دانلود مقاله با موضوع یازده سپتامبر

که به عملیات تروریستی متوسل شده‌اند، وجود دارد؛ اما رسانه‌های غربی رفتارهای قبیح افراط گرایان مسلمان همچون القاعده را بیشتر برجسته کرده اند تا از جاذبه دین اسلام نیز آزاداندیشان غربی که رو به گسترش است، بکاهند.
نو محافظه کاران آمریکایی نیز خود از همین افکار رادیکالیسم مسیحی پیروی می‌کنند و در مقابل، دیگران را متهم به رادیکالیسم می‌نمایند. اریک لوران نویسنده فرانسوی از قول تام تانکردو، نماینده کلرادو درمجلس آمریکا می‌نویسد:
من معتقدم ما فقط با یک گروه معدودی که مذهب را به گروگان گرفته و از آن سوء استفاده می‌کند، رو به رو نیستیم، بلکه با تمدنی روبه رو هستیم که عزمش را جزم کرده است که ما را از بین ببرد و آن تمدن، اسلام رادیکال است. اسلام رادیکال قرن‌هاست که با مسیحیت دشمنی می‌کند.

او در سال 2005 «مجمع دفاع از دموکراسی و حقوق بشر در ایران» را تأسیس کرد. وی درباره مریم رجوی از سران گروهک منافقین می‌گوید:
شخصیتی است بسیار کاریسماتیک که به حقوق زنان و دموکراسی در ایران اعتقاد دارد. من از تلاش‌های او حمایت می‌کنم. می‌دانم آمریکا مجاهدین (منافقین) را تروریست به حساب می‌آورد، اما باید توجه داشته باشید آنها زمانی در فهرست سازمان تروریستی قرار گرفتند که کلینتون سعی کرد با ایران روابط سیاسی برقرار کند. ایرانی‌ها از آمریکا خواستند سازمان مجاهدین را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار بدهد و این کار فقط با انگیزه‌های سیاسی انجام شد و اصلاً به این معنا نیست که مجاهدین (منافقین) تهدیدی برای آمریکا به شمار می‌روند.
دکتر یورتودن هوفر نویسنده معروف آلمانی که به تازگی دو کتاب در این باره نگاشته و در آلمان جزء کتاب‌های پر فروش بوده است، درباره اتهام تروریستی ناروا به مسلمانان چنین می‌نویسد:
یکی از معروف ترین جملات کمیسیون ضد تروریسم، که در حال حاضر ایجاد شده است است: « همه مسلمانان تروریست نیستند، ولی همه تروریست‌ها مسلمانند». این ادعا کاملاً نادرست است. تا قبل از یادهم سپتامبر«ببرهای آزادی بخش تامیل» که در سریلانکا عمل می‌کردند، بدون تردید به عنوان خشن ترین سازمان تروریستی جهان معروف بودند و هزاران غیر نظامی ‌بی‌گناه را کشتند. این‌ها بودند که عملیات تروریستی انتحاری را به طور حرفه‌ای به حد کمال رساندند و دیگر تروریست‌ها از روش‌های آنان با همه جزئیاتش در دنیا و به ویژه در خاورمیانه تقلید کردند. این سازمان امروز هم مشغول بمب‌گذاری و قتل است. این تروریست‌ها هندو هستند و نه مسلمان. از آنجا که حملاتشان متوجه غربی‌ها نیست، در اخبار خیلی کوتاه به آنها اشاره می‌شود. اتحادیه اروپا در سال 2006 تعداد 48 سازمان در لیست تروریست ها قرار دارد که از این میان 36 سازمان هیچ ارتباطی با اسلام ندارد. این سازمان‌های غیر اسلامی‌که تحت عناوین «ضد امپریالیسم» «ضد سرمایه داری»، «ضد دولت هند» و یا «ضد دولت سنگال» فعالیت می‌کنند، در آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا تعداد بیشماری از غیر نظامیان را به قتل رسانده اند. این سازمان ها و عملیات آنها در افکار عمومی‌غیر جایگاهی ندارند؛ زیرا قربانیان این عملیات جزء حوزه فرهنگی ما نیستند.
این درحالی است که بروز و ظهور رادیگالیسم مذهبی، اساساً ریشه در سیاست‌های جنگ طلبانه غرب داشته وحتی نتیجه برخی از خشونت‌ها و اعمال تروریستی این گروه‌ها نیز مستقیم و یا غیر مستقیم از همین سیاست‌ها ناشی می‌شود و این حقیقت تا بدانجا پیش رفته است که به اعتراف بسیاری از دانشمندان غربی، طراحان یکی از بزرگ ترین عملیات تروریستی جهان (حادثه یازده سپتامبر) سازمان‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل بوده است و حتی در کشورهای اروپایی آثار متعددی برای اثبات این ادعا منتشر شدهاست. برای مثال در کتابی که یکی از نویسندگان آلمانی به نام «ولفگانگ اگرت» حدود یک سال پس از این واقعه تروریستی نگاشته، به افشای نقش سازمان‌های جاسوسی آمریکا (سی.آی.ای.) و اسرائیل (موساد) در این حادثه پرداخته است. شجاعت و صراحت این نویسنده به حدی است که نام این کتاب را به زبان آلمانی بر روی جلد چنین عنوان کرده است: «حمله شاهین: نقش پنهان موساد و سی. آی. ای. در ضربه یازده سپتامبر» با این عنوان بدون مراجعه به محتوای آن می‌توان برداشت دقیقی از دیدگان نویسنده درمورد این حادثه داشت. این قبیل عناوین بر روی جلد کتاب ها و مقالات علمی ‌و دیگر رسانه‌های گروهی و کشورهای غربی بدان جهت است که افکار عمومی‌اروپا و آمریکا نیز چنین باوری را پذیراست.
بنابراین، آموزه‌های اسلام و دیگر ادیان الهی خالی از خشونت وترور است و آنچه موجب خشونت می‌شود برداشت‌های فرقه گرایانه مذهبی است که در تمام ادیان یافت شده و اختصاصی به اسلام ندارد و نمی‌توان نام این دسته و فرقه خاص از یک دین را جنگ یک تمدن یا یک مذهب بر ضد مذهب دیگر تلقی کرد. همان کاری که دولتمردان آمریکایی برای مشورعیت بخشیدن به حضور نظامی‌خود در خاورمیانه درصدد القای آن به افکار عمومی‌جهان هستند. به همین دلیل بهتر است به جای اینکه به بررسی و ردیابی خشونت در مقررات دین خاصی پرداخته شود، بر روی فرقه ها و ویژگی‌های ساختاری حاکم بر آنها تمرکز شود.

1-2-3-5- تروریسم ومحاربه

درمحاربه، اخافه عمومی‌و به عبارت دیگر، قصد بر هم زدن امنیت عمومی‌مورد نظر است و نه هراس شخصی و یا انگیزه سوء قصد به جان مقامات سیاسی؛ به همین دلیل، برخی فقهای شیعه و اهل سنت در مورد قتل خلیفه سوم و شهادت حضرت علی (ع) که در اصطلاح امروزی به صورت ترور انجام شد، بر این مسئله که آیا این عمل محاربه است و جنبه عمومی‌دارد و یا قتلی است که جنبه شخصی دارد و در نتیجه تابع گذشت ولی دم خواهم بود، بر این عقیده اند که این مورد از مصادیق محاربه نیست و تنها حق قصاص برای ولی دم ثابت است.
از آنجا که در ترور حضرت علی (ع) قاتل ایشان، تنها قصد ترور آن حضرت را داشت و نه اخافه عمومی؛ بنابراین، آن حضرت توصیه فرمودند که بعد از ایشان، تنها قصاص شوند و این حاکی از آن است که ایشان نیز با قاتل خود رفتاری همچون محارب را نداشتند، اما در قتل خلیفه سوم به نظر می‌رسد که در یک آشوب جمعی کشته شد و فرد یا گروهی خاصی نیز قتل او را به عهده نگرفت. در این آشوب و اعتراض جمعی، حتی بعید است بتوان ثابت نمود که قتل وی از پیش طراحی شده بود، و در نهایت این مورد نیز از مصادیق محاربه نیست، اما اگر در این گونه موارد، قاتل مشخص باشد و امام عادل و از وی بخواهد که خود تسلیم کند تا حق قصاص اجرا شود، ولی او و همدستانش از تسلیم قاتل امتناع کنند، این سرپیچی از دستور امام عدل می‌تواند از موارد بغی باشد، چنان که در ارتباط حضرت (ع) و خوارج، این مسئله رخ داد، چون آن حضرت، قاتل یکی از قاتل یکی از مسلمانان را از خوارج تقاضا کرد تا قصاص شود، ولی آنان امتناع کردند که این امتناع موجب بغی شد.
اما در صورتی که سوء قصد یا کشتن مقامات سیاسی هم، به قصد اخافه عمومی‌و بر هم زدن امنیت عمومی‌باشد، ازمصادیق محاربه خواهد بود، چون هم از سلاح استفاده شده است و هم قصد بر هم زدن امنیت عمومی‌دارد.
بنابراین، قربانی جرم در مسائل امنیتی ممکن است در سه گروه تقسیم‌بندی شود: 1. امنیت عمومی‌مردم 2. کلیت نظام و حاکمیت با عنوان بر اندازی نظام؛ 3. حذف فیزیکی رهبران نظام در قالب ترور شخصیت‌های سیاسی بدون قصد بر اندازی نظام، بلکه حتی ممکن است درمواردی ترور این شخصیت ها به درست یا نا درست به قصد تقویت نظام صورت گیرد.
در محاربه، قصد بر هم زدن امنیت عمومی ‌مردم مهم است و قصد دیگر موارد باید به نوعی بازگشت به این قصد داشته باشد، و اگر قصد براندازی داشته باشد اصولاً در دایره بغی قابل بررسی است، مگر در موارد خاص که خواهد آمد، و در مورد ترور شخصیت‌های نظام (بدون قصد براندازی نظام) نیز عنوان محاربه اصولاً صادق نیست و به حسب مورد و با توجه به هدف مرتکب، ممکن است به نوعی قصد اخافه عمومی‌باشد؛ یعنی بر هم زدن نظم عمومی‌که محاربه صدق می‌کند و یا ممکن است با قصد براندازی باشد که بغی است و یا به قصد مخالفت با امام عدل که اگر دیگر شرایط بغی را نداشته باشد ممکن است از مصادیق جرم قتل موجب قصاص باشد و یا شروع به آن، اما واقعیت این است که رفتار مرتکب در این قبیل قتل ها را نمی‌توان صرفاً یک عنوان مجرمانه فردی در حد ارتکاب قتل عادی تلقی کرد، مگر اینکه قصد و غرض شخصی در میان باشد.
اما در ترویسم، حتی قتل یا سوء قصد به جان شخصیت‌های سیاسی هم می‌تواند مصداق ترور باشد و نیز تهدید به خشونت هم می‌تواند موجب تحقق آن باشد. به عبارت دیگر، در تروریسم، تفاوتی ندارد که قربانی جرم، مردم باشند و یا حکومت و یا شخصیت‌های حکومتی ولی در محاربه، قربانی جرم باید عموم مردم باشند که از آن به اخافه الناس تعبیر شده است اما در تروریسم، تفاوتی نمی‌کند که قربانی جرم، چه کسی باشد، مردم یا نظام سیاسی و یا شخصیت‌های سیاسی کشور، بلکه مهم این است که در عملیات تروریستی، رفتار خشونت بار و یا تهدید به خشونت وجود داشته باشد که موجب هراس شود.
البته ترویسم به معنایی که ما ارائه نموده ایم، بامحاربه از این جهت یکی است؛ ازاین رو، شاید با دقت بتوان گفت در ترور هم مانند محاربه باید به نوعی هراس عمومی‌و سلب امنیت مردم مورد نظر باشد و اگر با تهدید تروریسم، مثلاً فقط مسؤولان سیاسی کشور به هراس بیفتند و نه مردم، نمی‌تواند مصداق تروریسم باشد، اما در هر صورت در تروریسم باید عمل و رفتار خشونت بار یا تهدید به آن مانند محاربه، جنبه عمومی‌داشته باشد و نه جنبه شخصی و عداوت فردی که در این صورت ممکن است به حسب موردمطابق با یکی از جرای بر ضد اشخاص منطبق شود.

1-3- مفهوم دولت
1-3-1-تعریف دولت
دولت را در ساده ترین شکل می‌توان یک تشکل سیاسی دانست که قدرت برتر را درداخل مرزهای تعریف شده سرزمین ایجاد کرده و اقتدار از طریق مجموعه ای از نهادهای دائمی‌اعمال می‌کند در زبانهای فرانسه و انگلیس واژه State یا Etat از واژه لاینی Statas مشتق است و در لغت به معنی وضع و حالت یک شی آمده است از لحاظ اصطلاحی، دولت یک جامعه سیاسی نهادین شده متشکل از اجتماعی از انسان ها در قلمرو محدود با قدرت عالیه است.

1-3-1-1- دولت به معنای عام
دراین معنا دولت یک کلیت متمایز از سایر جوامع بوده و به نوعی جامعه سیاسی سازمان یافته و نهادین شده است که با دستگاه حکومت و یا افرادو نهادهای قدرت دولت نباید اشتباه پنداشته شود. واژه «State» برای این معنا بکاربرده می‌شود مثال «دولت ایران با دولت آلمان موافقتنامه سرمایه‌گذاری خارجی را امضا نمود» «دولت ایران به عضویت سازمان بین‌المللی انرژی اتمی ‌در آمده است». در این مثال ها دولت به معنای عام مقصود است؛ چرا که دولت ایران به عنوان یک جامعه سیاسی سازمان یافته و کلیت متمایز در برابر سایر جوامع، یعنی دولت آلمان وسازمان بین‌المللی انرژی اتمی‌در آمده است». در این مثال‌ها دولت به معنای عام مقصود است؛ چرا که دولت ایران به عنوان یک جامعه سیاسی سازمان یافته و یکست متمایز در برابر سایر جوامع، یعنی دولت آلمان و سازمان بین‌المللی انرژی اتمی‌ قراردارد. پس کل جامعه ایران اعم از ملت و تمام قوای حاکم طرف قرارداد می‌گیرد نه لایه‌ای از قوای حاکم نظیر قوه مجریه یا وزارت امور خارجه.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-3-1-2-دولت به معنای خاص
در این معنا دیگر واژه ی State و کلیت جامعه سیاسی مد نظر نمی‌باشد، بلکه بخشی از مجموعه جامعه سیاسی، یعنی قوه مجریه و مجموعه در داخل و سلسه مراتب این نهاد مورد نظر است که معادل «Governmena» می‌باشد مثال: «دولت تاریخ برگزاری انتخابات را تعیین نمود.» دولت آیین‌نامه اجرای قانون مالیات را تصویب