دانلود تحقیق با موضوع انتخاب همسر، فقهای امامیه، جانشینی پیامبر، فقه امامیه

مسلمان با زن کافر با این مضموم است که: زن مسلمان نمی‌تواند به غقد کافر در آید مرد مسلمان هم نمی‌تواند با زنهای کافره غیر کتابیه به طور دائم ازدواج کند و به احتیاط واجب ازدواج دائم با زن‌های کافره اهل کتاب نیز جایز نیست ولی صیغه کردن زن‌های اهل کتاب یهود و نصارا مانعی ندارد.۲۴
اهمیت ازدواج
بی‌تردید شرع مقدس اسلام به ازدواج و بقای نسل ازاین طریق سفارش مؤکد کرده است.
انسان به طور فطری علاقه‌مند به حیات دایمی است و بقای خویش را از طریق تولید نسل دایمی می‌سازد. چگونگی بقای نسل برای هر انسانی حایز اهمیت است چرا که انسان وجود خویش را در فرزند می‌داند و سعادت و سلامت خود را جدا از فرزندش نمی‌پندارد.۲۵
انتخاب همسر یکی از اموری حایز اهمیت است پیامبر اکرم در این باره می‌فرماید: «انظر فی ای نصاب تضع ولدک فإن آلعرق دساس»۲۶
بنگر که فرزندت را از چه فامیلی بدست می‌آوری، چه این‌که اخلاق و خصایص هر فامیلی در نسل آن‌ها باقی می‌ماند و انحراف‌های اخلاقی آن‌ها تاثیر سوء خود را در فرزندان آن‌ها بجا خواهد گذاشت»
هم‌چنین در روایتی دیگرفرموده‌اند: «ایاکم وخضراءالدمن»
قیل یا رسول‌الله: «وماخضراءالدمن؟»
قال: المراهالحسناء فی منبت السوء»۲۷
از نزدیک شدن به علف‌های با طراوتی که در مزلبه‌ها میروید اجتناب کنید. پرسیدند مقصود از علف‌های مزبله چیست؟ پیامبر فرمود: مقصود من زنان زیبایی هستند که در خانواده‌های آلوده پرورش یافته‌اند»
اسلام آیین فطرت است بنابراین معیار حلیت در آن طیب و پاک و مفید بودن و معیار حرمت، ناپاک و خبیث بودن یک چیز است از این جهت هر چیزی که عقل آدمی برای جامعه مفید تشخیص دهد از دیدگاه اسلام مجاز و هر آن‌چه مضر تشخیص دهد از نظر اسلام ممنوع خواهد بود و از آن‌جا که اسلام عقاید پدر و مادر را مشمول توارث نمی‌دانسته و معتقد بوده هر کودکی با فطرتی پاک و سالم و الهی بدنیا آمده(کل مولد یولد علی الفطره) ازدواج با مخالف عقیدتی را در همه صورت‌های آن به‌طور کلی و مطلق منع نکرده است.۲۸
ائمه اطهار و خاندان اهل بیت (فرزندان و نوادگان) طبق دستور الهی زنان آزاد و کنیز اختیار می‌کردند و از آنان صاحب فرزند بودند با توجه به تاکید پیامبر بر انتخاب همسر شایسته، این سوال مطرح می‌شود که آیا اهل بیت با خاندان خلفا وصلت کرده‌اند؟ اگر پاسخ مثبت باشد می‌پذیریم که اگرچه در مساله حکومت و جانشینی پیامبر بین اهل بیت و خلفا تفاوت آراء و نظر وجود داشته است اما این مساله به لحاظ فقهی و شرعی به‌معنای خروج از اسلام و نامسلمانی نیست.
اهل سنت اگرچه شاخصه‌های مختص شیعه مثل امامت و غیره را قبول ندارند اما در جرگه مسلمانان محسوب می‌شوند ودر ازدواج، ارث، تجارت و بسیاری احکام فقهی دیگر باید با آنان معامله مسلمانی کرد. و ما در این قسمت به طور مفصل آراء فقها را در این ضمینه بررسی خواهیم کرد.
سوال دوم این است که آیا خاندان اهل بیت هم کفو و شان خلفا، فرزندان و نوادگان، آنان بوده‌اند؟ و آیا آنان با هم‌شان خود ازدواج کرده‌اند؟ برای پاسخ به این پرسش کفویت در ازدواج از منظر اهل سنت و فقه امامیه بررسی می‌شود.
سوال سوم این‌ است که اسلام مسلمانان را از ازدواج با چه کسانی منع کرده است؟ نظر فقهای امامیه راجع به ازدواج با اهل سنت چیست؟ ناصبی به چه کسی می‌گویند؟ حکم ازدواج با ناصبی چیست؟
واژه شناسی کافر و مشرک
الف)کفر در لغت
کفر به زبان عبری کاوفر (kawfar) و در لغت عرب به معنای متعددی بکار رفته و از آن جمله است:
۱ـ انکار۲۹.
کسی که چیزی را انکار می‌کند نسبت به آن کافر شده و به همین دلیل به منکران خدا کافر گفته می‌شود کفر به این معنا در آیاتی از قرآن کریم بکار رفته است۳۰
۲ـ پوشاندن و مخفی کردن
یکی از معانی کفر، ستر و تغطیه بمعنای پوشاندن است۳۱.کسی که چیزی را می‌پوشاند و از دید مخفی می‌کند کافر نامیده می‌شود۳۲
به همین دلیل کشاورز که دانه را در زمین مخفی می‌کند هم‌چنین سیاهی شب ابر تیره و صحرا کافر گفته می‌شود۳۳
قران در سوره حدید آیه ۲۰ کافر را به‌معنای زارع بکار برده است.
۳ـ تبری جستن
یکی از معانی کفر، بیزاری جستن است و کفر به این معنا در آیه ۲۲ سوره ابراهیم، آیه ۲۵ سوره عنکبوت آمده است.
۴ـ شورش و سرکشی و ناسپاسی
یکی دیگر از معانی کفر سرکشی است. وقتی گفته می‌شود اهالی فلان منطقه کافر شدند به همین معنا است یعنی شورش کردند۳۴ و در آیه ۹۷ سوره آل عمران کفر به معنای نافرمانی و عصیان بکار رفته است.
۵ـ ناسپاسی
کفر در این معنا نقیض شکر و سپاس است که می‌توان آن را از فروع معنای دوم دانست زیرا ناسپاسی سر پوش گذاشتن بر نعمت است(مفردات راغب)
ب) کفر در اصطلاح
واژه کفر در اصطلاح گاهی در مقابل ایمان و گاهی در مقابل اسلام بکار می‌رود کفر در مقابل ایمان از مسایل علم کلام است و از مباحث حقیقت شناسی و کفر در مقابل اسلام از مسایل علم فقه است برخلاف متکلم که در صدد شناخت حقیقت کفر با اسلام است تمام تلاش فقیه تعیین موضوع احکامی است که در لسان ادله به اسلام و کفر مترتب شده است بنابراین در این‌جا به تناسب موضوع(ازدواج اهل بیت با خاندان خلافت موضوع فقهی است.) از بحث ایمان و کفر در اصطلاح علم کلام صرف نظر کرده بحث خود را با بیان حقیقت اسلام که معنای مقابل کفر است آغاز می‌کنیم.
اسلام در اصطلاح فقهی
بنابرآن‌چه از روایات استفاده می‌شود اسلام عبارت است از اعتراف به توحید و رسالت حضرت خاتم الانبیاء بر این اساس بسیاری از فقهای امامیه اسلام را با اظهار شهادتین مساوی دانسته‌اند۳۵.
لازم به ذکر است که از دیدگاه علم کلام متکلمین در صدد تبین حقیقت اسلام برآمده و تفاوت مقام اسلام با مقام ایمان را بررسی می‌کنند و از دیدگاه علم فقه، فقها در صدد بر آمدند تا معیاری ارایه دهند که طبق آن بتوان مسلمان را از نظر ظاهر از کافر جدا و بر دسته اول احکام اسلام و بر دسته دوم احکام کفر جاری کنند از این رو بر خلاف علم کلام در علم فقه، منافق موضوعیت ندارد(توضیح این‌که علم کلام علم حقیقت شناسی است یعنی از حقیقت اسلام بحث می‌کند که مورد پذیرش حق تعالی است و با کفر قابل جمع نیست بنابراین در علم کلام سه عنوان مطرح است اسلام، کفر، نفاق، که عبارت از اظهار اسلام و عدم اعتقاد به آن است اما فقیه درباره اسلام ظاهری بحث می‌کند که ممکن است حقیقتا اسلام نباشد لذا با کفر قابل جمع است بنابراین هر کس اظهار اسلام کند از نظر فقه مسلمان و در غیر این‌صورت کافر است بنابراین بیش از این دو عنوان در فقه مطرح نیست.)
کافر در اصطلاح فقهی
به نظر می‌رسد مفهوم کافر در عرف متشرعه، بخصوص فقها از مفاهیم واضح و از تعریف بی نیاز بوده است چرا که بسیاری از فقیهان بدون هیچ تعریفی در جای جای کتب فقهی خود احکام و اقسام آن‌را بیان کرده‌اند مانن شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی در دو کتاب مبسوط و نهایه، ابن‌ادریس در سرایر، محقق حلی در معتبر و مختصر، علامه در منتهی، قواعد، تذکره، تبصره، شهید اول، در دروس و بیان و محقق نراقی در مستند.
ظاهرا محقق حلی اولین کسی است که کافر را تعریف کرده او نوشته است:
ضابطه‌ی کلی درشناخت کافر این است که کافر کسی است که از دین اسلام خارج باشد یا این‌که خود را مسلمان بداند ولی یکی از ضروریات دین را انکار کند مثل خوارج و غالیان۳۶.
این تعریف مفهوم واضحی از کافر را بیان نمی‌کند به همین جهت فقهای بعدی سعی کرده‌اند خروج از اسلام را بگونه‌ای روشن‌تر بیان کنند شهید ثانی در صدد این تلاش گفته است ضابطه شناخت کافر این است که خدا یا نبوت یا یکی از ضروریات دین را انکار کند۳۷.
میر سیدعلی طباطبایی در دو شرح خود همین تعریف را آورده است۳۸.
پس کافر کسی است که منکر خدا، رسالت یا یکی از ضروریات دین باشد می‌توان گفت این سومین مرحله بیان مفهوم کافر در کتب فقهی است.
مرحله دیگر از زمان سید‌محمد‌کاظم یزدی شروع می‌شود وی و فقهای پس از او سعی دارند به گونه‌ای واضح‌تر، ارتباط انکار ضروری با کافر و انواع خروج از اسلام را مفصل‌تر بیان کنند بر این اساس سید‌یزدی چنین نوشته است: منظور از کافر کسی است که منکر خدا یا توحید یا رسالت باشد یا یکی از ضروریات دین را با توجه به این‌که ضروری است بگونه‌ای انکار کند که انکار آن به انکار رسالت برگردد۳۹. بسیاری از جمله سید‌حکیم، سید خویی، شهید صدر این تعریف را پذیرفته‌اند۴۰. در کتاب‌های فقهای بزرگ معاصر مثل حضرت امام و سید‌خویی نیز این تعریف به گونه‌ای دیگر و با بیان اقسام کافر آمده است امام خمینی در تعریف کافر می‌نویسد:
کافر کسی است که بر دینی غیر از اسلام باشد یا اسلام را به‌عنوان دین برگزیند ولی یکی از ضروریات دین را به گونه‌ای که انکار آن به انکار رسالت یا تنقیص شریعت مطهره برگردد یا گفتار یا کرداری از او سر زند که مقتضی کفر باشد.۴۱
آیت‌الله خویی کافر را همین گونه معرفی کرده است.۴۲
بنابراین در همعه تعریف‌ها کفر در کتب فقهی دو سبب ذکر شده است که هریک منشاء تحقیق یک قسم از کافر هستند و همه فقها، قسم دوم کافر یعنی منکر ضروری را به یک صورت بیان کرده‌اند با این تفاوت که در تعریف فقهای دوره‌های بعد ارتباط انکار ضروری با کافر به‌وضوح بیان شده است اما در بیان قسم اول با دو گونه تعبیر کاملا متفاوت مواجهیم:
۱ـ تعبیر فقهای گذشته مثل محقق ۴۳و علامه۴۴ که از واژه خروج (من خرج عن الاسلام )استفاده کرده‌اند.
۲ـ تعبیر فقهای بعد که از واژه انکار (من انکر اللهیه اوالرساله) را بکار برده‌اند مثل شهید ثانی۴۵ صاحب ریاض۴۶ و صاحب عروه۴۷
بنابراین در فقه با دو گونه تعریف از کافر مواجهه هستیم با توجه به معنی فقهی اسلام، مستفاد از تعریف اول این است که هر کسی شهادتین را بر زبان جاری نکند مسلمان نیست اعم از این‌که الوهیت و رسالت را انکار بکند یا نه و اعم از این‌که دین دیگری غیر از اسلام اختیار کرده باشد یا نه، بنابر این تعریف معنای کفر یک معنای عدمی و سلبی و معنای اسلام یک معنای اثباتی و وجودی است. یعنی هر کس به شهادتین اقرار کند مسلمان و گرنه کافر است و واسطه‌ای بین این دو عنوان نیست به عبارت دیگر کسی نیست که نه مسلمان باشد و نه کافر.
طبق تعریف دوم کسانی که به هر دلیل از توجه به اختلاف ادیان و ضرورت گزینش دین حق باز مانده‌اند و بدون این‌که منکر اصول اسلام مثل توحید و رسالت باشند به آن‌ها اعتراف نکرده‌اند و چه بسا اصلا تصوری ازآنان ندارند کافر نامیده نمی‌شوند بلکه تنها کسانی که یکی از اصول اسلام را انکار کنند کافر نامیده می‌شود بنابر این معنای کفر نیز همانند معنای اسلام وجودی و اثباتی است و انسان‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند آنان که به

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهجبران خسارت، عین تعهد، اجرای عین تعهد، مطالبه خسارت

دیدگاهتان را بنویسید