برررسی رابطه بین استرس و فرسودگی شغلی در اداره آموزش و پرورش …

از مراجع بخواهید عوامل فشارزای اصلی را به ترتیب اهمیت که برای وی دارد درجه بندی کند که این عوامل عبارتند از:
علل شخصی ( عدم موفقیت در کسب و کار، حساسیت بیش از اندازه ، بیماری و . . . )
علل خانوادگی ( مشکلات با همسر، مشکلات مربوط به هزینه زندگی،‌طلاق و . . . )
علل مربوط به محیط کار ( مشکلات مربوط به همکاران، مشکلات فیزیکی، نامساعد کار و . . . .)
علل اجتماعی و فرهنگی‌ ( کمبود امکانات تفریحی سالن، روابط انسانی غیر صحیح و . . . )
هدف از مشاوره روانی چیست؟
دلایل انجام مشاوره‌های روانی را می توان یک یا همه موارد زیر دانست:
کمک کردن به مصاحبه شونده جهت رهایی از فشارهای روانی.
کمک کردن به افراد ناخود مسائشان را واضح تر مشاهده کنند.
تقویت و پشتیبانی وی زمانی که او خود راه حل‌هایی جهت غلبه بر فشار روانی یافته است و تصمیماتی را اتخاذ نموده است (تیموری، ۱۳۸۳)
۲-۱۳-۵)تقویت مبانی دینی
تحقیقات ثابت نموده‌اند که ایمان راسخ به ازلیت و ابدیت در محافظت فرد در مقابل تنش ها و وسوسه های دنیای مادی بیشترین تاثیر را دارد. تردیدی نیست که خداوند متعال توانایی بسیار زیادی در وجود بشر نهاده است این توانایی‌ها یقیناً می تواند با تمرکز بر فطرت های بشر او را در مسیر زندگی سالم و به دور از اضطراب ، ترس ،تنش ، تردید و نگرانی قرار داده و به او مصونیت کامل در برابر تهاجمات استرس را بدهد اثران بارز دین و مذهب در زندگی اطمینان و آرامش باطنی است که اثار ظاهری آن به نکوئی و احسان بی دریغ می باشد. فرد مومن در مشکلات و ناراحتی ها دچار اضطراب و تنش نشده بلکه به او توکل می نماید یکی از دانشمندان فرانسوی می گوید آن قدرت بستگی داشته و سرنوشتش به دست اوست و برقراری آن رابطه با خدا فقط از طریق دعا و نماز به درگاه او انجام می‌گیرد.
چه دارویی آرام بخش‌تر و بهتر از تلاوت ایه شریفه الابذکر الله تطمئن القلوب که می تواند آرامش واقعی را به درون انسان پریشان باز گرداند. ( فخیمی‌۱۳۸۱)
بخش دوم:
فرسودگی شغلی:
۲-۲-۱)مقدمه:
محیط بشر شامل عوامل فیزیکی،اجتماعی و روانـی اسـت کـه هـر کـدام در وضـعیت سلامتی بشر نقش مهمی دارند.یکی از عوامل تنیدگی زا در انسان،محیط کار وی اسـت که می تواند دیگر حیطه های زندگی او را تحـت تـأثیر قـرار دهـد.قـسمت عمـده ای از زندگی روزانه ی هر شخص صرف اشتغال به کا ر می شود
یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر توجه روان شناسان کار،روان شناسان بهره وری و روان شناسان صنعتی و سازمانی را به خود معطوف داشته،نـشانه ها،علـل و آثـار فرسودگی شغلی است
به نظر می آید فرسودگی شغلی با فشار های روانی ارتبـاط داشـته باشـد.فـشارهای روانی وقتی رخ می دهد که عـدم تعـادل بـین مطالبـات و خواسـته هـای محیطـی بـا توانـائی فـرد بـرای پاســخ دادن بـه آنهـا وجـود داشــته باشــد.هرچـه مطالبـات وخواسته های محیطی افزایش یابد و توانائی فرد برای پاسخ دادن به آنها کاهش یابـد فشار روانی ایجاد می شـود کـه باعـث تجربـه ی منفـی در فـرد و فرسـودگی شـغلی می گردد.در واقع فرسودگی شغلی در اثر فشار مداوم روانی پدید می آید (فاربر۱۹۸۳نقل از احمدی۱۳۸۱ (
فرسودگی شغلی موجب تباهی در کیفیت خدماتی می گردد که بـه وسیله ی کارکنان ارائه می گردد(ساعتچی،۱۳۸۲(
۲-۲-۲)تعاریف و مفاهیم فرسودگی شغلی:
در تعریف فرسودگی شغلی می توان گفت:
فرسودگی شغلی نشانگان فروپاشی عاطفی بعد از سالها درگیـری و اشـتغال بـه کـار است.این نشانگان خصوصاً در بین افرادی که در شغل هـای خـدمات انـسانی از قبیـل آموزشی و پزشکی شاغل اند بیشتر شایع است( ساراسون۱۹۸۴)
نــشانه هـای فروپاشــی شــغلی بـا فقـدان شــور و اشتیاق،احـساس محرومیـت و شکست،غیبت از کار،بی علاقگی نسبت به قبول مسئولیت،افسردگی و علائم جـسمانی مشخص می شود. علـل فروپاشـی شـغلی متعـدد اسـت.بعـضی علـل خـارجی هـستند مانند وظایف محیط کار و بعضی علل داخلی اند مانند درگیر شدن بیش از حد در کار و انتظارات غیر واقعی درمورد آنچه میتواند انجام شود. تلاش برای درمان فروپاشی شغلی شامل روان درمانی،درمـان هـای شـیمیائی،درمان های فیزیکی و درمان های عصبی است.
استفاده ی فنی و تخصصی از واژه ی فرسودگی شغلی در اصل به فریـدنبرگر به سال ۱۹۷۵ بازمی گردد وپانیس نیز همپای او نیز در کالیفرنیـای آمریکـا،در رشـد توجـه روانشناسان نسبت به ابعاد گوناگون این مفهوم،نقش داشته است (ساعتچی ۱۳۸۲) هــر وقـت فعالیـت در حـد توانـائی افـراد باشــد و کـار در شــرایط مناســب انجـام شود،خستگی بوجود آمده طبیعـی اسـت و معمـولاً بـا خـواب و اسـتراحت بـر طـرف می شود.در واقع خستگی عادی فیزیولوژیک قابل جبران است اما همین خستگی ساده ممکن است در اثرکارهای یک نواخت و طولانی و انجام کار در شـرایط نـا مـساعد بـه تــدریج بـه صـورت مـزمن درآیـد و پـس از مــدتی عـوارض و نـاراحتی هـائی مانند،کوفتگی،خواب،تب،اختلالات جسمی و روحی در فـرد ایجـاد کنـد کـه اگـر در ایـن مرحله درمان نشود به صورت خستگی های مزمن،خستگی عمومی و خستگی عـصبی و در نهایت خستگی مفرط در مـی آیـد و تمـام اعمـال جـسمی و ذهنـی فـرد را مختـل می کند(فولادبند ۱۳۸۵)
امروزه در بسیاری از سازمانها،فـشارهای عـصبی و روانـی بـه درجـات گونـاگونی وجود دارد.یکی از پیامدهای این عوامل پدیـده ی فرسـودگی شـغلی اسـت

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

.فرسـودگی شغلی در نتیجه ی استرس افزایش می یابدو وقتی انگیـزه روبـه کاهش می گذارد ما دچار فرسودگی شغلی می شویم (بورلی پاتر۱۹۹۸ )
مزلچ و جکسون۱۹۸۱( به نقل از شکر کن۱۳۸۱) فرسـودگی شـغلی را دارای سـه مؤلفـه می دانند: مؤلفه ی اول، زوال شخصیت است.که عبارت است از کناره گیری هیجانی از مراقبـت مستقیم از مراجعان است که به نوعی نگرش ،بی توجهی و بی حسی نسبت به دیگران منجر می شود.به عبارت دیگر فرد احساس بی توجهی نسبت به دیگران پیدا می کند مؤلفه ی دوم،خستگی هیجانی است.که خستگی و کوفتگی است مؤلفه ی سوم ،کاهش فعالیت است.که عبارت اسـت از ایـن کـه فـرد شـاغل احـساس می کند فعالیت سودمندی انجام نمی دهد.
تعریف فرسودگی شغلی:از لحاظ لغوی فرسودگی شـغلی را مـی تـوان تحلیـل قـوای روانی که گاهی با افسردگی همراه است و از تلاش برای کمک بـه بیمـاران روانـی یـا افراد تحت فشار روانی ناشی می گـردد تعریـف کـرد(پور افکاری ۱۳۸۰) فرسـودگی شغلی نشانگان خستگی مفرط عاطفی بدنبال سالها درگیری و تعهد نسبت بـه کار و مردم است (ساراسون ۱۹۸۴) به عبارت دیگر فرسودگی شغلی خستگی فیزیکی،هیجانی و روانی بدنبال قرار گرفتن طولانی مدت در موقعیت کار سخت است(مایو کلینیک،۲۰۰۶).این نشانگان حالتی است که در آن قدرت و توانائی افراد کم و رغبت و تمایل آنها به انجام کار و فعالیت کـاهش می یابد(فولاد بند ۱۳۸۵) بطور کلی فرسودگی شغلی را می توان نوعی اختلال که به دلیل قرار گـرفتن طـولانی مدت شخص در معرض فشار روانی در ارتباط با کار و مردم ،در وی ایجـاد مـی شـود دانست و با نشانگان فروپاشی هیجانی،جسمی و ذهنی همراه اسـت.عـزت نفـس فـرد مبتلا پائین است و احساس نا سودمندی را تجربه می کند. افراد در معرض خطر کسانی که فاقد تعادل بین کار و زندگی شخصی خـود هـستند و کـسانی کـه کارشـان یکنواخت است و کسانی کـه نـسبت بـه کارشـان راضـی نبـوده و آشـکارا بـا مـردم خصومت می ورزند، کسانی که در گیر تصمیم گیری در باره ی زنـدگی و مـرگ افـراد هستند(مثل پزشکان)،مدیران،گروه رهبران،کسانی که تحـت شـرایط دشـوار و سـخت کار می کنند،کسانی که کارشان به توجه دقیق نیاز دارد،کسانی کـه کارشـان تکـراری است و کسانی که سر و کارشان با مردم است بیـشتر از همـه در معـرض فرسـودگی شغلی قرار دارند(بورلی پاتر،۱۹۹۸).بویژه اگر احساس کنند تلاشهایـشان بـه اهـداف مطلوبی منجر نمی شود(ساراسون،۱۹۸۴).
فرسودگی شغلی به عنوان یک پاسخ طولانی مدت به عوامل استرس زای عاطفی و بین فردی مزمن در محل کار توصیف شده است ویک مفهوم سه بعدی است که بوسیله خستگی عاطفی،غیر شخصی شدن و کاهش عملکرد شخصی تعریف شده است.(مزلچ ۱۹۹۶)
فرسودگی ( بی رمقی یا تنیدگی) شغلی از جمله اختلال‌هایی است که در سال‌های اخیر مورد توجه روان شناسان بالینی دانشمندان علوم رفتاری و مدیریت قرار گرفته است و نتایج تحقیقات نیز نشان می دهد که درصد قابل توجهی از افراد سازمان ‌های فعال از این عارضه، رنج می برند. به طور کلی می‌توان فرسودگی شغلی را نوعی اختلال که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در معرض فشارهای روانی واسترس که در وی ایجاد می‌شود و فرد مبتلا از خستگی جسمی و هیجانی نیز فرسودگی شغلی نگرش رنج می‌برد. براساس تحقیقات نتیجه فرسودگی شغلی کاهش کارایی، کاهش علاقه نسبت به کار و کاهش ظرفیت برای حفظ عملکرد می باشد ( ساعتچی، ۱۳۷۶)
کسی از فرسودگی شغلی ایمن نیست .افراد در هر حرفه ای و در هر سطحی می توانند در معرض فرسودگی شغلی قرار گیرند(بورلی پاتر۱۹۹۸) علائم و نشانه های فرسودگی شغلی در دوره هائی از زندگی احساس نا امیدی،عصبانیت،افسردگی ،نارضایتی و اضطراب عادی به نظر می رسد.اما،افراد در حالت فرسودگی شغلی این هیجانات منفی را بیشتر از حد معمول تجربه می کنند.در بدترین حالت افراد از نوعی خستگی یا نقصان عاطفی شکایت دارند(بورلی پاتر۱۹۹۸) فرســودگی شــغلی بـا کاهش در شــور و شــوق و درخـشندگی شــغلی مـشخص می گردد(فولادبند،۱۳۸۵).بدنبال فرسودگی شغلی عوارضـی بـروز پیـدا مـی کنـد کـه اولین عوارض آن فرسودگی جسمی است(ساعتچی۱۳۷۶) در کل می توان علائم و نشانه های فرسودگی شغلی را چنین بر شمرد:
۱-بی تفاوتی نسبت به کار.
۲-احساس کسالت و سستی و عدم تمایل به ادامه ی کار.
۳-کاهش ظرفیت و قابلیت انجام کار.
۴-اختلال در کار طبیعی دستگاه های بدن مانند جریان خون،تنفس،سیـستم عـصبی و غیره.
۵-کاهش کمی و کیفی کار به علت کاهش قدرت و دقت.
۶- افزایش ساعات غیبت از کار.
۷-افزایش حوادث ناشی از کار.
۸-تـشدید و ازدیـاد اخـتلاف هـا و بـر خـورد هـا در محـیط کـار و زنـدگی(تـنش و پرخاشگری در محیط کار و خانواده)
۹-بروز عوارض عصبی و روانی و کاهش توانائی انجام کارهـای روزمـره ی زنـدگی در خارج از محیط کار.