرکز زیادی بر قابلیتای نوسازی سازمانی داره. این الگو، سرمایه نوآورری و فرآیندی به عنوان بخشی از سرمایه سازمانی تأکید داره.

۲-۲-۳-۲- مدل بروکینگ

بروکینگ در سال ۱۹۹۶ از IC  با عنوان یه سری از داراییا نامشهود نام می بره که شرکتا  قادر به ادامه فعالیت می کنه.

 

 

نمودار ۲- مدل سرمایه فکری بروکینگ

طبقه بندی ارائه شده به وسیله بروکینگ مشابه با طرح ادوینسون و مالونه اما در این طبقه بندی بروکینگ، مالکیت الهی رااز داراییهای زیر ساختی جدا کرده و تو یه دسته جدا از هم قرار داده دیدگاه اونا IC در سازمانا با اینکه برابر نیستن اما مکمل همدیگه هستن. هدف ادوینسون و مالون توضی ح اهمیت بوده و موضوعات مهمی مانند ویژگیهای کلیدی، اندازه گیری رویکردهای مدیریت بر اونا رو در بر می گرفت. IC رو به عنوان گامی پایانی واسه ساخت سازمانهایی با ارزش بالا و سازمانای که اونا مدیریت رو بر میخوان ارزش در اونا به شکل همیشگی زیاد شه معرفی کردن. با اینکه بروکینگ دارای اهداف رو طوری تعیین کرد که بشه از اون در کار ممیزی هم IC مشابهی با ادوینسون و مالون بود، اما اون اجزایی تأکید کرده IC استفاده کرد و بدین خاطر ایشون روی پروسه های تعریف، مستند سازی و اندازه گیریه. خانوم بروکینگ عقیده داره که هدف نهای هر کار و کاسبی ای گرفتن ارزش پولی به ازاء هر جزئی از داراییها هستش. اون تصریع کرده که این واسه شرکتا خیلی با اهمیته که اندازه دارایی هاشون رو آزمایش کرده و از این روش مدیران رو از محل وجود ارزشای واقعی در سازمان خبر دار کنن. به خاطر همین اونا نیاز دارن تا شاخصهایی واسه آزمایش موفقیت و رشد در دست داشته و مبناهایی رو واسه افزایش احتمال دریافت وام از مؤسسات مالی بوجود بیارن.

 

۲-۲-۳-۳- مدل روس و همکاران

روس و روس، دراگونتی و ادوینسون در سال ۱۹۹۷ شاخص سرمایه فکری ۱ رو واسه اندازه گیری

علم محور بوده و اشتباهاتی با مباحث،IC معرفی کردن. اونا تشریع کردن که دیدگاههایشان در مورد

دانشی داره. از طرف دیگه بعدا اونا از مدلی استفاده کردن که مشابه با مدل ادوینسون و مالون بود(اما

دقیقاً مثل اون بود).

نمودار ۳- مدل شاخص سرمایه فکری روس و همکاران

 

اونا در تحقیقی دیگه و در طبقه بندی مثل طبقه بندی ادوینسون و مالون انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه ارتباطی تقسیم کرده و این سه دسته رو ر یه سطح افقی قرار دادن (چانگ، ۲۰۰۷ به نقل از عالم تبریزی). در این طبقه بندی اجزاء سرمایه های فکری با جزئیات بیشتری معرفی شده:

سرمایه انسانی: شامل علم فنی، مهارت­ها، ویژگی­های رهبری مدیران ارشد، نوآوری­ها، انگیزه(بعد مالی و غیر مالی) و توانایی سازگاریه. سرمایه ساختاری: فرهنگ شرکت، ساختار، فرایندا و روش های کاری سرمایه رابطه ای: مشتری،اندازه رضایت اونا از اجناس و خدمات)، مشتریان(تعداد اونا) رابطه با تأمین کنندگان(باخبر بودن از این ارتباطات)، رابطه با تأمین کنندگان(تعداد اونا)(برنان، ۲۰۰۰ به نقل ازعالم تبریزی ۱۳۸۸).

 

۲-۲-۳-۴- مدل استیوارت

استیورات در سال ۱۹۹۱ IC رو عبارت از دانشی که از راه تبدیل مواد خام اونا رو و در مجله فورچون

IC رو ارزشنمند تر می سازه معرفی کرده. مقاله ارائه شده به وسیله ایشون مثل یه کاتالیزور عمل کرد و به عنوان یه معنی اصلی در تفکر مدیریتی مطرح کرد.

نمودار۴- مدل سرمایه های فکری استیورات

 

۲-۲-۳-۵- مدل بونفرر

نمودار ۵- ارزش پویای سرمایه فکری بونفر

بونفرر(۲۰۰۳)شاخصای خاصی رو روش زوم کرده که روی،IC در راه و روش ارزش جست و خیز –  بعد پویا و سازمانی کارکرد اجتماعی- اقتصادی تمرکز کرده و تحت شرایط مختلفی در سطوح خرد و چهر بعدی که منتهی به توانمندی رقابتی،IC کلان اقتصادی قابل اجرا هستش. ایشون در روش ارزش جست و خیز شدن سازمان می شه رو با همدیگه کامل کرده.
اقتصاد

منابع به عنوان ورودیا: که اشاره به منابع لازم پروسه های تولیدی شامل منابع مشخص، اندازه سرمیاه

و اکتساب تکنولوژی مناسب و… داره. R&D گذاری در فرایندها: که نقش اونا در صف آرایی و بکاری گیری اونایی از از استراتژیهای پویاییه که بر مبنای فاکتورهای نامشهود بوجود اومده ان.

سرمایه فکری: بوسیله ترکیبی از منابع نامشهود ساخته شده و می تونه به یافته های ویژای مانند علم جمعی، ح ثبت و اختراعا، علامت تجاری، معروفیت، روش های عادی خاص و شبکه های همکاری منجر شه.

سطح خروجیا: کارکرد سازمانا(سهم بازار، کیفیت اجناس و خدمات) به صورت سنتی از طری تحلیل موقعیت بازار اجناس و خدمات اندازه گیری می شه.

 

بونفر(۲۰۰۲) این چهار بعد رو تو یه چهارچوب کامل تبدیل کرده و یه رابطه بین ورودیا(منابع) فرایندها، دارائیهای نامشهود و کارکرد شرکت مطرح کرد.

 

۲-۲-۳-۶- مدل بنتیس

بنتیس در سال ۱۹۹۸ و به دنبال نظریه های قبلی خود، سرمایه های فکری رو تشکیل شده از سه جزء سرمایه

مشتری، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی دونست. از دید ایشون بخش کلی سرمایه انسانی رو علم ضمنی افراد تشکیل میده. این علم شامل مهارتهای

تجاربی هستن که بدون هیچ سختی ای نمیشه اونا رو به شکل بند به بند گفت. بونتیس عقیده داره که سرمایه

انسانی مهم بسیار زیادیه چون که منبع اصلی خلاقیت و نوآوری حساب می شه.

خلاقیت

ایشون سرمایه ساختاری رو شامل مکانیزما و ساختارهای سازمانی دونسته که در رسوندن کارکنان به ماکزیموم فرایندها،R&D، کارکرد، نقشی پشتیبان دارن. بنتیس این اجزاء رو شامل فرهنگ، سیستمای اطلاعاتی امور جاری و کارایی هر کدوم از اونا می دونه.

سرمایه مشتری هم از دید بنتیس شامل شناخت کانالای بازار یابی و علم رابطه با مشتریاس که هر کدوم از این دو نقش بسیار مهمی رو تو یه سازمان رو دوش دارن. علاوه بر این ایشون جنبه های دیگری مانند رابطه با رقبا و تأمین کنندگان رو از اجزاء مهم این سرمایه برشمرده(ب ولن ۲۰۰۵،به نقل از عالم تبریزی، ۱۳۸۸).

۲-۲-۳-۷- مدل هانس و لاواندال

طبقه بندی دیگری که باید از اون نام برد طبقه بندی هانس و لاوانداله. در این طبقه بند منابع شرکت به دو دسته مشخص و نامشهود تقسیم می شه. در این مدل منظور از منابع نامشهود که این دو پژوهشگر اونا رو به دو دسته اصلی منابع ارتباطی و لیاقت تقسیم کردن. شایستگیا به توانای واسه اجرای یه کار خاص میگن و به دو سطح فردی(علم، مهارتها، استعداد و توانمندیها) و سازمانی(اطلاعات محورها، پایگاه داده ها، تکنولوژی و روش ها) تقسیم می شه. منابع ارتباطی هم اشاره به معروفیت شرکت، وفاداری مشتریان، و ارتباطات شرکت با مشتریان داره.