سایت مقالات فارسی – تدوین و الویت بندی استراتژی های ارتقای گردشگری مقصدهای شهری نوظهور- قسمت 11

خرید
خدمات گردشگری
محدوده صنعت
محیط های انسانی، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، فناوری، فیزیکی، سیاسی و سایر
شکل شماره 4-2- الگوی سیستم گردشگری لیپر (اقتباس از کوپر و همکاران،5:1998)
اینسکسپ (1991) در زمینۀ نظام گردشگری به این نکته اشاره میکند که اگرچه صنعت گردشگری یک صنعت چندبخشی است و مدنظر قرار دادن آن به عنوان یک نظام از پیچیدگی خاصی برخوردار است ولی باید این صنعت را به عنوان یک نظام و دربردارندۀ بخشهای وابسته به هم در نظر گرفت تا بتوان به شکلی همپیوند، به تعریف، تحلیل، برنامهریزی و مدیریت آن پرداخت. او بر این نکته تأکید میکند که عرضه و تقاضای گردشگری باید در چارچوب تأمین اهداف اجتماعی و زیستمحیطی متوازن گردد (اینسکیپ،22:1991).
ونهوف (2005) نظام گردشگری را به عنوان چارچوبی تعریف میکند که بر هم کنش بین عرضۀ گردشگری در مقصد، عناصر اتصالی بین عرضه و تقاضا و تقاضای گردشگری را نشان میدهد. در نظام گردشگری تعریف شده از سوی ونهوف؛ عرضۀ گردشگری در مقصد یک عنصر کلیدی به شمار میرود (ونهوف،75:2005). عرضهکنندگان، عناصر کلیدی را فراهم میآورند که با همدیگر تجربۀ کلی بازدیدکننده را شکل میدهند (کراچ و ریچی،97:2003). در میان این عناصر، نیروی کار به عنوان عامل کلیدی به شمار رفته و دیگر عوامل عرضه شامل؛ تولیدکنندگان غذا و نوشابه، صنایع دستی محلّی و تولیدکنندگان تجهیزات (نظیر وسایل بازی در شهربازیها وتجهیزات کمپینگ) هستند. عرضهکنندگان از طریق کانالهای بازاریابی که به طور عمده شامل واسطهها (تورگردانها، خردهفروشان، برنامهریزان همایشها و کنفرانسها) و تسهیلکنندگان بوده و در زمینۀ کارآمدی عملکرد نظام گردشگری یاریرسان هستند (برای مثال جریان اطلاعات، بازاریابی، پول و دانش) با گردشگران به عنوان وجه تقاضای گردشگری مرتبط میگردند. دیگر عناصر اتصالی شامل انواع مختلف حمل و نقل هستند (ونهوف،75:2005-76).
پیرس (1995)، ماهیت ارتباط متقابل بین اجزای تقاضا و عرضه گردشگری را با استفاده ار ارائه سه مدل مختلف گردشگری توضیح میدهد: 1- مدل مبدأ-مقصد، 2- مدل ساختاری و 3- مدل تکامل تدریجی.
فورمیکا (2000)، به مطالعه ارزیابی جذابیت مقصد گردشگری به عنوان عملکرد رابطه متقابل بین عرضه و تقاضا پرداخت و پیشنهاد داد که سیستم گردشگری از منابع گردشگری موجود در مقصد پدیدار میشود جاذبههای گردشگری در تعیین میزان جذابیت و منحصر به فرد بودن مقصدهای گردشگری مهم هستند. وی همچنین پیشنهاد داد که اجزای عرضه گردشگری میبایست با منابع بازاریابی مسافرت از قبیل آژانسهای مسافرتی و تور اپراتورها به منظور تأمین و شناخت نیازها و خواستههای بازارهای تقاضا در پیوند و ارتباط باشد.
در حقیقت گردشگری صنعتی است که دارای دو بخش اصلی عرضه و تقاضا. تقاضای گردشگری در مبادی گردشگرفرست شکل میگیرد که در ماهیت خود ناپایدار و فصلی بوده و از انسجام لازم برخوردار نمیباشد. این تقاضا در مقصدهای گردشگرپذیر پاسخ داده میشود. این الگو علیرغم سادگی، قابل تعمیم به سطوح مختلف برنامهریزی گردشگری از محلی تا بینالمللی است و به گونههای مختلف گردشگری قابل انطباق است.
2-3-2-2)رویکرد توسعۀ پایدار[40]
روش توسعه پایدار مستلزم این است که منابع طبیعی و فرهنگی و سایر منابع گردشگری برای استفاده دائم در آینده حفظ گردند و همزمان منافعی برای جامعه امروز داشته باشد. شارپلی تحلیل مفیدی از تئوری توسعه، در ارتباط با توسعه پایدار ارائه مینماید. نقش رشد اقتصادی در ارتقاء رفاه انسانی، امکان جایگزینی سرمایههای طبیعی با سرمایههای انسانی ایجاد شده از طریق رشد اقتصادی و ابعاد تکنولوژیک گردشگری پایدار مشتق شده از منابع طبیعی و …. از جمله موارد مورد توجه شارپلی بودند و یک روش اساسی برای دستیابی به توسعه برنامهریزی زیستمحیطی است. این شیوه مستلزم آن است که کلیه عناصر محیط زیست با دقت مورد بررسی و تجزیه و تحلیل واقع شده و در تعیین مناسبترین نوع و محل توسعه فعالیتهای گردشگری مدنظر قرار گیرند. مفهوم کیفیت گردشگری نیز به توسعه پایدار مرتبط است؛ سطح بالای کیفیت گردشگری ضرورتاً به معنی گردشگری پر هزینه نیست بلکه به آن قسم از جاذبهها، تسهیلات و خدمات گردشگری اشاره دارد که در قبال پول هزینه شده به منافع ارزشمندی بیانجامد، از منابع گردشگری حمایت کند و موجب جلب رضایت گردشگرانی شود که نسبت به محیط زیست و جامعه بومی احترام قائل هستند (شارپلی[41]،7:2000-4).
3-3-2-2)رویکرد برنامهریزی جامع[42]
برنامهریزی جامع بلندمدت متضمن تعیین اهداف و مقاصد و الگوهای ترجیحی آینده است. سیاستها و برنامههای توسعه گردشگری باید برای دورههای نسبتاً بلندمدت (معمولاً بین 10 تا 15 و گاه 20 ساله) و بر مبنای قابلیت پیش بینی رویدادهای آتی در منطقه و کشور تهیه گردد. این دورههای زمانی ممکن است طولانی به نظر برسد ولی اجرای سیاستهای اساسی و طرحهای ساختاریافته معمولاً به زمانی این چنین نیازمند است. حتی توسعه و گسترش طرحهای خاص نظیر گردشگاههای عمده و پارکهای ملّی برای مقصدهای گردشگری نیز میتواند مستلزم صرف زمان طولانی باشد (اینسکیپ،25:1991).
4-3-2-2) رویکرد راهبردی
یک رویکرد به برنامهریزی گردشگری که اخیراً توجه خبرگان برنامهریزی گردشگری را جلب کرده، برنامهریزی راهبردی است (سازمان جهانی جهانگردی، 17:1384). در حالی که نتایج کار یک برنامه راهبردی و یک برنامه فراگیر بلندمدت ممکن است بسیار م

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

شابه باشند، اما برنامه راهبردی به جهت انطباق با شرایط بحرانی کمی متفاوت است. برنامهریزی راهبردی نوعاً بیشتر جنبۀ عملیاتی دارد و رویدادهای خلاف انتظار را مطمح نظر قرار میدهد (ضرغام،31:1375).
رویکرد راهبردی به رویکردی در برنامهریزی و مدیریت اشاره مینماید که در پی تحقق اهداف میان مدت و بلندمدت بوده و عملیات روزمره مدیریت را به سمت این اهداف سوق داده و از پیروی از اهداف موقت و کوتاه مدت باز میدارد، هر چند که منشأ پیدایش این رویکرد به بخش خصوصی و به دهه 1960 باز میگردد، اما امروزه بخش عمومی نیز به طور فزایندهای از آن استفاده مینماید. امروزه طرحهای استراتژیک در حوزۀ فراغت و گردشگری رو به افزایش میباشد. در حالی که برنامهریزی استراتژیک از لحاظ شکل و محتوا تغییر مییابد اما یک فعالیت اجتناب ناپذیر برای سازمانهای فراغت و گردشگری بخش عمومی محسوب میشود و پیشبینی میشود که این روند همچنان ادامه یابد (ویل[43]، 89:2003-88).
این نوع از برنامهریزی فی النفسه شیوهای است که از جامعیت کمتری برخوردار میباشد. توجه و تمرکز بر موضوعات مقطعی سبب میشود تا برنامهریزی راهبردی از دستیابی به اهداف بلندمدتی همچون توسعه پایدار منحرف گردد اما اگر برنامهریزی راهبردی در چارچوب سیاست و برنامهریزی منسجم بلندمدت بکار برده شود آنگاه میتواند شیوه بسیار مناسبی باشد (سازمان جهانی جهانگردی،26:1379).
5-3-2-2)رویکرد جامعه محور[44]
از آنجا که گردشگری برای منفعت مردم انجام میگیرد باید آنها را در فرایند برنامهریزی مشارکت داد. یکی از روشهای مشارکت مردم تشکیل کمیته راهبردی میباشد این کمیته، راهبردهایی را به تیم برنامهریزی ارائه میدهد و گزارشات، سیاستها و برنامههای پیشنهادی آنها را بررسی مینماید. این کمیته عموماً متشکل از سازمانهای دولتی مرتبط با گردشگری، بخش خصوصی و سازمانهای محلی، مذهبی و سایر سازمانهای مرتبط میباشد. شیوه مرسوم دیگر برگزاری همایشها پس از تکمیل برنامه میباشد. این گردهم آیی، موجب آگاهی عمومی مردم درباره اهمیت توسعه کنترل شده گردشگری و سیاستهای طرح میشود (همان:27).
اساساً گردشگری فروش محصولی تحت عنوان تجربه میباشد که در آن بازدیدکنندگان از تسهیلات و خدمات معینی استفاده مینمایند. باید از طریق فرایند برنامهریزی بین نیازهای بازار گردشگری و محصولات طوری انطباق برقرار کرد که در عین پاسخگویی به تقاضای بازار هیچ گونه زیانی در حصول به اهداف اجتماعی فرهنگی و زیست محیطی وارد نگردد.
گردشگری منافع اقتصادی مستقیم و غیر مستقیمی ایجاد مینماید که میتوان آنها را با برنامهریزی منسجم و دقیق بهینه نمود. بدون برنامهریزی نه تنها ممکن است این منافع بطور کامل محقق نشود، بلکه امکان دارد مشکلات اقتصادی نیز پدیدار گردند.
3-2) مدیریت استراتژیک و مدلهای تدوین استراتژی
قبل از پرداختن به مدلهای تدوین استراتژی، ارائه توضیحاتی راجع به استراتژی، برنامهریزی استراتژیک و مدیریت استراتژیک ضروری است.
1-3-2) تعریف استراتژی
برای استراتژی تعاریف متعددی ارائه شده است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
طرحهای مدیریت عالی برای کسب نتایج سازگار با اهداف بلند مدت و مأموریت سازمان ‌(پورتر[45]،6:2004).
استراتژی الگو یا برنامهای است که هدفهای اصلی سازمان، خط مشیها و اقدامات مربوط به آنها را در یک مجموعه منسجم میکند ‌(کویین[46]، 35:1980).
استراتژی ابزاری است که سازمان میتواند بدان وسیله به هدفهای بلند مدت خود دست یابد‌ (دیوید،38:1384).
استراتژی جهت و حوزه یک سازمان در بلندمدت است که مزیتهایی را برای آن از طریق تخصیص منابع در یک محیط در حال تغییر بوجود میآورد تا به ارضای نیازهای بازارها و برآوردن انتظارات گروههای ذینفع بپردازد. همچنین راهبردها را میتوان به عنوان هدف و حوزه کلی سازمان برای ارضای انتظارات مالکان یا گروههای ذینفع اصلی و افزودن ارزش به بخشهای مختلف یک موسسه تعریف کرد (بوهالیس[47]، 43:2000).
ویلن و هانگر نیز استراتژی را برنامه ای جامع میدانند که مشخص میسازد، چگونه سازمان به فلسفه وجودی و اهداف خود دست خواهد یافت (ویلن و هانگر،2007).
2-3-2) برنامهریزی استراتژیک
برنامهریزی راهبردی شیوهای است نظام یافته، به منظور تصمیمگیری و اجرای فعالیتها در خصوص شکلدهی رهنمود یک سیستم، کارکرد و علل آن. سیستم میتواند شهر یا منطقه یا ایالت و یا وظیفهای چون حمل و نقل یا آموزش و نظایر اینها باشد (مرادی مسیحی،8:1381). بنابراین برنامهریزی میبایست:
سکونتگاهها و جوامع را در دورههای طولانی هدایت کند؛
بر پایه ارزیابی واقعگرا از منابع محیط باشد:
مبتنی بر مشارکت گروهها، شرکا و ذینفعها در سکونتگاهها باشد (مک کلارن[48]،1:1996).
منظور از تدوین استراتژی، تعیین متغیرهای استراتژیک و؛ سپس، مدلسازی موضوع موردنظر در قالب یک ماتریس و یا مدل تصمیمگیری است که منجر به اتخاذ تصمیم و یا راهبرد مبنی بر تعیین ماهیت استراتژیهای اصلی میگردد. توسط این اقدام میتوان چگونگی محققسازی اهداف و تعامل سازمان با محیط را با انتخاب مناسبترین استراتژی اصلی تعیین نمود (ازهری،1391).
هیچگاه تمامی گزینههای استراتژیک مورد توجه استراتژیستهای سازمان قرار نخواهد گرفت چرا که از میان بینهایت راههای عملی قابل اجرا، باید مجموعهای از استراتژیهای مناسب و قابل اجرا مورد توجه قرار گیرند (دیوید،1379).
برنامهریزی استر
اتژیک تلاشی سازمان یافته و منظم برای اتخاذ سیاستهای بنیادی و انجام اقدامات اساسی است، که فعالیتهای یک سازمان (در این مورد مقصد) را در چارچوبی نظاممند شکل میدهد. فرایند برنامهریزی استراتژیک از دیدگاه برایسون بسیار منظمتر، مدبرانه و مشارکتیتر از سایر فرایندهاست (برایسون، 1381).
برنامهریزی استراتژیک، یک نوع برنامهریزی فرایندی است. دلیل فرایندی بودن برنامهریزی استراتژیک در نوع و گونهی پدیدههایی است که برای آنها برنامهریزی صورت میگیرد. از آنجا که این پدیدهها دائماً در حال تغییر هستند باید به گونهای برنامهریزی انجام گیرد که قابلیت بازخورد و تطبیق با شرایط جدید در آن وجود داشته باشد (ایوانز و همکاران،2003). مفهوم استراتژی سالیان متمادی به عنوان یک مفهوم نظامی به کار گرفته میشد. این مفهوم نیمه اول قرن بیستم میلادی در حیطه اقتصاد نیز وارد گردید و نیمه دوم این قرن وارد مباحث مدیریت و سازمان گردید. از این پس رویکرد برنامهریزی استراتژیک برای یک سیستم مورد استفاده قرار گرفت (مرادی مسیحی،3:1381).
برنامهریزی استراتژیک عبارت است از طراحی طرحهای بلندمدت برای مدیریت مؤثر فرصتها و تهدیدهای محیطی و بررسی نقاط قوت و ضعف شرکت (هانگر و ویلن، ترجمه اعرابی و رضوانی،24:1389).