مفهوم مسئولیت پذیری

۱-۲-۲ سطوح مسئولیت پذیری

در بحث اخلاقیات کار، سوالی هست در مورد وجود آدمایی که باید مسئولیت پذیر باشن. از یه طرف، کارکنان و مدیران یه سازمان مسؤل انجام دادن کارا هستن و از سویی دیگه، علاوه بر این افراد، باید مسئولیت پذیری در سطح جمعی رو از مسئولیت پذیری در سطح فردی جدا کرد. در این مورد هم باید سطوح مختلفی رو در نظر داشت از جمله یه گروه، یه واحد سازمانی، یه واحد تجاری یا یه سازمان به طور کل. شکل زیر این سطوح رو نشون می دهد:

 

شکل(۶-۲): سطوح مسئولیت پذیری؛ منبع: (Bovens,1990)

در ادبیات مربوط به مسئولیت پذیری سازمانی، توجه زیادی به این مسئله شده که یه واحد ذهنی و مجرد، مانند یه سازمان می تونه مسئولیت پذیر باشه؟ یعنی می توان مسئولیت پذیری رو به یه واحد ذهنی مثل یه سازمان نسبت داد؟ نقطه شروع این بحث اون هستش که در واقع یه سازمان هیچ گونه احساسی و یا هیچ گونه آگاهی و اختیاری نداره و به خودی خود نمی تونه فعالیت کنه و ارزش ها رو درک و مورد امتحان بذاره. بر این مبناست که ورهان بحث می کنه که عمل سازمان ها فقطً مفهومی ثانویه و فرعی و ضمنی داره. در سازمان ها عاملان اصلی آدم ها هستن که در جهت مقاصد سازمان فعالیت می کنن. بنابر این علل فعالیت ها به وسیله سازمان مشخص می شن (Werhane,1985;p112). بر این اساس، اقدامات سازمانی ثانویه و فرعی تلقی می شن؛ چون از راه فرمون ها، اهداف و جهت گیری های سازمان قانون می پیدا کنن. در مقابل، فرنچ  با بهره گرفتن از منطقی مشابه، بر اهمیت ساختار رسمی اراده کردن و قوانین شناخته شده تاکید می کنه. این قوانین بر منافع سازمانی تاکید می کنن. پس، یه سازمان دارای تمایلات خاص خود، به جز تمایلات کارکنان می باشه. بنابر این توانایی یه جمع واسه رفتار مسئولانه، به وجود توانایی یه فرد انسانی بستگی (French,1984;p152).

اراده کردن

درست مثل تمایلات فردی، تمایلات یه سازمان هم می تونه موجب برانگیختن رفتار مسئولانه شه و یا ازش جلوگیری به عمل آورد. هرچند فرق مهمی بین فعالیت ها فردی و فعالیت های جمعی هست. وقتی که یه فرد عملی رو انجام می دهد، می تونه تصمیم بگیره که مسئولانه عمل بکنه یا غیر مسئولانه؛ اما در مورد فعالیت های جمعی، این مطلب خیلی صادق نیس. وقتی که افراد با هم کار می کنن ممکنه برخلاف این که همه افراد کار و وظایف مورد نظر رو انجام میدن، نتیجه مطلوب حاصل نگردد. در فعالیت ها جمعی، این پیش شرط که فعالیت ها هم جهت با تمایلات افراده، خیلی اعتبار نداره (Fisscher and Nijhof,2005;p159). عوضش، مدیریت سازمان مسئولیت داره فرایندها رو طوری سازماندهی کنه که تک تک کارکنان بتونن اون طرف اقدامات خود رو ببینن و در نتیجه بتونن از بروز اقدام غیر مسئولانه جلوگیری کنن.

۲-۲-۲ شکل های جور واجور و دسته ه ای مسئولیت پذیری

 

علاوه بر تفاوت بین عاملان مسئولیت، تفاوت دیگری هم در مورد دسته ها و شکل های جور واجور مسئولیت پذیری هست. اولین دسته مربوط به پشتیبانی از منافع سازمان می باشه. پس از این که سازمان واسه یه مدت به وجود اومد، افراد زیادی به خاطر درآمدهایشان، قراردادهایشان، اجناس سازمان و حتی به خاطر معنی زندگی شون به اون وابسته می شن. این مسئله به ایجاد مسئولیت سازمانی منجر می شه. کارکنان مجبور می شن که واسه ادامه کار سازمان واسه کسب سود، واسه ایجاد نامی خوب از سازمان و یا دست یابی به گواهی اسمای ISO سخت سسعی کنن؛ پس، واسه کارکنان سازمان آگاهانه یا ناآگاهانه، مسئولیتی ایجاد می شه که از اون به مسئولیت سازمانی یاد می شه. دسته دوم مسئولیت پذیری، به این نکته اشاره داره که از همه کارکنان انتظار می رود به بهتر ین راه از مهارت ها و تجربه خود استفاده کرده، استانداردهای حرفه ای رو رعایت کنن. این دسته مسئولیت حرفه ای اسمشه. خیلی از تصمیمات که به وسیله حرفه ایا اتخاذ می شه، اثراتی بر جامعه برجای می گذارد و چون در ثبات، پیشرفت و پایداری جامعه سهیمه، از اون با عنوان« مسئولیت اجتماعی » یاد می شه، مانند مشارکت در اشتغال زایی و حفظ محیط زیست. دسته آخر به مسئولیت ارتباطی اشاره داره که بر مبنای رضایت روحی کارکنان، مشتریان و ذینفعان سازمانه. در این نوع مسئولیت، مدیران و کارکنان سازمان تلاش می کنن به بهترین راه با مشتریان و ذینفعان سازمان رابطه برقرار کنن. مثلا، پزشکی که تلاش می کنه به بهترین شکل ممکن با بیمارش رابطه برقرار کنه و استرس اون رو کم کنه، مسئولیت ارتباطی رو مورد نظر قرار داده (Guilligan,1982;p88).

استرس

شکل (۷-۲) شکل های جور واجور مسئولیت پذیری ؛ منبع: (Guilligan,1982;p89).

۳-۲-۲ تبیین مفهومی مسئولیت اجتماعی شرکت ها

معنی مسئولیت اجتماعی شرکت ها در دهه گذشته به پاردایم غالب و مسلط بخش اداره شرکت ها تبدیل شده و شرکت های بزرگ و معتبر جهانی مسئولیت در برابر اجتماع و محیط اجتماعی رو جزیی از راه هدف دار شرکتی خود می بینن. این معنی موضوعیه که الان در کشورای پیشرفته و کشورهایی با اقتصاد باز شدیدا از طرف همه بازیگران مثل حکومت ها، شرکت ها، جامعه مدنی، سازمان های بین المللی و مراکز علمی دنبال می شه. حکومت ها به مسئولیت اجتماعی شرکت ها از دید تقسیم وظایف و مسئولیت ها و حرکت در جهت پیشرفت پایدار نگاه می کنن؛
اقتصاد

این مطلب را هم بخوانید :  با موضوع گزینه‌های سیاست گذاری عمومی ایران در مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها

– شرکت ها مسئولیت اجتماعی شرکتی رو یه جور روش هدف دار تجاری می بینن که باعث می شه در فضای شدیدا رقابتی، بر اعتبارشان اضافه بشه و سهم شون در بازار فزونی گیرد

– جامعه مدنی و سازمان های غیر دولتی، به خاطر این از شرکت ها مسئولیت اجتماعی می خواهند که به رسوایی های مالی و فجایع حاصل از کارکرد شرکت ها آگاهی و تسلط دارن؛

– سازمان های بین المللی با در نظر گرفتن اینکه تأثیرگذاری شرکت ها در دنیای امروز بسیار بیشتر از حکومت ها هستش، حل رقابت های جه انی رو بدون مشارکت شرکت ها نشدنی می دانند، هم اینکه خیلی از سیاستمداران انگار مدیران شرکت ها هم هستن؛

– مراکز علمی و دانشگاهیان هم به مسئولیت اجتماعی شرکت ها از زاویه نقش شرکت ها در پیشرفت یه کشور، پیشرفت دموکراسی، تداخل وظایف، مسئولیت های یه شرکت با حکومت و همپوشانیای حاصل از اون می نگرند. واسه همینه که امروزه در جهان رقابت، موضوع مسئولیت اجتماعی شرکت ها به پارادایمی غالب در بخش اداره شرکت ها تبدیل شده.

۴-۲-۲ مسئولیت اجتماعی شرکت در جامعه و کشور

جامعه محلی، جامعه دانشگاهی، مشارکت با نهادهای اجتماعی، مشارکت با سازمان های غیر دولتی، داوطلبی شرکتی، پشتیبانی از فعالیت های داوطلبی کارکنان، کمک های خیریه و اسپانسرینگ. اینجوری، شرکت ها موفقیت و موندگاری زندگی خود رو وابسته به مسئولیت در برابر محیط اجتماعی می بینن. در این صورت با هدفی آینده نگر، مسئولیت اجتماعی، نه فقط سیاستی هزینه بر تلقی نمیشه، بلکه یه جور سرمایه گذاری انسانی و اجتماعی تلقی می شه. در اینجاس که کارایی اقتصادی، تنها مسئولیت شرکت تلقی نمی شه. همونجوریکه شرکت ها با تولید و … خود جامعه رو تحت اثر قرار میدن، جامعه هم شرکت ها رو مجبور به احساس مسئولیت در برابر کارکرد خود می کنه تا علاوه بر تولید و خدمات مطلوب، ملاحظات اجتماعی رو هم رعایت کنن. جامعه توقع داره که شرکت ها در چگونگی برنامه ریزی ها و اجر ای عملکردها شون بتونن یه رابطه کلان – بخشی برقرار کنن و اون رو مدیریت کنن؛ به گونه ای که گسترش و پیشرفت یه بخش، نبود پیشرفت بخش دیگه رو به دنبال نداشته باشه و اختلاف ها و پارگی ها، هزینه هایی رو به بقیه بخش ها تحمیل نکنه. بعد از بیست سال بحث و نظریه پردازی، هنوز مسئولیت اجتماعی شرکت ها از تعریف تقریباً روشن و پذیرش و اقبال همگانی بهره مند نشده. واقعا، تلاش های بسیار و واژه های بسیاری وقف تشریح این معنی و کاربرد و اثرات اون شده. بدین شکل مسئولیت اجتماعی شرکت ها در حد وسط یه پریشونی و یه بی ثباتی قرار گرفته؛ اما تلاش همه بازیگران جهان رقابتی چون شرکت ها، سازمان های بین المللی، حکومت ها و جامعه مدنی در این رهستشا هستش که این معنی رو زنده نگاه دارن، ولی هر کدوم از این بازیگران از زاویه دید خود به این موضوع می نگرند و انتظاراتی از این معنی دارن. به عبارت دقیق تر، اگر حد و مرز این معنی روشن شه، کمی از این پریشونی کم می شه. اتاوا از صاحب نظران مسئولیت اجتماعی، این پریشونی رو به زیبایی به تصویر کشیده: مسئولیت اجتماعی شرکت ها معانی مختلفی داره و واسه همه افراد برابر نیس. بعضی از اون معنی تعهد یا مسئولیت قانونی رو برداشت می کنن و یه سری های دیگه اون رو به معنی رفتار مسئولانه اجتماعی طبق رعایت مسائل اخلاقی می دانند. واسه یه سری های دیگه معنی اون مسئول بودن و یا برابر هدایای صدقه ای و کمک های خیریه س، بعضی هم اون رو به معنی آگاهی اجتماعی میدونن، خیلی از آنانی که با شور و شوق خیلی زیاد این معنی رو پذیرفته ان، اون رو به معنی قانون و مقبولیت می دانند و تعداد کمی هم اون رو مثل یه جور وظیفه محول شده واسه اعمال قوانین رفتاری عالی تر روی بنگاه های اقتصادی، بازرگانان، صنعتگران و نه شهروندان می پندارند (Wallace,2003)
سرمایه گذاری

۵-۲-۲ سیاست گذاری حکومت در گسترش مسئولیت اجتماعی شرکت ها و اثرات اون

۱-۵-۲-۱ ضرورت های سیاست گذاری حکومت

امروزه در نظام جهانی به دولت و بازار به عنوان نهادهای اجتماعی نگریسته می شه که از مشکلات و کمبودهایی رنج می برند و پیشرفت اون ها وابسته به رفع مشکلات و عیوب نهاد بازار و نهاد دولته که بانک جهانی و مباحث پیشرفت ای امروزه بر این دیدگاه تأکید دارن. اینجوری، بر ضرورت هماهنگی دولت و بازار تکیه می شه. دولت به عنوان سکان دار کشتی پیشرفت تصور می شه و باید کوتاه ترین و سریع ترین راه رو با مجموعه اطلاعاتی که در دست داره تعیین کنه. موتور محرکه ای که کشتی رو در راه فوق به راه می اندازد، کار آفرینان بخش خصوصی هستن و این دو در صورت مشارکت ساختارهای جامعه مدنی میتونن چرخه پایدار پیشرفت رو به حرکت در بیارن. چیزی که مسلمه در هیچ کدوم از عقاید اقتصادی و مدیریتی، دخالت حکومت در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی به طور کامل مردود نشده، اما چیزی که مهمه، در کنار نقش مؤثری که شرکت ها و بخش خصوصی می تونن داشته باشن، چگونگی دخالت حکومت واسه انجام وظایف و مسئولیت ها هستش. امروزه نقش حکومت به عنوان عامل تنظیم کننده و آسون کردن گر از هر زمان دیگه وسیع تر و پیچیده تر شده و دامنه اون زمینه هایی چون حفظ محیط زیست و نظم بخشیدن به انحصار ها و… رو در بر می گیرد (حبیبی،۱۳۸۳؛۴۹).

این مطلب را هم بخوانید :  در مورد : تصمیمات سرمایه گذاری

از مهم ترین عوامل پیشرفت جهانی شدن اقتصاد، نقش رو به رشد شرکت های چندملیتی و مجموعه ای از شرکت های صنعتی، خدماتی و اطلاع رسانی با فعالیت های متنوعه که فارغ از محدوده های جغرافیایی بوجود اومده و بدون پیروی از مردم یا منطقه جغرافیایی خاص و یا سیاست های دولت ها فعالیت می کنن. تموم این موارد حکایت از کم شدن اندازه دخالت دولت ها درجه ات گیری های تجاری، مالی و اقتصادی جهان در شرایط فعلی و به شکل شدید تر اون، در آینده داره. بررسی روندهای جهانی نشون دهنده اون هستش که اقتصاد جهانی به سمتی هدایت می شه که دیگه نه منافع دولت ها، بلکه منافع شرکت ها هستش که نقش تعیین کننده ای رو در سیاست گذاری جهانی اجرا می کنه. از همین رو می بینیم در سطوح هیأتای عالی رتبه ای که بین کشورها تردد می کنن، همیشه مدیران شرکت های بخش غیر دولتی بخش کلی ای رو در این هیأت ها تشکیل میدن که اونم از نقش بسیار پررنگ مدیران شرکت های فراملیتی در پست های کلیدی دولت های بزرگ جهانی بر می پاشه. اگه در گذشته لازم بود شرکت ها به حکومت ها جوابگو باشن، حالا این حکومت ها هستن که باید به شرکت ها جواب بدن و حتی در تنظیم سیاست های بین المللی خود منافع شرکت ها و بخش خصوصی رو دید کنن. گرایش ها و دلایل نشون دهنده اون هستش که نقش های مهمی واسه حکومت در مسئولیت اجتماعی شرکت ها هست، اما این نقش حتماً نظارتی نیس. در حالی که مسئولیت اجتماعی شرکت ها، به طور سنتی به عنوان فعالیتی به حساب می رود که شرکت ها به صورت داوطلبانه درگیر اون هستن، رشد و اثر گسترش معنی مسئولیت اجتماعی شرکتی منتهی به افزایش درخواست از دولت ها واسه منظم کردن رفتار اجتماعی شرکت ها در کشورای زیاد شده. گسترش و پیشرفت رو به رشد مؤسسات و شرکت های جور واجور صنعتی و بازرگانی و افزایش شدید رقابت بین اونا باعث شده که سازمان ها و شرکت ها واسه ادامه زندگی خود فقط به سود و منافع سازمانی خود فکر کنن و واسه رسیدن به این اهداف از هیچ عملی کوتاهی نکنن. این در حالیه که هر حرکت و تصمیم به ظاهر کوچیکی که در یکی از بخش ها اتفاق بیفته، جدا از اثرات مستقیم اون در بخش مورد نظر، کم کم موجب اثرات مستقیم و غیر مستقیم، مخفی و رو و قابل لمس و غیر قابل لمس در همه بخش های جامعه شده و یه سلسله عمل ها و عکس العمل های همیشگی رو در همه سطوح و لایه های جامعه به وجود آورده. به گو نه های که از مهم ترین مسئولیت ها و وظایف دولت ها و سازمان ها در دنیای امروز، مدیریت رابطه کلان – بخشیه.

به طور خلاصه باید گفت: مسئولیت اجتماعی شرکت ها واسه حکومت ها جذابه؛ چون اون ها رو قادر می سازه تلاش ها، برنامه ها و سیاست ها رو جانشین، تکمیل و یا قانونی کنن حکومت ها واسه تشویق شرکت ها در انجام مسئولیت اجتماعی باید متوسل به سیاست گذاری حکومت ها به شکل سیاست گذاری های عمومی شن (Zappala,2003).

امروزه انتظارات و انتظارات بیشتر آدما از شرکت ها، بالاتر از چارچوب های اقتصادی بوده و قدم به خواست های اجتماعی گذارده س. همین امر (طلب کردن انتظارات اجتماعی از سازمان ها) نقش حکومت ها رو در سیاست گذاری بیشتر از قبل مهم ساخته. حکومت ها باید با سیاست گذاری های مناسب و مقتضی، سازمان ها رو هم جهت با پاسخگویی به انتظارات اجتماعی جهت بدن. دولت ها همیشه اولین مسئولیت رو در تدوین سیاست گذاری ها دارن، اما شرکت ها بیشتر می تونن دیدگاه های جدیدی رو واسه حل مشکلات اجتماعی و دوطرفه به وجود بیارن.

دکتر زاپالا از مشاوران گروه سیاست گذاری عمومی مجلس اروپا، عقیده داره که دولت ها باید به مسئولیت اجتماعی شرکت ها علاقمند شن و همونجوریکه شرکت ها قبل از مراجعه به فعالیت های جور واجور باید موضوع مسئولیت اجتماعی رو بفهمن، دولت ها هم باید موضوع سیاست گذاری عمومی واسه مسئولیت اجتماعی شرکت ها رو بفهمن. رشد جنبش مسئولیت اجتماعی شرکت ها منتهی به افزایش فشار به دولت ها شده تا کارکرد اجتماعی شرکت ها رو منظم کنن.

زاپالا موضوع سیاست گذاری عمومی واسه مسئولیت اجتماعی شرکت ها رو داری ابعاد زیر می دونه.

[۱] Werhane

[۲] Zappala