پایان نامه رایگان با موضوع عزت نفس، رفتار پرخاشگرانه، کنش و عمل، فرار از منزل

اوست. در اینجا خشونت و قدرت با هم مترادف هستند با این تفاوت که خشونت نوعی قدرت است که هدف خاصی را تعقیب می کند و آن مشخص کردن مرزها و جلوگیری از اعمال یک قدرت دیگر است و در همین معنای طبیعی، خشونت می تواند از سوی دیگر نیز وارد شود و بجای اینکه قدرتی را محدود کند قدرتی را بوجود آورد( فکوهی، 1378 : 2).
گلز و استراوس دو فردی که سالهای زیادی در زمینه خشونت به بررسی پرداخته اند، در تعریف خشونت می گویند: ” خشونت، رفتاری با قصد و نیت آشکار( یا رفتاری با قصد و نیت پنهان اما قابل درک ) برای وارد آوردن آسیب فیزیکی به فرد دیگر است ” ( اعزازی،1380 : 24).
از ویژگی های بارز تعریف فوق آن است که اولاً تاکید بر قصد و نیت فرد جهت وارد کردن آسیب به دیگری است، اما شدت جراحات مورد نظر نیست، در ثانی تاکید این تعریف بر خشونت های فیزیکی است و انواع دیگر را شامل نمی شود. محقق دیگر خشونت، یلو2 است که در سال 1983، خشونت را چنین تعریف کرده است: ” خشونت، رفتاری آگاهانه است که نتایج احتمالی آن ایجاد آسیب فیزیکی یا درد در فرد دیگر است ”
در تعاریف فوق، خشونت روانی منظور نشده است. محققانی مانند مگارژی3 بر این باورند که تعاریف که اکثراً از خشونت ارائه شده است تنها خشونت فیزیکی را شامل می شود؛ لذا تعریفی که او از خشونت ارائه می دهد، خشونت روانی را نیز در بر می گیرد. طبق تعریف او خشونت به معنای” اشکال افراطی رفتار پرخاشگرانه است که احتمالاً باعث بوجود آمدن آسیب های مشخص به قربانی می گردد”( همان : 25).
به باور رابر4 ( 18 : 1985 ) این اصطلاح نوعاً برای کنش هایی مورد استفاده قرار می گیرد که به یکی از سه شیوه ذیل بر انگیخته شوند:
1 – ترس از ناکامی؛ 2- تمایل به ایجاد ترس و وحشت در دیگران؛ 3- تمایل به تحمیل افکار وخواسته ها؛
بنابراین، می توان خشونت را از نظر مفهومی به عنوان کنش و عملی در نظر گرفت که از جانب فرد یا افرادی و از روی اراده و آگاهی به منظورآسیب رسانی فیزیکی یا روحی به دیگران انجام می پذیرد. افزون بر اینکه در تعریف خشونت به مفهوم بی توجهی به پیامدهای عمل که منجر به آسیب دیدگی دیگران یا خود می شود نیز تاکید می شود. بنابراین خشونت با رفتار، کنش و کاربرد نیروی فیزیکی آسیب زا مشخص می گردد. همچنین خشونت را می توان به مثابه تجلی افراطی و شدید خشم و عصبانیت به شکل احساسی یا کلامی در نظر گرفت. عنصر ذاتی خشونت را پرخاشگری شکل می دهد که می توان آن را به عنوان واکنشی ارادی یک فرد یا گروه در تحمیل و وارد ساختن آسیب، درد و رنج به افراد دیگر در نظر گرفت.
بنابراین در نهایت می توان گفت که خشونت” عملی آسیب رسان است که فرد برای پیشبرد مقاصد خویش انجام می دهد ” و به اشکال و صور ذیل دیده می شود:
1- خشونت فیزیکی ( از ضرب و شتم گرفته تا قتل )
2- خشونت روانی ( از داد و فریاد، تحقیر کلامی، دشنام گرفته تا تهدید )
3- خشونت اجتماعی ( هر گونه ایجاد محدودیت در برقراری روابط اجتماعی با افراد دیگر )
4- خشونت اقتصادی ( تخریب اموال )
2-1-2- خشونت خانوادگی( همسرآزاری ):
خشونت خانوادگی به معنی فرایندی است که در آن زوج یا شریک زندگی از خود رفتارهای خشونت آمیز بر ضد زوج دیگر نشان می دهد. به بیان دیگر؛ خشونت خانوادگی، به خشونتی اطلاق می شود که معمولاً در محیط خلوت و خصوصی خانواده به وقوع می پیوندد و در بیشتر موارد میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی و یا قانونی به هم پیوند خورده اند( رئیسی، 1380 : 15 ).
از نظر اکثر فمنیست ها خشونت علیه زنان تنها در متن اجتماعی که زنان را به صورت فرمانبردار مردان تعریف می کند، صورت می گیرد. فمینیست ها خشونت مردان علیه زنان را این گونه تعریف می کنند: خشونت مردان علیه زنان به شکل خشونت فردی و مستقیم و به صورت خشونت های جسمانی ، روانی ، آشکار و پنهان بروز می کند . هدف از خشونت تاثیر گذاری شوهر بر زن است تا امکان به واقعیت درآوردن قابلیت های بالقوه زن را کاهش دهد . خشونت بدنی اشکار رفتاری است که یک بار یا بیشتر به قصد وارد کردن جراحات یا ایجاد درد در قربانی صورت می گیرد . خشونت بدنی پنهان زمانی صورت می گیرد که قربانی درک می کند که باید رفتار و محدوده آزادی رفتار خود را کاهش دهد ( اعزازی ، 1381 : 27 ).
در اجلاس پکن یکی از محورهای نگران کننده در باب زنان خشونت در نظر گرفته شد و در قطعنامه 104 / 48 مجمع عمومی در تاریخ 20 دسامبر 1993 خشونت بدین شکل تعریف شد : هر نوع عمل خشونت آمیزی که بر اختلاف جنسیت مبتنی باشد و به آسیب بدنی ، جنسی و روانی زنان بیانجامد ، یا آنکه احتمال منجر شدن آن عمل به این نوع آسیب ها و رنج ها وجود داشته باشد – از مصادیق خشونت شمرده می شود – ؛ از جمله تهدید به این گونه اعمال ، زورگویی یا محروم سازی خودسرانه از آزادی ، خواه که در ملاء عام صورت گیرد و خواه در زندگی خصوصی ( سازمان جهانی بهداشت ، 1380 : 30 ). در تعریف فوق باید به اختلاف جنسیت که دربرگیرنده رفتارهای تبعیض آمیز بر اساس تعلق به دو جنس مختلف است و همچنین محروم سازی از آزادی تاکید کرد . خشونت علیه زنان به قصد نظارت بر رفتار آنان صورت می گیرد، رفتاری که در حوزه عمومی برای کلیه افراد جامعه مجاز است ولی در درون خانواده مردان با بکار بستن آن ، ضمن نمایش اقتدار خود ، سعی در محروم کردن زنان از این محدوده آزادی دارند . ( اعزازی ، 1383 : 62 )
خشونت خانوادگی یا خشونت در حوزه خصوصی، پدیده ای است که روابط سالم خانوادگی را که برای بقاء و تحکیم خانواده لازم و ضروری ا
ست، متزلزل ساخته و بعضاً از بین می برد. امروزه اشکال و انواع متفاوتی از خشونت خانوادگی وجود دارد که دامنه گسترده آن از نزاع بین والدین، خواهران و برادران آغاز و تا به قتل رسیدن یکی از اعضای خانواده کشیده می شود. بطور کلی انواع خشونت خانوادگی را می توان در قالب هایی نظیر: 1- همسر آزاری، 2- فرزند آزاری، 3- والدین آزاری و 4- سالمند آزاری قرار داد(صدیق ، 1383: 106).
به نظر می رسد که در بین انواع و اقسام مختلف خشونت خانوادگی، همسر آزاری یا آزار همسر نمود بیشتری دارد و معمولاً در محیط خلوت و خصوصی خانواده به وقوع می پیوندد و در بیشتر موارد میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی و یا قانونی به هم پیوند خورده اند. به بیان دقیقتر؛ صرف نظر از بی طرفی ظاهری این واژه، ” خشونت خانوادگی “تقریباً همواره جرم وابسته به جنسیت خاص محسوب می گردد که مردان نسبت به زنان روا می دارند. بدرفتاری و آزار همسر معمولاً به صورت آزارهای کلامی مانند تحقیر و توهین و فحاشی آغاز و نهایتاً به خشونت فیزیکی ( ضرب و شتم ) و حتی به قتل ختم می شود. این معضل علاوه بر ایجاد عوارض جسمی و روحی کوتاه و بلند مدّت در قربانی و تهدید کیان خانواده موجب تبعات اجتماعی جبران ناپذیر همچون طلاق، فرار از منزل و خودکشی و … می شود.

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درموردپرستاران شاغل

3-1-2- پیشینه تحقیق
در رابطه با موضوع تحقیق حاضر یعنی خشونت خانوادگی و عوامل مؤثر بر آن به طور مستقیم و غیر مستقیم تحقیقات متعددی در قالب طرح های پژوهشی و پایان نامه های دانشجویی و نیز مقالات در داخل صورت گرفته است که دراینجا صرفاً به ذکر خلاصه برخی از آنها می پردازیم:
الف- طرح های پژوهشی
– بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر خشونت شوهران بر علیه زنان در خانواده
پژوهش فوق، توسط آفایان محمد زنگنه و حبیب احمدی نگاشته شده و در سلسله مقالات اولین همایش آسیب شناختی اجتماعی ایران ارائه گردید و سپس توسط انتشارات آگاه به سال 1381 در کتاب” پرخاشگری و جنایت ” به چاپ رسیده است.
زنگنه و احمدی در این پژوهش، پس از بیان فضای مفهومی موضوع، رویکردهای جامعه شناختی را برای تبیین پدیده مذکور(خشونت شوهران بر علیه زنان در خانواده ) برگزیده و عواملی نظیر: حاکم بودن نگاه پدر سالاری بر خانواده، دخالت خویشاوندان زوجین در زندگی زناشویی آنان، کاهش تفاوت منزلت شغلی زوجین و کاهش تفاوت پایگاهی از نظر تحصیلات و درآمد بین زوجین را در بروز پدیده خشونت شوهران بر علیه زنان در خانواده دخیل دانسته است. به طور کلی از نظر نگارندگان این متغیر ساختاری است که کنش های زوجین را تحت الشعاع خود قرار می دهد و به مردان اجازه اعمال خشونت می دهد.
ب- پایان نامه های دانشجویی
1- بررسی مشکلات جسمی و روانی زنان مضروب تحت خشونت همسران مراجعه‌کننده به پزشکی‌قانونی شهر تهران در سال 1375
پژوهش مذکور، اثری است که توسط خانم فرشته امیر مرادی به سال 1375 به عنوان پایان‌نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه علوم پزشکی تهران نگاشته شده است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی می‌باشد که به منظور بررسی مشکلات جسمی و روانی زنان مضروب تحت خشونت همسران انجام گرفته است. تعداد واحدهای مورد پژوهش در این مطالعه 100 نفر می‌باشند و معیار انتخاب، زنان مضروب توسط همسر که از طریق مراجع قضایی به پزشکی‌قانونی شهر تهران معرفی شده‌اند، بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه چک لیست شامل 12 مورد از مشکلات جسمی و پرسشنامه جهت تعیین مشخصات فردی واحدهای پژوهش و همسرانشان، تست استاندارد ، جهت سنجش میزان افسردگی و تست سنجش عزت نفس جهت سنجش آن می‌باشد.
نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که شایعترین مشکلات جسمی (99 درصد) از واحدها در خشونتهای خانوادگی، کبودی و کوفتگی می‌باشد. هم‌چنین (43 درصد) از واحدها دارای افسردگی شدید و 65 درصد آنان نیز فاقد عزت نفس بالا بوده‌اند. در طی تجزیه و تحلیل‌های آماری بین مشخصه‌های فردی زنان و همسرانشان با مشکلات جسمی و روانی ارتباطات معنی‌داری مشخص گردید که تأثیر هر یک از متغیرها در خشونت‌های خانوادگی سزاوار پژوهش و مطالعه عمیق‌تری می‌باشد. سپس کاربرد نتایج و یافته‌های این پژوهش در یک بعد وسیع اجتماعی – بهداشتی مورد بحث قرار گرفته است.
3- بررسی وضعیت خشونت علیه زنان و عوامل مؤثر برآن
اثر فوق پژوهشی است که توسط آقای امرالله رئیسی سرتشیزی به سال 1380 به عنوان پایان‌نامه کارشناسی ارشد در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نگاشته شده است.
تحقیق فوق به بررسی وضعیت خشونت و عوامل مؤثر بر آن در شهرستان شهرکرد در جامعه ایران می پردازد که در هفت فصل تنظیم شده است. این پژوهش خشونت را در دو بعد آشکار و پنهان مورد بررسی قرار داده و نتایج ذیل بدست آمده است:
در مورد خشونت پنهان یعنی، خشونتی که در خانواده‌ها وجود دارد ولی به مراکز قضایی و دولتی گزارش داده نمی‌شود به این نتایج رسیده است: 1- بین نوع شغل مردان و خشونت علیه زنان ارتباط معنی‌داری به دست آمد. یعنی مردانی که کار یدی می‌کنند نسبت به مردانی که کار فکری می‌کنند خشونت بیشتری اعمال کرده‌اند. 2- بین آشنایی قبل از ازدواج و خشونت علیه زنان ارتباط معنی‌داری به دست آمد 3 – بین طبقه اجتماعی مردان و خشونت علیه زنان ارتباط معنی‌داری وجود دارد4- بین نوع ازدو
اج ( تحمیلی، اختیاری) و خشونت علیه زنان ارتباط معنی‌داری وجود دارد 5- بین اقتدار مرد و خشونت علیه زنان ارتباط معنی‌دار بدست آمد 6- بین تضاد و تفاوت سلایق بین زن و مرد وخشونت علیه زنان ارتباط معنی‌دار بدست آمد. 7- بین دخالت اطرافیان از دید مرد و خشونت علیه زنان ارتباط معنی‌دار به دست آمد. در مورد خشونت آشکار نیز دلایل را از دید زن مورد بررسی قرار داده که مواردی از آن ذکر می‌شود: 1- عدم مسئولیت‌پذیری مرد 2- محدودیت عمل زن و نداشتن آزادی عمل در مسائل زندگی و ارتباطات اجتماعی 3- بدبینی و عدم اعتماد نسبت به زن 4- ارتباط با نامحرم 5- ضرب و شتم 6- بیکاری7- اعتیاد و … . در پایان این پژوهش آمده که اصل اقتدار و سلطه در خانواده، بیشترین تأثیر را در خشونت علیه زنان داشته است و این از دیرباز اصل پذیرفته شده‌ای هست که ریشه در تاریخ و فرهنگ مردم ایران زمین دارد.
4- بررسی پدیده خشونت خانوادگی در میان خانواده‌های معتادین
پژوهش فوق اثری بود که توسط آقای رضا جوادیان به سال 1381 به عنوان پایان‌نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی نگاشته شده است. پژوهش حاضر به بررسی پدیده خشونت در خانواده‌های پدر معتاد و رابطه آن با نوع اعتیاد، سابقه جنایی وضعیت شغلی، سنی و تحصیلی معتادان پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان داد که در 2/17 درصد خانواده‌ها هیچ خشونتی وجود ندارد و در مقابل در کمتر از یک درصد خانواده‌ها تنها خشونت جسمی، در 2/18 درصد خانواده‌ها فقط خشونت روانی و در 6/63 درصد خانواده‌ها هر دو نوع خشونت (جسمی و روانی) وجود دارد. همچنین یافته‌ها بیانگر آنست که بین نوع خشونت و دفعات تکرار خشونت با نوع اعتباد، سابقه جنایی، وضعیت شغلی و سنی مردان رابطه معنی‌داری وجود ندارد. اما دفعات تکرار خشونت با تحصیلات مرد رابطه معنادار دارد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعجنسی، فیزیکی، میانگین، توزیع

5- بررسی ویژگی‌های روانشناختی مرتکبین خشونت خانوادگی
اثر فوق پژوهشی است که توسط خانم مهوش مافی به عنوان پایان‌نامه کارشناسی ارشد در دانشکده علوم تربیتی و روانشناختی، دانشگاه الزهرا نگاشته شده است.
پژوهش فوق با هدف بررسی ویژگی‌های روانشناختی خشونت خانوادگی انجام گرفته است.ابزار مورد استفاده عبارت بودند از: 1- راهنمای سنجش ارتکاب خشونت به همسر SARA که توسط کروپ و همکاران 1999 تهیه گردیده است. 2- پرسشنامه 32 ماده‌ای که خشونت نسبت به زنان را می‌سنجد و توسط حاج یحیی در سال 1999 ساخته شده است. 3- پرسشنامه چند وجهی شخصیتی میته‌سوتا MMPI (هیپوکندریا، افسردگی، هیستری، سایکوپات، سایکاسنتی، پارانوئید، اسکیزوفرنی، ماتیا) و خشونت زناشویی رابطه مثبت و معنی‌دار وجود دارد بنابراین فرضیه اول و زیر مجموعه‌های آن تائید شدند. فرضیه دوم مبنی بر رابطه بین اعتیاد و خشونت زناشویی و فرضیه سوم تحت عنوان رابطه بین شاهد یا قربانی خشونت والدین بودن و خشونت زناشویی نیز مورد تأیید قرار گرفتند. در کل نتایج پژوهش نشان داد که بین ویژگیهای روانشناختی مردان و ارتکاب خشونت بر علیه همسرانشان رابطه مثبت و معنی‌دار وجود دارد.
ج- مقالات
1- همسر کشی ( کشتن شوهر توسط زن )
مقاله فوق، توسط خانم شهلا معظمی نگاشته شده و در سلسله مقالات اولین همایش آسیب شناختی اجتماعی ایران ارائه گردید و سپس توسط انتشارات آگا

دیدگاهتان را بنویسید