پیامدها و صورت‌‌های مثبت اهمال کاری کدامند؟

پیامدها و صورت‌‌های مثبت اهمال کاری

همان گونه که قبلا ذکر شد، هرچند اهمال کاری  بامضامینی منفی در ذهن همراه است ولی در بعضی شرایط می‌تواند یک انتخاب مثبت و قابل قبول باشد. مثل زمانیکه احتمال آسیب رسیدن به دیگران در اثر اقدام سریع وجود داشته باشد(لای و سیلورمن،1996). استیل و همکاران (2001) بیان ‌می‌‌کند اهمال کاری  ‌می‌‌تواند به عنوان تمرد و عدم پذیرش در تکالیفی سطحی که به صورت همه جانبه ما را احاطه کرده مطرح شود که فرصت تمرکز بر روی تکالیف مهم‌تر دیگر  را فراهم ‌می‌‌کند. در زمینه تحصیلی نیز بعضی دانشجویان ادعا می‌کنند به تأخیر انداختن تکالیف و مطالعه برای امتحان تا آخرین لحظات و در فشار قرار گرفتن در ضرب العجل‌‌ها[1] به آنها اخطار می‌دهد که بایدبه صورت متمرکز و در حد بالایی تلاش کنند (فراری، 1992). درحقیقت یافته‌‌هایی که در اینجا ذکر خواهد شد در تناقض با هدف پژوهش حاضر و پژوهش‌‌هایی است که اهمال کاری  را به علت نقصان در مهارت‌‌های سازگارانه مقابله و کمبود مهارت‌‌های یادگیری  ‌می‌‌دانند.

هر چند اهمال کاری  به طور کلی اثرات منفی بر عملکرد دارد ولی در بعضی شرایط ‌می‌‌تواند به عنوان یک استراتژی تسهیل‌کننده موجب بهبود عملکردشود، چون به فرد امکان این را می‌دهد که منابع در دسترسش را جهت مقابله با پیش‌آمدها آماده و ارزیابی کند (ایران نژاد و جیسون ،1992، به نقل از بالکیس و دودرو،2007).

تورنس وسافر[2](1991، استین و سابونتیک[3]، 1995، به نقل از لای، 1987) نشان دادند که اهمال کاری  با سبک تفکر خلاقانه در ارتباط است. اهمال کاری  می‌تواند در تکالیف خلاقانه عملکرد را بهبود بخشد یا تکالیفی که نیازمند جستجو جهت کسب اطلاعات بیشتر باشد. در این صورت تأخیر می‌تواند به خلق ایده‌های جدید یا افزایش آنها و تفکر واگرا منجر شود  اهمال کاری  در آغاز کار و به تاخیر انداختن آن را از ویژگی‌‌های افراد دارای سبک خلاق حل مسأله میداند. (ونگر[4]،1994، به نقل از ون ارد ،2000).

فراری (1991) مشاهده کرد که دانش‌آموزانی که توانایی بالاتری دارند نسبت به آنهایی که توانایی تحصیلی پایین‌تری دارند، رفتارهای اهمال‌کاری بیشتری نشان می‌دهند و این در شرایطی که نیاز به خودتنظیمی جهت اجرای تکالیف است شدت می‌یابد.

واچا و مک براید[5] (1993، به نقل از مورالز[6]،2011)در مطالعه‌ای دریافتند که اهمال کاران بیشتر تمایل به استفاده راهبردهای مطالعه برتر و فوق العاده اثربخش دارند تا با شتاب یاد بگیرند و بدین وسیله خود را به سرعت برای امتحان آماده می‌‌کنند. تا حداکثر اثربخشی را به دست آورند. دانش‌آموزانی که توانایی تحصیلی بالایی دارند عادات و ساعات مطالعه‌شان را با انجام دوره‌های دقیق و هماهنگ و متناوب از مسامحه و با شتاب و قدرت یادگیری، به حداکثر اثربخشی می‌رسانند.

مورالز(2011) اظهارکرده است که اهمال کاری ، یادگیری با شتاب و آمادگی برای امتحان و غوطه‌ور شدن در جریان مطالعه[7] و در اوج فرایند مطالعه قرار گرفتن را افزایش می‌دهد.در اوج جریان مطالعه قرار گرفتن -که به عنوان شمول کلی در یک فعالیت و صرف تمام توجه و منابع فرد بطور کامل روی انجام کار تعریف می‌شود- از طریق افزایش سطوح چالش‌انگیزی تکالیف سطوح بالاتری از عملکرد را از فرد درخواست می‌کند . اهمال کاری  از طریق چالش برانگیز کردن و افزایش تجارب در اوج و جریان مطالعه قرار دادن کارآمدی شناختی را بهبود می‌بخشد و شکلی انطباقی می‌یابد. همانطور که ذکرشد تأثیر اهمال کاری  بر عملکرد به چالش‌برانگیزی آنها مرتبط است. اگر تکالیف به حد کافی چالش‌ برانگیز باشد، قر ار دادن فشارهای زمانی توسط ضرب‌العجل‌ها می‌تواند با افزایش احساس کفایت فرد بر عملکرد فرد تأثیر مثبت نیز داشته باشد .در حقیقت این حالت در اوج مطالعه قرار داشتن به علت تطبیق یافتن میان سطح چالش ‌برانگیزی و مهارت‌های فرد روی می‌دهد.

مطلب مرتبط :   24 روش و فنون مختلف اموزش

بطور مشابه )پری[8] 2008، به نقل از مورالز، 2011) در سودمندی‌های اهمال کاری  بحث می‌کند و با ذکر اهمال کاری  ساختار یافته آن رایک نوع استراتژی در جهت برنامه‌ریزی برای استفاده کارآمد از زمان و سازمان دهی اهداف می‌داند. مورالز( 2011) معتقد است اهمال کاری  به معنای هیچ کاری انجام دادن نیست بلکه آنها در این فاصله وظایف و تکالیفی که در اولویت‌های پایین‌تری قرار دارند را انجام می‌دهند. بر این اساس دو نوع اهمال کاری  سازگارانه و ناسازگارانه وجود دارد.

تیک و با یومیستر[9] (1997) با مقایسه افراد اهمالکار و غیر اهمالکار برخی از سودمندی‌های اهمال کاری  را این‌گونه بیان کرد: اهمال کاران در کوتاه مدت وضعیت سلامت بهتر و استرس کمتری را نسبت به غیر اهمال کاران گزارش می‌دهند. در نتیجه اهمال کاری  به عنوان یک استراتژی مقابله‌ای جهت کاهش و تنظیم هیجانات و عواطف منفی در کوتاه مدت عمل می‌کند تا بدان وسیله فرد احساس بهتری داشته باشد.

بنابراین اهمال کاری  لزوما روی تکالیف عملکردی اثر منفی ندارد، به خصوص اگر اهمال کاری  به جهت جمع‌آوری اطلاعات و برنامه‌ریزی باشد (کنوس، 2000، به نقل از استیل،2007). از طرف دیگر بعضی از اهمال کاران ادعا می‌کنند در آخرین لحظات از زمان تعیین شده می‌توانند بصورت مطلوبی وظایف خود را تکمیل کنند و حتی تحت فشار زمانی ایده‌های خلاقانه بیشتری بوجود می‌آورند (مورالز، 2011). در نتیجه می‌توان دو نوع اهمال‌کاری را از یکدیگر متمایز کرد.

در تبیین این یافته‌‌ها چو و چوی (2005) بیان کردند که اهمال کاری  صورت‌های مثبتی نیز دارد. آن‌ها 2 نوع متفاوت از اهمال کاران را مشخص کردند 1ـ منفعل 2ـ فعال

برحسب عقاید خود کارآمدی، جهت‌گیری انگیزشی، استراتژی‌های مقابله‌ای و پیامدها می‌توان 2 نوع اهمال کاران فعال و منفعل را تفکیک نمود که این دو گروه از نظر شناختی با یکدیگر تفاوت دارند. اهمال کاران فعال تمایلی به اهمال کاری  ندارند ولی منفعلان به عمد اهمال کاری  می‌کنند. هنگام فرا رسیدن لحظات آخر زمان تعیین شده اهمال کاران منفعل به علت احساس خودکارآمدی پایین و عدم اطمینان به خود احساس فشار و نابسندگی می‌کنند که احتمال اضطراب و افسردگی و در نهایت شکست در انجام تکالیف را افزایش می‌دهد. ولی اهمال کاران فعال در این لحظات احساس برانگیختگی و چالش‌انگیزی و خودکارآمدی می‌کنند (استیل، 2007). در زمینه خودکارآمدی نیز برخلاف منفعلان اهمال کاران فعال مانند غیر اهمال کاران عقاید نیرومندی در حیطه خودکارآمدی دارند و آنان عمداً  بعضی تکالیف را به تأخیر می‌اندازند تا تکالیف ضروری‌تری را انجام دهند (چو و چوی، 2005).

مطلب مرتبط :   چگونه خودمان را بشناسیم؟(خودآگاهی)

در نوع منفعلانه فرد انجام تکالیفش را به علت ناتوانی در تصمیم‌گیری و اجرای آن در زمان مقرر و تعیین شده، به تأخیر می‌اندازد. برعکس اهمال کاران فعال به این علت از انجام تکالیف طفره می‌روند چون کار کردن تحت فشار زمانی در آخرین لحظات زمان تعیین شده، برایشان لذت‌بخش تراست، و نتایج مطلوب ‌تری کسب می‌کنند (‌‌هارینگتون، 2005).این گروه شیوه‌های مقابله ، عملکرد و استعدادهایی مشابه با افرادی که اهمالکار نیستند نشان می‌دهند (مورالز، 2011).

در اهمال کاران فعال بر خلاف منفعلان با توجه به سطوح بالای خودکارآمدی ادراک شده و واکنش‌های واقع‌گرایانه آنها در رویارویی با مشکلات و عوامل استرس‌زا (اینکه می‌توانند شرایط را بهبود بخشند) جهت‌گیری مقابله‌ای تکلیف (مسأله) مدار است. اهمال کاران منفعل به جای درگیر شدن و رویارویی با مشکلات به رفتارهای اجتنابی و خود ناتوان‌سازی رو می‌آورند در نتیجه ممکن است حواسشان را با تکالیف نامربوط و ناچیز پرت کنند، ناله و غرولند و مدام شکایت کنند و یا از تکمیل تکالیف چشم‌پوشی کنند (فراری و تیک، 2000).

درک و استفاده از زمان: بین اهمال کاران منفعل و فعال در این زمینه نیز تفاوت وجود دارد. اهمال کاران فعال مشابه غیراهمال کاران درک واقع ‌بینانه‌ای از زمان و کنترل بیشتری بر آن دارند ولی منفعلان در تخمین زمان لازم جهت انجام تکالیف شکست می‌خورند (بلان[10] و پیچل، 2005).

در زمینه انگیزش اهمال کاران منفعل انگیزه درونی و بیرونی کمتری دارند ولی فعالان انگیزه درونی کمتر و انگیزه بیرونی بیشتری دارند چون جهت‌گیری آنان به سمت دریافت امکانات و حداکثر سودمندی در حداقل زمان ممکن است که این بیشتر با انگیزه بیرونی صدق می‌کند. در نتیجه اهمال کاری  فعال یک پدیده چند بعدی شامل اجزای شناختی (تصمیم به تأخیر انداختن) عاطفی (تمایل به کار تحت فشار) و رفتاری (تکمیل تکالیف با تأخیر) و نتایج متفاوت است.به بیان دیگر بین این دو گروه تفاوت‌های بنیادی روانی و پیامدهای متناوبی مورد انتظار است (چو و چوی، 2005). دراین پژوهش اهمال کاری  از نوع منفعل مورد هدف است.

 

[1] . Deadline

[2] . Torrance,Safter

[3] . Subotnik, Stein

[4] . Wenger

[5] . Moralles

[6] . Vacha&McBride

[7] . flow

[8] . Perry

[9]. Tice& Baumester

[10] . Blun &  Pychyl