عوامل عاطفی یادگیری کدامند؟

– عوامل عاطفی یادگیری

شرایط عاطفی و روانی را می توان به عنوان عاملی مؤثر در پیشرفت یا افت تحصیلی دانست. بسیاری از دانش آموزان با اینکه از بهره هوشی بالاتر از متوسط و ظرفیت یادگیری قابل ملاحظه ای برخوردارند، اما صرفاً به دلایلی از قبیل فقر عاطفی، انگیزه ناکافی، عدم پشتکار، فقدان اعتماد به نفس، عدم کفایت در ابراز وجود، کمی احساس خود ارزشمندی، کم رویی، نداشتن نگرش مثبت و قوی برای زندگی، و تعارض روانی نمی توانند پیشرفت تحصیلی مطلوب داشته باشند. این قبیل یادگیرندگان نیازمند تقویت حوزه عاطفی هستند؛ تا آنجا که با ایجاد نگرش مثبت و مولّد نسبت به خود و محیط اطراف از انگیزه غنی برای تلاش بیشتر و ظاهر ساختن استعدادهای بالقوه برخوردار شوند(بیابانگرد،1380). در اینجا سه دسته از عوامل عاطفی یعنی انگیزش، عزت نفس و اضطراب امتحان توضیح داده می شود.

2-1-1-2-1- انگیزش

انگیزش یک نیروی یکپارچه ای است که بر دانش آموزان برای کار سخت و پیشرفت تحصیلی تأثیر می گذارد. زمانی که نیروهای انگیزشی به شکل مؤثر با هم کار می کنند، آنها پیشگویی کننده تأثیر بر دانش آموزان برای قرار گرفتن در یک جریان درگیری با وظایف یادگیری است و همچنین پیش بینی شده که قرار گرفتن در یک حرکت انگیزشی در عملکرد تحصیلی بالاتر نقش خواهد داشت(موزلیا و همکاران، 2010).

ویژگیهای ورودی عاطفی نشان دهنده انگیزش یادگیری یا همان علاقه به درس است. علاقه به درس؛ دقت، کوشش، و پشتکار یادگیرنده را افزایش می دهد، و در نتیجه بر یادگیری او تأثیر مثبت دارد. به عقیده بلوم(1982)، آنچه که تعیین کننده ویژگیهای ورودی عاطفی یا انگیزش دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع تازه است تصورات او از موفقیتها یا شکستهایی است که در گذشته از موضوعهای مشابه با موضوع تازه کسب کرده است. تجربه های موفقیت آمیز و شکست آمیز دانش آموز در سالهای نخست یادگیری آموزشگاهی ابتدا تصورات او را در رابطه با تواناییش نسبت به موضوعهای بخصوص درسی تحت تأثیر قرار می دهد که عاطفه مربوط به موضوع درسی نام دارد. بعد از کسب تجارب بیشتر از این نوع، عاطفه مربوط به آموزشگاه شکل می گیرد و سر انجام مفهوم خود تحصیلی(خودپنداره تحصیلی)[1]دانش آموز تشکیل می شود. عاطفه مربوط به موضوع درسی علاقه و انگیزش دانش آموز را نسبت به دروس خاص نشان می دهد. عاطفه مربوط به آموزشگاه نگرش او را نسبت به کل آموزشگاه منعکس می کند. و مفهوم خود تحصیلی حاکی از تصورات کلی فرد نسبت به خودش در رابطه با یادگیری آموزشگاهی است. بنابر این عاطفه مربوط به موضوع درسی محدودترین این سه ویژگی است، در حالی که نگرش درباره آموزشگاه از آن کلی تر است، و نگرش فرد نسبت به خودش کلی ترین ویژگی عاطفی است. همه اینها روی هم ویژگیهای ورودی عاطفی را تشکیل می دهند(سیف،1383). شناسایی گرایشهای انگیزشی که پیشرفت تحصیلی را بهبود می بخشد ضروری است، چون دانش آموزانی وجود دارند که در تحصیل به خوبی عمل نمی کنند، عده زیادی بی میلی را در یادگیری و در تکمیل آموزش مدرسه نشان می دهند و عده ای هم دچار افت تحصیلی می شوند (موزلیا و همکاران،2010).

مطلب مرتبط :   راهنمای خرید کاغذ خردکن

2-1-1-2-2- عزت نفس[2]

همچنانکه کودکان از خود درکی پیدا می کنند و هویت خود را می یابند تلویحاً برای خصوصیات خود ارزش منفی یا مثبت قائل می شوند. مجموعاً این ارزیابیهایی که کودک از خود می کند عزت نفس او را تشکیل می دهد. عزت نفس خودپنداره نیست، زیرا ارزیابی در آن دخالت دارد. خودپنداره مجموعه ای است از عقاید فرد درباره خود که بیشتر بر مبنای توصیف است تا قضاوت. هرچند به نظر میرسد افراد احساسی کلی در مورد ارزش خود داشته باشند؛ عزت نفس در قلمروهای رفتاری مختلف فرق می کند. برای مثال بر اساس مقیاس استنباط کودک از توانایی خود برای سه حوزه امتیازهایی در نظر گرفته می شود؛ مهارتهای شناختی، اجتماعی و جسمانی.این نکته را باید معلمان و والدین به خاطر بسپارند. بزرگسالان ممکن است بتوانند با تأکید بر حوزه هایی که کودکان در آن توانا هستند و ایجاد عزت نفس در آنان به آنان کمک کنند. از سوی دیگر نباید انتظار داشته باشند که ارزیابی مثبت کودک از خود در یک زمینه مستقیماً به قلمروهای دیگر منتقل شود (یاسایی،1385). به طور کلی، کسانی که از عزت نفس ضعیفی برخوردارند، به استعدادهای خود خیلی اعتماد ندارند و خیلی برای خود ارزش قائل نمی شوند. عزت نفس بالا این اثر را نیز دارد که شخص به انتقادهای دیگران زیاد حساسیت نشان نمی دهد، برای خود هدفهای بالایی در نظر می گیرد و برای رسیدن به آنها تلاشهای طاقت فرسا انجام می دهد(گنجی،1380). پژوهشهای انجام شده، بیانگر رابطه بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی است؛ در مطالعاتی که توسط استنک( 1972) به نقل از بیابانگرد(1384) انجام شد، ارتباط متقابل بین عزت نفس و تصور فرد از توانایی خود مورد تأیید قرار گرفت. بدین معنی که اگر میزان عزت نفس کاهش یابد، احساس ضعف و ناتوانی در فرد بوجود می آید و بر عکس با افزایش میزان عزت نفس، احساس توانمندی و ارزشمندی در فرد احیاء می شود و تغییرات مثبتی چون افزایش پیشرفت تحصیلی، افزایش تلاش برای کسب موفقیت، بلند همت بودن، تمایل داشتن به سلامت بیشتر، لذت بردن از روابط با دیگران و پیش بینی مثبت نسبت به موفقیتهای بعدی در او پدیدار می شود(بیابانگرد،1384).

2-1-1-2-3- اضطراب امتحان

در لغت اضطراب امتحان از دو کلمه اضطراب[3] و امتحان[4]تشکیل شده است. منظور از اضطراب نوعی حالت هیجانی نا خوشایند و مبهم است که با پریشانی، وحشت، هراس، تپش قلب، تعرق، سردرد، بی قراری، تکرر ادرار و تشویش همراه است. اما امتحان از نظر تعریفی می توان  گفت نوعی ارزشیابی است که طبق اصول معینی انجام می گیرد و وسیله ای است برای توصیف و اندازه گیری تغییر رفتار دانش آموزان در جهت اهداف آموزش و پرورش و کمک به بهبود یادگیری آنها. امتحان، بویژه امتحاناتی که از دانش آموزان گرفته می شود دارای چندین هدف اساسی است؛ کمک به یادگیری دانش آموز؛ کمک به دانش آموز برای آشنایی با هدفهای آموزشی درس؛ برانگیختن رغبت و علاقه دانش آموز به یادگیری؛ تصمیم گیری برای شروع مراحل بعدی تدریس؛ اصلاح روش تدریس؛ ملاک ارتقاء و طبقه بندی دانش آموزان؛ تصحیح نتایج و فعالیتهای دانش آموزان و دادن بازخورد به آنها. با تعریف کوتاه این دو اصطلاح اکنون به تشریح اضطراب امتحان می پردازیم. هنگامی که فرد نسبت به کار آمدی، عملکرد، توانایی و استعداد خود در شرایط امتحان و یا در موقعیت هایی که در آنها مورد ارزشیابی قرار می گیرد دچار نگرانی، تشویش و تردید شود می توان از اضطراب امتحان سخن گفت. در واقع برخی از دانش آموزان در هنگام امتحان، بویژه امتحانات سرنوشت ساز دچار تشویش شدید می شوند وضربان قلبشان تند می زند، دستهایشان می لرزد، عرق می کنند و احساس می کنند که ذهنشان خالی شده است. وقتی سؤالات امتحان را می خوانند احساس می کنند گیج شده اند و منظور سؤال را متوجه نمی شوند و احساس می کنند که همه آنچیزهایی را که خوانده بودند فراموش کرده اند (بیابانگرد، 1380). در نهایت بعد از اینکه فشار زیادی به ذهن خود می آورند یا سؤال را بدون پاسخ رها می کنند و یا پاسخ بی ربط و نادرستی می نویسند. در این جا آنها به اهمیت امتحان و عدم موفقیت خود می اندیشند و همین افکار اضطراب آنان را بیشتر می کند و عملکردشان را بیشتر تحت تأثیر قرار می دهد. وجود مقدار اندکی اضطراب در دانش آموزان در مورد مدرسه و تکالیف آن ضروری است و موجب احساس مسئولیت، برنامه ریزی و مطالعه بیشتر آنها می شود اما از طرف دیگر، مطالعات متعددی نشان داده است که اگر اضطراب شدید باشد، کاهش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را به همراه خواهد داشت. به بیان دیگر، یکی از دلایل اساسی افت تحصیلی، تجدیدی و یا مردودی دانش آموزان اضطراب امتحان است. لیبرت و موریس(1967) معتقدند که اضطراب امتحان مرکب از دو مؤلفه مهم نگرانی[5] و هیجان پذیری [6]است مؤلفه نگرانی به صورت دلواپسی ذهنی در مورد عملکرد توصیف شده است. هیجان پذیری جنبه برانگیختگی غیر ارادی اضطراب است. اثرات بازدارنده نگرانی بر عملکرد توسط محققان زیادی تأیید شده است. پژوهشگران معتقدند که مؤلفه هیجان پذیری کمتر احتمال دارد که در عملکرد آزمودنی های دارای اضطراب امتحان بالا اختلال ایجاد کند، در حالیکه مؤلفه نگرانی توجه بیشتری را می طلبد و مستقیماً به افت تحصیلی در عملکرد و پیشرفت منجر می شود(بیابانگرد،1380). اضطراب ناشی از امتحان نه تنهاباعث می شود که فراگیران نتوانند با مهارت و سرعت مناسب و به طور کاملاً واضح فکر کرده، پاسخهای مطلوب را ارائه دهند، بلکه آرامش روانی آنها را نیز به خطر می اندازد. بسیاری از اختلالات روانی و بیماریهای جسمانی در کودکان و نوجوانان ناشی از یک منبع قوی اضطراب است. همواره شایسته است با درک صحیح از ماهیت تفاوتهای فردی و شناخت درست از ویژگیهای ذهنی، روانی و جسمی فراگیران از مقایسه بی مورد کودکان با یکدیگر اجتناب ورزیده، رقابت های فردی و گروهی را صرفاً در شرایط عادلانه و با در نظر گرفتن تفاوتهای فردی و فراهم ساختن محیطی صمیمی ایجاد کرد(افروز،1381).

مطلب مرتبط :   سیر تحولات گزینش دانشجو در ایران

 

[1].academic self concept

[2]. self-esteem

[3].anexiety

[4].test

[5].worry

[6].emotionality