جایگاه اضطراب در رشد شناختی کودکان

1.1    جایگاه اضطراب در رشد شناختی کودکان

مطالعات فلتچر، جانزن و رینولدز (2003) نشان می دهد که اضطراب کودکان، بخش طبیعی و عادی رشد آنها را تشکیل می دهند، لیکن اضطراب افراطی، را می توان قسمتی از اختلال اضطرابی کودکان دانست. در اضطراب مفرط، باید به این مساله توجه داشت که که وجود اضطراب تعمیم یافته و مهم یکی از ابعاد مهم این اختلالات است. وجوه مشترک تمام اختلالات اضطرابی، عبارتند از: ترس، تحریک پذیری، عصبی بودن، بی خوابی، بی توجهی و گوش به زنگ بودن.

مطالعات بارت و آلن دیک (2004) نشان می دهد که اضطراب در دوران کودکی، بسیار شایع است به طوری که برآوردها،نشان داد ه اند که بین 5 تا 18 درصد کودکان به نوعی به اختلال اضطرابی مبتلاء هستند.

مطالعات نیل، لیلی و زاکیس (1993) نشان می دهد که به هر حال از نظر شناختی، اغلب کودکان مضطرب بر پایه برداشت های غلط خود از نیازمندی های محیط و دست کم گرفتن توانایی های خود در غلبه بر دشواری ها، نگرانی دارند وعصبی می شوند. نگاهی دقیق تر بر اختلالات اضطرابی ویژگی های بارزتری را مشخص خواهد ساخت

1.2    اختلال اضطراب تعمیم یافته

طبقه بندی تشخیصی و آماری اختلالات روان پزشکی آمریکا (2000) علایم اضطراب تعمیم یافته منتشر) را به این شرح توضیح داده است:

1-احساس اضطراب و نگرانی فزاینده (به استثناء ترس) که در طی حداکثر روزها اتفاق افتاده و به مدت 6 ماه حداقل حضور دارد  و میتواند بر شماری از فعالیتهای روزانه فرد همچون کار یا تحصیل اثر گذار باشد.

2- فرد در کنترل اضطراب دارای مشکل است.

3- اضطراب و نگرانی همراه با 3 تا یا بیشتر از 6 علایم ذیل همراه است:

احساس بیقراری یا احساس گیر افتادن یا بر یک لبه قرار گرتن.

به آسانی احساس خستگی کردن

اشکال در تمرکز یا احساس تهی بودن ذهن نمودن

مطلب مرتبط :   هوش عاطفی و نقش آن در تحکیم پیوند زناشویی

تحریک پذیری

احساس تنش عضلانی

اختلال در خواب (شامل ناتوانی در خواب ماندن یا احساس بیقراری و نارضایتی از خواب (طبقه بندی اختلالات روان پزشکی آمریکا، 2000).

 

نشانه ویژه این اختلال، در حقیقت  اضطراب غیرواقعی، افراطی و عصبی شدن بی موردی است که به هیچ موقعیت خاص یا تنیدگی خارجی مربوط نمی شود. اشتراس )1994) در مطالعه خود در رابطه با اضطراب کودکان، این خصوصیت را در بیش از 95 درصد کودکان تشخیص داد. کودکان مضطرب درباره وضع آینده، ارزشیابی های بعدی، رویدادهای اجتماعی فعالیت های خانوادگی، پیشرفتهای ورزشی، مشکلات بهداشتی خود و خلاصه آنچه در آینده، حتی یک ساعت بعد، ممکن است برایشان رخ دهد، دلهره و نگرانی دارند. تنش های ظاهری، عصبیت و تغییرات جسمانی از نشانه های اضطراب است. اختلال اضطراب تعمیم یافته شامل اضطراب افراطی و غیرواقعی است که در بیشتر ایام و حداقل به مدت شش ماه، دوام دارد و مبتلایان در غلبه بر آن مشکل دارند. این اختلال در کودکان با برخی نشانه های ظاهری مانند بی قراری، تندخویی، عدم تمرکز حواس، انقباض ماهیچه ایی و سایر مشکلات خواب مانند کم خوابی، بی خوابی و آشفتگی خواب همراه است (اشتراس، 1994.(

مطالعات در سایر کشورها نشان داده اند، 4 درصد جمعیت بزرگسالان مبتلا به اضطراب تعمیم یافته اند. با اینکه تعداد مطالعات در مورد کودکان کمتر از بزرگسالان است، آنها توانسته اند برآوردهایی متغیری را که میانگین آنها که چهار درصد می شود، ارائه دهند.

بیدل (1991 (و کاستلو (1989)  در مطالعه خود از مراجعان درمانگاهی، رقم 4.6درصد را گزارش کردند، حال آنکه آندرسن، ویلیامز، مک گی و سوا (1987 (درنمونه تصادفی بزرگی از جمعیت زلاندنو، رقم2.9 درصد  را گزارش نمودند.

اضطراب در کودکان، دارای علایم روان شناختی و فیزیولوژیایی قابل ملاحظه ایی است که با نشانگان جسمی، هیجانی و رفتاری مشخص می گردد (سلیگنان و همکاران، 2010).

مطلب مرتبط :   چگونه خودمان را بشناسیم؟(خودآگاهی)

پژوهشگران، بین واژه اضطراب و ترس، تفاوت قایل شدند. در حالی  که ترس، اشاره به یک پاسخ هیجانی و موقعیتی تهدید آمیز دارد و مربوط به رفتارهای خاصی همچون فرار یا اجتناب دارد لیکن اضطراب، اشاره به موقعیت هایی دارد که تحت کنترل نبوده و یا غیر قابل اجتناب است (اهمن، 2009).

ابعاد شناختی اضطراب، در کودکان در سال های اخیر مود توجه گسترده محققین قرار گرفته است و با احساس تنش و ناتوانی در تمرکز بر کارها مشخص می گردد (بارلو، 2009) و می تواند رفتار کودک را نیز مورد تاثیر قرار دهد (بورون، 2005).

لاست، هرسن، کازدین، فرانسیس و گراب (1987) در مطالعات خود نشان دادند که شناخت زودهنگام مشکلات کودکان، هم برای فرد و هم برای جامعه، بسیار مهم است به گونه ایی که اگر این مشکلات، حل نشده باقی بمانند و کودکان، با آنها بزرگ شوند، پیوسته دارای اختلال روان شناختی خواهند بود. به عنوان مثال بسیاری از بزرگسالانی، که مشکل اضطراب دارند، این اختلال را از زمان کودکی با خود همراه داشته اند.

مطالعات و بررسیها نشان می دهد که طی دوره ای کمتر از ده سال، کودکان از حالت محدود درک شناختی عبور می کنند و به افرادی دارای شناخت پیچیده تبدیل می شوند. با گذشت زمان، تعداد و پیچیدگی تجربه های شناختی و همچنین نیاز به تنظیم و تعدیل ابراز عواطف همه افزایش می یابند. شگفت نیست که برخی از کودکان به شدت تحت تأثیر این چالش ها قرار می گیرند و دچار اختلالات عاطفی و روحی از جمله اضطراب می شوند. مطالعات نشان می دهد که اضطراب سابقه دیرینه ای دارند (کلر و همکاران، 1992). به طوری که یکی از شایع ترین مشکلات عاطفی کودکان به شمار می آیند (باریوس و هارتمن، 1997) و می توانند مشکلات شدیدی را در زندگی بزرگسالی آنها ایجاد نمایند