دانلود مقاله با موضوع شهادت،

است.
برخی از نویسندگان در تفویض اختیار بیان اقرار به وکیل اشاره کرده‌اند که کافی است در وکالت‌ نامه ذکر شود وکیل اختیار اقرار دارد و تعیین مقربه شرط نیست.
همچنین در قانون مدنی فرانسه نیز که مانند ما در حقوق کشورهای مدون به شمار می‌رود، اینگونه تصریح شده است:
وکیل همچنان که می‌تواند در مقام اجرای وظیفه ویژه‌ای که بر عهده دارد اقرار به امری نماید که برای وی چهره شخصی دارد، می‌تواند در بیان اقرار نیز وکیل شود مشروط بر این که این اختیار در قرار داد نمایندگی تصریح شود.
ماده 668 قانون مدنی سوریه و ماده 702 قانون مدنی لیبی و ماده 931 قانون مدنی عراق و ماده 77 قانون موجبات و عقود لبنان نیز بر توکیل پذیری اقرار دلالت دارند. برای نمونه در ماده 94 قانون البینات السوری در تعریف اقرار قضایی چنین مقرر شده است:
«الاقرار القضایی هو اعتراف الخصم او من ینوب عنه نیابه خاصه بواقعه قانونیه مداعی بها علیه و ذلک امام القضاء…»
اقرار قضایی همان اعتراف خصم یا نایب خاص او می‌باشد، نسبت به واقعه‌ای قانونی که مورد دعواست و این امر در محضر دادگاه صورت می‌گیرد.
ماده فوق، اقرار قضایی را به اعتراف خصم یا نایب او شناسایی نموده است. در سیستم حقوق فعلی انگلیس نیز می‌توان این نکته را مشاهده کرد؛ برای نمونه، بخش نهم «الف» قانون ادله اثبات در مسائل مدنی مصوب 1968 چنین مقرر می‌دارد:
«ممکن است اظهاراتی که طرفین دعوا یا نمایندگان آنان به ضرر خود ارائه می‌کنند به عنوان اقرار محمول بر صحت تلقی شود زیرا به دلایل گوناگون می‌توان فرض کرد که وقتی شخصی اظهاراتی علیه منافع خود عنوان می‌کند مقرون به حقیقت است».
با توجه به مطالب فوق، توکیل در اقرار در کشورهای مذکور بلامانع است، اما نکته‌ای که باید بدان توجه داشت این است که صحت آن در این کشورها، منوط به بیان آن در وکالت نامه است. اگر این قید بدین شکل در قوانین ما پیش بینی شود بسیاری از اختلافات در این زمینه از بین خواهد رفت.
در مورد اسناد توکیل موضوعیت ندارد و به مبحث بعد از آن می‌پردازیم.

فصل دوّم

بررسی وکالت در شهادت و آثار شهادت وکیل

بخش اوّل

موضوع شناسی به شهادت

2-1-1- مفهوم شهادت و رابطه آن با بیّنه
شهادت در لغت به معنای حضور و معاینه و اطلاع آمده است. و در اصطلاح عبارت است از انتقال حقیقت امری از ناحیه فردی واجد شرایط که آن را دیده و شنیده به قاضی محکمه، علیه یکی از اصحاب دعوی به نفع دیگری با ادای سوگند و التزام به راستگویی.
شهادت، یکی از دلایل دعاوی اعم از ـ جزائی، حقوقی ـ با سابقه بسیار طولانی است و در تمام کشورها به عنوان دلیل پذیرفته شده، منتها حدود استفاده از آن و درجه اعتبار و ارزش آن متفاوت است. به دلیل اهمیت آن، هم برای شاهد و هم برای شهادت، شرایط و ضوابط سنگین و دقیقی پیش بینی شده است. شاهد یا گواه ممکن است عینی باشد که مشاهدات خود را نقل کند. ممکن است گواه سمعی باشد که شنیده‌های خود را منتقل سازد و یا شهادت او مستلزم به کارگیری این دو و دیگر حواس باشد.
از ماده 1306 تا 1320 در قانون مدنی و ماده 406 تا 425 از قانون آئین دادرسی مدنی مربوط به شهادت است. در قانون مجازات اسلامی کتاب پنجم تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده ماده 650 به این مسئله پرداخته است.
اما بینه واژهای قرآنی و اصطلاحی فقهی است. این واژه مؤنث بیّن به معنای «آشکار و نمایان» و صفت مشبهه است از ماده (بانّ، یبین، بیاناً) به معنای «روشن و آشکار شد» است. در قرآن واژه بینه و مشتقات آن به هر دو نوع وصفی و اسمی به کار رفته است. کلمه بینه در قرآن نوزده بار به صورت مفرد و 52 بار به صورت جمع (بینات، آیات بینات) استعمال شده است، اما به هیچ روی با اصطلاح فقهی ارتباط ندارد؛ اگر چه حکم حجیت شهادت دو مرد عادل و برخی صور دیگر شهادت در قرآن آمده است. صاحب مجمع البیان، این کلمه را به معانی مختلف چون جداکننده حق از باطل ، حجت آشکار ، معجزه و برهان تفسیر کرده است. در منابع فقهی، این واژه بیشتر در ابواب «قضا، و شهادات» آمده، ولی تعریف روشنی از آن ارائه نشده است. برخی از فقها بینه را چیزی دانسته‌اند که حق را تبیین و آشکار می‌کند. و بر این پایه مراد از بینه فقهی را مفهومی معادل دلیل و برهان ذکر کرده‌اند ، که در واقع همان معنای لغوی بینه است. گاه در تعابیر فقهای پیشین به جای «بینه» کلمه حجت به کار رفته ، و برخی آن را به «الحجه القویه» تفسیر کرده‌اند. به موجب این نظریه، بینه در فقه به معنای لغوی به کار رفته و اصطلاح خاص نشده است.
با این همه، از مجموعه کاربردهای فراوان این واژه در متون فقهی می‌توان دریافت که مراد از بینه چنین مفهوم عام و گسترده‌ای نیست، بلکه مراد از آن شهادتی است که شرع آن را حجت و معتبر می‌شمارد، و مدعی برای اثبات مدعای خود می‌تواند ارائه کند. به گفته ابن قدامه شهادت را از آن رو بینه خوانده‌اند که سبب روشن شدن حق و رفع اختلاف می‌شود. بر این اساس، کاربرد بینه در این معنای اصطلاحی، نوعی استعمال عام در خاص یا انتقال از معنای لغوی و عرفی به معنای شرعی است. حتی اگر نقل مفهوم بینه را از معنای لغوی نپذیریم، با توجه به کاربرد فراوان بینه در اصطلاح یاد شده (شهادت معتبر)، ادعای انصراف از معنای عام لغوی را دست کم در کتب فقهی ـ و حتی احادیث ـ را نمی‌توان انکار کرد.

به گفته راغب اصفهانی، وجه شهرت بینه در این اصطلاح و کاربرد آن در مورد شهادت، حدیث معروف نبوی : «البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» است ، همچنان که منشأ حجیت و اعتبار بینه به مفهوم مصطلح آن نیز همین حدیث است. این حدیث ـ که در جوامع روایی شیعه و اهل سنت نقل شده ـ مورد قبول همه فقهاست و در رتبه احادیث متواتر قرار گرفته است. بنابر نظر مشهور، مراد از بینه در این حدیث دو شاهد مرد است، چنان که در حدیث دیگری بدان تصریح شده است.
به استناد این احادیث و احادیث دیگر می‌توان گفت که مراد از بینه در احادیث و سخنان صحابه و تابعین نیز همان اصطلاح فقهی است. در مقابل، جمعی معتقدند که بینه در این موارد همان معنای لغوی را دارد و انطباق آن بر موارد خاص، هر چند بسیار باشد، نشانه اعتراض از مفهوم لغوی نیست و مواردی مانند شهادت دو مرد یا شهادت یک مرد و دو زن، تنها از مصادیق آن مفهوم‌اند نه سازنده اصطلاحی جدید. بر این اساس، اینان قائل به وجود اصطلاح فقهی خاص برای بینه نیز نیستند.

2-1-2- شرایط شاهد و شهادت
در این مبحث ابتدا به بررسی شرایط شاهد و پس از آن شرایط شهادت پرداخته می‌شود.
2-1-2-1- شرایط شاهد

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شاهد باید دارای شرایط زیر باشد تا شهادتش مورد قبول واقع شود:
الف ـ بلوغ
بدون تردید شهادت فرد نابالغ و ناتوان از تشخیص خوب و بد صحیح و پذیرفته نیست همچنین شهادت نابالغ ممیز در غیرقتل و جراحت؛ هر چند قبول شهادت نابالغ ده ساله ممیز حتی در غیرقتل و جراحت، از بعضی نقل شده؛ اما قائلی برای آن شناخته نشده است.
ب ـ عقل
از شرایط دیگر شاهد این است که به هنگام ادای شهادت عاقل باشد، بنابراین گواهی مجنون در حال جنون مورد قبول نیست.
شهادت دیوانه، حتی دیوانه ادواری در زمان دیوانگی صحیح نیست؛ لیکن در زمان سلامت بعد از بررسی حال وی توسط قاضی و روشن شدن وضعیت هوشیاری و حضور ذهن او، صحیح است. همچنین است شهادت کسی که فراموشی زیاد بر او چیزه می‌شود، پس از آن که حاکم شرع، حال او را نسبت به آن چه شهادت می‌دهد با دقت بررسی کرده و مطمئن شود که در آن چه وی شهادت داده، غفلتی عارض نشده است؛ ‌هر چند منشأ آن آشکار و علنی بودن مورد شهادت باشد؛ به گونه‌ای که امکان اشتباه و سهو در آن راه نداشته باشد.
ج ـ اسلام و ایمان
مؤمن یعنی اینکه شیعه دوازده امامی باشد، بنابراین با مسلمان مترادف است و لزومی ندارد اسلام و ایمان را جدا بیاوریم. در قوانین قبل از انقلاب اسلامی چنین شرطی برای شاهد منظور نشده بود چون گفته شد شهادت اثر قطعی ندارد و تشخیص میزان ارزش و تأثیر گواهی به نظر دادگاه است، در حالی که در حقوق امامیه ایمان شرط شاهد است و با جمیع سایر شروط، شاهد معتبر باید پذیرفته شود. از این رو در مورد شهادت مسلمان غیرمؤمن اختلاف شده است، بر این اساس که شهادت مسلمان غیرامامیه حداقل درباره خودشان و کفار مورد قبول می باشد.
د ـ طهارت مولد

شرط دیگری که در کتب فقه امامیه بر آن تأکید شده است، حلال‌زادگی شاهد است. باب بیست و یکم کتاب وسائل‌الشیعه، باب عدم قبول شهادت ولدالزنا نام‌گذاری شده و در آن ده روایت آمده است. بنا به قول مشهور، شهادت زنا زاده مطلقاً پذیرفته نیست. برخی قدما گفته‌اند: در صورتی که موضوع دعوا ناچیز و کم ارزش باشد، شهادت او پذیرفته می‌شود.
ه‍ ـ عدالت
از جمله شرایط شهود، عدالت است. عادل از دیدگاه فقه اسلامی کسی است که عامل به واجبات باشد، مرتکب کبائر نگردد و اصرار بر صغائر هم ننماید.
شرط وجود عدالت در شاهد از شروطی است که فقها، اسلامی به پیروی از نصوص کتاب و سنت بر آن انفاق دارند.
و ـ انتفای تهمت
شاهد نباید خود از دعوا نفعی ببرد اما تشخیص اینکه در چه مواردی شخص می‌تواند ذینفع تلقی شود به عهده قاضی گذاشته نشده است. مثلاً بین شاهد و فرد نباید خویشاوندی نزدیک وجود داشته باشد یا عدم وجود دعوی بین شاهد یا یکی از طرفین و… یا کسی که شغل خود را گدایی قرار داده نمی‌تواند به عنوان شاهد معرفی شود و در صورت معرفی، شهادتش پذیرفته نیست. علت روشن است، فرد گدا یا متکدی همواره انتظار کمک و مساعدت دارد و دستش به سوی دیگران دراز و متقاضی دریافت وجه است و اطمینانی به گفته‌اش نیست و چه بسا با دریافت وجه به دروغ شهادت بدهد و تحت تأثیر قرار بگیرد.
2-1-2-2- شرایط شهادت
تنها کافی نیست که شاهد شرایط لازم را داشته باشد، برای شهادت هم شرایط و ضوابطی لازم است تا شهادت قابل استفاده، مؤثر باشد.
الف ـ ‌قطعی و یقینی بودن
شهادت شاهد، باید از روی قطع و یقین باشد، اظهار با تردید و شک بی‌اعتبار است. شاهد باید از طریق حواس خود بر مورد شهادت اطلاع یافته باشد. گاهی اوقات بر شنیدن خبری شهادت می‌دهد که شاهد سمعی است.
به نظر بسیاری از فقها، علمی که بر پایه آن شهادت داده می‌شود، باید از راه حواس ظاهر حاصل گردد. بنابراین، در شهادت بر افعال، از قبیل غصب، سرقت، قتل، ولادت و زنا، مشاهده آنها توسط شاهد، و در شهادت بر گفتار همچون عقود، ایقاعات و قذف، شنیدن اقوال توسط شاهد، شرط پذیرش شهادت او است.
ب ـ تطبیق شهادت با دعوی
یکی دیگر از شرایط قبول شهادت مطابقت داشتن شهادت با ادعای مدعی است. بنابراین، اگر کلیات یا جزئیات شهادت با دعوای مدعی مطابقت نداشته باشد، پذیرفته نخواهد شد، مانند اینکه مدعی ادعا کند: از طرف مقابل بابت کالایی که به او فروخته صدهزار تومان طلبکار است؛ اما شهود به صدهزار تومان طلبکاری وی بابت اجاره خانه گواهی دهند.
ج ـ توافق شهادت شهود در معنی
شرط دیگر شهادت آن است که مفاد شهادت هر دو شاهد یکی باشد؛ هر چند با الفاظ متفاوت، مانند اینکه یکی شهادت دهد فلانی مال را از دیگری غصب کرده و دومی شهادت دهد آن را به ستم از دیگری گرفته است. چون مفاد هر دو شهادت یکی است، شهادت پذیرفته و غصب ثابت می‌شود.
در قبول شهادت شرط است که شاهدان یکدیگر را تکذیب نکنند و توافق مفاد دو شهادت با هم ممکن باشد. بنابراین چنانچه یکی به قتل زید در پنجشنبه یا در خیابان و دیگری به قتل او در جمعه یا در خانه شهادت دهد، پذیرفته نخواهد شد. البته تکاذب محقق نمی‌شود، اما ثبوت مدعای مدعی متوقف بر شهادت شاهدی دیگر یا قسم در

دیدگاهتان را بنویسید