نظریه های بزهکاری از دیدگاه روانشناسان

نظریه های بزهکاری

1-4-2 تبیین های زیست شناختی

نخستین مکاتب فکری بر این باور بودند که قتل و آدم کشی ریشه ارثی دارد در واقع آنها معتقد بودند که عموماً ارتکاب جرم موروثی است. مارتین کالیکاک و آدا جاکس[1] با تحقیق در بین 2000 مجرم به این نتیجه رسیدند که 450 تن از آنها گدا، 258 نفر مجرم، 428 نفر فاحشه و بقیه مرتکب سایر اعمال ناشایست اجتماعی شده اند. آنچه مسلم است این است که تنها شناخت هویت والدین قاتل نمی تواند توجیه درستی برای میل به آدم کشی محسوب شود. نخستین جرم شناسان به مطالعه روی شکل سر و بدن و کلاً ویژگیهای چهره ای و برآمدگیهای و خوها و تمایلات اولیه مجرمین ارتباط دارد(هیکی، 2006، ترجمه سیف الهی 1385).

1-1-4-2  سیماشناسی

این باور که مجرمان و به طور کلی مردمان شریر، نحوه جسمانی غیرمعمولی دارند به نظریه سیماشناسی و جمجمه شناسی باز می گردد.سیماشناسی که بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط جان کاسپرلاواتر[2] پایه گذاری شد، مطرح  می سازد که منش افراد با توجه به ظاهر صورت شان مشخص می شود. اهمیت اساسی سیماشناسی در به جنبش درآمدن دیدگاهی سازمان یافته تر و از لحاظ منطقی   چشم گیرتر با عنوان جمجمه شناسی شناخته شده است.

 

2-1-4-2 جمجمه شناسی

به جای ظاهر صورت به شکل بیرونی جمجه توجه می کند .این دیدگاه مدیون مطالعات یک کالبد شناس اروپایی به نام فرانز جوزفگال[3] است . او معتقد بود بین صورت بندی های سر و خصیصه های شخصی افراد ارتباط وجود دارد.انتقاد علمی آشکار به این نظریه این بود که هر کس قادر نیست اندام های فیزیولوژیک ذهن و ارتباطشان با انواع ویژه ای از رفتار را مشاهده نماید. سزارلمبروزو با مطالعه در دیدگاه قبلی و گسترش آن دیدگاه خود یعنی اثبات گرایی را مطرح کرد.(شجاعی، 1388).

3-1-4-2 دیدگاه اثبات گرایی

مهمترین دیدگاه و نظریه در این ارتباط دیدگاه اثبات گرایی یا تحقق جرم است. آغاز اثبات گرایی         جرم شناسی را به کارهای سه متفکر ایتالیایی یعنی سزارلمبروزو ، انریکوفری و رافائل گاروفالو[4] باز

می گردانند.لمبروزو که اغلب به عنوان پدر جرم شناس مدرن شناخته می شود، جراح بود و مشاهدات و اندازه گیریهای سامان مند در مورد سربازان، مجرمان، دیوانگان و جمعیت عمومی انجام می داد. اطلاعات توصیفی او ارائه کننده استفاده از روش تجربی در پزشکی قانونی است. او در تلاش برای یافتن تفاوتهای ذهنی و فیزیکی، چنین اشاره می کند که افراد با یک سری ویژگی ها و خصوصیات موروثی که آنها را به سمت ارتکاب جرم سوق می دهد به دنیا می آیند. نظریه او یک نظریه انسان شناسی بود. او معتقد بود مجرمان دارای جنبه های فیزیکی غیرطبیعی و چندگانه ای هستند که وابسته به نیاکانشان یا سرشت فاسد آنهاست. این پستی های فیزیکی، نوعی بازگشت زیستی به عقب را شکل می دهند که لمبروزو آن را مجرم بالفطره

مطلب مرتبط :   رابطه فرسودگی شغلی و ویژگیهای شخصیتی

می خواند(ملک محمدی، 1388).

لمبروزو معتقد بود که سرد مزاجی و سنگدلی ، امتناع از ابراز ندامت ، نداشتن دوستان صمیمی و نزدیک و واگذاری اعمال خود به گردن همدستان و شرکاء از آن دسته تمایلات درونی می باشد که مجرمین با خود به دنیا می آورند زیرا گرایشهای مجرمانه، نسل اندرنسل قابل انتقال است. او معتقد بود که جانی مادرزاد، دارای خصوصیات زیستی و روانی ویژه ای است که او را از سایر افراد عادی متمایز می سازد و از نظر فیزیولوژیک، قوه لامسه در جانی مادرزاد حساسیت زیاد دارد(دانش، 1388).

انریکوفری از دانشجویان لمبروزو معتقد بود که مجرم بالفطره یعنی کسی که جرایم را به خاطر هوی و هوس انجام می دهد. به نظر فری جرم بواسطه شماری از عوامل شامل: عوامل فیزیکی ، عوامل انسان شناسی (سن، جنس، ارگانیک، روان) و عوامل اجتماعی مانند عادات، مذهب، اقتصاد و تراکم جمعیت به وجود می آید. گاروفالو یکی دیگر از دانشجویان لمبروزو معتقد بود که مردم متمدن دارای احساساتی پایه ای در مورد ارزش های زندگی انسان و دارایی هستند، نبود این احساسات دلیل کمبود توجه به افراد انسانی است. رفتار نابهنجار در اصل نوعی نقص در حساسیت نوع دوستانه است به دنبال کار اثبات گرایان ایتالیایی، تلاشهای قابل ملاحظه ای در حوزه زیست شناسی صورت پذیرفت. تاریخ های خانوادگی مجرمان مورد بررسی قرار گرفت و «وراثت» جزایی تا برخی نیاکان نشانه گذاری شد دیگر عوامل وراثتی از خلال بررسی برای دوقلوها، اشکال عمومی بدن و حتی شناسایی غدد درون ریز مورد لحاظ قرار گرفت. نظریه های «شکل بدن» چنین پیشنهاد می کند که برخی از ویژگی های فیزیکی ، به نوعی میل باطنی برای ارتکاب بزه منجر  می شود(ملک محمدی، 1388).

4-1-4-2 نظریه های تیپ بدنی

ویژگی های جسمانی بی شماری در تحلیل تیپ بدنی مانند بلندی بازو و پا، اندازه دست، رشد عضلانی ساختار استخوانی دیده شده اند. معنای این مفاهیم آن است که شکل بدن انعکاس دهنده ساختار اساسی است که فرد از بدو تولد به شدت متأثر از این عوامل است و اینکه با وجود تغذیه ، شکل بنیادی یا تیپ بدنی همواره باقی می ماند.(شومیکر، ترجمه ابراهیمی قوام، 1389).

برخی از تلاشهای جالب تر در زمینه ارتباط رفتار مجرمانه با نحوه جسمانی نظریه های به اصطلاح تیپ بدنی می باشند. نظریه پردازان تیپ بدنی استدلال می کنند بین نحوه جسمانی بدن و خلق و خوی ذهن همخوانی های بسیار بالایی وجود دارد. کار ویلیام شلدون[5] نمونه خوبی است از نظریه تیپ بدنی. او معتقد بود یک فرد انسانی زندگی خود را به عنوان یک رویان آغاز می کند که در واقع مجرایی ست متشکل از سه لایه بافتی متفاوت. پس از آن، هماهنگ با واقعیت های شناخته شده از رویان شناسی و فیزیولوژی رشد، یک تیپ شناسی هم تراز جسمانی و روانی را ساخت بندی نمود. او سه خلق و خوی لذت گرا ، چالاک تن و اندیشناک را ارائه داد(شجاعی، 1388)

مطلب مرتبط :   ابعاد و اهداف رشد اجتماعی از منظر روانشناسی

از دیدگاه شلدون ، تیپ بدنی ذاتی است. بنابراین در تبیین رفتار حاکی از همبستگی بالایی بین جثه و مزاج یا شخصیت است(شلدون 1947، به نقل از شومیکر، ترجمه ابراهیم قوام 1389).

طبقه بندیهایی که دی تولیو[6]، کرچمر[7]، وروک[8]، هوتن[9]، کین برگ[10] ، لسن و اشنایدر[11] نیز ارائه داده اند. نظریه هایی است که معتقدند بین شکل ظاهر، قیافه، خصوصیات بدنی و بزهکاری رابطه وجود دارد(دانش، 1388).

 

تفسیر مبتنی بر تحلیل روان پزشکی و بالینی، قتل را محصول ویژگی های چندگانه ای روان شناختی می داند به شرح ذیل:

محیط طبیعی انسان

(فصول، گرم، سرما، محل زندگی)

محیط اقتصادی
محیط خانوادگی
محیط اجتماعی
محیط

فرهنگی

کمبودهای خانوادگی
طلاق یا جدایی والدین
عوامل زیست شناسی بیرونی
عوامل محیطی
علل بروز رفتار مجرمانه در بزهکار
علل درونی
عوامل زیست شناسی درونی
عوامل ژنتیکی
ویژگی های اکتسابی شخصیتی
علل بیرونی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(باستانی و همکاران، 1390)

مؤلفه  اساسی رویکرد زیست شناختی بزهکاری علت رفتار تأثیر برخی از مکانیزم های درونی بر فرد است. نظریه های زیست شناختی جرم و بزهکاری از صدها سال پیش مطرح است(فینک[12] 1938، به نقل از شومیکر، ترجمه ابراهیمی قوام، 1389).

در کنار دیدگاهی که بزهکاری را محصول ویژگی های درونی و جسمانی می دانست، نظریه های زیست شناختی پیشرفته معمولاً فرض می کنند این ویژگی ها حداقل فرد را برای ارتکاب جرم آماده         می سازد. به  هر حال این پیش آمادگی ها همان گونه که گفته شد با عوامل محیطی که می تواند رفتار و زیست شناسی را متأثر سازد در تعامل است. ارتباط بین پیش آمادگی ها و عوامل زیست شناختی بزهکاری متقابل است به هر حال در این دیدگاه، عوامل محیطی در حاشیه دیده می شود و علت اساسی پدیده زیست شناختی همچون تومور مغزی یا عدم تعادل برخی از مواد شیمیایی به حساب می آید که می تواند مستقیماً به بزهکاری بیانجامد(شومیکر، ترجمه ابراهیمی قوام 1389).