فایل – برررسی رابطه بین استرس و فرسودگی شغلی در اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود- …

با علم به اینکه فشار عصبی در سازمانها گسترده بوده و بالقوه بسیار مخرب می‌باشد. طبیعی است که اشخاص و سازمانها باید برای مدیریت موثرتر به فشار عصبی توجه خاصی مبذول دارند. در حقیقت برای کمک به مدیریت فشار عصبی در محیط کار استراتژیهای زیادی ایجاد شده است. مدیریت استرس، برنامه روانشناختی است که برای مواجهه با استرس افراد بکار برده میشود، تا افراد از پیامدهای مثبت و منفی استرس آگاه باشند و روشهای مؤثر برای غلبه بر آن را گسترش دهند(شجاعی- شرفدین؛۱۳۹۱). به چگونگی مواجهه فرد با استرسهای موجود در زندگی ، شیوه مقابله می گویند. بعضی از این استراتژیها مربوط به افراد است و بعضی دیگر با سازمانها مرتبط می‌باشند. برای پرداختن به مفهوم شیوه مقابله ابتدا لازم است مفهوم استرس را بررسی کرد که میتوانند مبنایی برای پرداختن به شیوههای مقابله باشد استرس را میتوان در رابطه فرد و محیط تعریف کرد. روابط فردی- محیطی منجر به هیجاناتی میشوند که همواره در حال تغییرند. وقتی در روابط فردی–محیطی رویدادی آسیبزا و تهدید کننده باشد، موجب استرس میشوند و فرایندهای مقابله به کار میافتند تا شرایط آسیبزا و هیجان تولید شده توسط آن را برطرف کنند.
راههای مقابله با تنیدگی در افراد و گروهها و الگوهای مربوط به آن بسیار متنوع و گوناگونند. تعداد متغیرهایی که موقعیت تنیدگیزا را تشکیل میدهند، قدرت فرد در مقابله موفقیتآمیز با مشکل را، تعیین مینمایند. این قدرت گاه به گاه تفاوت پیدا میکند و به نگرش فرد نسبت به عوامل تشکیل دهنده موقعیت تنیدگیزا بستگی دارد. بطور کلی در هر زمانی که انسان تحت شرایط تنشزا قرار گیرد، چون دفاعهای جسمی و روانی برای او علیه تنیدگی و نیز توجه به حضور تهدید به حرکت در میآیند، استفاده از روشهای مقابلهای لازم و ضروری میباشند. هم اکنون افراد احساس فرسودگی شغلی را بر اثر برخورد با عوامل تنیدگیآور تجربه نمیکنند، بلکه راههایی که افراد با تنیدگی تعامل میکنند و نحوه مقابله آنها با این تنیدگی شغلی ممکن است مهمتر از شرایط تنیدگیزای واقعی که با آن برخورد مینماید تلقی گردند. به عبارت دیگر، چگونگی بکارگیری روشهای مقابلهای در تعیین درجه شدت احساس فرسودگی شغلی در بین افراد تعیین کننده میباشد.
هرچند بسیاری از مشاغل همراه با فشار روانی هستند، اما افراد شاغل در این حرفهها میدانند که چگونه با فشارهای تنشزا مقابله کنند. با وجود محرکهای تنشزا که روزانه با آن مواجهاند، روشهای اجتناب از آثار زیان بار این محرک ها را میدانند. اما بعضی از افراد تا این حد توانایی و امکان لازم را برای مقابله یا فرار از محرکهای تنشزا را ندارند و همواره در معرض محرکهای تنشزا هستند. لاتاک و همکارانش دو راهبرد مقابله برای کنار آمدن افراد با موقعیتهای پراسترس و کنترل آن معرفی کردند. این مکانیزمها به دو دسته هیجانمحور و مسئلهمحور تقسیم میشود. این مکانیزمهای مقابله نتایج مختلفی به دنبال دارند. برخی از این مکانیزمها در مقابل موقعیتهای معینی نتایج مثبت و در برخی موقعیتها نتایج منفی به دنبال دارند. مواجهه مسئله محور اشاره به رفتارها و شناختهایی دارد که جهت مدیریت خود موقعیت استرس بکار گرفته میشوند و در تلاش برای ارائه پاسخ مستقیم به موقعیت تنشزا برای تعدیل استرسزاهای عاطفی است و عبارت از عملکردهای مستقیم فکری و رفتاری فرد است که به منظور تغییر و اصلاح شرایط تهدید کننده محیطی(مدیریت موقعیت) انجام میشود. به بیان دیگر مقابله متمرکز بر مسئله به تلاشهای فرد برای تغییر وضعیت و آمیختگی مستقیم با مشکل مربوط میشود. در مقابل مواجهه مسأله محور، مواجهه احساسمحور قرار دارد که اشاره به روشهای مختلف واکنش به الزامات استرسزا دارد و کلیه فعالیتها یا افکاری است که فرد به منظور کنترل و بهبود احساسات نامطلوب ناشی از شرایط فشارزا به کار میگیرد. بطور کلی راهبردهایی هستند که تحت تأثیر حالتهای هیجانی اتخاذ میشوند و با بروز هیجانات مختلف توأماند و همچنین به تنظیم و کاهش پریشانی عاطفی معطوف است.
۲-۱۱)رویکردهای شناختی و رفتاری در مقابله با استرسها
نخست، فعالیتهای مواجهه میتوانند بر مبنای اینکه آیا آنها مستلزم رفتارها یا شناخت ها هستند طبقهبندی شوند. مواجهه شناختی اشاره به تفکراتی دارد که مستلزم تلاش برای مواجهه با موقعیت استرسزا هستند. در مقابل مواجهه شناختی، مواجهه رفتاری قرار دارد که شامل مجموعهای از فعالیتهای فیزیکی است که جهت مواجهه شدن با موقعیت استرسزا بکار میروند(کالکوئیت، حسنزاده ثمرین و محمدی، ۱۳۹۲).
بر اساس رویکرد شناختی انسان به ندرت تسلیم استرس میشود. بلکه سعی میکند با استرس مقابله کند. رفتار مقابله به معنای کوشش برای کنترل تقاضاهایی است که بیش از توانایی و کنترل فرد هستند. بر اساس این دیدگاه بعضی از رفتارهای مقابلهای بعد از ارزیابی فشار رخ میدهد. در واقع ارزیابی شناختی، نقش مهمی در انتخاب نوع مقابله دارد. بر اساس رویکرد شناختی، مقابله با عوامل استرسزا در چندین مرحله بوقوع میپیوندد. اولین مرحله در رفتارهای مقابلهای ارزیابی کردن موقعیتی است که ارائه کننده یا پیشبینی کننده یک استرس است. لازاروس این فعالیت را ارزیابی شناختی نامیده است، در حقیقت ما برای ارزیابی شناختی یکسری فعالیتهایی را انجام میدهیم. اولین مرحله ارزیابی عبارت از دانستن چیزهایی است که در معرض خطر بوده و یا با ارزشها و نیازها و تعهدات ما در ا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

رتباط میباشند و در مرحله بعد آگاه شدن از توانایی خودمان جهت انجام دادن کار در ارتباط با موقعیت استرسزا میباشد. فرد با استفاده از دادههای محیطی، جوانب مختلف خطر و نیز دامنه واکنش خود را سنجیده و بر اساس تهدیدها و امکانات، رفتار مقابلهای را انتخاب میکند.
۲-۱۲)استراتژیهای مقابله فردی
از میان استراتژیهائی که برای کمک به افراد پیشنهاد شده به پنج مورد اشاره می‌شود.
۲-۱۲-۱)ورزش:
یکی از شیوه‌هایی که افراد می توانند با استفاده از آن بر فشار عصبی خود فایق آیند ورزش است. اشخاصی که به طور منظم ورزش می‌کنند. کمتر از سایرین دچار جمله قلبی می‌شوند و واضح تر از آن اینکه عقیده بر آن است که کسانیکه به طور منظم ورزش می کنند، احساس تنش و فشارهای عصبی کمتری، اعتماد به نفس بیشتری دارند و خوش بین‌تر به نظر می رسند.
از طرف دیگر کسانیکه به طور منظم ورزش نمی‌کنند، فشار عصبی بیشتری احساس می‌کنند و احتمال ابتلا به افسردگی در آنها زیاد است. ( الوانی، معمارزاده ۱۳۲۳)
۲-۱۲-۲)استراحت:
یکی دیگر از شیوه‌هایی که برای مقابله با فشار عصبی توسط فرد به کار گرفته می‌شود استراحت است. استراحت مناسب یکی از راههای موثر برای مقابله با فشار عصبی است.
استراحت شکلهای مختلف دارد یکی از راههای استراحت کردن استفاده منظم از تعطیلات است. نتیجه تحقیقی که به تازگی به عمل آمده است نشان می دهند که برداشت افراد نسبت به ویژگیهای محیط سازمان بعد از بازگشت از مرخصی به طور بازرس تغییر می‌کند. اشخاص در حال کار نیز می‌توانند استراحت کنند به عنوان مثال توصیه شده است که افراد در حین کار روزانه در فواصل زمانی معین استراحت کنند. یکی از راههای متداول استراحت آرام نشستن و بستن چشکها به مدت ده دقیقه هر روز بعد ازظهر می‌باشد ( الوانی، معمارزاده ۱۳۲۳).
۲-۱۲-۳)مدیریت زمان:
مدیریت زمان بیشتر به عنوان یکی از شیوه های مقابله با فشار عصبی توصیه شده است. عقیده بر این است که بسیاری از فشارهای روزانه را می توان با مدیریت خوب زمان کاهش دارد یا از بین برد. یکی از نگرشهای متداول در مدیریت زمان ، تهیه فهرستی از اقداماتی است که می باید در طی روز انجام شود طبق این روش مجموع فعالیتهایی که باید در طی روز انجام شوند به سه گروه تقسیم می‌شوند. در گروه یک، اقداماعت حساس که حتماً باید انجام شوند، در گروه دو، اقدامات عادی که باید انجام شوند و در گروه سه، اقدامات اختیاری یا جزئی که می توان آنها را به دیگران واگذار نمود و یا انجام آنها را به تاخیر انداخت جای می‌گیرند. البته ترتیب انجام اقدامات بر حسب اهمیت آنها خواهد بود با این استراتژی می توان هر روز تعداد زیادی از کارهای مهم را انجام داد ضمن اینکه به این ترتیب کارهای واگذار شده به دیگران نیز افزای پیدا می کند ( الوانی، معمارزاده، ۱۳۲۳)
۲-۱۲-۴)مدیریت نقش:
یکی دیگر از استراتژیهای مقابله با فشار عصبی که به نوعی با مدیریت زمان نیز مرتبط می‌باشد مدیریت نقش است که در آن فرد برای پرهیز از فشار کار ابهام و تضاد فعالانه کار می‌کند. به عنوان مثال اگر شما ندانید که از شما چه انتظاری دارند، نباید بنشینید و به این مسئله فکر کنید بلکه در عوض از رئیس خود بخواهید در این مورد توضیح لازم را بدهد ( الوانی، معمارزاده، ۱۳۲۳)
یکی دیگر از استراتژیهای مدیریت نقش، جواب منفی است همانقدر که ارائه گفتن ساده است، بسیاری از مردم با گفتن آری مشکلات زیادی می آفرینند آنها موافقت می‌کنند که علاوه بر کار معمولی خود در کمیته‌های مختلف خدمت کنند و وظایف اضافی را بپذیرفت البته، گاهی ما چاره‌ای جز پذیرفتن بعضی از الزامات نداریم اگر رئیس از ما بخواهد که یک پرونده جدید را تکمیل کنیمم به احتمال خیلی زیاد آن را می پذیریم. به هر حال اگر موارد گفتن نه یک انتخاب حیاتی است ( الوانی ، معمارزاده ۱۳۲۳)
۲-۱۲-۵)گروه‌های پشتیبان:
آخرین استراتژی مقابله با فشار عصبی ایجاد حفظ گروههای پشتیبان است. یک گروه پشتیبان گروه ساده‌ای متشکل از اعضا خانواده یا دوستانی است که فرد می تواند وقت خود را با آنها بگذراند. به عنوان مثال، رفتن به تماشای مسابقه بسکتبال با دو نفر از دوستان بعد از اتمام کار روزانه می‌تواند در کاهش فشار عصبی که در طی روز ایجاد شده است کمک موثری باشد. خانواده و دوستان می‌توانند در برخورد با فشار عصبی معمولی به طور دائم به انسان کمک کنند ( الوانی، معمارزاده ، ۱۳۲۳)
وجود گروههای پشتیبان به خصوص در شرایط بحرانی نیز مفید خواهد بود.
۲-۱۳)استراتژیهای مقابله سازمانی
۲-۱۳-۱)ایجاد جو سازمانی حمایتی:
به دلیل اینکه سازمان ها دارای ساختارهای سازمانی بسیار سمی و بدون انعطاف همراه باع جوی غیر شخصی می باشند فشار عصبی و استرس در آنان افزایش یافته است به همین دلیل استراتژی غلبه به صورت ایجاد ساختار عدم متمرکز و ارگانیک با مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری و جریان ارتباطات پایین به بالا می‌‌باشد این گونه تغییرات ساختاری و فرایندی یک جو حمایتی برای کارکنان می آفریند و به آنها اجازه کنترل بر مسائل خود را می دهند بدین ترتیب فشار شغلی کاهش یافته و یا حذف می شود. ( تیموری، ۱۳۸۳)
۲-۱۳-۲)مخفی کردن طرح وظایف:
مخفی کردن مشاغل شامل دو بخش می باشد یکی رشد محتوی شغل (‌مسئولیت ، شناخت ، فرصت برای پیشرفت و رشد و ترقی) درگیری بهبود ویژگیهای اصل شغل ( تنوع مهارت‌ها ، شناخت
وظایف استقلال و با زخورد) این وظایف مخفی شده می تواند عوامل تنش زای موجود در مشاغل تکراری و طراحی شده را از بین ببرد. ( تیموری ، ۱۳۸۳)
۲-۱۳-۳)کاهش تعارض و روشن نمودن نقش سازمانی:
تعرض و ابهام نقش در سازمان از جمله عوامل افزایش دهنده فشار عصبی می باشند. یکی از استراتژیهای روشن نمودن نقش این است که به مشاغل فهرستی از انتظارات شغل وی داده شود، این فهرست می تواند با انتظارهای فرد مقایسه شود تاکید مسائل مبهم روشن شده و برای حل تعرض مورد مذاکره قرار گیرند ( تیموری، ۱۳۸۳).
۲-۱۳-۴)طرح بهبود کار راهه شغلی و ایجاد مشاوره:
در سازمان های بزرگ اکثراً افراد به حال خودشان رها می‌شوند تاخود تصمیم بگیرند و تنها گاهی راهنمایی از سوی سرپرستی صورت می‌گیرد به همین دلیل افراد از اینکه نمی دانند قدم بعدی چیست وچگونه باید آن را بردارند دچار فرسودگی می‌شوند.
مشاوره دارای مراحلی است که برای مشاوره‌ موفق باید طی شود:
الف)شنیدن:
معنی شنیدن موثر نه تنها ترتیب مراجع به بیشتری گفتار است بلکه مطمئن ساختن اوست به اینکه درکانون جدید توجه و علاقه مشاور است.
ب ) شناخت و درک فشار روانی
ج) تشخیص فشار روانی:
که دارای دو مرحله است اول شناسایی فشار روانی و دون کشف منابع به وجود آورنده فشار روانی
پ) شناخت و قبول عواطف و احساسات:
به مراجع نه تنها باید فرصت داد تا عواطف و احساسات خود را که معمولاً در عادت کتمان می‌کنند بروز دهند بلکه باید آنان را کمک کرد تا خود به کشف منبع فشار روانی نایل گردند.
د) کشف منابع فشار روانی در مراجع: