مراحل مدیریت دانش از دیدگاه علم روانشناسی

مراحل مدیریت دانش

مدیریت دانش بیش از همه چیز به دنبال آن است که بین افراد شاغل در یک سازمان ارتباط دانشی برقرار کند، روش­های استفاده از دانش سازمانی را یاد دهد، زمینه­های تبدیل دانش شخصی به دانش جمعی و بالعکس را فرآهم آورد، تا در نهایت نوآوری و خلاقیت را تقویت کند. ماناسکو[1](2000) چهار مرحله را برای مدیریت دانش شناسایی کرده است:

  1. آشکارسازی دانش
  2. ایجاد گرایش به سوی دانش
  3. فرهنگ­سازی برای به اشتراک­گذاری دانش
  4. زیر­سازی برای توزیع دانش

برای مدیریت دانش، ابتدا، باید دانش به شکل­های گوناگون آشکارسازی شود: یعنی از حالت ذهنی (نهان) به حالت عینی (عیان) تبدیل شود. سپس، باید گرایش به دانش و استفاده از آن در بین افراد سازمان به روش­های مختلف برانگیخته شود تا فرهنگ­سازی شود. دانش­باوری موجب می­شود یادگیری به عنوان یکی از وظایف اصلی سازمان و کارکنان آن تلقی گردد. پس از درک اهمیت دانش و مزایای رقابتی آن برای تمام افراد سازمان در سطوح مختلف باید زیرساخت مدیریت دانش در زمینه­های به اشتراک­گذاری، انتقال و به­کارگیری آن فراهم شود. مراحل ارائه شده توسط ماناسکو خیلی کلی به نظر می­رسد. بنابراین، با استفاده از آن­ها نمی­توان به­راحتی به مراحل عملی دست یافت. نصیری (1996) مراحل نه­گانه­ای را برای مدیریت دانش شناسایی کرده است که هم، مراحل چهارگانه­ی ماناسکو را در­بر­می­گیرد و از سوی دیگر، عملی­تر به نظر می­رسد. این مراحل عبارتند از:

  1. تمرکز کردن؛
  2. یافتن؛
  3. استخراج؛
  4. بهینه­سازی؛
  5. سازماندهی؛
  6. به اشتراک­گذاری؛
  7. پیاده­سازی؛
  8. ارزیابی؛
  9. سازگار کردن.

[1]. Manasco

مطلب مرتبط :   تعریف دین یا مذهب از دیدگاه روانشناسی