تشویق درست، برگ برنده والدین جهت اموزش مسولیت

انتخاب و مسئولیت‌پذیری

بخشی از مسئولیت‌پذیری انتخاب درست و مؤثر رفتار است. کسانی که در جوانی از تصمیم‌گیری منع شده‌اند، در بزرگسالی تصمیم گیرندگان ضعیفی خواهند بود. باید اجازه داد که دانش‌آموزان (کودکان) دست به انتخاب بزنند و از اشتباهات خودشان بیاموزند. مسئولیت‌پذیر شدن با دست زدن به انتخاب طولانی مدت جواب می‌دهد (ویتو[1]، 2003).

دیده شده است که افراد هنگام قبول مسئولیت معمولأ درباره ی آن تأمل می کنند و در ذهن خود محاسباتی انجام می دهند. یکی از مسائلی را که مورد توجه قرار می دهند موضوع اختیارات است . چنانچه اختیار فرد محدود باشد، وی تمایل زیادی برای پذیرش وظیفه، از خود نشان نمی دهد. (مسینا و مسینا2006، به نقل از حاج ملک، 1390).

2- 23 توقعات زیاد و مسئولیت گریزی

احساس مسئولیت و ایفای وظایف ناشی از آن، قدم اولیه زندگی اجتماعی است و اولیا می‌بایستی کودکان خود را به مسئولیت‌ های مختلف فردی و اجتماعی خود آگاه نمایند. از همان ابتدای سنین کودکی، کودکان می‌توانند یاد بگیرند که چگونه در خانواده، کلاس، مدرسه و اجتماع فردی مفید و مؤثر و شریک در کارها و مسئولیت‌های همگانی باشند.در واقع در این جا مقصود، داشتن توقع و انتظار فوق‌العاده و غیرممکن از کودکان نیست و خداوند نیز انسان‌ها را به قدر توان و وسعشان مسئول می‌داند لایکلف الله نفسا الا وسعها (بقره، 286) « و از انسان‌ها با توجه به قابلیت‌ها و توانایی‌هایی که خود اعطا نموده است مسئولیت می‌خواهد »، لذا، ضمن آن که با ملاحظه کودکی و محدودیت‌های توانایی کودکان، انتظار تمام مسئولیت‌ها را از آنان نداریم، باید به تناسب توانایی‌های ذهنی و جسمی آنان از آنها مسئولیت خواست (مشتاقی، 1388).

والدین باید مسئولیت ‌هایی را به فرزندان خود پیشنهاد کنند که با مرحله رشد و بلوغ فکری و عاطفی و همچنین با توانایی‌ها و محدودیت‌های آن‌ها متناسب باشد. مسئولیتی که از کودک می‌خواهید باید در حد توان او باشد و امکان انجام دادن آن را داشته باشد و هم چنین  باید بفهمد اگر کاری را که از او خواسته شده انجام ندهد پیامدش چه خواهد بود (زارع بیدکی، 1391).

مطلب مرتبط :   پیشینه تاریخی کودک خیابانی و کار

در نظر گرفتن سن کودک برای آموزش مهارت مسئولیت پذیری بسیار حائز اهمیت است. گاهی حتی لازم است برای انجام امور مهمی با کودکان مان مشورت داشته باشیم. کودکانی که به درستی مسئولیت پذیر نیستند، برای فرار از آنچه بر عهده شان است به راه های مختلفی از جمله پرسیدن پرسش های فراوان، ایراد گرفتن، خود را به مریضی و فراموشی زدن و مقصر جلوه دادن دیگران دست می زنند که همه اینها ناشی از اعتماد به نفس پایین، تنبلی و تن پروری، انتظارات زیاد، سرزنش والدین و تشویق نکردن آنهاست.

والدین همواره باید جانب اعتدال را در این باره نگه دارند. بیش از اندازه تشویق کردن فرزندان همان قدر غلط است که کم جلوه دادن اموری که به درستی از پس انجام آن برآمده اند. گاهی اوقات فرزند ما کاری را نادرست یا با بازدهی کم انجام می دهد در اینجا برخی والدین با به کاربردن القاب و الفاظ نادرست از جمله « دست و پاچلفتی »، « کودن » یا « بی عرضه »، باعث شکل گیری تصویر ذهنی نازیبا از مسئولیت در ناخودآگاه کودک می شوند. این کودک به احتمال زیاد در بزرگسالی با بحران هویتی رو به رو خواهد شد. جملات منفی و ناامید کننده مانع می شود افراد به انجام کارهای بزرگ اقدام کنند. وقتی به فرزندتان می گویید « تو قابل اتکا و قابل اعتماد هستی » یا « وقتی چیزی به من می گویی می توانم حرف ات را باور کنم » یا « من روی تو حساب        می کنم » در واقع او را شایسته ی تحسین می دانید (شیبانی، 1392).

مطلب مرتبط :   موسیقی درمانی از دیدگاه روانشناسی

متاسفانه درصد زیادی از کودکان و نوجوانان به دلایل عدیده از جمله، انتظارات فوق‌العاده والدین و اطرافیان، ناتوانی در رقابت با همسالان، فراوانی تجارب ناموفق در حسن انجام امور، تهدیدها و تحقیرهای مستقیم و  غیرمستقیم دیگران، آزردگی‌های عاطفی و تنبیه‌های اجتمالی جسمی و روانی و ناکامی‌های مکرر در انجام امور، نگرشی مثبت و خوشایند نسبت به فعالیت‌ها و عملکردهای خود ندارند (مشتاقی، 1388).

2- 24 تشویق درست، برگ برنده والدین

والدین برگ برنده ای به نام تشویق در اختیار دارند و در صورت استفاده از آن می توانند از این اهرم برای آموزش و تفویض مسئولیت به کودکان بهره برداری کنند. پژوهش ها نشان داده است تزریق انگیزه به کودکان تکرار رفتار مثبت را در آنها افزایش می دهد اما باید به یادداشت تشویق صرفاً پاداش مادی یا کلامی نیست و والدین می توانند با خلاقیت، ماده اولیه تشویق را به سمت آموزش و  مسئولیت پذیری ببرند. بسیاری از آدم هایی که در بزرگسالی نمی توانند شکست هایشان را هضم کنند، به آنها در کودکی یاد داده نشده که آدمی هر لحظه ممکن است در معرض شکست باشد. پس به کودکان باید یاد داد، اگر برای رسیدن به اهداف شان با شکستی روبرو شدند، از تجربیات به دست آمده برای موفقیت‌هایشان استفاده کنند. کودکانی که از روی ترس از تنبیه به والدین و متولیان جامعه احترام می‌گذارند، عقده حقارت در آن‌ها شکل می‌گیرد. آنها به خاطر فراز از تنبیه و ترس‌هایی که به دنبال آن به وجود می‌آید، قانون را پذیرفته‌اند. بنابر این در روابط آینده‌ی خود عزت نفس پایینی را تجربه خواهند کرد (شیبانی، 1392).

[1] .Vitto, J.M.