عقد قرض

دانلود پایان نامه

به سود عموم است از این راه مسئولیتی پیدا نمی‌کند هرچند که به اتفاق زیانی هم به بار آید.

در بین فقیهان، اصل حکم و عدم ضمان بر اثر احسان اختلافی وجود ندارد اما پیرامون ماهیت احسان و نیکوکاری و حدود قاعده جای گفت و گو است به طوری که بعضی از حقوق دانان اسلامی نوشته اند:‌بحث قاعده احسان در بوته اجمال و ابهام است. و نتیجه می‌گیرد که در اجرای آن باید به مواردی که عمل شده است اکتفا کرد.
سید مرتضی در کتاب انتصار می‌نویسد:
«حد الاحسان ایصال النفع لا علی وجه الاستحقاق الی الغیر مع القصد الی کونه احسانا»
احسان عبارت است از نفعی را به دیگری رساندن بدون اینکه او مستحق دریافت آن نفع بوده باشد و محسن در این احسان کردن قصد احسان را داشته باشد(یعنی احسان از عناوین قصدیه است.).
بجنوردی درکتاب «القواعد الفقهیه» در تعریف احسان می‌نویسد:
«هوصدور الفعل الجمیل من قول او فعل بالنسبه الی غیره و ذلک قدیکون بایصال نفع الیه مالی او اعتباری وقد یکون بدفع ضرر مالی او اعتباری عنه:
انجام کار نیک اعم از گفتار و کردار نسبت به دیگری است. این عمل ممکن است به رساندن نفع مالی یا اعتباری به دیگری بوده و یادفع کردن ضرر مالی یا اعتباری از وی باشد. همانطور که روشن است در این تعریف به قصد اشاره نشده است اما اشاره به موارد مختلف آن مناسب است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در ادامه توضیح و کامل ارائه خواهد شد در این خصوص که احسان جزو عناوین قصدیه است یا عملی یا هر دو یعنی ماهیت احسان بررسی خواهد شد.
1ـ3ـ2 ماهیت احسان
در این قسمت به بررسی ماهیت قاعده می‌پردازیم.

در ابتدا لازم است به بررسی ماهیت احسان در عمل یا نسبت به عمل بپردازیم.
1ـ3ـ2ـ1 نسبت به عمل
احسان به معنای انجام کار نیک است. سوالی در اینجا مطرح است و آن اینکه ماهیت احسان دفع ضرر است یا جلب منفعت؟ یا هردو؟
یقینا و بدون شک اولین معنایی که به ذهن می‌رسد بعد از شنیدن لفظ احسان (به حکم تبادر) نفع رساندن به دیگری است و همچنین اگر معنای نفع رساندن را از لفظ احسان سلب کنیم از نظر عرف مذموم و ناپسند است (عدم صحت سلب).
پس نتیجه می‌گیریم که نفع رساندن معنای لفظ احسان است.
حال نسبت به دفع ضرر بررسی می‌کنیم که آیا لفظ احسان دفع ضرر را هم در بر می‌گیرد یا خیر؟
از نظر ظاهری دفع ضرر احسان است هرچند این لفظ نوعی اثبات و التزام (ایجاب) را در معنای جلب منفعت می‌رساند ولی دفع ضرر معنای جدیدی (ایجاد) نیست و سلب صفت احسان از دفع ضرر صحیح نیست و آن چه از لفظ احسان به ذهن می‌رسد قدر مشترک این دو است.
حالا اگر بگوییم احسان هم شامل دفع ضرر است هم جلب منفعت لازم است که تصرف بر مال دیگری برای دفع ضرر از خود یا جلب منفعت نمودن برای خود ایجاد ضمان نکند.
از طرفی حکم به نفی سبیل شخص محسن است یک حکم عقلی است و امور عقلی کلی است و استثناپذیر و تخصیص بردار نیستند پس هم جلب منفعت به یک شخص احسان است و هم دفع ضرر از وی.
گاها در نظر عرف، دفع ضرر مصداق بارزتر احسان محسوب می‌گردد تا جلب منفعت اما ماهیت احسان عبارت است از کاری که باعث جلب منفعت یا دفع ضرر در مورد دیگری می‌شود اعم از آن که صریح و واضح باشد یا غیرصریح و واضح و اینکه بهتر است بگوییم هر فعل یا ترک فعلی که قابل ستودن باشد حال با تراضی و رضایت طرفین باشد مانند عمری و رقبی و سکنی و هبه و وقف و صدقه خواه نباشد مانند وصیت تملیکی.
عناصر احسان از قرار ذیل است:
اول – فعل یا ترک فعل مانند ابراء.
دوم – فعل یا ترک فعل حقوقی باشد خواه با تراضی باشد مانند کفالت یا نباشد در صورت عدم تراضی هم فرق نمی‌کند بر آن فاعل (یا تارک) تعهدی بر عهده گیرد یا نگیرد مانند وصیت تملیکی در زمان حیات موصی ایفاء دین غیر هم احسان است ضمانت ضامن بدون تقاضای مدیون اصلی در حق او (مدیون اصلی) احسان است کفالت از کفیل در حق مکفول له هم احسان است.
سوم – فاعل یا تارک مذکور توقع عوض (به هر صورت) نداشته باشد پس قرض بدون بهره احسان است مضمون بودن به عوض (که جوهر عقد قرض است) مانع تحقق احسان نیست چرا که قرض از عقود معوض نیست.(یعنی اگر هم عوضی ضمیمه شود چون ماهیت اصلی قرض غیر معوض بودن است آن را معوض نمی‌کند و خللی در این مورد پیش نمی‌آورد).
در حقوق فرانسه ماده 1105 ق.م هر چند از عقد احسان سخن گفته است (عقد رایگان) ولی حقوق دانان احسان را اختصاص به عقود نمی‌دانند و عمل حقوقی یکجانبه می‌دانند مثل هبه.
البته ما در سیستم حقوق اسلامی حدی برای احسان قائل نیستیم و نباید آن را با مباحث حسن نیت در حقوق فرانسه مخلوط کردچون با طبع سیستم حقوقی ما سازگار نیست.
در خصوص قاعده احسان و ارتباط یا عدم ارتباط آن با حسن نیت می‌توان چنین گفت که فرد محسن در واقع امر، فردی با حسن نیت تلقی می‌شود و از روی حسن نیت عمل کرده است بر همین اساس به دلیل مستندات قاعده احسان که علاوه بر آیه 91 سوره توبه حکم عقل می‌باشد و آیه 60 سوره الرحمن نیز دلالت بر همین حکم عقل می‌کند این نوع تحلیل در جای خود درست و منطقی است اما از جهت ارتباط احسان با حسن نیت ذکر دو نکته قابل توجه به نظر می‌رسد.
اول وقتی موضوع حسن نیت را در قالب ماده احسان در نظر می‌گیریم چهره حمایتی حسن نیت قوی تر از چهره تکلیفی و الزام حسن نیت است و حسن نیت فرد حمایت قانون گذار از او را در پی دارد و این حمایت یعنی حکم به عدم مسئولیت او در موردی که مطابق ادله ضمان باید مسئول شناخته می‌شد و بهمین جهت است که قاعده احسان را از مصادیق مسقطات ضمان آورده اند.
دوم اینکه در همان معنای مذکور و چهره حمایتی نیز مسائل و موضوعات ومثال‌ها و نمونه‌هایی که مطرح می‌گردد و جنبه غیر قراردادی دارند و ضمان قهری و مسئولیت مدنی اقدام کننده منتفی می‌شود و موضوع احسان و حسن نیت در قرارداد مطرح نمی‌گردد مگر اینکه بگوییم صرف نظر از موارد و مصادیق ذکر شده بجهت آنکه در عمومیت این قاعده کمتر تردید شده است و بجهت مفاد و دلالت قاعده و مستندات آن تفاوتی بین موضوعات قراردادی و غیرقراردادی وجود نداشته و دلیلی وجود ندارد که قاعده احسان را منحصر به مسائل غیر قراردادی کرده و آن را منصرف از موضوعات قراردادی بدانیم بنابراین اگر برای مثال یک طرف قرارداد در جهت اجرای آن با حسن نیت و از روی احسان اقدام به انجام کاری کند که به دیگران زیان وارد می‌کند در چارچوب مفاد این قاعده می‌توان مدعی عدم مسئولیت گردد اما در هر حال آنچه مهم است این است که بر مبنای قاعده احسان نمی‌توان به ضرورت رعایت حسن نیت در قراردادها (چهره الزامی) حکم کرد و حسن نیت را وظیفه و تعهد قراردادی برای طرفین شناخت البته در راستای تقویت جایگاه حسن نیت در این حد می‌توان مدعی شد که شارع مقدس به داشتن حسن نیت و عمل کردن بر مبنای آن و احسان و نیکی ارزش و بهایی خاص و وافری می‌دهد که این اهمیت حسن نیت و رعایت جنبه‌های اخلاقی در روابط میان افراد اجتماع است.
1ـ3ـ2ـ2 نسبت به قصد و واقع
آیا احسان دائر مدار قصد است و آیا تحقق احسان مشروط به داشتن قصد احسان است؟ یا «واقع» ملاک است یعنی عمل باید احسان باشد یا قصد و عمل باید با هم موجود باشند؟
معنای احسان بطور اجمالی این است که چنانچه شخص محسن (نیکوکار) در فعل خود خطا کند یا اینکه دررسیدن به مقصود خود موفق نگردد و بر عمل وی آثار مترتب گردد که ضرر و مشقت دیگری را در پی دارد ضمان وعقوبتی ندارد به بیانی دیگر هرگاه شخص نیکو کار در احسان به دیگری به ناچار ضرری را متوجه وی سازد که اگر قصد خیر خواهی نبود وی عهده دار خسارت وارده شمرده می‌شد.
مثلا هرگاه کسی ببیند که لباس دیگری آتش گرفته چنانچه برای جلوگیری از سوختن بدن او لباسش را پاره می‌کند ضامن نیست همچنین هرگاه ولی طفل در راستای مصلحت مولی علیه منزل مسکونی وی را خراب کند و با طرح جدید بنا کند ضامن تخریب منزل او نخواهد بود.
در مثال اول احسان در قالب دفع ضرر و در مثال دوم در قالب جلب منفعت و مصلحت ظاهر شده است بنابراین احسان در هر دو قالب دفع یا رفع ضرر و جلب منفعت ظاهر می‌شود.
آنچه گفته شد بیان اجمالی قاعده و قدر متیقن از آن است و گرنه بیان تفصیلی و موارد اختلافی آن با گفتگو از جزییات و فروعی که در اطراف این قاعده وجود دارد به ظهور می‌رسد و آشکار می‌شود.
به نظر نگارنده: قصد و نیت تا جایی مهم است که موجب ضرر غیر متعارف و غیر عاقلانه نشود زیرا در این صورت شاید بتوان گفت تعبیر به سوء نیت می‌شود و از تاثیر قاعده احسان در نتیجه عمل که عدم ضمان است خارج و فرد ضامن و مسئول شناخته می‌شود.
1ـ4 ادله قاعده احسان
در این بخش به بیان مستندات و ادله قاعده احسان می‌پردازیم.
1ـ4ـ1 آیات
در این قسمت به بررسی آیات می‌پردازیم.
1ـ4ـ1ـ1 آیه 91 سوره مبارکه توبه
«لیس علی الضعفا و لا علی المرضی و لا علی الذین لا یجدون ما ینفقون حرج اذا نصحو الله و رسوله ما علی المحسنین من سبیل و الله غفور رحیم».
بر ناتوانان و بر بیماران و برآنان که توان مالی بر نفاق ندارند حرجی نیست،آنگاه که برای خدا و رسول او نیکو بیندیشند، بر افراد نیکوکار هیچ سبیلی نیست و خداوند آمرزنده مهربان است.
در شأن نزول آیه شریفه این چنین نقل شده است، هنگامی که رسول خدا (ص) مسلمانان را برای جنگ تبوک دعوت کردند، افرادی که توان جسمی یا مالی داشتند نتوانستند به هیچ نحو جبهه کمک کردند ولیکن برخی از مسلمانان که نه توان جسمی داشتند که در جبهه شرکت کنند ونه توان مالی، سه نفر از آنان به نامهای معقل، سویه و نعمان در حالی که مشتاق بودند که بگونه‌ای در جنگ شرکت داشته باشند، به حضور رسول خدا (ص) رسیدند و مشکل خود را مطرح کردند و خطاب به رسول خدا (ص) گفتند: آیا اگر در جهاد شرکت نکنیم معذوریم؟ پیامبر اکرم (ص) سکوت کردند و آنگاه این آیه شریفه (توبه: 91) نازل گشت و به این گونه افراد رخصت و اجازه داد.
الف – چگونگی استناد به آیه
فقهاء از این جمله آیه شریفه که فرموده است: ما علی المحسنین من سبیل، بر مفاد قاعده احسان اینگونه استدلال کرده اند: مطابق ظاهر آیه برای افرادی که به علت ناتوانی جسمی نمی‌توانند در جبهه شرکت کنند یا بدلیل ناتوانی مالی قادر به کمک مالی هم نیستند؛ هیچ گونه عقاب اخروی وجود ندارد و این گونه افراد در قیامت مورد مؤاخذه واقع نمی‌شوند، گرچه مراد از سبیل در آیه شریفه، عذاب و کیفر اخروی است ؛ لیکن همه جا به این معنی نیست بلکه جمله فوق بیانگر یک قاعده عمومی و کلی است که هرگاه شخصی به انگیزه خدمت و احسان موجب ورود ضرر به دیگری شود، مورد مؤاخذه قرار نمی‌گیرد و ضامن محسوب نمی‌شود.
معنای احسان و سبیل
المحسنین در آیه کریمه، جمع محلی (زینت داده شده) به الف و لام می‌باشد که افاده (معنی) عموم می‌نماید، احسان هم به معنای انجام دادن عمل نیکو نسبت به دیگری است ؛ خواه رساندن مالی به دیگران باشد یا ارائه خدمات نیکوی دیگر، همچنین احسان ممکن است از طریق دفع ضرر مالی یا معنوی از شخص دیگر یا جلب منفعت به دیگری باشد.
کلمه سبیل، نکره در سیاق نفی است که از نظر ادبی افاده عمومی می‌کند، کلمه علی هم دلالت بر ضرر دارد، بنابراین آیه کریمه به معنی نفی عموم سبیل از عموم محسنین است. مفاد آیه شریفه چنین می‌شود: هر راهی که منجر به ضرر نسبت به افراد نیکوکار شود، مطابق آیه منتفی است و فی الجمله آیه بر مطلق سلب دلالت دارد وبه فرض، ظاهر آیه شریفه بر عموم و اطلاق دلالت نکند از اینکه حکم معلق بر وصف احسان شده (یعنی تا وصف احسان نباشد حکم جاری نمی‌شود)، بیانگر تعمیم (عمومیت) حکم (سلب هر گونه ضرر) بر آن وصف است، لذا حکم نفی سبیل به هر محسنی ساری و جاری است. (استثنا ندارد و تخصیص نخورده است).
واژه سبیل به

دیدگاهتان را بنویسید