مفهوم برنامه­ی درسی صلح از دیدگاه روانشناختی

مفهوم برنامه­ی درسی[1]

اصطلاح برنامه‏ی درسی در معانی گوناگونی به­کار برده شده است ؛  به­عنوان برنامه­ای برای یک موضوع درسی خاص در یک پایه­ی تحصیلی مشخص یا در طول یک دوره­ی تحصیلی و یا به عنوان برنامه­های مختلف درسی در طول یک دوره­ی تحصیلی.

برنامه­ی درسی را به­عنوان مجموعه­ا­ی سازمان یافته از نتایج یادگیری مورد انتظار تعریف می­کنند که برای نظام آموزش به­عنوان درونداد عمل می­کند (دیاموند، ترجمه‌ی فتحی و اجارگاه،1382، ص8).

بر اساس این تعریف ، برنامه‏ی درسی نمی­تواند از مطالبی که باید در مدارس تدریس شود یا فهرستی از اهداف آموزشی ،  موارد بیش­تری را در برگیرد ؛ ولی در سال­های اخیر مفهوم «برنامه­ی درسی» گسترش یافته و مواردی هم­چون کلیه­ی فعالیت­های یادگیری ، راهبردهای یادگیری، شرایط اجرای برنامه ، انواع وسایل آموزشی و… را نیز شامل می­شود.

هر برنامه‏ی درسی با توجه به تعداد و تنوع مواد و وسایل آموزشی به­کار گرفته شده ، از برنامه­ی درسی دیگر متمایز می­شود. به­طورکلی مفهوم برنامه­ریزی به­صورت جهانی برای آموزش، عبارت است از محل برخورد همه خلاقیت­ها و جایی از تدریس ، که حواس پنج­گانه ، هوش چندگانه و آموزش متنوع مبتنی بر استفاده از رایانه در مدارس و ارزیابی بر مبنای عملکرد دانش­آموزان، همه جمع باشد.

یک برنامه‏ی درسی را می­توان به­عنوان محتوا، هدف و شرایط و موقعیت یادگیری و هم به عنوان نظامی که موضوع آن زمینه­ای است که در آن عمل انسانی صورت می­گیرد و تصمیماتی اتخاذ می­گردد و نیز به­عنوان حوزه­ی مطالعاتی در نظر گرفت. بوشامپ ، برنامه­ی درسی را این­گونه تعریف می­کند:

« مجموعه­ای از اظهارنظرهای به هم مرتبط که به برنامه­ی درسی مدرسه از طریق روشن نمودن ارتباطات بین اجزاء و از طریق جهت­دهی، به تکوین، توسعه، کاربرد و ارزشیابی آن معنا می­بخشد.»

برنامه­ی درسی به­عبارتی ساده : شامل تعیین محتوای برنامه­ی درسی است. گاهی برنامه­ی درسی در مفهوم بسیار محدود آن ممکن است به تعیین محتوای یک درس به خصوص مربوط شود (فیوضات،1376،ص44).

 

 

تعریف دیگر از برنامه­ی درسی چنین بیان می­شود : برنامه­ای آموزشی است که کودکان بتوانند دانش مربوط به حوزه­های مختلف مرتبط با محیط زندگی خود را به­طورگسترده مورد کاوش و بررسی قرار دهند (هاموفیس به نقل از تقی پور ظهیر،1376).

ارائه‏­ی یک تعریف جامع از برنامه­ی درسی دشوار است؛ اما تعریف زیر، یکی از تعاریفی است که مورد قبول متخصصان است:

« برنامه­ی درسی عبارت است از محتوا و فرآیند­ رسمی و غیررسمی که از طریق آن، فراگیران تجربیات یادگیری، دانش، مهارت و نگرش را تحت نظارت معلم فرا می­گیرند» (دال به نقل شریعتمداری،1386،ص6).

 

طراحی برنامه­ی درسی

تقسیمِ مجموعه­ی فعالیت­های برنامه­ی درسی به دو بخش «طراحی» و «برنامه­ی­درسی»، خود نوعی نظام بخشیدن به فعالیت­ها و کسب موفقیت در تهیه­ی برنامه­های درسی مناسب به شمار می‌آید. در بخش طراحی، طراح، نگرش کلی خود را در مورد عناصر و اصول برنامه­ی­درسی تعیین می­کند. از این­رو می­توان برنامه­ی درسی را بر اساس طراحی، به سه مقوله­ی‏ موضوع­ محور، فراگیرمحور و جامعه محور تقسیم کرد.

چنان­چه طراحی برنامه­ی درسی ، موضوع محور باشد ، هدف­ها و مراحل مختلف یادگیری، گام به گام بوده و از قبل تعیین شده است و تأکید بر محتوا است تا فرآیند یادگیری.

اگر برنامه­ی درسی فراگیرمحور باشد ، تأکید بر ویژگی­ها و نیازهای یادگیرنده است، و در صورتی که جامعه محور باشد ، هدف آن توسعه و اصلاح جامعه بوده و محتوای اجتماعی بیش­تر مورد تأکید است تا انفرادی.

اما به نظر می­رسد که در طراحی برنامه‏­ی درسی، می­توان به مقوله­ها و نقش­های یادگیری، از جمله نقش هدایت­گر بودن فراگیر در طراحی برنامه­ی درسی اشاره کرد.

فراگیران به­­عنوان افرادی که فعالانه در طرح­ریزی برنامه­ی درسی خودشان دخالت می­کنند، تلقی می­شوند و در واقع ، آن‏ها  نقش رهبری را در فرصت­های یادگیری که از برنامه­های طرح­ریزی شده در مرکز تربیتی آن‏ها انتخاب شده است ، به عهده دارند. آن‏ها به­عنوان عضوی از جامعه­ی فراگیران و متناسب با سطح بلوغشان ، فرصت­های همکاری در طرح­ریزی تمامی برنامه را دارند.

مطلب مرتبط :   انواع مغازه زنجیره ای و هر چیزی که باید درباره ون بدونین "

در چنین فرآیندی از طرح­ریزی برنامه­ی درسی، فراگیران ، الزاماً نقش رهبری نداشته و مشارکت کننده تلقی می­شوند. در بخش برنامه‏ی درسی نیز لازم است سلسله گام­هایی مثل: نیازسنجی، هدف­های آموزش، طراحی، اجرا و ارزشیابی را در نظر گرفت.

 ماهیت برنامه­ی درسی صلح از نظر کانت

کانت در مقاله­ی خود درباره­ی تعلیم و تربیت، و هرجا که مستقیم و غیرمستقیم به مسئله­ی تعلیم و تربیت پرداخته ، از فعالیت­های روزمره و قصدناشده­ی محیط­های آموزشی غافل نگشته است و مربیان را از اهمیت تجارب قصدناشده­ی روزانه آگاه کرده است. او در اشاره به غفلت نظام تعلیم و تربیت از وظایف روزمره­ی مدارس ، به تکالیف روزانه­ی دانش­آموزان اشاره می­کند و مینویسد:” درحالی که به احساس شان درمورد عظمت متعالی خویش می­بالند، خویش را از قید اطاعت تکلیف متعارف و یومیه ، که در این صورت در نظرشان بی­قدرو قیمت جلوه می­کند، آزاد می­سازند (کانت،1380:250،251). از نظریات کانت می­توان استنباط کرد که برنامه­ی درسی رسمی مدارس باید مورد نقادی شاگردان قرار گیرد. زیرا در جاهای متفاوت ، تلقین و اجبار را در تمام صحنه­های زندگی و از جمله آموزش و پرورش، مخالف خودآیینی و شان و منزلت انسانی می­داند و بر این باور است که هیچ عقیده­ و نظریه­ای از نقادی بی­نیاز نیست:”خرد، باید در همه­ی کارهای خود به نقادی گرفته شود و نیز باید اجازه یابد که کار خود را بی­هیچ­گونه مانعی انجام دهد”(نقیب­زاده،1386:292).

از آثار شناخت­شناسانه­ی کانت نیز می­توان نتیجه گرفت که تاکید کانت بر برنامه­ی درسی کسب شده پیش از برنامه­ی درسی طراحی شده است. تعابیر و تفسیرهای فراگیرندگان از برنامه­ی صلح و تجربیات یادگیری فراهم آمده، گویای تاکید بر فرآیندهای ذهنی است . کانت بر این باور است که در برنامه­ی درسی صلح باید فراگیرندگان را در مقابل مشکلات و چالش­های واقعی قرار داد تا بتوانند تجارب خود را بازسازی کنند . از نظر کانت ، آموزش برخی اصول اخلاقی و مفاهیم انسان­دوستانه به تنهایی برای تربیت یک انسان صلح­طلب کافی نیست. یعنی” بسیاری اوقات، فرایندها و الگوهای یاددهی-یادگیری صلح از محتوای درسی مهم­تر تلقی می­شوند (لانرت[2]،2003:57). در نهایت، تاکید بیش از نتایج، بر فرایند یادگیری است.

کانت به تغییر چندبعدی ماهیت یک انسان صلح­طلب عقیده دارد. از این­رو یک برنامه­ی درسی صلح باید تجربیاتی برای تغییر دانش، نگرش و مهارت افراد فراهم آورد. کانت تقویت مهارت­های ارتباطی را بر دوستی مبتنی بر آگاهی یا شناخت و مبتنی بر دل یا عواطف مفروض گرفته است. از نظر او پشتوانه­ی هر نوع ارتباط انسانی، خرد انسانی است؛ اما نقش عواطف را برخلاف باور برخی در ایجاد هم­گرایی و صلح انکار نمی­کند.”حکم به دوست داشتن دیگران باید هم بر عشق مبتنی بر الزام و هم بر عشق مبتنی بر محبت مبتنی باشد (کانت،1380:267).

کانت به ممارست اخلاقی و تمرین عملی و نه فقط افزایش آگاهی انسان طلب عقیده دارد. به این سبب، برنامه­ی درسی صلح باید با تمرین­های عملی نیز توام باشد:”هرگاه انسان تشخیص نظری افعال را آموخته باشد، ممکن است در اجرای تحریک عملی به خطا رود. پس گاهی غیراخلاقی بودن رفتار در نارسایی مفاهمه نیست؛ بلکه در شرارت اراده یا دل است.”(کانت،1380،71-69).

 

تعریف برنامه­ی درسی صلح

در رشته­ی مطالعات برنامه­ی درسی، اصطلاح برنامه­ی درسی با توجه به جهت­گیری­های متخصصان و فعالان این رشته معانی متفاوتی دارد. ممکن است برنامه­ی درسی به نتایج، تجارب، فرایندها، توالی­ها، طرح­ها یا فعالیت­ها اشاره کند (ملکی، 1378 و سیلور و الکساندر، 1376و میرزابیگی،1380).

ارائه­ی یک تعریف جامع و مانع از برنامه درسی دشوار است؛ اما برای متخصصان برنامه­ی درسی، یکی از تعاریف نسبتا مورد قبول تعریف رونالددال است. به نظر دال تعریف برنامه­ی درسی عبارت است از : محتوا و فرایند رسمی و غیررسمی که از طریق آن ، فراگیرندگان تجربیات یادگیری(دانش، مهارت، نگرش) را تحت نظارت مدرسه فرا می­گیرند (دال،1982:6).

رونالد دال [3]برنامه­ی درسی را هم به محتوای رسمی و غیررسمی و فرایندهای از پیش قصدشده و قصدناشده یا از قبل برنامه­ریزی شده و از قبل برنامه­ریزی نشده نسبت می­دهد و تعریف خود را تنها به محتوای مکتوب ، اهداف و مواد آموزشی محدود نمی­کند.

مطلب مرتبط :   علم سنجی و اهمیت آن از دیدگاه روانشناختی

اما تعریف”برنامه­ی درسی صلح ” بسیار دشوارتر از تعریف اصطلاح”برنامه­ی درسی”است. این امر به دلیل پیچیدگی تعریف اصطلاح “صلح” است. مفهوم صلح به معنای نبود جنگ نیست و واژه­هایی مانند دوستی، هم­گرایی، هماهنگی، علاقمندی، آرامش و عدم تعارض به درستی معنای این واژه را بیان نمی­کنند.

تعریف صلح در معنای “نبودجنگ” مبتنی بر اندیشه­های جان گالتونگ است .گالتونگ نوعی سازمان اجتماعی ، که بهترین فرصت را برای صلح واقعی فراهم می­آورد ، توصیف کرده است. او برای ایجاد صلح ایده­ی کوچک کردن و تمرکززدایی قدرت را مطرح می­کند و عقیده دارد سازمان­های کوچک محیط بهتری برای ظهور اقتدار و قدرت محلی، مشارکت و سطوح بالای اقتدار درون­گروهی را فراهم می­آورند . به باور گالتونگ کشورها ، نهادها و مجامع بزرگ حس قدرت فراوان و وسوسه­کننده­ای را در رهبران ایجاد می­کنند و از طرفی مهار قدرت در سازمان­ها و نهادهای بزرگ دشوار است و این عوامل زمینه­ی ظهور جنگ را فراهم می­آورند .گالتونگ [4]صلح منفی را حالتی تعریف کرده که نیازمند مجموعه­ای از ساختارهای اجتماعی است که امنیت را تامین و از بروز خشونت فیزیکی مستقیم به وسیله­ی افراد و گروه­ها یا ملت­ها جلوگیری کنند . اما از نظر سندی و پارکنیز[5] ممکن است ساختارهایی که گالتونگ از آن­ها نام می­برد ، پس از مدتی باعث بروز جنگ شوند . برای مثال، همان سازوکارهای اجتماعی و ساختار انتظامی که در زمان استیلای حکومت کمونیستی در یوگسلاوی سابق امنیت را حاکم کرده بود ، با تغییر چند عوامل باعث جنگ­های خونین گردید و به سمت یک ماشین کشتار تغییر ماهیت داد.(وولمن[6]، 1985:20-7).

تصورات و تعاریفی که از مفهوم صلح وجود دارد ، برای فعالان و مربیان صلح حاوی پیام­های مهمی است . فعالان و مربیان باید برای اهداف بلندمدت آموزش بیش از روش­های آنی دفع جنگ و رفع منازعه اهمیت قائل شوند. به این سبب ، تصور ما درباره­ی جنگ نباید به رفع متارکه یا “صلح منفی” منجر شود . برای ایجاد صلح مثبت ، مدارس باید به بازسازی رادیکال روابط میان­فردی و بین­المللی همت گمارند . مهم­ترین این نوع روابط ، که ضرورت دارد در مدارس بدان­ها توجه شود ، ایده­­ی عدالت جهانی و قانون جهانی است. تعریف دیگر صلح مثبت بیانگر این نکته است که ترویج صلح و تقبیح جنگ فرآیندی مداوم و طولانی است و به زمان جنگ و کمی پس از خاتمه­ی آن موکول نمی­شود . تربیت افراد متمدن و صلح­طلب از طریق آموزش و پرورش بهترین و امیدوارکننده­ترین راه را برای دستیابی به صلح مثبت است.

با توجه به مطالب گفته شده ، تعریف رونالددال از برنامه­ی درسی باید در مرکز توجه قرار گیرد. تعریف برنامه­ی درسی صلح عبارت است از:”محتوا و فرآیند رسمی و غیررسمی که از طریق آن ، فراگیرندگان تجربیات یادگیری اعم از صلح گرم و سرد(دانش صلح ، مهارت صلح و نگرش صلح) را با نظارت مدرسه فرا می­گیرند.”

این تعریف با دیدگاه کانت مطابقت بیشتری دارد. کانت در “مقاله­ی صلح پایدار یک طرح فلسفی”  به صلح گرم و سرد به یک اندازه توجه داشته است. اما دیدگاه او به روش­های رفع خشونت و تعارض محدود نمی­شود و تنش  یا تعارض را نتیجه­ی نابرابری­های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می­داند که باید قبل از دستیابی به یک صلح پایدار از میان بروند . پیش­شرط­های شش­گانه­ی صلح کانت در مقاله­ی “صلح پایدار” مانند پایان دادن به خصومت­ها، به رسمیت شناختن استقلال دولت­ها، خلع سلاح، نفی ستیز اقتصادی و نفی خصومت و بی­اعتمادی را می­توان در حوزه­ی صلح سرد و اجرای سه­شرط یعنی تاسیس نظام مردم­سالاری ، تشکیل فدراسیون دولت­های آزاد و حق جهان­وطنی در زمره­ی صلح گرم قرار داد (کانت،صلح پایدار یک طرح فلسفی:94-93و102-99).

[1] -Curriculum

[2].Launert

[3].Dal

[4].Galtong

[5].Sendi & Parkniz

1.Volman