روانشناسی موسیقی و تاثیر ان برکودکان

موسیقی

 نیاز به تربیت شنوایی

ادوات موسیقی های سنتی و معاصر هر کدام به نوعی در تلطیف عواطف دانش آموزان مؤثر هستند. پرهیز از موسیقی های مبتذل              و گرایش دانش آموزان به موسیقی و آوازهای طبیعی و مجاز تأثیرات شگرفی در روح و روان دانش آموزان به جا می گذارد. شعر و ادبیات جزء هنر های شنیداری و ذهنی است. همواره طبیعت، الهام بخش شاعران و هنرمندان و زمینه ی فکری برای سرودن شعر است. گوش دادن به سرود طبیعت و تمامی جلوه های آن مانند صدای آبشارها و آواز پرندگان، لحظه ی شروع سرایش شعر و               منبع الهام شاعر است. از طریق آموزش و فعالیت در زمینه ی پرورش ذوق هنری می توان با استفاده از سرود شعر، دانش آموزان              را به سوی (آموزه های دینی) هدایت کرد. موسیقی، سرود و اشعار گوناگون ابزارهایی هستند که دانش آموزان را با (آموزه های دینی) آشنا می کنند. از عناصر ریتم، آهنگ و موسیقی در مدارس، می توان برای آموزش بعضی از دروس، مثل ریاضی، بهره                        جست ( کریمی،1387؛ ص7).

اگر تربیت شنوایی به درستی انجام پذیرد:

  • حس زیبا دوستی و زیبا شناسی پرورش می یابد؛
  • روحیه تعالی جویی و کمال طلبی توسعه می یابد؛
  • تلاطیف روحیه صورت می گیرد و شادی و نشاط همراه با آرامش ایجاد می شود؛
  • توانایی تمرکز افزایش می یابد؛
  • دقّت شنوایی و نظم ذهنی بیشتر می شود و حافظه شنیداری رشد می کند؛
  • هوش موسیقایی توسعه می یابد و ذائقه شنوایی، زیباپسند می شود؛
  • آلودگی های صوتی در محیط کمتر می شوند؛
  • تخیّل تقویت می شود و تفکر توسعه می یابد؛
  • مفهوم درک زیبایی از شنیده هاعینیّت می یابد(نواب صفوی و دیگران،1387؛ ص124).

 واژه شناسی موسیقی

واژه هنر در اصل اوستایی و پهلوی بوده و مرکب از « هو» (به معنای خوب، نیک، زیبا) و « نر » ( به معنای مرد) است. در مجموع به معنای نیک مرد یا انسانی با فضایل و خصایص نیک و پاک، علاوه بر این نظریه دیگری « هو » را به همان معنا گرفته و « نر» را به این صورت تجزیه و معنا می کنند که « ن» نره میانوند است( مثل الف در کلمه سراسر) و ادامه آن « اره» است که در پهلوی به معنای کمال است. بنابراین « هون اره » در این نظریه به معنای انجام کاری است در حد کمال، بنابراین مفاهیمی چون کمال و نیک اجزای ذاتی معنای هنر در متن و بطن تمدن ایرانی اند.( افروغ، 1389)

تعریف اصطلاحات

درکتاب راهنمای درس هنر (1390) برخی از اصطلاحاتی که در زمینه تربیت شنوایی(موسیقی) وجود دارد چنین تعریف شده اند:

صوت (صدا )

موج مکانیکی است که بر اثر ارتعاش اجسام تولید می شود، در هوا انتشار می یابدو سپس به وسیله گوش شنیده می شود.

تربیت شنوایی

توانایی انتخاب آگاهانه وگوش دادن به اصوات است؛ به بیان دیگر، انتخاب روش یا روشهایی برای تشخیص، تفکیک، طبقه بندی و ادراک اصواتی است که به نیازهای زندگی درونی و بیرونی فرد پاسخ مفید و مثبت می دهند و جهان شنیداری او را می سازند. درجریان تربیت شنوایی، کودکان یاد می گیرندکه چگونه اصوات و نغمه های زیبا را بشناسند، چگونه از میان آنها، یکی را برای گوش دادن انتخاب کنند، چگونه دقت شنوایی خود را توسعه دهند، چگونه توانایی تمرکزخود را بر یک موضوع، افزایش دهند و چگونه بهداشت شنوایی خود را رعایت کنند.

 

 

بهداشت شنوایی

حاصل تربیت شنوایی است و به آرامش، اعتدال و هماهنگیِ روانی – رفتاری فرد در ارتباط خود او، طبیعت و جامعه کمک می کند. بهداشت شنوایی، نگهدارنده قابلیت ها و توانایی های بالقوه حس شنوایی است، بنابراین، لازم است که فرد در رعایت بهداشت شنوایی دقّت کند.

اصوات موزون

این اصوات هم با معیارهای علم فیزیک تعریف می شوندو هم براساس تشخیص حسیِ انسان شناخته می شوند. از دیدگاه فیزیکی، صداهایی که امواج منظم، هماهنگ و متوالی دارند، اصوات موزون اند. این اصوات احساس مطبوع و خوشایندی را در شنونده بر         می انگیزند. ذائقه شنیداری محصول تربیت شنوایی فرد، در ارتباط با اصوات موزون و مورد پسند در فرهنگ و زندگی اوست همچنین ذائقه شنیداری فرد تحت تأثیر عوامل بسیار متنوعی شکل می گیرد که به وضعیت او از حیث نژادی، اقلیمی، تاریخی، تأثیرپذیری از فرهنگ های مختلف، اعمال نفوذ رسانه های ارتباط جمعی، نیازهای زندگی روزمره و… بستگی دارد.

نغمه و وزن

هر موسیقی ، از هر ملت و فرهنگی با دو عامل ریتم و نغمه شناخته می شود. طبیعت همواره می تواند برای انسان منبع الهام باشد. آشنایی انسان با موسیقی، نخست از طریق آشنایی با وزن بود و بعد از آن به تدریج نغمه ها را کشف کرد. انسان گاه از این و گاه از آن، و گاه با ترکیبی از هر دوی آن ها، برای راحت تر کردن زندگی خود بهره گرفت.

ریتم ( ضرب ) و وزن : تقسیم زمان به قسمت های مساوی و متوالی را ضرب یا ریتم گویند. وزن، واحدی است که بر اساس آن، انواع ضرب ها دسته بندی و نام گذاری می شوند. احساس تشخیص وزن، در تمام افراد بشر وجود دارد، ولی دارای شدت و ضعف است.

نغمه یا آهنگ )ملودی ): نغمه ها صدا های انتخاب شده با زیری ( نازکی ) و بم(کلفت) مربوط به خود هستند. نغمه ها             نه تنها عامل موثر در بیان احساسات هستند بلکه معرفی کننده روحیه، احساس و باورهای فرهنگ و ملتی هستند که این نغمه ها از آن برخاسته است. برای ایجاد نغمه های مختلف ابتدا از لوله های توخالی (بعد از این که شاخ حیوانات به عنوان اولین بوق برای بشر استفاده شد)و سپس، انواع رشته ها یا سیم ها برای تولید صداهای موسیقایی به کار رفتند.

 ابزار و آلات موسیقی

سازها مهم ترین منابع تولید صدا به دست انسان هستند. در ساختن بسیاری از آن ها از طبیعت الهام گرفته شده است. ساز یا               آلت موسیقی ابزاری است که با آن صداهای موسیقی تولید می شود. بی گمان هر آلتی که صدایی را تولید کندنمی توان ” ساز ” نامیدفقط آن آلتی ” ساز ” هستندکه بتوانند صدای موسیقی تولید کنند.

مطلب مرتبط :   24 روش و فنون مختلف اموزش

 انواع سازها

دسته بندی اولیه، عبارتند از: زه- صداها، دَم – صداها، پوست – صداها و خود – صداها. در این تقسیم بندی، زه – صداها، آن هایی هستند که در ساختمان آن ها، زه(رشته ی تابیده از ابریشم، روده ی دباغی شده حیوانات، نخ ” کات کوتِ ” جراحی و نیز سیم فلزی ) به کار رفته است. سازهای دَم – صدا آن هایی هستند که با دمیدن هوا درآن ها به صدا در می آیند. در سازهای پوست – صدا،            پوست کشیده شده روی ساز( دباغی شده از پوست حیوان و یا پوست های صنعتی ) وظیفه تولید صدا را به عهده دارد و بالاخره             خود – صداها که به نسبت سازهای گروه های ماقبل، کمتر هستند، به سازهایی گفته می شوندکه انرژی تولید صدا از بدنه ی ساز تأمین می شود. به کل سازها، آلات و ابزار ” آکوستیک ” می گویند. زیرا تولید صدا از طریق ارتعاش طبیعی در بدنه ساز و مرتعش ساختن هوای پیرامون آن انجام می شود (نواب صفوی ودیگران،1387؛ ص131).

در تقسیم بندی معمول تر، سازها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: زهی ها، بادی ها و کوبه ای ها.

  • ساز کوبه ای: به سازهایی گفته می شود که از طریق ضربه، تکان، سایش، خراش و یا هر عمل دیگری که منجر به نوسان شود، تولید صدا کند. وظیفه ی اصلی سازهای کوبه ای معمولاً اجرای ضرب یا ریتم در متن آهنگ است ولی توانایی اجرای ملودی را دارد. این ساز احتمالاً پس از صدای انسانی قدیمی ترین نوع ساز است. تنبک، دف، انواع دُهل، انواع طبل، دمام و انواع دایره از گونه های مختلف سازهای کوبه ای هستند.
  • سازهای زهی: سازهایی هستندکه صدا از ارتعاش زه( یا تار و سیم ) بوجود می آید. معمولاً با زخمه زدن یا ضربه زدن و یا کشیدن کمان و آرشه بر روی این زه ها صدای دلخواه ایجاد می شود. این سازها به سه خانواده تقسیم می شوند: اولین  خانواده ی           آن ها، سازهای زهی- زخمه ای هستند، که اصوات مطلوب در آن ها در وهله اول، با زدن یا نواختن ضربه بر روی سیم ها و در وهله دوم با بلند و کوتاه کردن طول سیم به وسیله انگشت روی دسته سازها، به دست می آیند. زدن ضربه روی سیم ها می تواند با وسیله کوچکی به نام مضراب باشد که بر حسب نوع ساز از فلز، پلاستیک و گاه انتهای سخت پرِ پرندگان ساخته می شود. در بعضی سازها،     به جای مضراب، از ناخن بلند شده ی دست استفاده می شود. انواع سازهای زهی- زخمه ای ( زه – صداها ) درموسیقی کشور ما از این قرارند: تار، سه تار، تنبور، دوتار و عود.

در بین خانواده ی سازهای زهی، آن هایی که به جای مضراب یا ناخن، با کمان یا آرشه به صدا در می آیندبه نام سازهای زهی- کمانی شناخته می شوند. کمان یا آرشه، قطعه چوبی بلند و نازک است که دسته ای از موی دم اسب یا ترکیبات پلاستیکی در ابتدا و انتهای آن بسته می شود. نوازنده انتهای آن را در دست راست گرفته و روی سیم ها می کشد. صدای حاصل از ساز، به صورت  ” پیوسته” و مداوم است. سازهای زهی- کمانی عبارتند از: کمانچه،قیچک و ویولون.

سازهای زهی- مضرابی آخرین سازهای خانواده ی زهی ها، سازهایی هستندکه بدون پرده بندی و انگشت گذاری نواخته می شوندو کاسه و دسته ندارند. این سازها گاه با مضراب هایی بلند( نظیر مضراب سنتور یا چکش پیانو ) نواخته می شوند و گاه با مضراب های کوتاه. خصوصیت مشترک این سازهاغیر از نداشتن پرده بندی، این است که یا با هر دو دست نواخته می شوند و هر سیم یا رشته برای صدایی مخصوص در نظر گرفته می شود. از این سازها سنتور، قانون و پیانو درموسیقی امروز ایرانی قابل ذکر هستند.

  • سازهای بادی: به سازهایی گفته می شود که تولید صدا در آن از طریق دمیده شدن هوا در آن تولید می گردد. سازهای بادی به دو دسته فرعی تقسیم می شوند: سازهای بادی چوبی و سازهای بادی برنجی. سازهای بادی مثل انواع نی، شیپور، فلوت، کالارینت         ( قرنی)، سازهای دهنی(زندباف،1379: ص67-61).

 تربیت موسیقایی

جایگاه موسیقی در نظام آموزی موضوع مورد توجه مربیان در سرتاسر جهان است. اغلب آنان با این نقطه نظر موافقند که باید برای تمامی دانش آموزان یک آموزش موسیقی اساسی و بنیادی فراهم آورند، به حدی که موسیقی که بخشی از  میراث فرهنگی جامعه است بتواند باعث لذّت و خرسندی آنان را در سراسر زندگی شان فراهم آورد. البته کاربرد موسیقی به عنوان یکی از روش های تربیت هنری بستگی به فلسفه حاکم بر آن جامعه و نظام آموزشی دارد. موسیقی در طول تاریخ، عامل وحدت بخش و ارتباط دهنده فرهنگ ها و تمدن های مختلف بشری بوده است. موسیقی به اصوات، نظم و به خاموشی و رکود، روح و احساس می بخشد. آموزش موسیقی به دانش آموزان یاد می دهد که چگونه صدای انسان در ترکیب و تلفیق با تعدادی از وسایل و ابزارآلات و احیاناً انسان های دیگر، به گونه ای جذاب و دلپذیر در آمده و در شنوندگان و مخاطبان خود، جذبه، برانگیختگی، احساس شور و اشتیاق ایجاد می کند. از این منظر، می توان گفت که آموزش و پرورشی که از جذابیت و قدرت برانگیختن دانش آموزان بی بهره باشد و صرفاً در قالبی خشک و بی روح به آنان ارائه گردد، فاقد اثرگذاری سازنده و پاینده می باشد(امینی، 1384: ص142-141).

استروسکایا معتقد است هنر موسیقی کودک را یاری می دهد که واقعیت ها را واضح تر درک کند و به سوی نیک سیرتی، خیرخواهی و مهربانی روی آورد. در نتیجه به نظر او وظیفه ما کمک به انسان های در حال رشد، در جهت باز کردن در جهان                                           زیبایی هاست(جعفری، 1385: ص104).

واقعاً موسیقی قدرت عظیم و فوق العاده ای مخصوصاً از جهت پاره کردن تقوا و عفت دارد. پس در کاربرد موسیقی تربیت باید موسیقی هایی را به کار برد که روحیه شجاعت، آرامش، لطافت، نشاط و… را برانگیزد و از موسیقی هایی که باعث رخوت تفکر وتعقل می شود پرهیز کرد(مطهری، 1392: ص53).

مطلب مرتبط :   رابطه میان آموزش های فنی و حرفه ای و ایجاد اشتغال در بازار کار

این هنر و حکمت از زمان های بس دور، آثاری دیرینه بر روح و روان آدمی به جای گذاشته است. همین سنت است که وارد              آموزش های اسلامی شد. در ایام قدیم، هر انسان به واقع فرهیخته ای در مباحث نظری موسیقی نیز خبره بود و فراگیری دانش همه جانبه ی موسیقی اصیل و سنتی، بخشی از فعّالیّت های آموزشی او محسوب می شد، حتی اگر فرد، آلتی از آلات موسیقی را                نمی نواخت و یا آواز نمی خواند، باز هم این فراگیری برای وی الزامی بود. صوفی ها نه تنها درباره اهمیت موسیقی بسیار نوشتند، بلکه در عمل نیز موسیقی را به کار بردند. شیوه کاربرد موسیقی توسط صوفیان را در عربی” سماع ” گویند، که از فعل ” سمع ”                  یعنی ” شنیدن ” گرفته شده است(کریمی، 1385: ص66).

 تأثیرات موسیقی

داستان تأثیر موسیقی در انسان سراسر تاریخ موسیقی قدیم و جدید را درنوردیده است. مردم ابتدایی – مثلاً قبیله کانیکاس[1] در هند – از نواختن و شنیدن موسیقی از خود بی خود می شدند، چنان که سماع صوفیان اسلامی همین تأثیر را می بخشید                              (آریان پور، 1388: ص59).

موسیقی از این جهت که تأثیری شگرف بر روح انسان دارد و آوای آن در درون آدمی طنین مقدسی می اندازد، نوعی حس نزدیکی و اتّصال به درون مایه های فطری را بر می انگیزد. به همین سبب، « موسیقی متعالی » به مثابه ابزاری دل انگیز و نشاط بخش، عمدتاً از طریق صوفیه در تاریخ اسلام تداوم یافته است. جایگاه موسیقی و خاستگاه معنوی و دل انگیز آن از همان آغاز شکوفایی تمدن اسلامی شناخته شده بود؛ عارفان وفلاسفه اسلامی، در این باب نظرگاه های مختلفی را طرح کرده اند که در این جا برای آشنایی بیشتر خوانندگان، متنی را از نویسندگان مسلمان قرن دهم و یازدهم که اصطلاحاً « اخوان الصفا » نامیده می شوند، نقل می کنیم، تا به قدمت و حکمت معنوی این هنر در ادوار گذشته پی برده شود. آن چه آنان در حکم عالی ترین موسیقی تعریف کرده اند، در واقع در گروه « غیرموسیقایی » می گنجد:

آن جا که می گوید: سنت به ما می آموزدکه شیرین ترین نوایی که ساکنان بهشت بدان گوش فرا می دهند، و زیباترین ترانه ای که می شنوند، « کلام خداوند متعال » است.

گفته می شود حضرت موسی ( ع ) پس از شنیدن کلام خداوندچنان از شعف و شادی و شور سرشار می شود که تاب نمی آورد؛ و از آن پس همه ی آهنگ ها، همه ی ترانه ها و همه ی آوازها در نظرش بی ارزش می آیند. در واقع، موسی والاترین شکل موسیقی- که موسیقی « وحی الهی » است – را شنیده بود(کریمی،1385: ص25).

 تأثیرموسیقی در کودکان

دنیای کودکان، دنیای عواطف و احساسات، تخیل و خیال پردازی، و بازی است. از این رو کودک ارتباط عمیقی با هنر و خصوصاً ارتباط تنگاتنگی با شعر و موسیقی دارد. چنان که لذّت بردن بزرگسالان از هنر و شعر را نیز، به لحاظ تداعی حالات و احساسات دوران کودکی دانسته اند. اغلب کودکان حتی از سال های اول تولد نسبت به شعر، آهنگ و موسیقی عکس العمل نشان می دهند. علاقه کودک به کلام موزون و مقفّی( دارای قافیه ) را می توان در کاربرد کلمات آهنگین و شعرگونه در سخنان اکثر کودکان مشاهده نمود. گیرایی شعر و عبارات منظوم را در نزد کودک اغلب به لحاظ بازی گونه بودن آن (بازی کلامی) دانسته اند. علاوه بر این، گیرایی اشعار و کلمات موزون برای کودکان تا حدی است که گاه کودک، بارها و بارها به تکرار شعر و یا عبارتی منظوم می پردازد                           (میرزابیگی، 1390: ص101).

شعرکودک همچون انواع دیگر هنر، عاملی کارآمد در شناخت نیازها، تمایلات، مشکلات، ناکامی ها و فشارهای عاطفی و روانی است. اشعارکودکان، همچون آینه ای شخصیت کودک را باز می نمایاند. در این آثار، علاوه بر وجود تأثیرات فرهنگی و شرایط اجتماعی، محیط زندگی، عواطف و هیجانات نقش بارزی داشته، تمایلات و نیازهای کودک جلوه ای آشکار دارد. از دلنشین ترین اشعار کودکان می توان به موردی اشاره داشت که معطوف به پدیده های زیبای طبیعت، جلوه های پرشکوه حیات و عواطف انسانی است. وجود چنین عناصری در آثار هنری کودکان، به ویژه در آثار کودکان خردسال حضوری گسترده دارد(میرزابیگی، 1390: ص103).

 موسیقی وموسیقی دانان ایران

از جمله بزرگترین موسیقی شناسان ایران می توان فارابی، ابن سینا، عمربن زیله، صفی الدین اُرمَوی، قطب الدین شیرازی، عبدالقادر مراغی و مهدی برکشلی را نام برد.

علمای قدیم ما دروس منطق، فلسفه، نجوم، طب و الهیات را در کنار موسیقی تدریس و بحث می کردند. مهدی قلی هدایت معروف به مخیرالسلطنه از رجال سیاسی اواخر دوره قاجار، یکی از این مردان بزرگ بود. این مردبزرگ در نجوم، جغرافیا، تاریخ، عربی، منطق و موسیقی مطالعات و تألیفات زیادی داشته است. کتاب مجمع الدوار از تألیفات مشهور اوست.

میرزا محمد نصیرفرصت شیرازی معروف به فرصت الدوله نیز یکی دیگر از این دانشمندان است که تألیفات زیادی در علوم مختلف زمان خویش از او به یادگار مانده است. معروف ترین این آثار بحورالالحان است که با مقدماتی از علم موسیقی ردیف دستگاهی ایران آغاز می شود و سپس با آوردن اشعاری از شاعران قدیم و معاصر، درتناسب با دستگاه مورد نظرخواننده آواز، سلیقه زمان خود را در این باره بیان می کند. افرادی دیگری چون دکتر محمود حسابی، دکتر محسن هشترودی، سیدمحمدحسین شهریار، سیدحسین میرخانی، دکترحسین الهی قمشه ای و … در زمره عالمان وهنرمندانی هستندکه ضمن تبحر در علوم و هنرهای دیگر با موسیقی هم سر وکار داشته اند.

نگاهی به گذشته و از جمله در تمدن یونان قدیم، نشان می دهدکه در آکادمی افلاطون، موسیقی در کنار ریاضیات و الهیات تدریس می شده است. فیزیک دان بزرگ ، آلبرت انیشتین، نیز قبل از آن که کار روزانه اش را درمسائل فیزیک و ریاضی آغاز کند، نواهای موسیقایی – مذهبی ساخته شخصیت بزرگ آلمانی، یوهان سباستین باخ[2]، را مرور و اجرا می کرد(نواب صفوی و همکاران، 1387: ص135-133).

[1] – Kanikas

[2] – Johann Sebastian Bach