تعاریف پرخاشگری و اعتقادات نظری متفاوت روان شناسان

تعاریف نظری پرخاشگری :

به هر گونه رفتار معطوف به هدف آسیب رساندن یا مجروح ساختن موجودی دیگر که به منظور اجتناب از رفتاری مشابه بر انگیخته می شود پرخاشگری اطلاق می گردد . پرخاشگری تلویحا به قصد آسیب رساندن نیز دلالت می کند که این قصد را باید از اتفاقات پیش و پس از عمل پرخاشگری استنباط نمود در بعضی موارد اثبات قصد آسیب رساندن به دیگری ساده است . پرخاشگران غالبا به تمایل خود برای آسیب رسان به دیگران اعتراف کرده و در صورت عملی نشدن قصدشان ابراز یاس می کنند . پرخاشگری گاهی معطوف به خود نیز هست و در بسیاری از موارد ناخوداگاه شکل صدمات یا تصادفات را پیدا می کند ( کاپلان ، سادوک 1371) .

7-1-2: پرخاشگری :

همه جوامع راههایی بیابند تا مانع از ان شوند که اعضای ان یکدیگر را بکشند یا به هم آسیب برسانند . همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای ان قائلند و میزان محدود کردن ان با هم فرق دارند ( باندورا 1977).

8-1-2: تعاریف پرخاشگری و اعتقادات نظری متفاوت روان شناسان :

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساسا با هم توافق ندارند . موضوع اصلی این است که باید پرخاشگری را بر اساس پیامدهای قابل دیدن ان تعریف کنیم یا بر اساس مقاصد شخصی که ان را نشان می دهد . بعضی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آصسیب می رسانند یا بالقوه می تواند آسیب برساند . پرخاشگری ممکن است بدتی باشد ( زدن ، لگد زدن ، گاز گرفتن ) بالفظ ( فریاد زدن ، رنجاندن ) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگری ( مانند چیزی را به زور گرفتن ) . نقطه قوت این تعریف عینی بودن ان است : به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود . نقطه ضعف ان این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود . اگر کودکی در را با لگد باز کند و با این کار به شخصی که پشت در ایستاد آسیب برساند معمولا به این کار پرخاشگری نمی گوییم مگر اینکه کودک از پیش بداند که کسی پشت در ایستاده است . ( هنری ماسن 1373)

بر طبق تعریفی دیگر پرخاشگری رفتاری است که به قصد آزار کسی یا آسیب رساندن به چیزی ابراز می شود در این تعریف نیت فرد پرخاشگر مستتر است ولی شاید این تعریف کمتر عینی باشد زیرا می توان از نیات فرد استنباطات مختلفی کرد . کودکی که کودک دیگر را از تاب به پایین پرتاب می کند تا خودش سوار تاب شود قصد آزار ان کودک را ندارد ولی دیگران رفتارش را پرخاشگرانه می دانند . پرخاشگری را باید از برات ورزی متمایز دانست . برات ورزی ، دفاع از حقوق یا متعلقات ( مانند ممانعت کودک از این که کسی اسباب بازیش را بگیرد ) یا بیان امیال و آرزوها را در بر می گیرد . مردم معمولا شخص با جرات را پرخاشگر می دانند . مثلا ممکن است بازاریابی را که با سماجت با مردم برخورد می کند و جواب را به سادگی نمی پذیرد پرخاشگر بدانند ولی این شخص با جرات است نه پرخاشگر .

یکی از کارکردهای اجتماعی کردن کودک این است که به انان راههای جامعه پسند با جرات بودن را نشان می دهد و باعث می شود که از پخاشگری غیر قابل پرهیز کنند . ( هنری ماسن و دیگران 1373) .

 

9-1-2: سه تعبیر کلیدی از رفتارهای پرخاشگرانه :

در تحقیقات دانشگاهی رفتارهای پرخاشگرانه را به سه تعبیر کلیدی معرفی کرده اند :

1- نوعی رفتار تجاوز گرانه است .

2- مستلزم سوء استفاده منظم از قدرت است .

3- در یک مدت زمان طولانی رخ می دهد . ( شارب ، آقا جانبگ ولو ، کاوی 1379) .

و نیز پرخاشگری عبارت است از عدم کنترل رفتار در برابر موقعیتهای ناخواسته که به دو صورت است : وسیله ای ، که در جهت رسیدن به هدف است و پرخاشگری خصمانه ؛ رفتاری که به قصد آسیب رساندن است . ( میثمیان 1376) .

پرخاشگری آشکار : که به صورت کلامی مثل مسخره کردن ، زور گویی ، بد گویی و غیر کلامی مثل حملات فیزیکی ، هل دادن و کتک زدن است ( شارب ، کاوی 1379) . پرخاشگری ارتباطی که به صورت قهر کردن ، خراب کردن موقعیت کودک پیش دیگران ، حذف کردن از فعالیت و بازی نکردن با کودک توسط کودک دیگر است .

10-1-2: پیشینه نظری پرخاشگری :

قبل از آغاز نظریه های علمی مربوط به روان شناسی کودک در این زمینه کلیه فرضیه ها از یک وجه اشتراک برخوردار بودند . بدین معنی که توجه صرفا به آنچه طفل در گذشته بوده و یا در آینده خواهد شد مبذول می گردید و به وضع حال کودک توجه چندانی نمی شد . به عبارت دیگر کودک را به عنوان یک طفل هر گز مورد توجه قرار نمی دادند . گوئی دوران کودکی زمانی زودگذر است و قابل توجه نیست ، البته نظراتی غیر از این نیز وجود داشت . برای مثال : افلاطون اهمیت آموزش و پرورش در دوران کودکی اشاره کرده و این را در سازگاری کودک مهم می داند . این مقتع به کسب ادب و دانش در سنین کودکی تاکید می ورزد و معتقد است ثمره این کار در بزرگسالی مشهود می شود . خواجه نصیر الدین طوسی نیز شروع تربیت کودک را از همان ابتدا قبل از انکه اخلاق تباه شود مورد تاکید قرار داده وی معتقد است که نقاط قوت کودک را باید تقویت کرد ( نجاتی 1367) .

در قرون وسطی طفل را به صورت بالغی ناپخته تلقی می کردند . حتی تا قرن 15 و 16 چنین نظریه ای وجود داشته است و از اطفال انتظار رفتار بزرگسالان را داشتند . کودکان را موجودات بی گناه محسوب نکرده و انها را از تجاوزات وحشیانه دور نگاه نمی داشتند قرنها طول کشید تا بشر توانست به این مهم پی ببرد که کودک ویژگیهای خاص خود را دارد و ویژگیهایی که دائما در حال تغییر و نفول است از طرفی پیشرفتهای علمی و صنعتی و شتاب روز افزون تکنولوؤی و سوء مصرف برخی از این مظاهعر اگر چه به ظاهر آسایش مکانیکی را برای بشر به ارمغان آورده ولی به همان اندازه نیز به التهابها و اغتشاشات فکری او دامن زده است که نمودار بارز این استرسها در جوامع بشری پرخاشگری است .

مطلب مرتبط :   اثربخشی درمان بزرگسالان اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی

در مقدمه هر عمل پرخاشگرانه یک انفعال خشم وجود دارد و با شدت پیدا کردن این انفعال است که عمل پرخاشگرانه بروز می کند . البته در بین صاحبنظرتان نظرات متفاوتی در این زمینه وجود دارد که در اینجا می توان انها را به دو گروه تقسیم کرد :

1- معتقدان به ذاتی بودن پرخاشگری

2- معتقدان به اثرات محیط و یادگیری بر  پرخاشگری

مشاهده فجایعی که انسانها نسبت به یکدیگر مرتکب شده و می شوند سبب شده تا عده ای از صاحبنظران از این نظر دفاع کنند که پرخاشگری در انسان جنبه ذاتی و فطری دارد از میان انها دو چهره معروف فروید واضع مکتب روان تحلیل گری ولورنز جانور شناس سوئدی را می توان نام برد که هر دو به ذاتی بودن پرخاشگری در انسان اعتقاد دارند . هر دو معتقدند که پرخاشگری به عنوان یک نیرویی نهفته در انسان دارای حالت هیدرولیکی است یعنی به تدریج در شخص متراکم و فشرده می شود و نیاز به تخلیه پیدا می کند به نظر لورنز گاهی این انرژی پرخاشگری است . از نظر فروید پرخاشگری در انسان نماینده غریزه مرگ است که در مقابل غریزه زندگی ما را در جهت ارضای نیازها و حفظ بقاء هدایت می کند . غریزه ی مرگ به صورت پرخاشگری می کوشد به نابود کردن و تخریب بپردازد . این غریزه چنانچه بتواند دیگران را نابود می کند و از بین می برد و اگر نتواند دیگران را هدف پرخاشگریب و تخریب خود قرار دهد به صورت خود آزاری و خود کشی جلوه گر می شود ( اکبری 1381) .

اما لورنزا با وجود آنکه مانند فروید پرخاشگری را ذاتی و هیدرولیکی می داند بر خلاف وی آن را سازنده و مثبت تلقی می کند . به نظر لورتز پرخاشگری بویژه در حیوانات وسیله ای است برای حفظ حریم قلمرو زندگی و طبعا حیات موجود زنده علاوه بر این پرخاشگری حیوانات نتیجه اش مغلوب شدن حیوانات ضعیف و باقی ماندن حیوانات قوی تر و سالم تر و در نتیجه ایجاد سنلهای سالم تر و بهتر است . هر چند کارهای لورنز بیشتر روی حیوانات متمرکز بوده اما نظرات او در مورد پرخاشگری انسان بیشتر مورد بحث و مجادله انگیز بوده است ( جلالی سردرودی 1376 نقل از اکبری 1381) .

تحقیقات بندورا (1973) نشان داده که پرخاشگری کاملا جنبه تقلیدی دارد و از راه مشاهده کسب می شود و نمی تواند پایه ذاتی داشته باشد . در آزمایش معروف بندورا عده ای از کودکان به مشاهده شخصی پرداختند که با عروسکی رفتار کلامی و عملی پرخاشگرانه داشت این حالت هم به صورت زنده یعنی مدل واقعی و هم بصورت فیلم و هم به صورت کارتون برای کودکان نشان داده شد و مشاهده گردید که کودکان تماشاچی وقتی با عروسک مزبور تنها گذاشته شوند همان رفتار پرخاشگرانه را که مدل و سر مشق با عروسک انجام می دهند و در این میان تاثیر کارتون و مدل واقعی به ترتیب از همه بیشتر بود . علاوه بر این مشخص شد که وقتی مدل یا سر مشق به خاطر پرخاشگری خود با عروسک مزبور مورد تشویق و پاداش قرار می گیرد اثر آموزش پرخاشگرانه او بر روی بچه ها بیشتر می شود و هنگامی که مدل را به خاطر پرخاشگری مورد تنبیه قرار می دهند تقلید کودکان از وی کاهش می یابد . بدین ترتیب پرخاشگری نه به عنوان یک پدیده ذاتی بلکه به عنوان رفتاری که آموختنی بوده و از الگوهای یادگیری تبعیت می کند مطرح می شود .

پرخاشگری به طور کلی به تخریب ، قتل ، هتک حرمت ، اعتراض اجتماعی ، دفاع از خود و به همه ی رفتار های تهاجمی اطلاق می شود . خواهر و برادری که با هم زد و خورد می کنند ، زدو خوردهای پلیس با مجرمین ، والدینی که فرزند خود را می زنند ، بچه هایی که در خیابان با هم دعوا می کنند ، زن و شوهری که با هم نزاع می کنند همگی رفتار پرخاشگرانه خوانده می شوند ( کاپلان سادوک 1988) .

متخصصین بهداشت روانی هنگام مطالعه در زمینه پرخاشگری با سئوالهایی روبرو می شوند که چرا پرخاشگری روی می دهد ؟ علت آن چیست ؟ برای آن چه می توانیم بکنیم ؟ در تلاش برای جواب به این سئوال صاحب نظران حد اقل به دو حقیقت رسیده اند :

1- پرخاشگری می تواند در کسانی وجود داشته باشد که اعتدال روانی ندارند .

2- پرخاشگری به غیر از علتهای اجتماعی و اخلاقی دلیل بیولوژیکی نیز دارد .

در زمینه تعریف پرخاشگری توافق نظر وجود ندارد . موضع اصلی اختلاف این است که پرخاشگری را بر اساس پیامدهای قابل مشاهده آن تعریف کرد یا بر اساس مقاصد شخصی که آن رفتار نشان می دهد .

بعضی روان شناسان بین پرخاشگری حضمانه که تنها به قصد صدمه زدن انجام می شود و پرخاشگری وسیله ای که هدفش بدست آوردن پاداش است ، نه صدمه به دیگری فرق می گذارند ( هینگارد و همکاران 1366) .

به همین دلیل محققان پرخاشگری نوع وسیله ای را مربوط به کودکان و نوع خصمانه آنرا بیشتر در مورد بزرگسالان بکار می برند .

11-1-2: پرخاشگری از دید روان شناسان اجتماعی :

روان شناسان اجتماعی به مطالعه پرخاشگری پرداخته و کوشیده اند تا ماهیت و دلیل آن را درک کرده و روشهای کنترل رفتار پرخاشگرانه را دریابند به این امید که دستاوردهای علمی آنها در این زمینه به ساختن جهانی صلح آمیز کمک کند . تروریسم ، قتل ، جنگ ، بچه آزاری ، تجاوز به عفت ، و خشونت و پرخاشگری همیشه بخش مشترکی از زندگی اجتماعی انسان را تشکیل می دهد در این میان پرخاشگری رفتاری است که قصد آن آزار رسانیدن به فرد دیگری است ( مقدم 1998، بارون و بیرن 1987، اروسون 1367) پرخاشگری بخش مشترکی از زندگی اجتماعی است زیرا کمتر کسی را می توان یافت که با بیان هایی تند و انتقادهای شدید به دیگران آزار نرساند یا در هنگام خشم ، رفتار خشن نداشته باشد و یا ممکن است فردی برای تلافی از دشمن منتظر فرصت مناسبی باشد تا کینه خود را خالی کند . افزون بر این شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می دهد بیشتر مردم تا کنون سبب ارتکاب برخی از اشکال پرخاشگری در خانواده شده اند ( بارون و بیرن 1987، نقل از احمدی 1382) .

مطلب مرتبط :   تعاریف شبکه های نوآوری و ضرورت ایجاد آن برای اشاعه ی نوآوری

پرخاشگری یکی از واکنشهایی است که در برخورد با ناکامی و محرومیت از خود نشان می دهد و همیشه با به هم خوردن تعادل جسمی و روانی حتی بطور موقت هم که شده با علائمی مانند تپش قلب ، بالا رفتن فشار خون ، ازدیاد تعداد ضربان قلب ، زیاد شدن نیروی جسمانی همراه است .

واتسون ، موسس و بنیان گذار مکتب رفتار گرایی ، عقیده دارد که انسان با سه غریزه پرخاشگری ، عشق و ترس به دنیا می آید . به تجربه ثابت شده است که نخست : شدت پرخاشگری اغلب با شدت ناکامی رابطه مستقیم دارد . مثلا کودک هر چه گرسنه تر باشد بیشتر گریه می کند .

دوم : پرخاشگری در مواقع رسیدن به هدف و نزدیک شدن به ان شدت بیشتری دارد . ( در مسابقات ورزشی این موضوع کاملا به چشم می خورد ) .

سوم : شدت تهاجمی به دفعات تکرار ناکامی بستگی دارد . مسلم است کسی که چندین بار شکست خورده در دفعات بعدی بیشتر احساس ناراحتی می کند .

چهارم : شدت حالات تهاجمی به نوع ناکامی بستگی دارد . مثلا اگر کسی زور بگیرد و حق کسی را پایمال کند حالت تهاجمی  فرد متقابل بیشتر خواهد شد . برخی می گویند : تنبیه کردن ممکن است باعث جلوگیری از پرخاشگری شود که صحیح به نظر نمی رسد ، زیرا تنبیه کردن باعث شدت ناکامی و در نتیجه شدت پرخاشگری می شود که ممکن است به صورت مختلف تظاهر کند مانند جبران ، تلافی ، فرار و … ( میلانی فر1370) .

تجربیات سی برس نشان داده که کودکان کودکستانی که نسبت به همسالان خود رفتار پرخاشگرانه تری بروز می دهند دارای والدینی پرخاشگر بوده و بیشتر مورد تنبیه و شمانت انان قرار می گیرند . کودکان افسران ارتش و نیروهای مسلح و انتظامی پرخاشگری را بیشتر از سایر کودکان نشان می دهند .

12-1-2: تغییرات رشدی :

کودکان در 12 ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله می کنند رفتار پرخاشگرانه انها غالبا به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود . کودکان همچنان که به سالهای پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می شنند و در نوع پرخاشگری انان هم تغییراتی ایجاد می شود یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالبا خصمانه است و کمتر وسیله ای است و وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می شود بیشتر احتمال دارد که با قصدی خصمانه این کار انجام شده باشد . پرخاشگری لفظی ، دست کم در سالهای قبل از مدرسه با افزایش سن افزایش می یابد .

کودکانی که به شدت پرخاشگرند نه تنها به دفعات بیشتری پرخاشگری می کنند بلکه رفتارشان از لحاظ کیفی هم با سایر کودکان تفاوت دارد و رفتار پرخاشگرانه شان شدید تر و طولانی تر از کودکان دیگر است

13-1-2: ثبات پرخاشگری :

هر چند که پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرقد دارند . کودکانی که در سالهای اولیه به شدت پرخاشگرانه به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگر نخواهند بود .

بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دختر ها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند مطالعه دیگر نشان داده که دختر ها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند ( هنری ماسن و دیگران 1373) .

ثبات پرخاشگری نشان می دهد که والدین ، معلمان ، و سایرین باید از همان ابتدا که کودک در حدی مشکل آفرین پرخاشگر است مداخله کنند ( فاگوت و هاگان 1982) .

14-1-2: ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه :

کودکان در مورد پرخاشگری دیگران بر حسب اینکه ان را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوتهای نتفاوتی می کنند و بر اساس نوع قضاوت خود واکنش نشان می دهند . مطالعه ای که پسرهای بسیار پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالا از مقاصد دیگران درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند .

15-1-2: تفاوتهای جنسیتی :

پسرها پرخاشگر تر از دختران هستند . این تفاوت در غالب فرهنگها و تقریبا در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود . پسرها بیشتر از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند ( مک کوی و جکلین ، 1974،1980، پارک و اسلابی ؛1983 ، به نقل از هنری ماسن 1373) . از سال دوم زندگی این تفاوتها آشکار می شود . بر اساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین 1 تا 3 سال تفاوتهای جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از 18 ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از ان نیست ( فاگوت و هاگان ، 1982) ( همان منبع) .

پسرها بخصوص هنگامی که به انها حمله می شود یا کسی  مخل کارشان می شود تلافی می کنند . در مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند ، ولی دو برابر دختر ها تلافی کردند ( پارک و اسلابی ،1983، به نقل از هنری ماسن 1373) .

چه چیزی این تفاوتهای جنسیتی را توجیه می کند ؟

بعضی از نظریه پردازان معتقدند که ثبات تفاوتهای جنسیتی در همه فرهنگها و همه حیوانات دیده می شود از شواهد محکم در اثبات دخیل بودن عوامل بیولوژیکی است . البته مطالعاتی که رابطه بین هورمون های جنسی و پرخاشگری را می آزماید نتایج مبهمی در بر داشته است شاید اینکه پسر بچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علت فیزیولوژیکی داشته باشد ولی محققان در مشخص کردن اینکه نظام زیست شناختی تا چه حد در این مسئله دخالت دارد چندان پیشرفتی نداشته اند تجربه اجتماعی پسرها و دختر ها از لحاظ پرخاشگری کاملا متفاوت است پرخاشگری جحشی از قالب رفتاری مردانه است و غالبا از پسرها انتظار رفتار پرخاشگرانه می رود و به طور تلویحی تشویق می شود .