ارزیابی عوامل مؤثر بر تعیین سطح سرمایه‌گذاری در سرمایه در گردش شرکت‌های فعال …

استراتژی مدیریت بدهی جاری=بدهی جاری/کل دارایی
استراتژی مدیریت سرمایه در گردش=میانگین رشد استراتژی دارایی‌های جاری و استراتژی بدهی جاری
محمدی (1388) در تحقیق خود با عنوان “تأثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت‌ها در جامعه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران “به بررسی 92 شرکت بین سال‌های 1375 تا 1384 پرداخت. وی در این تحقیق از متغیر “نسبت سود ناخالص به جمع دارائی‌ها “به‌عنوان معیار سودآوری شرکت‌ها و از متغیرهای دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودی‌ها، دوره واریز بستانکاران و چرخه‌ی تبدیل وجه نقد به‌عنوان معیارهای سرمایه در گردش استفاده کرد و نتایج تحقیق حاکی از این بود که بین سودآوری شرکت‌ها با دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودی‌ها، دوره واریز بستانکاران و چرخه‌ی تبدیل وجه نقد رابطه معکوس معناداری وجود دارد. مدل تحقيق رگرسيون چند متغيره بوده و متغيرها و نحوه اندازه گيري آنها به شرح ذيل بوده است:
CCC = (دوره پرداخت بدهی‌ها- (دوره وصول مطالبات+دوره گردش موجودی‌ها
نسبت سود ناخالص به جمع دارایی‌ها= (درآمد فروش-ب ت ک ف)/ جمع کل دارایی‌ها
فتحی و همکاران (1388) در پژوهش خود با عنوان ” ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﻴﻦ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﺩﺵ ﻭ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﻣﺎﻟﻲ بنگاه‌های ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ “به بررسی و شناسایی ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﺩﺵ بنگاه‌های اقتصادی ﻭ تأثیر ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺭ ﮔﺮﺩﺵ ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ تأمین‌کنندگان ﻭ ﺧﺮﻳﺪﺍﺭﺍﻥ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﺷﺮﻛﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺠﻴﺮﻩ تأمین می‌شود، ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺳﻮﺩﺁﻭﺭﻱ ﻭ نقدینگی به‌عنوان ﺩﻭ ﻓﺎﻛﺘﻮﺭ ﻣﻬﻢ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﻣﺎﻟﻲ ﺍﺳﺖ پرداختند. نتایج حاکی از آن است که شرکت‌هاﻱ ﺳﻮﺩﺁﻭﺭ ﺩﺍﺭﺍﻱ مدت‌زمان نگه‌داری ﻣﻮﺟﻮﺩﻱ، ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ حساب‌های ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﻲ، ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻣﻄﺎﻟﺒﺎﺕ ﻭ ﭼﺮﺧﻪ ﻧﻘﺪﻳﻨﮕﻲ به‌مراتب ﻛﻤﺘﺮﻱ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ شرکت‌هاﻱ ﻛﻢ ﺳﻮﺩ ﺩﻩ ﻳﺎ ﺯﻳﺎﻥ ﺩﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. .
مدل تحقيق رگرسيون چند متغيره و متغيرها و نحوه اندازه گيري آنها به شرح ذيل بوده است:
CCC = (دوره پرداخت بدهی‌ها-(دوره وصول مطالبات+دوره گردش موجودی‌ها
عملکرد مالی= بازده دارایی‌ها(ROA)
یعقوب نژاد و همکاران (1389) در تحقيقی به بررسي رابطه بين مديريت سرمايه در گردش و سودآوری در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. به اين منظور تعداد 86 شرکت در طي دوره زماني 1381-1386 انتخاب گرديد. در اين تحقيق اثر متغيرهاي مختلف مديريت سرمايه در گردش شامل متوسط دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودي کالا، متوسط دوره پرداخت بدهي و چرخه تبديل وجه نقد را بر سود خالص عملياتي شرکت‌ها موردمطالعه قرار گرفت. نسبت جاري، نسبت بدهي و اندازه شرکت که با لگاريتم طبيعي فروش اندازه‌گیری شده است( به‌عنوان متغيرهاي کنترلي) مورداستفاده قرارگرفته است. براي تجزیه‌وتحلیل از همبستگي پيرسون و رگرسيون استفاده شد. نتايج تحقيق نشان داد بين متغيرهاي مديريت سرمايه در گردش و سودآوري رابطه عکس وجود دارد. همچنین نتايج نشان داد که اگر دوره وصول مطالبات، دوره پرداخت بدهي، دوره گردش موجودي کالا و چرخه تبديل وجه نقد افزايش يابد منجر به کاهش سودآوري در شرکت‌ها خواهد شد و مديران می‌توانند با کاهش دوره وصول مطالبات، دوره پرداخت بدهي، دوره گردش موجودي کالا و چرخه تبديل وجه نقد به حداقل سطح ممکن يک ارزش مثبت براي سهامداران به وجود آورند.
بهار مقدم و همکاران (1390) در تحقیقی به بررسي اثرات مديريت سرمايه در گردش بر سودآوري شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. در اين پژوهش اطلاعات 5 ساله (1387-1383) مربوط به 53 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران گردآوري و موردبررسی قرار گرفتند و فرضیه‌های تحقيق از طريق ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون چند متغيره به دو صورت مقطعي و تجمعي آزمون گرديدند. بدين منظور مديريت سرمايه در گردش را به چهار جزء (متوسط دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودي، متوسط دوره پرداخت بدهي و چرخه تبديل وجه نقد) تفکيک کردند و سپس اثر هر يک از اين اجزا را بر سودآوري در حضور دو متغير کنترل نقدينگي و اندازه شرکت موردبررسی قراردادند. همچنين در فرضيات دوم و سوم به بررسي اثر اين دو متغير تعديل گر بر سودآوري پرداختند. یافته‌های تحقيق مبين اين امر بود که در نمونه موردبررسی بين کارايي عملياتي در مديريت سرمايه در گردش و سودآوري رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. در مورد متغيرهاي کنترل، نقدينگي و اندازه شرکت، رابطه مثبت و معنی‌داری بين اين دو متغير با سودآوري يافت شد.
پور حیدری و هوشمند (1391) با بررسی تأثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد و ارزش بازار شرکت‌های ایرانی نشان دادند که بین چرخه تبدیل وجه نقد با عملکرد و ارزش بازار شرکت ارتباط منفی و معناداری وجود دارد.
هرمزی و احمدی (1391) در تحقیقی ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش ﺑﺎ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﺷﺮﻛﺘﻲ و ﺗﺌﻮري سلسله‌مراتب تأمین ﻣﺎﻟﻲ در شرکت‌های پذیرفته‌شده در ﺑﻮرس اوراق ﺑﻬﺎدار ﺗﻬﺮان ﭘﺮداﺧﺘند. دوره اﻧﺠﺎم ﺗﺤﻘﻴﻖ سالهای 1380 ﺗﺎ 1388 بود. در اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ از داده‌های ﺗﺮﻛﻴﺒﻲ ﺑﺮاي آزﻣﻮن فرضیه‌ها اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. ﻧﺘﺎﻳﺞ اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي دوره ﺗﺼﺪي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ، اﻧﺪازه ﺷﺮﻛﺖ، رﺷﺪ ﺷﺮﻛﺖ و ﺟﺮﻳﺎن ﻧﻘﺪ آزاد ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش راﺑﻄﻪ معنی‌دار وﺟﻮد دارد و ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﺑﺪﻫﻲ، درﺻﺪ ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ دوﻟﺘﻲ و درﺻﺪ ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﻧﻬﺎدي ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش راﺑﻄﻪ وﺟﻮد ﻧﺪارد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ شرکت‌های پذیرفته‌شده در ﺑﻮرس اوراق ﺑﻬﺎدار ﺗﻬﺮان ﺗﺌﻮري سلسله‌مراتب تأمین ﻣﺎﻟﻲ را رﻋﺎﻳﺖ می‌کنند.
بهار مقدم و همکاران (1391) در پژوهش خود بانام ” بررسي اثر ویژگی‌های خاص شرکت‌ها بر مديريت سرمايه در گردش ” به بررسی اثر ویژگی‌های خاص شرکت‌ها بر مديريت سرمايه در گردش پرداختند. در اين راستا، اثر متغيرهاي نسبت جاري، نسبت آني و رشد فروش نيز كنترل شد. به‌منظور اندازهگيري مديريت سرمايه در گردش از معيار چرخهي تبديل وجه نقد و براي ویژگی‌های خاص شرکت‌ها از متغيرهاي فرصتهاي رشد، سودآوري، ساختار سرمايه، جريان نقد عملياتي استفاده‌شده است. دادههاي مورداستفاده شامل نمونهاي مركب از 80 شركت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طي سالهاي 1384 تا 1389 است. براي تجزیه‌وتحلیل دادهها و آزمون فرضيهها از الگوي رگرسيون خطي چند متغيره استفاده‌شده است. نتايج حاصل آزمون فرضيههاي تحقيق نشان ميدهد كه بين فرصتهاي رشد و جريان نقد عملياتي با مديريت سرمايه در گردش ارتباط منفي و معناداري وجود دارد. همچنين، بين ساختار سرمايه با مديريت سرمايه در گردش ارتباط مثبت و معناداري وجود دارد. علاوه بر اين، نتايج نشان داد كه بين سودآوري و چرخهي تبديل به‌نقد ارتباط معناداري وجود ندارد.
دهاقانی و همکاران (1392): در این پژوهش رابطه بین حاکمیت شرکتی و کارایی مدیریت سرمایه در گردش موردبررسی قرار گرفت. نمونه آماری این پژوهش شامل 102 شرکت واجد شرایط از بین شرکت‌های پذیرفته‌شده بورس اوراق بهادار تهران است و دوره زمانی پژوهش از ابتدای سال 1381 تا پایان سال 1390 بود. برای اندازه‌گیری کارایی مدیریت سرمایه در گردش مدت‌زمان وصول حساب‌های دریافتنی، مدت‌زمان نگهداری موجودی کالا، مدت‌زمان پرداخت حساب‌های پرداختنی و چرخه تبدیل وجه نقد به همراه سه معیار دیگر محاسبه و برای اندازه‌گیری حاکمیت شرکتی، از یک شاخص استفاده شد. همچنین برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از معادلات رگرسیون چند متغیره و نیز داده‌های ترکیبی استفاده شد. یافته‌های پژوهش حاکی از وجود رابطه معنادار معکوس بین حاکمیت شرکتی و مدت‌زمان وصول حساب‌های دریافتنی و مدت‌زمان پرداخت حساب‌های پرداختنی است. همچنین نتایج پژوهش نشان‌دهنده رابطه معنادار مستقیم حاکمیت شرکتی با مدت‌زمان نگهداری موجودی کالا و نسبت جاری می‌باشد. از طرفی یافته‌های پژوهش نشان داد که حاکمیت شرکتی بر چرخه تبدیل وجه نقد، سطح نگهداشت وجه نقد و کارایی تبدیل وجه نقد تأثیری ندارد. متغيرها و نحوه اندازه گيري آنها به شرح ذيل بوده است:
CCC = (دوره پرداخت بدهی‌ها-(دوره وصول مطالبات+دوره گردش موجودی‌ها
صمدی لردگانی و ایمنی (1392) در تحقیقی به ارزیابی رابطه بين مديريت سرمايه در گردش و ميزان نگهداشت وجه نقد شرکت‌های پذیرفته‌شده بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. براي آزمون ارتباط بين مديريت سرمايه در گردش و ميزان نگهداشت وجه نقد از رگرسيون خطي چندگانه استفاده شد. در انجام اين تحقيق از 16 متغير استفاده شد. همچنين سه فرضيه براي پژوهش تدوين گرديد. نمونه آماري پژوهش شامل 45 شرکت در يک بازه زماني 6 ساله (1384 لغايت 1389) بود (به بياني تعداد مشاهدات 270 عدد گرديد). یافته‌های پژوهش حاکي از آن بود که بين روزهاي تبديل موجودي کالا (DSI) و روزهاي (دوره) وصول حساب‌های دريافتني (DOS) با ميزان نگهداشت وجه نقد رابطه معناداري وجود ندارد اما بين روزهاي تعويق حساب‌های پرداختني (DPO) با ميزان نگهداشت وجه نقد رابطه معنادار وجود دارد و اين رابطه به‌صورت معنادار خطي (مستقيم و ضعيف) وجود دارد. البته متغيرهاي ديگر پژوهش نيز موردبررسی قرار گرفتند. نتايج نشان داد، فرصت‌های رشد آتي، گردش وجه نقد، نسبت حساب‌های دريافتني و نسبت حساب‌های پرداختني به‌کل دارایی‌ها با ميزان نگهداشت وجه نقد رابطه مستقيم اما ضعيف را دارد، اين در حالي است که سررسيد بدهي رابطه‌ای معکوس با آن (ميزان نگهداشت وجه نقد) دارد. همچنين بين متغيرهاي اندازه شرکت، احتمال آشفتگي مالي، اهرم مالي، بدهي به بانک‌ها، دارایی‌های نقدي، نسبت موجودي کالا، چرخه تبديل وجه نقد هيچ رابطه‌ای با ميزان نگهداشت وجه نقد وجود نداشت. متغيرها و نحوه اندازه گيري آنها به شرح ذيل بوده است:
CASH :پول نقد+معادل وجه نقد تقسیم‌بر خالص دارایی‌ها
DOS:حساب‌های دریافتنی/(فروش/365)
DSI :موجودی کالا/(ب ت ک ف/365)
DPO :حساب‌های پرداختنی/(ب ت ک ف/365)
فخاری و روحی (1392) در تحقیقی به بررسي تأثیر وجه نقد نگهداري شده و مديريت سرمايه در گردش بر مازاد بازده سهام در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. براي اين منظور، تعداد 84 شرکت طي دوره زماني 1386 تا 1390 از طريق تحليل داده‌های ترکيبي به روش تابلويي موردبررسی قرار گرفت. نتايج نشان داد که بين وجه نقد نگهداري شده و سرمايه در گردش با مازاد بازده سهام، با در نظر گرفتن اثرات متقابل وجه نقد و سرمايه در گردش سال جاري با سال قبل و همچنين، اثرات اهرم بر آن‌ها، رابطه معناداري وجود دارد. اين یافته‌ها، بيانگر اهميت تأثیر تصميمات کوتاه‌مدت بر مازاد بازده سهام می‌باشد و بيان می‌کند که به دليل محدوديت منابع مالي، نگهداشت وجه نقد و سرمايه در گردش با مازاد بازده سهام رابطه مستقيم دارند.
:سود نقدی هر سهم و P:قیمت سهام در بازار ودرصد افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی ودرصد افزایش سرمایه از محل اندوخته و C مبلغ پرداخت‌شده توسط سرمایه‌گذار بابت افزایش سرمایه از آورده نقدی و مطالبات
CASH:وجه نقد موجود
E:سود قبل از بهره و مالیات
NA:جمع دارایی‌های شرکت
NNA: جمع دارایی‌های شرکت-وجه نقد نگهداری شده و خالص سرمایه در گردش
I:هزینه بهره
L: اهرم بازار
NF:خالص تأمین مالی
NWC :حساب‌های دریافتی+موجودی کالا-حساب‌های پرداختنی
رضایی و گرکز (1392) در تحقيقی به بررسی اثر تغييرات سرمايه در گردش بر فرصت‌های سرمایه‌گذاری شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. برای اين منظور، داده‌های تابلویی 151 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، در يک دوره هفت‌ساله (1384-1390) موردبررسی قرار گرفت. با استفاده از آزمون ليمر و هاسمن مدل مناسب (با اثرات ثابت يا اثرات تصادفی) تعیین‌شده و از رگرسيون برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شد. نتايج حاصل از تحقيق نشان داد که بين تغييرات سرمايه در گردش شرکت‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری آن‌ها رابطه معکوس و معناداری وجود دارد.
واعظ و همکاران (1393) در تحقیقی به بررسی تأثير برخی از مؤلفه‌های حاکميتی نظير تمرکز مالکيت (درصد سهام پنج سهامدار بزرگ) و ساختار هیئت‌مدیره (اندازه و استقلال هیئت‌مدیره) بر کارايی مديريت سرمايه در گردش پرداختند. علاوه بر اين، به‌منظور سنجش هرچه بهتر مديريت سرمايه در گردش و کارايی آن، از چهار معيار دوره‌ وصول مطالبات، دوره‌ تبديل موجودی، دوره پرداخت بدهی و چرخه‌ تبديل وجه نقد استفاده شد. بدين منظور، فرضيه‌های پژوهش در قالب سه فرضيه اصلی و دوازده فرضيه‌ فرعی بر اساس اطلاعات 113 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره ‌زمانی 1385 تا 1391 و با استفاده از الگوی داده‌های تابلويی بررسی و آزمون شدند. نتايج بيانگر آن بود که سطح تمرکز مالکيت ارتباط منفی و معناداری با دوره تبديل موجودی و چرخه تبديل وجه نقد دارد، اما ارتباط معناداری با دوره وصول مطالبات و دوره‌ پرداخت بدهی ندارد؛ به عبارتی، افزايش درصد سهام نگهداری شده توسط پنج سهامدار بزرگ به علت بالا بردن سطح نظارت سهامداران از طريق کاهش در طول دوره تبديل موجودی و چرخه تبديل وجه نقد، می‌تواند به افزايش کارايی مديريت سرمايه در گردش منجر شود. اين در حالی است که ساختار هیئت‌مدیره به‌جز با دوره وصول مطالبات، ارتباط معناداری با ساير معيارهای مديريت سرمايه در گردش ندارد. بنابراين، در کل می‌توان گفت که به علت عدم رابطه معنادار ساختار هیئت‌مدیره با چرخه تبديل وجه نقد به‌عنوان اثر مشترک و توأم سه شاخص ديگر، ساختار هیئت‌مدیره تأثير معناداری بر کارايی مديريت سرمايه در گردش ندارد که اين موضوع می‌تواند نشان‌دهنده ضعف و عدم کارايی هیئت‌مدیره در کنترل و نظارت بر سیاست‌های سرمايه در گردش شرکت‌های ايرانی باشد.
انواری رستمی و همکاران(1393) در تحقیقی به بررسی عوامل مؤثر بر مديريت سرمايه در گردش، ازجمله نسبت بدهی، نسبت بازده دارايی، جريان نقدی عملياتی و سرمايه‌گذاری در دارايی ثابت در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. برای اندازه‌گيری مديريت سرمايه در گردش، از چرخه تبديل وجه نقد استفاده شد. بدين منظور 600 سال ـ شرکت به‌عنوان نمونه آماری پژوهش در نظر گرفته و با استفاده از رگرسيون چند متغيره و روش داده‌های پنلی، آزمون شدند. نتايج آزمون بيانگر آن بود که ميان متغيرهای نسبت بدهی، نسبت بازده دارايی و سرمايه‌گذاری در دارايی ثابت، با مديريت سرمايه در گردش رابطه معکوس و معناداری وجود دارد و ميان متغير جريان نقدی عملياتی با مديريت سرمايه در گردش رابطه مستقيم و معناداری وجود دارد. اين پژوهش نشان داد که شرکت‌های با عمر بيشتر و جريان نقدی بهتر، چرخه تبديل وجه نقد طولانی‌تری نسبت به ساير شرکت‌ها دارند. همچنين، شرکت‌های با نسبت بازدهي دارايی، نسبت بدهی، فرصت رشد و سرمايه‌گذاری در دارايی‌های ثابت بالاتر، دارای خط‌مشی جامع و بهتری در مديريت سرمايه در گردش هستند.
دستگیر و هنرمند(1393)در تحقیقی به تحلیل تأثیر سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر کارایی مدیریت سرمایه در گردش در بین شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند.بدین منظور متغیرهاي درصد مالکیت سهامداران نهادي، تمرکز مالکیت سهامداران نهادي، تعداد اعضاء هیئت‌مدیره، استقلال اعضاء هیئت‌مدیره، و تفکیک وظایف مدیرعامل و رئیس (نائب رئیس) هیئت‌مدیره به‌عنوان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و متغیرهاي مدت‌زمان وصول مطالبات، مدت‌زمان نگهداري موجودي کالا، مدت‌زمان پرداخت بدهی‌ها و چرخه نقدینگی شرکت به‌عنوان معیارهاي کارایی مدیریت سرمایه در گردش در نظر گرفته شد. داده‌های موردنیاز به‌صورت سالانه طی دوره زمانی 1385-1390 گردآوري شدند. بر اساس پیش‌فرض‌های اقتصادسنجی، روش رگرسیونی مبتنی بر داده‌های تابلویی – اثرات ثابت براي تمامی فرضیه‌های پژوهش انتخاب و بر اساس آن تجزیه‌وتحلیل داده‌ها انجام گرفت. بر اساس نتایج پژوهش، سازوکارهای حاکمیت شرکتی تا حدودي در بهبود کارایی مدیریت سرمایه در گردش اثرگذار است.
تحقیقات خارجی
ﺷﻴﻦ و ﺳﻮﻳﻨﻴﻦ (1998)[57] در ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺧﻮد کارایی ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش را موردبررسی ﻗﺮاردادﻧﺪ. در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺗﻌﺪاد 58985 ﺷﺮﻛﺖ را طی سال‌های 1975 ﺗﺎ 1994 موردبررسی ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺧﺎﻟﺺ دوره ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺗﺠﺎري به‌عنوان ﻣﻌﻴﺎر ﻛﺎراﻳﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش در ﻧﻈﺮ گرفته‌شده ﺑﻮد. ﻧﺘﺎﻳﺞ اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺣﺎﻛﻲ از اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﭼﺮﺧﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ وﺟﻪ ﻧﻘﺪ و ﺳﻮدآوري شرکت‌ها راﺑﻄﻪ ﻣﻌﻜﻮس معناداری وﺟﻮد دارد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻣﺪﻳﺮان می‌توانند ﺑﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﭼﺮﺧﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ وﺟﻪ نقد و اﺟﺰاي آن ﺷﺎﻣﻞ دوره وﺻﻮل ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت، دوره وارﻳﺰ ﺑﺴﺘﺎﻧﻜﺎران و دوره ﮔﺮدش موجودی‌ها، در ﺣﺪ ﻣﻌﻘﻮل ﺳﻮدآوري ﺷﺮﻛﺖ را اﻓﺰاﻳﺶ دﻫﻨﺪ.
آﻧﺎﻧﺪ و ﭘﺮاﻛﺎش ﮔﻮﭘﺘﺎ[58] (2002): در ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺧﻮد ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش شرکت‌ها را ﺑﻴﻦ سال‌های 1991 ﺗﺎ 2001 موردبررسی قراردادند. در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺗﻌﺪاد 427 ﺷﺮﻛﺖ به‌عنوان ﻧﻤﻮﻧﻪ انتخاب‌شده ﺑﻮد. در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺮاي ارزﻳﺎﺑﻲ عملکرد ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش شرکت‌ها از ﻣﻌﻴﺎر کارایی ﭼﺮﺧﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ وﺟﻪ ﻧﻘﺪ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه ﺑﻮد. ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺣﺎﻛﻲ از اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎي انتخاب‌شده ﺑﺮاي ارزﻳﺎﺑﻲ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮاي ارزﻳﺎﺑﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ در ﮔﺮدش ﻣﻔﻴﺪ می‌باشند، ﺑﻪ تجزیه‌وتحلیل رﻳﺴﻚ و ﺑﺎزده شرکت‌ها ﻧﻴﺰ ﻛﻤﻚ می‌کنند.
ﻭﺍﻧﮓ[59] (2002): ﻧﻴﺰ ﻳﻚ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺯ شرکت‌های ﺗﺎﻳﻮﺍﻧﻲ ﻭ ﮊﺍﭘﻨﻲ ﺭﺍ ﻃﻲ ﺩﻭﺭﻩ ۱۹۸۵-۱۹۹۶ موردبررسی ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﭼﺮﺧﺔ ﻧﻘﺪﻳﻨﮕﻲ کوتاه‌تر ﺑﺎ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﺮﺗﺒﻂ می‌باشد.
یافته‌های ﺑﻮﺕ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ[60] ﻣﺒﻴﻦ ﺍﻳﻦ مسئله ﺍﺳﺖ ﻛﻪ سازمان‌ها ﺑﺎ ﻧﺮﺥ ﻣﻮﺟﻮﺩﻱ ﻛﺎﻻﻱ ﺑﺎﻻ به‌احتمال‌زیاد ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﻣﺎﻟﻲ ﺑﺪﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﺎ یافته‌های ﺷﻴﻦ ﻭ ﺳﻮﺋﻨﻦ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻣﻨﻔﻲ ﻗﻮﻱ ﺑﻴﻦ ﭼﺮﺧﺔ ﻧﻘﺪﻳﻨﮕﻲ ﻭ ﺳﻮﺩﺁﻭﺭﻱ شرکت‌های ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﺍﺳﺖ.

این مطلب را هم بخوانید :
خسارت تأخیر تأدیه در نظام بانکداری بدون ربا- قسمت 9

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir