تحقیق دانشگاهی – تدوین و الویت بندی استراتژی های ارتقای گردشگری مقصدهای شهری نوظهور- قسمت …

تجهیزات جانبی: مهمانسراها، خدمات مربوط به رفت و آمد، تجارت و سامانههای اطلاع رسانی؛
تدارکات و تجهیزات برای گردشگران؛
میراث شهری بازسازی شده و آماده در خدمت گردشگران؛
تجهیزات تفریحی و سرگرم کننده ویژه؛
رویدادها و فرصتها.
سی سا (1983) عناصر گردشگری را در پنج دستۀ اصلی منابع گردشگری، زیرساختهای گردشگری، تسهیلات پذیرایی از میهمانها، تسهیلات سرگرمی و ورزشی و خدمات واسطهای گردشگری مورد بررسی قرار میدهد. از سویی سینگلر و استبلر (1997) عناصر صنعت گردشگری را در پنج دستۀ: حمل و نقل، اسکان و اقامتگاه، تسهیلات واسطهای، جاذبهها و سایر خدمات تقسیم بندی و بررسی میکنند (عباسپور،1389).
2-4-2)تاریخچه گردشگری شهری
صنعت گردشگری به ویژه گردشگری شهری پس از اتمام جنگ جهانی دوم (1950) با گسترش شهرنشینی، کاهش ساعات کار، توسعهی روز افزون راهها و شبکههای حمل و نقل، ارتقای سطح فرهنگ عمومی و اصلاح قوانین و مقررات تحولی شگرف یافت، به طوری که امروزه گردشگری به نمادهای عصر تمدن تبدیل شده است (رضوانی، 15:1377). به عبارت دیگر، می توان گفت انباشت و سرعت نوآوریهای تکنولوژیکی در عصر مدرن و پسامدرن در زیر فشارهای حاصل از این تکنولوژی سبب شکلگیری تحولات اجتماعی گردید؛ که یکی از این تحولات اجتماعی در جهان معاصر پدیدار شدن اوقات فراغت به عنوان یکی از نیازمندیهای اساسی جوامع معاصر و ملزومی برای تاب آوردن زندگی تحت سیطره تکنولوژی است (پاپلی یزدی و سقایی،35:1385). از سوی دیگر، نواحی شهری مکانهای مجزا و پیچیدهای هستند، که دارای چهار مشخصه عمومی؛ یعنی، 1- تراکم فیزیکی بالای ساختارها، جمعیت و کارکردها؛ 2- ناهمگنی اجتماعی فرهنگی؛ 3 – اقتصاد چند کارکردی؛ و 4- مرکزیت فیزیکی در درون شبکه راههای منطقهای و بین شهری است و به این صورت وقتی شهر به عنوان چنین مکانی پذیرفته شود، گردشگری توسعه پیدا میکند (رنجبر و همکاران،84:1390).
استنفیلد[84] (1964)، معتقد است که میان محیط شهری و غیرشهری اختلافی وجود دارد که باعث میشود ساکنین هر یک به دنبال تفریح و سرگرمی در محیط دیگر باشند. کریستالر[85] (1964)، نیز در همان سال پژوهشی در اروپا انجام داد و یک الگوی فضایی از رفتار گردشگران ارائه کرد که اظهارات استنفیلد (1964) را تا حدودی تایید میکرد. در این الگو، شهرها به عنوان مناطق گردشگرفرست و حاشیه شهرها و روستاها، به عنوان مناطق گردشگرپذیر مطرح میشوند. به همین دلیل بخش قابل توجهی از پژوهشهای گردشگری تا اواخر قرن بیستم، به گردشگری در روستاها و طبیعت پرداخته و گردشگری شهری و شهرها به عنوان یک مقصد چندان مورد توجه واقع نشده است.
در اواخر قرن بیستم، صنایع تولیدی به تدریج اهمیت خود را به عنوان ابزار اصلی رشد شهرها، از دست داد و به تدریج بخش خدمات به عنوان موتور محرّک اقتصادی شهرها شناخته شد؛ که یکی از این بخشهای خدماتی، بخش گردشگری است.
لاو (1992) چهار عامل مؤثر در توسعه گردشگری به عنوان یک بخش خدماتی را در شهرها این طور ذکر میکند:
افول صنایع تولیدی؛
نیاز به ایجاد فعالیتهای اقتصادی جدید و مقابله با بیکاری؛
شناخت اهمیت گردشگری به عنوان یک صنعت در حال رشد؛
نقش توسعه گردشگری در بازسازی و احیای مناطق شهری؛
نیری[86] (2006) دو عامل دیگر را نیز به عوامل فوق اضافه کرده است:
جهانی شدن
جایگاه ویژهی شهرها در انباشت سرمایه.
در چنین شرایطی گردشگری به عنوان گزینهای مناسب برای توسعهی شهرها شناخته شد؛ زیرا، شهرها به طور بالقوه، دارای بسیاری از جاذبهها مانند بناهای تاریخی، میراث فرهنگی، رویدادها و… میباشند.
به گفته رابینز[87] (38:1991)، حتی محرومترین شهرها نیز به دلیل برخورداری از میراث تاریخی و فرهنگی میتوانند در رقابت میان مقصدهای گردشگری شهری شرکت کنند‌ (همان:13).
از دهه نود میلادی موضوع گردشگری شهری، هم از سوی محققان گردشگری و هم از سوی پژوهشگران مطالعات شهری مورد توجه قرار گرفت.
شارپلی و رابرتز[88] (163:2005) موضوعاتی را که تاکنون در پژوهشهای گردشگری شهری مورد توجه قرار گرفتهاند این طور طبقهبندی کردهاند:
تقاضای گردشگری شهری: شناسایی گردشگری شهری، عوامل انگیزشی، اندازهگیری تقاضا، روندها و الگوهای تقاضا، رفتار مصرف کننده (گردشگر)، پیش بینی تقاضا و…
عرضهی گردشگری شهری: عناصر اصلی، عناصر ثانویه و عناصر جانبی (بر اساس الگوهای جانسن وربک،1986).
بازاریابی گردشگری شهری: پیشبرد شهرها، اصلاح برند و تصویر ذهنی شهرها؛
خط مشی، برنامهریزی و مدیریت: گردشگری و بازسازی، روابط و ساختارهای سازمانی (مشارکت، همکاری و شبکه ذینفعان)، خط مشیهای گردشگری.
اثرات گردشگری شهری: هزینه ها/منافع اقتصادی، توسعه اجتماعی فرهنگی، پایداری.
این توجه روز افزون به موضوع گردشگری شهری تا حدودی به دلیل اهمیت آن در تجدید حیات اقتصادی و زیست محیطی شهرها میباشد (سو[89]،19:2001). یکی از اهداف اصلی توسعه گردشگری شهری (و سایر انواع گردشگری)، توسعه اجتماعی اقتصادی مقصد و رفاه ساکنین محلی است. این توسعه در گردشگری شهری معمولاً با نام احیاء یا بازسازی مطرح میشود.
به گفته ی لاو (1992)، سرمایهگذاری در گردشگری؛ توسعهی امکانات، محیط فیزیکی و زیرساختهای شهری را در پی دارد که برای ساکنین شهر نیز مفید خواهد بود. چنین توسعهای باعث ارائهی تصویری مثبت از شهر شده و بازاریابی آن را تسهیل میکند. توسعهی این امکانات و افزایش تعداد گ

این مطلب را هم بخوانید :
مقاله - خسارت تأخیر تأدیه در نظام بانکداری بدون ربا- قسمت 4

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ردشگران باعث افزایش عِرقِ شهری در میان ساکنین مقصد میشود و از مهاجرت آنها جلوگیری کرده و افزایش جمعیت مقصد را به دنبال دارد. درآمدهای حاصل از گردشگری، سایر فعالیتهای اقتصادی را نیز رونق میبخشد و باعث بهبود و توسعه بیشتر جاذبهها و محیط شهرها و همچنین افزایش سرمایهگذاری میشود. بدین ترتیب توسعهی گردشگری در شهرها منجر به بازسازی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی شهر خواهد شد.
نمودار 3-2- استراتژی گردشگری شهری
رشد جمعیت
توسعه سایر فعالیتهای اجتماعی
گردشگران
چشم انداز گردشگری
سرمایهگذاری، ارتقای جاذبهها و محیط
بازاریابی
حفظ، ارتقا یا ایجاد امکانات جدید برای ساکنین محلی
تزریق سرمایه دولتی
تصویر جدید
مشاغل
بازسازی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی