مقاله – بررسی اثربخشی هوش معنوی و ذهن آگاهی بر بهزیستی روان‌شناختی و امید …

به نظر میرسد اگر تعاریف هوش معنوی، روشهای مختلف دانستن را در برنگیرند، ناقص هستند. در بررسی اخیر رابرت فورمن، افرادی که دارای سنین مختلفی بودند، معنویت را مفهومی تجربهای[۱۲۵] میدانستند تا فراعقلی[۱۲۶]. تمرینهای تأملی مانند مراقبه، به این دلیل که وابسته به آشنایی با سه روش متمایز دانستن است، برای پالایش هوش معنوی مناسب به نظر میرسد. سه روش دانستن عبارت‌اند از: حسی[۱۲۷]، عقلی[۱۲۸] و تأملی.[۱۲۹] به نظر میرسد این سه روش دانستن، بخش جداییناپذیری از هوش معنوی هستند که بعضی از افراد نشان میدهند. (وگان، ۲۰۰۳)
آگاهی هشیارانه و سازگاری با وقایع و تجارب زندگی و پرورش خودآگاهی ازجمله عوامل اصلی رشد هوش معنوی تلقی می‌شوند. علاوه بر این، بعضی از روشها، راهبردها و تمرینها برای رشد آن مفید تلقی می‌شوند؛ مثلاً وگان معتقد است هوش معنوی از طریق افزایش وسعت نظر و گشودگی و داشتن نقطه‌نظرهای مختلف، حساسیت زیاد نسبت به تجارب و واقعیاتی نظیر حالت تعالی[۱۳۰] (ماورایی) و موضوعهای معنوی، فهم عمیقتر نمادها و بازنمایی افسانهها و کهن‌الگوهای ناهشیار کشف نشده افزایش مییابد. (نازل، ۲۰۰۴)
هوش معنوی را میتوان با تمرینهای مختلف توجه، تغییر هیجانات و تقویت کردن رفتارهای اخلاقی افزایش داد. این تمرینها منحصراً متعلق به یک دین خاص یا آموزش معنوی خاص نیستند. گرچه هوش معنوی با رشد شناختی، هیجانی یا اخلاقی مرتبط است، ولی نمیتوان آن را با هیچ‌یک از آن‌ها برابر دانست.
ازآنجاکه هر یک از انواع مختلف هوش به میزان متفاوتی رشد می‌کنند، ممکن است در یک فرد یکی از آن‌ها رشد زیادی کند، ولی انواع دیگر رشد چندانی نکرده باشند. زمانی که موضوعات هیجانی یا اخلاقی حل‌نشده باقی میمانند، از رشد معنوی جــلوگیری می‌کنند. بلوغ معنوی به‌عنوان یــکی از جلوههای هوش معنوی، شامل درجهای از بلوغ هیجانی و بلوغ اخلاقی[۱۳۱] (روحیه اخلاقی) و رفتار اخلاقی[۱۳۲] می‌شود و خردمندی و دلسوزی برای دیگران را صرف‌نظر از جنس، قومیت، سن یا نژاد در برمی‌گیرد. میتوان گفت بلوغ معنوی دید عمیق و گستردهای است که با آگاهی همراه است و شامل ارتباط زندگی درونی ذهن بازندگی بیرونی می‌شود. (وگان، ۲۰۰۲)
زهر و مارشال معتقدند هوش معنوی از طریق جستجوی معنای اصلی موقعیتها، مطرح کردن «چرا» برای مسائل و تلاش برای برقراری ارتباط میان رویدادها رشد میکند. همچنین یادگیری و بازشناسی و گوش دادن به پیامهای شهودی راهنمایی کننده یا صدای درونی، متفکر بودن، بالا بردن خودآگاهی، آموختن از اشتباهات و صداقت داشتن با خود باعث افزایش هوش معنوی می‌شود. (نوبل، ۲۰۰۱؛ زهر و مارشال، به نقل از: نازل، ۲۰۰۴)
خودآگاهی برای افزایش بلوغ معنوی ضروری است. زمانی که توجه مستقیماً متوجه درون است، فرد ممکن است تلاش کند تا به احساس‌های ذهنی و تفکرات خود توجه نماید. در ابتدا، فرد ممکن است کاملاً درگیر موضوعات شخصی شود و نتواند ذهنش را حتی برای یک‌لحظه خالی کند. جذبه مسائل شخصی میتواند در صورت تلاش فرد برای تمرکز بر آن‌ها یا پرورش آگاهی بدون انتخاب، منحرفکننده باشد. آگاهی از امکان تغییر جهت ارادی توجه، میتواند آغازی بر فرایند کنار گذاشتن عادات فکری پیشین و الگوهای رفتاری باشد. روان‌درمانگران نیز آموزش میبینند تا سرگذشت دیگران را با توجه کامل و عدم دخالت خویش شاهد باشند. واضح است هنگامی‌که با ذهن آرام به دیگری توجه میکنیم، در پرتو هوش معنوی، زخمهای قدیمی التیام مییابند و قلبها گشوده می‌شوند. همراهی با دیگران با میانجیگری خاموش نیز میتواند اثرات درمانی داشته باشد. (وگان، ۲۰۰۲).
۲-۶-۶ هوش معنوی و سلامت روانی
پژوهشها و بررسیهای مختلف نشان دادهاند که میان معنویت و هدف زندگی، رضایت از زندگی و سلامت، همبستگی وجود دارد؛ (جورج و همکاران، ۲۰۰۰؛ کاس و همکاران، ۱۹۹۱؛ همچنین ر.ک: ویچ و چپل، ۱۹۹۲) مثلاً المر و همکارانش در بررسی تحقیقات انجام‌گرفته در مورد اثرات معنویت بر سلامت فرد، دریافتند که معنویت با بیماری کمتر و طول عمر بیشتر همراه است. افرادی که دارای جهتگیری معنوی هستند، هنگام مواجهه با جراحت، به درمان، بهتر پاسخ میدهند و به شکل مناسبتری با آسیبدیدگی و بیماری کنار میآیند (ایمونز، ۲۰۰۰) و میزان افسردگی در آن‌ها کمتر است. (مک دونالد، ۲۰۰۲) همچنین شواهد نشان میدهند که تمرینهای معنوی افزایشدهندۀ آگاهی و بینش نسبت به سطوح چندگانه هوشیاری (تعمق[۱۳۳]) هستند و بر عملکرد افراد تأثیر مثبتی دارند. وارنر در پژوهش خود با اندازهگیری میزان توجه و اجرای آزمون انعطاف شناختی[۱۳۴] در دو گروه آزمایشی و کنترل، نشان داد که تعمق (انجام تمرینهای تعمق برتر یا تیام)[۱۳۵]، رشد ذهنی را به شکل مثبتی تحت تأثیر قرار می‌نهد. کرانسون و همکاران[۱۳۶] نیز نشان دادند که تمرینهای تی ام در یک دوره دوساله باعث بهبود نمره هوشبر، توانایی یادگیری و زمان واکنش در گروه آزمایشی شده است. (به نقل از: آمرام، ۲۰۰۵)
۲-۶-۷ مقایسه هوش معنوی باهوش‌های دیگر
ویگلزورث چهار هوش بدنی، شناختی، هیجانی و معنوی را بر اساس ترتیب رشد آن‌ها، به شکل هرمی مطرح نموده است. الگوی ویگلزورث در شکل شماره «۱» نشان داده‌شده است. الگوی موردنظر بر اساس این دیدگاه است که کودکان ابتدا بر بدن خودکنترل پیدا می‌کنند (هوش بدنی[۱۳۷])، سپس مهارت‌های

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

زبانی و مفهومی (هوشبر)[۱۳۸] خود را گسترش میدهند. این هوش در فعالیت‌های مدرسهای کودک مطرح است. هوش هیجانی[۱۳۹] برای بسیاری از افراد هنگامی مطرح می‌گردد که علاقه‌مند به گسترش روابط خود با دیگران باشند. در انتها، هوش معنوی زمانی خودنمایی میکند که فرد به دنبال معنای[۱۴۰] مسائل می‌گردد و سؤالاتی مانند «آیا این، همۀ آن چیزی است که وجود دارد؟»[۱۴۱] را مطرح مینماید.
رابطه هوشها (ویگلزورث، ۲۰۰۴)
مک هاوک معتقد است هوش معنوی به نسبت آموزش غیردینی و دانش واقعبینانه، با شهود، نگرش و خردمندی رابطه نزدیکتری دارد. ماهیت غیراختصاصی و کلنگر آن و استفاده از نمادگرایی ادراک فرد را گسترش می‌نهد و آن را عمق میبخشد. این امر به غنیسازی روابط و بهبود کار روزمره کمک میکند. علاوه بر این، حرکت به سمت خودشکوفایی و رشد معنوی بیشتر به هوش معنوی مربوط می‌شود تا به نیاز به کنترل خود و پایبند آیین و رسوم بودن. به نظر میرسد افرادی که هوش معنوی یکپارچه دارند، ممکن است سبک زندگی متفاوتی داشته باشند. (نازل، ۲۰۰۴)
لیچفیلد[۱۴۲] شباهتهای هوش‌های مختلف (هوش‌های گاردنر) را چنین عنوان میکند:
۱ ـ وجود لایههای همپوشی بین همۀ هوشها؛
۲ ـ تفاوت هر یک از هوشها در افراد مختلف؛
۳ ـ قابل رشد بودن هوشها.
لیچفیلد سه تفاوت عمده را میان هوش معنوی و دیگر هوشها برشمرده است. ازنظر وی هوش معنوی:
ـ انحصاراً با دیگران سروکار دارد.
ـ همه سطوح دیگر (هوش‌های دیگر) را در برمیگیرد.
ـ ارزیابی آن احتمالاً ذهنیتر از سایر هوشهاست.
دیدگاه مک هاوک (۲۰۰۲، به نقل از: نازل، ۲۰۰۴) در مورد تفاوت هوش معنوی و هوش متعارف[۱۴۳] (عمومی) در جدول شماره «۱» نشان داده‌شده است.
جدول ۲-۱: مقایسه هوش معنوی و هوش متعارف (مک هاوک، ۲۰۰۲)

هوش متعارف هوش معنوی
اختصاصی
معنایی[۱۴۴]
متمایزکننده
کنترل‌کننده خود[۱۴۵]
کمی
مادی[۱۴۶]
عقل
غیراختصاصی[۱۴۷]
نمادین[۱۴۸]
متحد کننده[۱۴۹]
شکوفا کننده خود[۱۵۰]