دانلود پایان نامه رشته روانشناسی درباره بیماران اسکیزوفرنی-فروش فایل

دارد؛ اگر چه در حرکت و محرک های بسامد فضایی پایین بسیار حساس است (مریگان، 1989؛ اسکیلر و مالپلی، 1978؛ مائونسل و گیبسون، 1992؛ هیوبل و لیوینگستون، 1990؛ شاپلی ، 1990؛ به نقل از پاتل، 2004). هر چند نقش دقیق گذرگاه مگنوسلولار به طور کامل شناخته نشده است، می دانیم که اطلاعات در مورد حرکت، دید سه بعدی ، مکان یابی فضایی ادراک عمق، تیزبینی ، گروه بندی شکلی ادراک توهم گونه ی حاشیه و تفکیک شکل از زمینه را منتقل می کند (لیوینگستون، 1987؛ به نقل از پاتل، 2004).
اگر چه تضادهایی در پیشینه مطالعاتی وجود دارد، اغلب در مورد این که یک آشتفگی یا عدم هماهنگی گذرگاه های مگنو – پارووسلولار در بسیاری از بیماران با مشکلات عملکردی دیداری مشاهده می شود، توافق وجود دارد. به عنوان مثال، یک عدم توازن در بدکاری ساکادیک چشم و دیسلکسیا به خوبی ثابت شده است (امتزیت و همکارانش، 2002؛ پامر و ویتلی، 2001؛ جینر و دیگران، 1999؛ تیل و دیگران ، 2002؛ چیس و دیگران، 2003؛ داونی و دیگران، 2003؛ یوچیکاوا و ساتر ، 1995؛ به نقل از پاتل، 2004).
برخی مطالعات نشان داده اند که بدکاری گذرگاه مگنوسلولار در اختلال خواندن نقش دارد (استین و والش، 1997؛ لیوینگستون و دیگران، 1991؛ لمکول و دیگران، 1993؛ به نقل از پاتل، 2004). آستانه های ترکیبی چشمک زن، تکالیف بررسی حرکتی، سنجش پتانسیل فراخوانده، حرکت منسجم و خطای حسی بسامد دو برابر فضایی، همه شواهدی ارائه می کنند مبنی بر این که گذرگاه مگنوسلولار در اختلال خواندن به خوبی عمل نمی کند (بورستینگ و دیگران ، 1996؛ به نقل از پاتل، 2004).
هم چنین چیس و دیگران (2003؛ به نقل از پاتل، 2004)، شرح داده اند که گذرگاه مگنوسلولار نقش مهمی در ادراک متن دارد. بدون گذرگاه مگنوسلولار در افراد، امکان دیدن جزئیات از طریق گذرگاه پارووسلولار وجود دارد، اما ادارک متن که توسط گذرگاه مگنوسلولار فراهم می شود، می تواند دچار نقص شود.
هم چنین، نقص های مگنو در افرادی که بیماری آلزایمر دارند مورد توجه قرار گرفته است. در این بیماران، یک تباهی مربوط به عصب های بینایی و شبکیه تشخیص داده شده است. بیماران مبتلا به آلزایمر مشکلاتی در دریافت بسامدهای فضایی پایین دارند و آتروفی قشر مربوط به لوب های آهیانه خلفی و پس سری در این بیماران نشان داده شده است (وونگ – ریلی و دیگران ، 1997؛ بلنکس و دیگران ، 1989؛ سادون و دیگران ، 1987؛ باسی و دیگران ، 1987؛ به نقل از پاتل، 2004).

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نقص ها در سیستم توجه دیداری نیز مربوط به گذرگاه مگنوسلولار می شود (ویدیاساگار، 2004؛ به نقل از پاتل، 2004).

2-2-13- ماتریس هامفری
ماتریس هامفری جدیدترین نسل پریمتری تکنولوژی بسامد دو برابر (FDT) است که در سال 2003 با 7 آزمون کاربردی، برای حرفه های مراقبت از چشم ابداع شده است (پاتل، 2004).
با حساس بودن تکنولوژی بسامد دو برابر (FDT) نسبت به آسیب مسیر مگنوسلولار، این نوع آسیب در بیماری گلوکوم به اثبات رسیده است. ماتریس هامفری با بهره گرفتن از تکنولوژی بسامد دو برابر به طور خاص، به منظور نشانه گیری گذرگاه مگنوسلولار طراحی شده است که گمان می رود در مراحل نخست این بیماری دچار آسیب می شود. در مطالعات مختلف به خوبی ثابت شده است که بافت های مگنوسلولار به طور وسیعی در این بیماری انحطاط برنده، تحت تأثیر قرار می گیرند (پاتل، 2004).
پریمتری هامفری با تکنولوژی بسامد دو برابر عمل می کند و این ابزار سال ها تحقیق و آزمون را پشت سر گذشته که عملکرد آن را تأیید می کند. این دستگاه قابل حمل و نقل و آسان ترین ابزار خودکار سنجش میدان بینایی است که تاکنون ساخته شده است. محرک ها در این ابزار به منظور تحریک خاص نورون ها در گذرگاه مگنوسلولار طراحی شده اند؛ این محرک ها شامل یک شبکه کوچک موج سینوسی هستند که در بسامد 15 هرتز با جایگزین کردن میله های سیاه و سفید در هر فاز حالت چشمک زن پیدا می کند (چشمک زن فاز متقابل) . گذرگاه مگنوسلولار می تواند چشمک زدن سریع را ردیابی کند. بنابراین، محرک های این ابزار که در یک میدان نسبتاً سریع 15 هرتزی چشمک می زنند، این گذرگاه را فعال می کنند و این سرعت، بالاتر از میزان سرعت لازم برای فعال کردن گذرگاه پارووسلولار است. هم چنین، گذرگاه مگنوسلولار به واسطه پاسخ های غیر خطی می تواند ادراک را تغییر دهد. بنابراین، به نظر می رسد شبکه دو برابر بسامد فضایی حقیقی اش را داراست. به همین خاطر (بسامد دو برابر) نامیده می شود. اگر پاسخ ها خطی بودند (گذرگاه پارووسلولار)؛ هدف باید به صورت یک فضای خاکستری یکنواخت دیده می شد. به علاوه شبکه های بزرگ که در این ابزار برای تحریک مسیر مگنوسلولار مورد استفاده قرار می گیرد تفکیک پذیری فضایی ضعیفی دارد. تنها گذرگاه پارووسلولار قادر است شبکه های بسامد فضایی بالا را ببیند که در این جا مورد استفاده نیست. تباین تغییر می کند تا جایی که شخص نتواند شبکه ها را تشخیص دهد. اگر تعداد قابل توجهی از رشته های مگنوسلولار آسیب ببیند، شخص به تباین بالاتری برای دیدن شبکه ها نیاز خواهد داشت. این به طور اساسی یک آزمون حساسیت تباین است که در این دستگاه به کار گرفته می شود. بنابراین، پریمتری بسامد دو برابر یک آزمون حساسیت تباین برای تشخیص نقص گذرگاه مگنوسلولار فراهم می کند (آندرسون و جانسون، 2003).
ماتریس هامفری سطوح بالایی از توانایی تفکیک کننده در تشخیص آسیب عملکردی اولیه در بیماران در معرض خطر نشان داده است (اسپری و همکارانش، 2005؛ به نقل از زیپری و جانسون، 2008). مطالعات گوناگون نتایج امید بخشی در استفاده از ماتریس هامفری را با توجه به دقت ، درستی ، حساسیت ، ویژگی و پایایی بالای آن نشان داده اند (جانسون و همکارانش، 1999؛ تیورپین و همکارانش، 2003؛ آرتز و همکارانش، 2005؛ آندرسن و جانسون، 2005؛ به نقل از زیپری و جانسون، 2008). هم چنین، ماتریس هامفری قابلیت های تشخیصی معنی داری در تشخیص و توصیف آسیب میدان بینایی با توجه به نقص مگنوسلولار ارائه می دهد که آن را برای غربال گری، تشخیص و بررسی پیشرفت درمان گلوکوم ایده آل می سازد (جانسون، 2003؛ فینگرت و جانسون، 2003؛ به نقل از زپیری و جانسون، 2008). به طورکلی، مطالعات نشان داده اند که پریمتری FDT قادر است آسیب میدان بینایی ناشی از گلوکوم و دیگر اختلالات عصبی و چشمی را با حساسیت و ویژگی بالا تشخیص دهد (زپیری و جانسون، 2008، به نقل از خسروانی، 1389)
در این جا، چند اختلال با آسیب گذرگاه مگنوسلولار که با بهره گرفتن از ابزار ماتریس هامفری بررسی شده است، مطرح می شود:
سندرم استریف بروز کاهش در شدت بینایی هر دو چشم، با دوربینی بدتر از نزدیک بینی می باشد. این سندرم بیشتر در کودکان حول سن بلوغ، اغلب با وضعیت های پراسترس و مشکل دار زندگی و مدرسه دیده می شود. آزمون ماتریس هامفری یک پریشانی کلی در میدان بینایی در این بیماری نشان می دهد به طوری که انحراف معیار بسیار کاهش می یابد. اما نقص اساسی در الگوی انحراف دیده نمی شود. این یافته ها نقص در مسیر مگنوسلولار را نشان می دهند (پاتل، 2004).
نقص ساکادیک : ساکاد شامل حرکات توأم چشم است که اجازه می دهد دستگاه بینایی مکرراً به نقطه مورد توجه، متمرکز شود. مسیری که ساکاد را آغاز می کند در سابقه ی مغز قرار گرفته و با درون داده های لوب پیشانی فعال می شود (هانس و یورتز، 2001؛ اسکال ، 2002؛ به نقل از پاتل، 2004). موقع مطالعه لازم است پیام های دیداری ما بین حرکات سریع چشم تعدیل شود. این عمل توسط فرونشانی های ساکادیک انجام می شود (تیل و همکارانش، 2002؛ به نقل از پاتل، 2004). اگرنقص هایی در مسیر M وجود داشته باشد، این فرونشانی ها می تواند تحت تأثیر قرار گیرد. در این مورد، تجربه رد دیداری یا پوشانندگی واژه که می تواند موجب آشفتگی دیداری شود، غیر معمول نیست. در واقع، تعدیل ها به جلوگیری از آشفتگی دیداری در هنگام خواندن کمک می کند (روز و دیگران، 2001؛ روز و دیگران، 1996؛ بار و همکارانش، 1994؛ به نقل از پاتل، 2004) . در این بیماری نیز آسیب میدان بینایی و کاهش در انحراف معیار دیده می شود. هم چنین، کاهش قابل توجهی در تثبیت مرکزی وجود دارد که در بیشتر بیماران قابل توجه است. همه این شواهد حاکی از نقص مگنوسلولار در این اختلال می باشد.
آمبلیوپیا : یکی از بی شمار وضعیت هایی است که ممکن است شامل بی نظمی هایی در گذرگاه مگنوسلولار یا پارووسلولار، یا ترکیبی از هر دو باشد. عقیده کلی مبنی بر این است که در آمبلیوپیک دوبین، میدان های FDT، با حساسیت کاهش یافته تونلی و انحراف معیار کاهش یافته، آسیب دیده است. در حالی که بیمارانی با آمبلیوپیایی انکساری، میدان های FDT سالم تری دارند. این آسیب ها با بهره گرفتن از ابزار ماتریس هامفری که از تکنولوژی بسامد دو برابر استفاده می کنند، قابل ارزیابی هستند (پاتل، 2004).
گلوکوما : نقص انتخابی گذرگاه مگنوسلولار در گلوکوما و توانایی FDT در آشکار ساختن این نقص ها به خوبی به اثبات رسیده است. ماتریس هامفری با بهره گرفتن از تکنولوژی بسامد دو برابر همان طور که گفته شد توانایی بالایی در تشخیص زود هنگام این بیمار – به واسطه تشخیص نقص مگنوسلولار دارد (همان منبع).
آسیب ضربه ای مغز (TBI) : جراحت های مغزی که به آسیب مسیرهای دیداری از شبکیه تا لوب های پس سری منتج می شود، اغلب به آسیب های میدان بینایی منجر می شود که مشخص کننده قسمتی از مسیری است که آسیب دیده است. ماتریس هامفری تحت تأثیر بیمارانی با نقص های گذرگاه مگنوسلولار و آسیب میدان بینایی قرار می گیرد. میدان های بینایی FDT دربیماران دچار آسیب ضربه ای مغز، معمولا” یک کاهش حساسیت مرکزی و یک آسیب منتشر شده کلی در حساسیت با توجه به انحراف معیار کاهش یافته نشان می دهد (خسروانی، 1389).
این ها مواردی بودند که FDT در به دست آوردن اطلاعاتی برای تشخیص و درمان مفید واقع می شود و موارد بالقوه زیادی برای کاربرد این تکنولوژی، زمانی که مسیر M دربسیاری تکالیف دیداری درگیر است وجود دارد. طیف وسیعی از مشکلات عملکرد دیداری ممکن است با بهره گرفتن از این ابزار مورد بررسی قرار گیرد (همان منبع).

2-3- جمع بندی

تحقیقات انجام شده تا به امروز، با بهره گرفتن از تکالیف مختلف به بررسی نقص مسیر مگنوسلولار در اسکیزوفرنیا و سایر اختلالات پرداخته اند. نتایج به دست آمده از این مطالعات بیشتر هماهنگ با بدکاری سیستم مگنوسلولار در اختلال اسکیزوفرنیا می باشد. به نظر می رسد ابزاری مورد نیاز است که به طور خاص بر ویژگی های منحصر به فرد این مسیر تمرکز کند و با توجه به این ویژگی ها، نقص مذکور را مورد ارزیابی قرار دهد.
ابزار ماتریس هامفری یک دستگاه بینایی سنجی دقیق، مجهز و کامل با اعتبار بالا است که با بهره گرفتن از تکنولوژی بسامد دو برابر ویژگی های خاص گذرگاه مگنوسلولار را مورد ارزیابی قرار می دهد و به منظور بررسی نقص این گذرگاه در اختلالات چشم پزشکی فراهم شده است. ما در این پژوهش از این ابزار به منظور بررسی نقص مگنوسلولار افراد دارای شخصیت اسکیزووتیپی استفاده می کنیم.
با توجه به تحقیقات صورت گرفته و پژوهش های مذکور نقص دستگاه مگنوسلولار در بیماران اسکیزوفرنی تأیید شده است. با این وجود این، هنوز نمی دانیم که آیا نقص مذکور ثانوی بر بیماری اسکیزوفرنی است یا یک نقص اولیه است.
اختلال اسکیزوتایپی در بستگان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی شایع تر از گروه های شاهد است. این اختلال دارای آسیب پذیری مشترکی از لحاظ ژنتیکی با اختلال اسکیزوفرنیک است. اگر افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال نیز مانند بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در مسیر مگنوسلولار نقص داشته باشند می توان گفت که نقص دستگاه مگنوسلولار در بیماران اسکیزوفرونی قبل از وقوع بیماری وجود دارد و می تواند یک عامل مهم و زمینه ساز برای ایجاد اختلال اسکیزوفرنی باشد.

2-4- فرضیه تحقیق

افراد دارای ویژگیهای شخصیتی اسکیزوتایپال نسبت به افراد بهنجارعملکرد مسیر بینایی مگنوسلولار معیوبی دارند (حساسیت تباین کمتری دارند).

فصل سوم

روش تحقیق

3-1. مقدمه

در این فصل به بررسی چارچوب تحقیق می پردازیم. بدین منظور ابتدا به جامعه آماری، گروه نمونه و شیوه نمونه گیری پرداخته می شود سپس، ابزارهای مورد استفاده، در این پژوهش و شیوه کاربرد آن ها به تفصیل توضیح داده می شود. طرح پژوهشی و روش های آماری به کار گرفته شده در پایان فصل مورد بحث قرار خواهد گرفت.

3-2. جامعه آماری

جامعه آماری تحقیق حاضر شامل افراد دارای ویژگی های شخصیتی اسکیزوتایپی هستند، که با توجه به نمره آن ها در پرسشنامه اسکیزوتیپی از بین بستگان درجه اول بیماران اسکیزوفرنی که در بیمارستان های روان پزشکی شیراز بستری شده اند انتخاب خواهند شد. افراد گروه مقایسه نیز از بین کارکنان درمانگاه مطهری با توجه به متغیرهای سن وجنس گروه اول انتخاب خواهند شد.

3-3. نمونه آماری

نمونه آماری این تحقیق شامل 30 نفر با ویژگی های شخصیتی اسکیزوتایپال و 30 نفر از افراد بهنجار به عنوان گروه گواه و مقایسه است.

3-4. روش نمونه گیری

گروه مورد مقایسه به روش نمونه گیری در دسترس از بین بستگان و خویشاوندان درجه اول بیماران مبتلا به اختلال اسکیزوفرنیا بودند که در بیمارستان حافظ و ابن سینا شیراز بستری بودند. بر اساس ملاک های شمول و رد انتخاب شدند. . ملاک های شمول برای گروه اسکیزوتایپال شامل احراز نمره بالاتر از نرم در پرسشنامه اسکیزوتیپی، خویشاوند درجه اول بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی بودن، قرار داشتن در محدوده سنی 15 تا 30 سالگی و نداشتن نقص های بینایی آشکار می باشد. ملاک های رد برای این گروه نیز شامل هرگونه تشخیص اختلال روانی و یا سابقه ابتلاء به آن، ضربه سر، تصادف و اختلالات چشم پزشکی می باشد.
افراد عادی نیز از بین کارمندان و پرسنل بیمارستان مطهری شیراز که دستگاه پریمتری هامفری در آن جا مستقر بود بر اساس سن وجنس گروه مورد مقایسه و ملاک های شمول و رد در زیر انتخاب شدند. ملاک های شمول برای گروه مقایسه نیز شامل احراز نمره پایین تر از نرم در پرسشنامه اسکیزوتایپی و قرار داشتن در محدود سنی 15 تا 30 سالگی است، ملاک های رد شامل ابتلا به یکی از اختلالات روانی، در خود فرد یا اعضاء خانواده او، سابقه ضربه سر، تصادف و اختلالات چشم پزشکی می باشد.

3-5. ابزار پژوهش

3-5-1. دستگاه پریمتری ماتریس هامفری
ماتریس هامفری آخرین نسل پریمتری تکنولوژی بسامد دو برابر است که برای حرفه های مراقبت چشم، با هفت آزمون، در سال 2003 ساخته شد. این دستگاه اولین بار در اوایل دهه 80 میلادی توسط کارخانه زایس عرضه شد و طی سال های اخیر با پیشرفت های حاصل شده در علوم تجربی و نظری تغییرات زیادی جهت افزایش دقت کار، راحتی بیمار در حین تست و ارائه داده های بیشتر و قابل اعتمادتر به پزشک در آن داده شده است. به طوری که عملا” در اکثر مطالعات مرتبط با میدان بینایی از نتایج به دست آمده توسط این دستگاه استفاده شده است. ارزیابی میدان بینایی در کمک به تشخیص و پیگیری بیماران سیستم اعصاب مرکزی مانند ضایعات فراگیر، حوادث عروق مغز و تروماهای سر نیز کاربرد وسیعی دارد. هم چنین، توانایی آن در تشخیص نقص های گذرگاه مگنوسلولار، با بهره گرفتن از تکنولوژی بسامد دو برابر، آن را یک ابزار عالی در کنترل گلوکوم می کند (نیلفروشان، 1387،ص8).

این ابزار آزمون هایی با الگوهای متفاوت ارائه محرک دارد. ماتریس هامفری 7 آزمون دارد که این آزمون ها در الگوی ارائه محرک ها، مدت آزمون، تعداد آزمون های به عمل آمده، دوری از مرکز میدان بینایی و تعداد و الگوی مکان های میدان بینایی که آزمون می شود و هم چنین ویژگی های محرک های به کار برده شده (اندازه و بسامد زمانی) تفاوت دارند (زپیری و جانسون ،