منابع پایان نامه ارشد با موضوع استادان دانشگاه، عرضه و تقاضا، اقتصاد کشور، آموزش از راه دور

باره می گوید: “در بحث جامعه شناختی فرار مغزها، مقوله سلسله مراتب اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. جایگاه اجتماعی کسی که تخصصی را کسب کرده باشد باید در ترکیب اجتماع مشخص باشد یعنی مشاغل باید براساس شایسته سالاری تقسیم شود. وقتی پستهای دولتی و غیر دولتی براساس ضابطه و قانون تقسیم نشود، این پدیده بوجود می آید. وقتی برای اشتغال یک متخصص در جایگاه تخصصی خود خریداری وجود نداشته باشد باعث سرخوردگی و تمایل به خروج از کشور می شود چون شخص متخصص نمی تواند شرایط اداره ای را تحمل کند که در رأس آن یک شخص غیر متخص وجود دارد.89
جامعه شرایطی را به متخصصان و تحصیلکرده ها تحمیل می کند که آنها مجبور به ترک کشور می شوند. وقتی شرایط اجتماعی و اقتصادی مناسبی بر جامعه حاکم نیست شخص ناچار می شود به جایی برود که تخصص خریدار داشته باشد.
جامعه شناسان معتقدند که مهمترین علل فرار مغزها عامل علمی، تحقیقاتی، عوامل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی است. دکتر سیادت، استاد دانشگاه تهران می گوید: “بودجه ناچیز تحقیقات در کشور ما یکی از علل فرار مغزهاست. آزمایشگاههای دانشگاهی ما مجهز نیستند، کتابخانه های ما فاقد کتابهای جدید هستند. اعضای هیئت علمی دانشگاهها قادر به تأمین سفرهای علمی ـ تحقیقاتی خود نیستند.90
وی در ادامه صحبتهایش متذکر می شود که: “دولت بودجه بسیار کم و محدود را برای استادان و کارهای تحقیقاتی آنها اختصاص می دهد، زندگی استاد دانشگاه ما تأمین نیست و در بسیاری از مواقع حقوقی که به یک استاد دانشگاه پرداخت می شود تنها صرف پرداخت اجاره منزل می شود، در حالی که یک استاد در خارج از کشور حداقل امکاناتیکه دارد این است که زندگی اش تأمین است و دغدغه اجاره منزل، تورم و هزینه های دیگر را ندارد و تمامی وقت خود را صرف کارهای تحقیقاتی می کند. اما راه چاره فرار مغزها از نظر این استاد دانشگاه، بهبود شرایط اقتصادی و وجود امنیت در کشور، ایجاد امکانات وتسهیلات ویژه برای قشر تحصیلکرده است.91
از شرایطی که ذکر شد چه در زمان قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب این شرایط برای نخبگان تحقق نیافته است، چون مهمترین شرایط آن که امنیت باشد فراهم نبود، و امنیت هم که نباشد شرایط اقتصادی فراهم نیست و تسهیلاتی به گروهی خاص خصوصاً قشر تحصیلکرده تعلق نمی گیرد، علتش هم مشخص است و همه برای برقرار کردن امنیت تلاش می کنند.
ایرج فاضل نیز در این باره می گوید: “براساس آمارهای موجود 50 درصد از نخبگان و متخصصان کشورهای آسیایی، جذب آمریکا می شوند. وی در ارتباط با راهکارهای مناسب برای جلوگیری از این فرار مغزها می گوید: “اختصاص بودجه مناسب و ایجاد امکانات برای احداث فضای تحقیقی و پژوهشی می توان پدیده فرار مغزها را کاهش دهد. ایجاد بستر مناسب کاری، فراهم کردن امکانات و فن آوری و ایجاد امنیت اقتصاد از دیگر شرایط، جلوگیری از فرار مغزهاست.92
اختصاص بودجه مناسب و ایجاد امکانات برای احداث فضای تحقیقی و پژوهشی امری است که در این دو دهه (1350-1370) کمتر به آن توجه شده است و اوضاع و شرایط زمانی اجازه فعالیت بیشتر و فراهم آوردن امکانات لازم را فراهم نکرده است.
ایرج ملک پور منجم و استاد دانشگاه تهران می گوید: فرار مغزها در ایران به علت بی حرمتی به علم است. هیچ امکانات رفاهی برای محققان ما در کشور وجود ندارد. متخصص ما بعد از سالها زحمت و تلاش به کشور باز می گردند در حالی که از کمترین امکانات زندگی بی بهره است و حقوقی که دریافت می کند زندگی اش را تأمین نمی کند.93
مدیر دفتر مطالعات و برنامه ریزی وزارت علوم، حسین ابراهیم آبادی است که در جواب این سوال که از وی می پرسند: “به نظر شما اصلی ترین ریشه های اساسی فرار مغزها در حوزه تخصصی شما واقعاً چیست؟ شیوه های مقابله با این معضل کدام است؟ می گوید: ریشه های اساسی فرار مغزها را به اختصار می توان در عوامل ذیل خلاصه کرد:
1-جاذبه و شرایط متفاوت کشورهای توسعه یافته از کشورهای مثل ما، نباید این واقعیت را کتمان کرد و نمی توان با تبلیغات اغراق آمیز جلوی ذهن افراد را گرفت.
2-نبود جاذبه های لازم و کافی برای جذب و حفظ و نگهداری استعدادها و خلاقیتها و توانائیهای برجسته و نیروهای انسانی نخبه و متخصص و موانع اداری و رفاهی
3-منزلت اجتماعی و جنبه های سیاسی، اجتماعی و نگرشی که می تواند بسیار موثر باشد هم در ایجاد گرایش به مهاجرت و هم در فراهم آوردن گردش مغزها و همراهی و همکاری نیروهای انسانی مهاجر با کشور موثر است.94
مسئله بعدی که ابراهیم آبادی به آن اشاره می کند نبود جاذبه های لازم و کافی برای جذب و حفظ و نگهداری استعدادهاست. اگر از لحاظ امکانات مادی و آزمایشگاهی و تحقیقاتی امکانات لازم را داشتیم و می توانستیم مایحتاج علمی نخبگان را فراهم کنیم شاهد این مهاجرت ها به صورت امروزی نبودیم و آخرین نکته ای که وی به آن اشاره می کند منزلت اجتماعی و جنبه های سیاسی اجتماع است. اگر ما در کشور خودمان بتوانیم آنچنان که شایسته یک نخبه و تحصیلکرده است با او برخورد کنیم و شایسته سالاری را مختص این قشر قرار دهیم و برای علم و عالم احترام خاصی قائل باشیم و امکانات رفاهی و علمی آنان را فراهم کنیم تا به طریقی از مهاجرت آنان جلوگیری کنیم.
اما خود ابراهیم آبادی در جواب به این سوال که چگونه با این معضل مهاجرت برخورد کنیم وی اظهار می دارد: که با بهبود شرایط اجتماعی و گسترش مناسبات و اعتماد میان حکومت و دول
ت با مردم و نخبگان و گسترش فضا، مقدمه تبادل آراء و اندیشه و ایجاد فضای اعتماد میان متخصصان و نظام و تأکید بر ملیت و اسلامیت کشور و جلوگیری از بروز و ظهور و قدرت گروها و تفکرات افراطی زمینه را برای جذب نخبگان و حتی بازگشت مغزها فراهم شود. برای حل معضل نهایتاً دو رویکرد را به طور کامل وهمزمان مودر توجه قرا داد: دولت و نظام می تواند دردرجه اول به استقبال گردش مغزها بود تا میزان ارتباط و تعامل میان مهاجران نخبه با نهادهای مختلف اجتماعی ایران حفظ شود و دیگر آنکه از طریق ارتقای منزلت فرهیختگان و نخبگانی که در کشور مانده اند، زمینه هایی فراهم آورد که باعث افزایش انگیزه آنان به ماندن و خدمت باشد که ساده ترین راه، تسهیلات اجتماعی و اداری برای ایجاد اعتماد و اطمینان و جلب مشارکت فرهیختگان و نخبگان است.95
حقوق و مزایا و مهاجرت نخبگان
همان طور که عنوان شد یکی از عوامل فشار و کشش در مهاجرت نخبگان علمی کشور حقوق و مزایای اندک متخصص در کشور و میزان بالاتر آن در کشورهای توسعه یافته و مهاجرپذیر است. گذشته از حقوق و مزایای اندک متخصصان در کشور، قدرت خرید آنها نیز به واسطه تورم های بالا در کشور همواره کاهش پیدا کرده است. آمارها نشان می دهند که قدرت خرید استادان دانشگاه در طی سالهای 1362 تا 1377 به طور متوسط 45 درصد و نسبت به سالهای قبل از آن به مراتب بیشتر کاهش یافته است، مثلاً حقوق و مزایای واقعی یک استاد دانشگاه که در سال 1362 حدود 19274 تومان بوده در سال 1377 به حدود 10667 تومان (به قیمت ثابت 1361) تقلیل یافته است، یعنی امروز، یک استاد دانشگاه با حقوقی که دریافت می کند تنها می تواند نصف کالاهای موجود در سبد کالایی اش را در سال 1362 را خریداری نماید و این در حالی است که یک استاد دانشگاه با چهارسال سابقه کار در کشوری مانند آمریکا، برای یک دوره 9 تا 10 ماهه، چیزی حدود 73287 دلار می گیرد.96
به طور کلی حقوق اندک و ناچیز استادان دانشگاهها و محققان در کشور و کاهش قدرت خرید آنها در نتیجه تورم و متعاقب آن پائین آمدن استاندارد زندگیشان یکی از دلایل اصلی خروج آنها از کشور می باشد. این امر باعث شده که استادان دانشگاه برای جبران کاهش قدرت خرید خود و بالا بردن استاندارد زندگیشان به افزایش ساعات تدریس در دانشگاههای آزاد، پیام نور و مراکز متفرقه و نیز انجام فعالیتهای جانبی خارج از دانشگاه روی آوردند که هم باعث کاهش کیفیت تدریس و متعاقب آن کیفیت یادگیری دانش آموختگان خواهد شد و هم آنکه موجب خواهد شد تا فرصتهای تحقیق و پژوهش و هدایت آموخته ها و تحقیقات آنها به مجاری تولیدی در کشور وجود نداشته باشد که این امر نیز در نهایت منجر به کاهش رشد اقتصادی خواهد شد.97
یکی دیگر از عواملی که در شکل دهی پدیده فرار مغزها دخیل است، عدم تناسب بین عرضه و تقاضای نیروی انسانی تحصیل کرده و متخصص درکشور است. به این مفهوم که به دلیل فقدان سرمایه گذاری های مؤثر و لازم در بخشهای مختلف اقتصاد و فرصتهای اندک اشتغال برای افراد تحصیل کرده و متخصص و به طور کلی ظرفیت پاپیش اقتصاد کشور در جذب و بکارگیری نیروی انسان تحصیلکرد و متخصص، بسیاری از نیروها مجال آن را پیدا نمی کنند تا مهارتها و استعدادهای خود را در جامعه عرضه کنند؛ بنابراین آنها یا باید با بیکاری در کشور دست و پنجه نرم کنند و یا اینکه در صورت فراهم بودن شرایط مهاجرت کنند. عدم بهره گیری و یا بهره گیری ناکافی و ناکارآمد از افراد تحصیلکرده و متخصص در کشور نه تنها بازدهی فردی بلکه بازده اجتماعی آنها را نیز پائین می آورد و نشان از نوعی اتلاف منابع در سرمایه گذاری بر روی نیروی انسانی تحصیلکرده خواهد بود که خود منجر به افزایش هزینه های فرصتی تحصیل و متخصص شدن در کشور خواهد شد.98
سیاست ها دولت در طی یکی دو دهه اخیر در جهت افزایش کمی افراد تحصیلکرده و گسترش دوره های آموزش عالی در قالب دوره های کوتاه مدتی که در هر وزارتخانه سازمان تدارک دیده، آموزش ضمن خدمت، آموزش از راه دور، دانشکده ها و آموزشکده ها و مراکز آموزش عالی موردی و… از یک طرف و سرمایه گذاری اندک جهت افزایش توان و ظرفیتهای اقتصادی کشور در جهت جذب آنها منجر به مازاد نیروی انسانی تحصیلکرده شد؛ که خود موجب بیکاری و کاهش دستمزدِ واقعی شاغلین متخصص شده است. شواهد آماری نشان می دهند که تعداد دانشجویان مراکز آموزش عالی دولتی از 117148 در سال1361 به 579070 نفر در سال 1375 افزایش پیدا کرده و (همین تعداد هم در دانشگاه آزاد تحصیل می کرده اند) در حالی که میزان سرمایه گذاری از 5/1841 میلیارد ریال به 7/2458 ریال ومیزان درآمد ملی از 7/9311 به 1/12948 رسیده است که یک نوع عدم تناسب بین نرخ رشد سرمایه گذاری ملی و نرخ رشد ثبت نام در آموزش عالی را نشان می دهد. همچنین به دلیل عدم تناسب عرضه و تقاضای نیروی کار افراد تحصیلکرده، سطح بیکاری نیروی کار دارای آموزش مالی از 4 درصد در سال 1375 به 9/16 در سال 1379 و 8/20 در سال 1380 افزایش پیدا کرده است.99
با توجه به مطالبی که ذکر شد اینطور استنباط می گردد که فقط کاری که صورت گرفته بالا بردن سطح آموزش با توجه به اینکه آینده ای ندارند و به آینده با ناامیدی می نگرند و فقط توقع افراد تحصیلکرده را بالا برده و کاری را برای آنان در نظر گرفته نشده قابل ذکر است یا به بیان دیگر ما آمده ایم طول زمان بیکاری را با تحصیل به تعویق انداخته ایم و با این کار خود توقع افراد را بالا برده و متخصصانی را تربیت کرده ایم که از بیکاری خود رنج می برند و بدنبال موقعیتی هستند تا از
این بحران بیکاری نجات پیدا کرده، که در این میان مهاجرت تنها راه حل برای آنهاست.
موسی غنی نژاد عضو هیأت علمی دانشگاه صنعت نفت نظر خود را در ارتباط با مهاجرت نخبگان چنین اظهار می دارد: مهاجرت نخبگان علل گوناگون دارد که شاید مهمترین آنها اقتصادی سیاسی باشد فراهم نبودن شرایط اقتصادی مناسب برای فعالیت نخبگان از علل اصلی مهاجرت آنان است.
البته نخبگان را باید به دو گروه تقسیم کرد. آنها که فعالیت آموزشی ـ پژوهشی انجام می دهند و آنها که کار اجرائی دارند. برای گروه اول فراهم بودن امکانات مناسب آموزشی و پژوهشی از جهات اقتصادی فنی و فرهنگی شرط است و برای گروه دوم شایسته سالاری. متأسفانه، مهاجرت نخبگان را در هر دو گروه مشاهده می کنیم. امکانات ضعیف آموزشی و پژوهشی و محیط فرهنگی نامناسب از یک سو و اهمیت ندادن به امر پژوهش به طور کلی از سوی دیگر موجب مهاجرت نخبگان کشور است. مدیریت های انتصابی و عدم توجه به شایسته سالاری، فقدان بازار رقابتی مدیران موجب دور ماندن نخبگان از امور اجرائی شده و آنها را تشویق به مهاجرت می کنند.100
نکته نظراتی که بیان شد همگی بر علل اقتصادی و اجتماعی تأکید داشتند و امکانات لازم و نوع برخورد و شأن و منزلت علمی در خور توجه نخبگان را مورد توجه قرار دادند و بر مسائل سیاسی تأکید چندانی نداشتند نه آنکه مسایل سیاسی را دخیل ندانند بلکه اهمیت آن از مسائل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کمتر بوده اما راه حل چیست تا بتوان سرعت مهاجرتها را گرفت؟
به نظر می رسد که یکی از راههای جلوگیری از فرار مغزها که از بکار بستن آنها نتایج رضایت بخشی حاصل شده است موضوع برنامه ریزی بلند مدت و دقیق برای استفاده از نیروی انسانی است که متأسفانه تا کنون در کشورهای در حال توسعه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این رویه به وسیله کشورهای پیشرفته مانند مغولستان و کره شمالی که توسعه کافی پیدا کرده اند به مرحله عمل درآمده و نتایج مطلوبی از آن به دست آمده است.101
روشی که تا امروز بیش از دیگر روش ها متضمن نتایج مثبت بوده این است که کسانی برای ادامه تحصیل به خارج فرستاده شوند که عالیترین مراحل آموزش را در رشته های مورد علاقه در کشور خود گذرانده باشند. این سیاست تا کنون به وسیله چند کشور عملی شده و موثر بودن آن در جلوگیری از فرار مغزها مورد تأیید قرار گرفته است. اتخاذ این سیاست این امکان را بوجود می آورد که بین کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه موافقت نامه هایی در زمینه مبادله دانشجو تنها به این منظور به عمل آید که کشور فرستنده برای بهره برداری از معلومات ان افراد اقدام به اعزام آنها می نماید و کشورهای پذیرنده در این رابطه مانع ایجاد نکنند.102
مسئله برنامه ریزی بلندمدت در ایران به علت وقوع انقلاب اسلامی و پیامدهای آن که یکی از آنها جنگ هشت ساله با عراق می باشد را میسر نساخت. چه در سالهای پیش از انقلاب و چه در سالهای پس از انقلاب، تعطیلی دانشگاهها به علت وجود جو نامناسب از لحاظ سیاسی و نبودن امنیت و شرایط اجتماعی باعث شد که برنامه ریزی بلندمدت در این دو دهه صورت نگیرد. اما مسئله دوم که اعزام دانشجو به خارج بود تا زمان قبل از انقلاب این مسئله رعایت می شد اما بعد از انقلاب در دهه شصت به علت تعطیلی دانشگاهها و وقوع

دیدگاهتان را بنویسید