15 عامل خانوادگی که باعث بزهکاری میشود

عوامل خانوادگی :
انسان موجودی است که در فرایند شدن قرار دارد، انسان تصمیم گیرنده است نه مجبور کنترل کننده و محیط ، انسان از خاصیت آینده نگری برخوردار است و آینده را پیش بینی می کند و آن را تحت تأثیر قرار می دهد و در حقیقت او خلاق محیط و جهان خویشتن است . نتیجه اینکه انسان در محدوده وجود خود آزاد است و چون آزاد است می تواند و بایستی انتخاب بعمل آورد و چون آزادی انتخاب دارد مسئول رفتار خویش است . بشر موجودی است فعال و زنده نه موجودی کاملاً منفعل ، او تجربه را جستجو می کند ، محیط و دنیای نیازهای خویش را می سازد ، او نگهدارنده و فرایند خویشتن است ، او خویشتن ساز است .
والدین در تربیت فرزندان خود باید این اعتقاد را در آنان بوجود آورند که او خود مسئول رفتار خویش است تا فرد نسبت به مسئولیت رفتار خود آگاهی نداشته باشد آن را نپذیرد و هیچ برنامه ای برای تغییر رفتار و در نتیجه پیشرفت مؤثر نخواهد بود . اگر نوجوان یاد بگیرد به بیش از پیش به شیوه ای مسئولانه عمل کند و بحران های پیش آمده و مسائل مربوط به سازگار با محیط را با قبول مسئولیت حل کند و نیازهای فردی اش بدون صدمه زدن به خود و به دیگران برآورده شود دیگران خطر وجود ندارد که او به بزهکاری کشیده شود .

1) انتظارات بیش از حد والدین :
نوجوان 15 ساله نمی تواند مسئولیت های سنگین را هر چند به آنها علاقمند باشد به عهده بگیرد در نتیجه زیر بار مسئولیت فرد می باشد یا رفتارش دستخوش اختلالات عمیق می شود . نتیجتاً او در سنین جوانی همیشه فکر می کند فردی بی ارزش و نا موفق است و این طرز فکر در مورد خویش عواقب ناخوشایندی دارد . ازطریق راههای غیر قانونی ، غیر شرعی سریع به موفقیتهایی دست می یابند را در اینجا می توان ذکر کرد.
2) نبود پایه های استوار تربیت اخلاقی :
مواردی مشاهده می شود که والدین خود الگوهای نا مناسبی هستند نتیجتاً ارزشهایی را که جوان یاد میگیرد ضد ارزش است درصد زیادی از بزهکاران جوان در زندان های ایران از این گونه جوانان تشکیل می دهند .
3) محدود کردن نوجوان :
در مواردی دیده می شود که والدین در ضمن نشان دادن محبت ، فرزندان خود را بسیار محدود می کنند ، محدودیت والدین سبب می شود چنین فرزندانی در جوانی اتکاء بیشتر ، عدم تمایل برای رقابت با همسالان و بطور کلی استقلال کمتری نشان دهند چنین جوانانی به علت عدم توانانی های اجتماعی تأثیر پذیری بسیار شدیدتری دارند و به سادگی تحت تأثیر الگوهای نامناسب قرار گرفته و به انحرافات کشیده می شوند .

4) رفتار خصمانه و محدود دهنده والدین:
والدین متخاصم و محدود کننده، حالت عصبی در فرزندانشان بوجود می آورند این فرزندان در سنین جوانی دارای تمایلات خودکشی بوده ، می کوشند خودشان را آزار دهند ، در روابط اجتماعی خجول و گوشه گیر بوده و توانایی اعتماد به نفس را در رفتار با دیگران ندارند . ترکیب عوامل خصومت و محدودیت ایجاد انزجار و نفرت می کند که بخشی از آن به سوی خود فرد معطوف شده و به صورت کشمکش و ناراحتی درونی احساس می گردد.
5) رفتار خصمانه آزار دهنده والدین :
جوانان و نوجوانان پرخاشگر که رفتارشان با مبانی و اصول اجتماعی مغایرت دارد غالباً از خانواده هایی هستند که در آن والدین از عهده نظارت رفتار آنها بر نیامده و در ضمن حالات خصومت آمیز نیز نشان می دهند .
6) انضباط و تأثیر آن در فرزندان :
نظارت و انضباط شدید بیش از حد در رشد خودمختاری ، اعتماد به نفس و سایر صفات مشابهی که برای موثر بودن در جامعه الزامی باشد اخلال می کند . نتیجه مطالعات نشان می دهند که مؤثرترین توازن میان همکاری در رفتار کنترل شده از یک سو و اعتماد به نفس خودمختاری و آرامش هیجانی از سوی دیگر زمانی بوجود می آورد که انضباط و انعطاف پذیر ولی محکم و یکنواخت باشد . انضباط هنگامی بهترین اثر را دارد که منبع فرزند خانواده و در جهت رشد او باشد نه آنکه خصومت والدین و ناراحتی آنها را تهیه نماید .
7) کمبود محبت و عدم احساس ایمنی در خانواده :
بسیاری از والدین دقت و توجه لازم در مورد فرزندان مبذول نمی دارند برای فرزند خانواده میسر است که رفتار بحرانی در فرزندان خانواده شود نوجوانان از طریق راههای غیر شرعی و غیر قانونی کوشش می کنند که نیازهای خود را کامروا کنند .
8) محبت بیش از حد
نوجوان در چنین مواردی دائماً احساس نارضایتی و بی کفایتی می کند و یا آن که هدفهایی را جایگزین هدفهای خود کرده و کوشش می کند از طریق غیر قانونی وغیر شرعی به این اهداف برسد.
9) رفتارهای غیر منطقی والدین در برابر فرزندان :
اگر والدین به فرزندان خوب خود بیش از حد محبت کرده پاداش مادی و معنوی میدهند و به فرزندان بد خود بی مهری کرده و خشونت نشان می دهند مجازات بیان می کند که چه چیز قدغن است اما بیان نمی کنند چه چیز صحیح است . مجازات های پی در پی والدین می تواند باعث احساس نا امنی ،طرز تلقی رفتارهای خصمانه ، عقده حقارت و اضطراب در فرزندان شود . این خود می تواند باعث شود که نوجوان به بزهکاری کشیده شود .

مطلب مرتبط :   معرفی محصولات شرکت پریماتوی  

10) برچسب زدنهای والدین بر فرزندان :
اگر والدین مسلط بر هر نوع انتخاب لغات وکلماتی که بکار می برند نباشد در بسیاری مواقع بی مورد به فرزند نوجوان خود برچسب می زنند . این برچسب زدنها خود می تواند نوجوان را تحریک به ظاهر کردن رفتار انحرافی نماید.
11) محیط متشنج خانوادگی :
انتخاب الگوی صحیح در نوجوانان بسیار حائز اهمیت است و بسیاری از موارد والدین توجه نمی کنند که نوجوان افراد صالح را به عنوان الگویی خود انتخاب کند . در این جا یادگیری رفتارهای منحرف از طریق مشاهده گروه همسالی که به آن تعلق دارد تقلید می کند و به دلیل اینکه او به وسیله رفتار پرخاشگرانه در گروه موفق است تجربه موفقیت در رفتار پرخاشگرانه باعث تقویت چنین الگوهای رفتاری می شود.
12) فرار از منزل :
بعلت نا ملایمات زیاد یا نوجوان کانون خانوادگی را ترک می کند و یا آنکه پدر خوانده یا مادر خوانده او را از منزل بیرون می کند و نداشتن سرپرست زندگی در مسافرخانه ها می تواندیکی از مهمترین عوامل بزهکاری باشد .
نتایج تحقیقات نشان دهنده آن است که افزایش سن با رفتار اخلاقی رابطه معنی داری ندارد. در مورد کودکان پرورشگاهی این رابطه حتی معکوس است . نتایج تحقیق بیانگر آن است که قضاوت اخلاقی نمی تواند بعنوان فعلی برای پیش بینی در رفتار اخلاقی بکار رود و به عبارت دیگر گفتار اخلاقی لزوماً کردار اخلاقی مشابه همراه نمی آورد .
13) سختگیری بیش از حد والدین در مورد فرزندان :
اطاعت محض فرزندان همیشه یک موفقیت تربیتی نمی باشد . فشار شدید توسط والدین باعث می شود که توانایی های اجتماعی ، توانایی تصمیم گیری ، توانایی قبول مسئولیت آنگونه که باید در فرزندان رشد نکند نتیجتاً بعلت عدم موفقیت ها در روابط و ارتباطات اجتماعی و تعارضهای شدید احتمال می رود که فرزند خانواده به انحراف کشیده شود .
14) از هم گیسختگی خانواده :
طلاق و جدایی بین پدر و مادر همچنین فوت پدر یا مادر داشتن نا پدری و نامادری به اضطراب و نگرانی و تشویش فرزندان آنان می گردد . فرزندان احساس فقدان امنیت می کنند که عکس العمل و ناراحتی آنی مذکور به صورت عصبانیت ، بداخلاقی ، تمرد از اوامر و بالاخره ناسازگاری ، عدم انطباق اجتماعی خواهد بود.
در ارتباط با مطالب فوق باید عنوان کرد :
1- هرقدر هدفهای اجتماعی معین بوسیله جوانان و نوجوانان کمتر بشود 2- هر قدر آنها خود را نسبت به نظام ارزشی و هنجارهای رفتاری اجتماع کمتر موظف بدانند 3- هر قدر آنها بیشتر وسایل انحرافی و غیر قانونی در اختیار داشته باشند به همان اندازه بیشتر احتمال وجود دارد
که چنین نوجوانان و جوانانی رفتار انحرافی از خود نشان دهند . هدف والدین نباید این باشد که فرزندان خود را خوشبخت سازند بلکه باید به فرزندان خود کمک کنند تا آن که آنان را در بزرگسالی برای زندگی پیروزمندانه در عالم واقعیت بتوانند قدم بردارند . همانگونه که فرد سالم فردی است که بطور فعال و مؤثر در فعالیتهای زندگی شرکت نماید تا حدودی احساس خشنودی می کند و در چهارچوب قوانین اجتماعی چیزی با ارزش برای فرد می یابد.
والدین باید تأکید زیاد بر وارد کردن نوجوان به انجام تعهداتش نمایند در اینجا باید خاطر نشان ساخت که سطح تحمل ناکامی در ارضای دو نیاز مهم دوست داشتن و احساس ارزش نمودن را باید در نوجوان بالا برد . جوان باید نه تنها واقعیت را بشناسد بلکه بتواند احتیاجات خود را در چهارچوب آن برآورده سازد .از این رو والدین باید بر مسائل و رفتار اخلاقی تأکید کنند و در اکثر موارد مشکلات نوجوان وجوان از ناتوانی او دردرک ارزشها و اصول اخلاقی و استفاده آنها در زندگی روزمره ناشی میشود.
تغییر رفتار به اعتماد موقعی است که فرد به مسئولیت رفتار خود آگاه باشد والدین باید حداکثر کوشش را به منظور کمک به فرزند برای خودشناسی و آشنایی با محدودیت ها و توانایی ها ی خود مبذول دارند . انسان آنگونه می شود که در مورد امکانات و توانایی های ارثی و محیطی خود می خواهد و بر طبق آن خود را می سازد . والدین باید به این امر توجه کنندکه هر فردی این توانایی را دارد که دارای حس مسئولیت باشد یا نباشد . طرز رفتار بیشتر از آنکه به موقعیت ها و شرایط بستگی داشته باشد به تقسیم های خود مربوط می گردد. والدین باید فرزندان را طوری تربیت کنند که آنها در ارزیابی رفتار خود کاملاً واقع بین باشند ، اشتباهات خود را تصحیح کنند و در هنگامی که کار و تصمیمی انجام می دهند خود را تشویق نمایند.
15) روشهای تربیتی غلط والدین :
یکی از مهمترین مسائل در زندگی مامسأله سازگاری است در بسیاری موارد بعلت روشهای تربیتی غلط والدین در نوجوانان عدم توانایی سازگاری با انتظارات نقشی مشاهده می شود نوجوان نمی تواند مطابق توقعاتی که از او دارند عمل کند و نتیجتاً با شکست و ناکامی ها در کانون خانوادگی روبرو می شود .

مطلب مرتبط :   تعاریف پرخاشگری و اعتقادات نظری متفاوت روان شناسان