دانلود پایان نامه رشته روانشناسی درباره تحلیل اطلاعات

ی به محرکهای دارای بسامد فضایی پایین پاسخ می دهند، در حالی که رشته های عصبی پاروو به طور ترجیحی به محرک های دارای بسامد فضایی بالا پاسخ میدهند. عصب های مگنوسلولار همچنین به طور متفاوتی به حرکت و به سطوح پایین تباین روشنایی حساس هستند. در تباین پایین، عصبهای مگنوسلولار عملکردهای نیرومند غیر خطی نشان می دهند، در حالی که سلولهای پاروو در سطوح تباین کمتر از 16%، ضعیف پاسخ میدهند. در عوض این سلولها، در تباینهای بالاتر پاسخهای خطی نشان میدهند. بنابراین، در سطوح پایین تباین، اطلاعات دیداری به طور اولیه از طریق گذرگاه مگنوسلولار به قشر مخ برده میشود، در حالی که هر دو گذرگاههای مگنوسلولار و پاروسلولار در تباینهای بالاتر درگیرند وسهم نسبی آنها به ویژگیهای محرکها، از قبیل بسامد فضایی، وابسته است.
تحقیقات اخیر نشان داده اند که مسیرهای پشتی و شکمی ادامه ساده سیستم های زیر قشری مگنو و پاروو نیستند. یک درون داده قوی از مگنوسلولار به مسیر شکمی می رود هم چنین مسیر پشتی نیز از پارووسلولار و کونیوسلولار درون داده دریافت می کند (اسکاتن و اسکولیس ، 2006).

از لحاظ عملکرد تفاوت اساسی بین سه مسیر مگنوسلولار، پارووسلولار و کونیوسلولار این است که سیستم های پارووسلولار و کونیوسلولار اطلاعات رنگ را حمل می کنند. در قشر بینایی، ترکیب قابل توجهی از داده ها از سه سیستم زیر قشری وجود دارد (سینکیچ و هورتون ، 2005).

2-2-2-گذرگاه بینایی مگنوسلولار و پارووسلولار
گذرگاه عصبی مگنوسلولار یک مسیر بینایی است. در مسیربینایی سه مسیر اصلی وجود دارد: مگنوسلولاز، پارووسلولار و کونیوسلولار.
آکسون های شبکیه از میان اعصاب بینایی صعود کرده و به هسته های زانویی جانبی پشتی در تالاموس می رسند. این هسته ها متشکل از شش لایه هستند و هر یک از آن ها فقط از یک چشم اطلاعات دریافت می کنند. اجسام سلولی نورون های موجود در دولایه داخلی بزرگ تر از چهار لایه بیرونی است. از این جهت، دو لایه داخلی را لایه های مگنوسولار (بزرگ سلولی) و چهار لایه بیرونی رالایه های پارووسلولار (کوچک سلولی) می نامند، که این لایه های سلولی در هسته های زانویی پشتی یافت می شوند. این دو دسته لایه های سلولی متعلق به دو سیستم مختلف هستند که هر یک برای تحلیل اطلاعات بینایی متفاوتی اختصاصی یافته اند.
نورون های موجود در هسته های زانویی جانبی، آکسون هایشان را از طریق انشعاب های بصری به قشر اولیه بینایی که اغلب به قشر مخطط معروف است می فرستند (کارسون، 1992،ص131).
گذرگاه مگنوسلولار، ظاهراً زودتر تکامل یافته و در همه پستانداران و از جمله نخستی ها یافت می شود. گذرگاه پارووسلولار فقط در نخستی ها وجود دارد. گذرگاه مگنوسلولار عهده دار وظیفه تحلیل شکل، حرکت و عمق می باشد. گذرگاه پارووسلولار صرفا در کارکردهای بینایی نخستی ها دخالت دارد: ادراک رنگ و دیدن جزئیات. صدمه به گذرگاه پارووسلولار موجب از دست دادن توانایی رنگ بینی و دید جزئی می شود، اما ادراک شکل، حرکت و عمق دست نخورده باقی می ماند. تمایز میان گذرگاه های مگنوسلولار و پارووسلولار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بسیاری از رشته های عصبی موجود در لایه های پارووسلولار به فام های مختلف پاسخ می دهند. آن ها هم چنین در تفکیک پذیری مکانی، نیرومند و در تفکیک پذیری زمانی، ضعیف هستند؛ به این معنی که، به راحتی قادر به ردیابی جزئیات اشیاء هستند، ولی به کندی و در مدت زمانی بیشتری پاسخ می دهند. در مقابل، رشته های عصبی موجود در لایه های مگنوسلولار کوررنگ بوده، نمی توانند جزئیات را ببینند، ولی با سرعت بیشتری به محرک دیداری پاسخ می دهند و با آن که از تیزی بینایی کمتری برخوردارند، قادرند تضادهای ناچیز بین تاریکی و روشنایی را ردیابی کنند. این سلول ها در برابر حرکت و ناهمخوانی شبکیه ای حساس ترند (کارلسون، 1992، ص132).
خصوصیات تشریحی گذرگاه مگنوسلولار:
اطلاعات ورودی بیشتر از مخروط های پیرامونی.
سلول های گانگلیونی بزرگتر از (M، Y، سلوهای آلفا یا پاراسولش ).

آکسون هایی با قطر بزرگ (کلفت)؛ انتقال سریع تر.
سیناپس در دو لایه درونی هسته های زانویی جانبی.
خصوصیات تشریحی گذرگاه پارووسلولار:
اطلاعات ورودی بیشتر از مخروطهای ناحیهی لکه زرد (ناحیه مرکزی دید).
سلولهای گانگلیونی کوچکتر(x, p سلولهای بتایا میدگت).
آکسونهایی باقطر کوچک (باریک)،سرعت انتقال آهستهتر.
سیناپس در 4 لایه بیرونی هستههای زانویی جانبی.
عملکردهای گذرگاه مگنوسلولار:
سیستم مکان یابی، برای ردیابی سریع و گوش به زنگی.
عدم تشخیص رنگ.
دید پیرامونی.
سلول های گانگلیونی پاسخ زودگذر نشان می دهند؛
پاسخ های غیر خطی.
پاسخ زمانی سریع (ادراک حرکت).
عملکردهای گذرگاه پارووسلوولار:
سیستم شناسایی، برای جزئیات دیداری،
تشخیص رنگ،

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تفکیک پذیری فضایی بالا.
دید مرکزی، سلول های گانگلیونی پاسخ تقویت شده را نشان می دهند.
پاسخ خطی .
پاسخ زمانی آهسته تر (آندرسون و جانسون ، 2003).
سلول های مگنوسلولار دارای یک میدان گیرندگی بزرگ بوده و در رابطه با حرکت و درک موقعیت فضایی عمل می کنند.
بنابراین، عموماً این گذرگاه در ادراک حرکت نقش دارد، رشته های عصبی موجود در لایه های مگنوسلولار کورونگ بوده و نمی توانند جزئیات را ببینید ولی با سرعت بیشتری به محرک های دیداری پاسخ می دهند. این سلول ها در برابر حرکت و ناهمخوانی شبکیه ای حساس ترند (کارسون، 1992، ص133).
مطالعاتی که بر روی نقایص ادراکی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا صورت گرفته است، به دو دسته کلی تقسیم می شوند: نقایص مرتبط با سازمان دهی ادراکی و نقص در مراحل اولیه پردازش اطلاعات. در خصوص نقص در مراحل تحلیل(پردازشی)، ادراک بینایی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا نتایج متناقضی وجود دارد. عده ای از محققان وجود نابهنجاری در گذرگاه سلولی مگنو را در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا عامل ایجاد کننده نقایص شناختی در این اختلال می دانند و عده ای دیگر این نظریه را رد میکرد.

2-2-3- حساسیت تباین
یکی از راه های موثر و قابل اطمینان برای مجزا کردن فعالیت مگنوسلولار در آزمایشات روان تنی، اندازه گیری حساسیت تباین است (اسکاتن، 2000، به نقل از اسکاتن و اسکویلس، 2007). از مطالعاتی که در آن جراحاتی به لایه های گوناگون هسته های زانویی جانبی ممیون ها وارد می آمد، دریافتند که کاهش در حساسیت تباین به دنبال آسیبهایی در لایه های مگنوسلولار، منحصرند به مواردی که در آن محرک ها از نوع بسامد فضایی پایین و یا بسامد زمانی بالا هستند وجود دارد(مریگان، بیرن، مائونسل، 1991، مریگان، کاتز، مائونسل، 1991، مریگان و مائونسل، 1993، 1990، اسکیلر،‌ لوگوئتیز و چارلس ، 1990، به نقل از اسکاتن، 2007)و مطالعات روان تنی در انسان ها با این یافته ها همسویی دارند (لیگ، 1978، تولهورست ، 1975، به نقل از اسکاتن و اسکویلس، 2007).
در مطالعه ای از کری، کلمن، جانکا و نبوک (2005)، یک تکلیف ارزیابی مبدا فضایی به کار برده شده که در آن محرک ها شامل سه دسته بودند: نقاطی با تباین پایین (5٪) ، شبکه های بسامد دو برابر (25 هرتز)، و نقاط معین شده توسط رنگ دارای روشنایی یکسان، دو موقعیت اول نشان دهنده نقص مگنوسلولار می باشد. در مقابل، رنگ دارای روشنایی یکسان پردازش اطلاعات را به سمت گذرگاه پاروسلولار هدایت می کند. نتایج این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی دارو درمانی شده و دارو درمانی نشده، همانند خویشاوندان بیولوژیکی اشان به طور ثابت، آسیب های قطعی تری در موقعیت های تباین پایین و بسامد دو برابر، نسبت به موقعیت روشنایی یکسان، نشان می دهند. این یافته ها از نقص گذرگاه مگنوسلولار در اسیکزوفرنیا حمایت می کند، چرا که تباین پایین و بسامد دو برابر یک شاخص بسیار محتمل برای ناکاآمدی مگنوسلولار می باشد (خسروانی، 1389، ص55).
اگر چه حساسیت تباین مستقیم ترین و معتبرترین آزمون روان – تنی برای بررسی حساسیت مگنوسلولار است، اما این تنها آزمون فعالیت مگنوسلولار نیست که در ارتباط با بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی به کار رفته است.

2-2-4-تصویربرداری مغز
مارتینز، هیلیارد، دیاز، هاگلر، باتلر، گایلفویل و دیگران(2008)، از تصویربرداری کارکردی رزونانس مغناطیسی برای بررسی اساس نوروفیزیولوژیکی نقصهای پردازش دیداری در اسکیزوفرنیا و به ویژه نقش بالقوه بدکاری مسیر مگنوسلولار، استفاده کردند. محرکهای به کار رفته در این مطالعه به طور انتخابی متمایل به فعال کردن هر یک از دو گذرگاه مگنوسلولار و پاروسلولار بودند ودر طیف گستردهای از بسامدهای فضایی، هم تباین بالا و هم تباین پایین ارائه شدند. در این پژوهش، شبکه های سینوسی که به طور نظامدار درمحتوای بسامدهای فضائی تغییر میکنند در سطوح پایین وبالای تباین، به آزمودنیها ارائه شدند تا به طور افتراقی فعالیت گذرگاه مگنوسلولار و پاروسلولار را بر اساس تفاوتهای به اثبات رسیده، در نیمرخهای پاسخ عصبی تحت تاثیر قرار دهند. پاسخ همودینامیک استخراج شده توسط بسامدهای فضایی مختلف روی لوب پسسری و سپس روی تمام مغز ترسیم شدند. طرحهای شبکیهای برای تعیین مکان فعالسازیهای پسسری با توجه به مرزهای مناطق بینایی v1 وv2، به کار برده شدند که برای هر آزمودنی نشانگذاری شد. در این مطالعه، بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا نسبت به گروه کنترل فعالیت کاهش یافته مشخص تری در بسامد های فضایی پایین، (اما نه بسامد فضایی بالا)، در مناطق متعدد لوب های پس سری، آهیانهای و گیجگاهی نشان دادند. به علاوه، تفاوت آزمودنیهای مبتلا به اسکیزوفرنی و گروه کنترل بیشتر زمانی که محرکها در سطوح پایین تباین بودند، آشکار شد.
این یافته ها از نقص مسیر بینایی مگنوسلولار در اسکیزوفرنیا حمایت کرد و به علاوه پیشنهاد می کند که این نقصهای پردازش حسی ممکن است در نقصهای شناختی سطح بالا در حافظه فعال، عملکرد اجرایی و توجه نیز می تواند نقش داشته باشد.
با وجود شواهد نوروفیزیوژیکی و رفتاری از بد کاری دستگاه بینایی در بیماری اسکیزوفرنیا، برخی مطالعات تصویر برداری کارکردی رزونانس مغناطیسی(FMRI)، (برائوس و دیگران،2002، بارک و دیگران،2003، به نقل از خسروانی، 1389، ص22) فعالیت بی نقص قشر بینایی و یا حتی فعالیت افزایش یافته قشر بینایی (رنشو و دیگران،1994، به نقل از مارتینز،2008)، در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در مقایسه با افراد گروه کنترل را نشان دادهاند. یک محدودیت این مطالعات شاید ماهیت محرکهای به کار رفته برای ایجاد فعالیت دیداری باشد که نوعآ” از محتوای تباین بالا و بسامد فضایی نا معین بودند (مارتینز،2008).

2-2-5- پتانسیل فراخوانده دیداری
الگوی آزمایش دیگری که در ارزیابی حساسیت سیستم مگنوسلولار به کار رفته است، پتانسیل های فرا خوانده دیداری است. باتلر و دیگران (2001)، این دیدگاه را در تحقیقاتشان به کار بردند. در این مطالعه، برای مجزا کردن فعالیت سیستم های مگنوسلولار و پارووسلولار محرک ها به دو روش دستکاری شدند: بسامد فضایی و رنگ. داده های به دست آمده از این مطالعه حاکی از وجود نقص سیستم مگنوسلولار در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بود.
باتلر و دیگران (2001)، هم چنین با توجه به ویژگی های افتراقی سلول های مگنوسلولار و پاروو سلولار (یعنی تباین روشنایی و رنگ) با بهره گرفتن از VEPs (پتانسیل فراخوانده دیداری) حالت ثابت، نقص گذرگاه مگنوسلولار را در بیماران اسکیزوفرنیک گزارش کرده اند.
نقص عملکرد مگنوسلولار در اسکیزوفرنیا در ایجاد نقص در پتانسیل های فرا خوانده حالت ثابت دیداری (SSVEP) نقش دارد (باتلر و دیگران، 2005، 2001)، چرا که گذرگاه مگنوسلولار درون داده های اولیه به مسیر پشتی را فراهم می کند. پیش بینی می شود نقص در عملکرد مگنوسلولار به نقص هایی در پردازش حرکتی منجر می شود.
همان طور که بیان شد نقص های پردازش حرکتی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا همراه با نقص هایی در پایین ترین سطح پردازش اولیه است که شامل گذرگاه دیداری مگنوسلولار می شود.
در مطالعه دیگر کیم، ویلی، پاستراناک، باتلر و جاویت (2005) با بهره گرفتن از دیدگاه ترکیبی عصب- زیست شناسی و رفتاری آستانه های تشخیص سرعت برای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و آزمودنی های بهنجار (که از لحاظ سن همتا شده بودند) با بهره گرفتن از یک روش پلکانی اندازه گیری شد. پردازش دیداری اولیه با بهره گرفتن از پتانسیل های فراخوانده ی ثابت، با تحریک متمایل به فعالیت هر یک از گذرگاهای دیداری مگنو و پاروو از طریق دستکاری تباین روشنایی، ارزیابی شد. در این مطالعه از پتانسیل های فراخوانده ثابت در پردازش دیداری اخیر استفاده شد. این مطالعه نشان داد که نقص ها در پردازش حرکتی در اسکیزوفرنیا به طور معناداری با کاهش فعالیت دستگاه بینایی مگنوسلولار مرتبطند.

2-2-6- نقصهای عصبی فیزیولوژیایی
یکی از مشکلات بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی مشکلات ادراکی است. ادراک یک فرآیند ذهنی یا روانی است که گزینش و سازمان دهی اطلاعات حسی و در نهایت معنا بخشیدن به آن را به گونه ای فعال بر عهده دارد.
ادراک فرآیندی است که در طی آن تجارب حسی معنادار می شوند و از این طریق انسان روابط امور و معانیاشان را در می یابد. به طور کلی، ادراک دارای مراحل گوناگون می باشد که شامل: دریافت یک محرک توسط گیرنده های حسی، انتقال درون داده به مراکز عصبی، دسته بندی اطلاعات و سازمان دهی به آن و در نهایت، معنادهی و ثبت در حافظه می باشد. چون بیشتر اطلاعاتی را که فرد از محیط اطرافش کسب می کند توسط تجزیه و تحلیل اطلاعات بینایی به دست می آید، عموم مطالعات انجام شده به مراحل ادراک و یا فرآیند های زیر بنایی ادراک بینایی اختصاص یافته است، به طوری که امروزه لفظ ادراک معادل ادراک بینایی قلمداد می شود. به طور اختصای تر، ادراک در دو سطح صورت می گیرد. سطح اول، نگهداری اطلاعات بینایی است که تحت عنوان مراحل اولیه از آن یاد می شود و سطح دوم مرحله تجزیه و تحلیل اطلاعات بینایی که از آن تحت مراحل پردازشی یاد می شود (مکارم، 1387، ص11).
شناخت نیز عالی ترین کاربرد مغز آدمی، حوزه ای وسیع است که ظرفیت هایی نظیر حافظه، ادراک، انتزاع، توجه و تمرکز را در بر می گیرد. (مکارم، 1387، ص10).
بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا، در پردازش اطلاعات در مغز، هم در سطوح شناختی (گلدمن ، 1994، گلدبرگ و گلد ، 1995، وینبرگر و گالهوفر، 1997، گرین، 1998، به نقل از باتلر، 2005) و هم در سطوح ادراکی (آدلر و دیگران، 1999، براف و دیگران، 1991، جاویت و دیگران، 1999، تورتسکی و دیگران، 2003، به نقل از باتلر و دیگران، 2005) نقص هایی را نشان داده اند. نقص های ادراکی به خوبی در دستگاه بینایی به اثبات رسیده است.
آسیب های پردازش دیداری در اسکیزوفرنیا به گذرگاه مگنوسلولار نسبت داده می شود و الگوی کلی نقص ها پیشنهاد می کند که اسکیزوفرنیا با بدکاری در سطوح قشری اولیه از گذرگاه مگنوسلولار و حتی زیر قشری مرتبط است.
گذرگاه مگنوسلولار از طریق V1 ، بیشتر به مسیر پردازش دیداری پشتی منتشر می شود. پیشنهاد شده است که فعالیت سریع مسیر پشتی یکسری اطلاعات تنظیم شده مهم برای عملکردهای مسیر شکمی فراهم می کند. مانند بازشناسی و ادراک اشیاء و پردازش وابسته به زمینه. بنابراین، بدکاری در گذرگاه مگنوسلولار بیماران اسکیزوفرنیک هم چنین ممکن است علت نقص های دیداری باشد که در باز شناسی اشیاء و پردازش حرکتی گزارش شده است (دونیگرو دیگران، 2001، 2002، جانستون و دیگران، 2005، تورتسکی و دیگران، 2007، به نقل از مارتینز و دیگران، 2008).
هم چنین، این نقص ها شامل آستانه های افزایش یافته برای ارزیابی محرک های دیداری (باتلر و دیگران، 2005، اداننل و دیگران، 1996، اسلاگویز و دیگران، 1998، به نقل از کیم و دیگران، 2006)، پاسخ کاهش یافته نوروفیزیولوژیکی به محرک