برداشتهای متضاد از علم برنامه درسی

  • برداشتهای متضاد از علم برنامه درسی

رشته برنامه درسی که پیدایش آن به یک سده قبل باز می­گردد به عنوان گونه­ای از دیسیپلین­ها، همواره با برداشت­های متفاوتی به لحاظماهیت علمی خود روبرو بوده است. برداشت اول از علم برنامه درسی برداشتی اثبات گرایانه است که بر اساس آن هر بیانیه مورد مطالعه در برنامه درسی تنها در صورتی معنادار و مورد پذیرش است که با محک تجربه آزموده شده باشد. بنابراین هریک از گزاره­های برنامه درسی اگر با معیار اثبات پذیری سنجیده نشوند نه تنها گزاره­های علمی محسوب نمی شوند بلکه گزاره­هایی مهمل و بی معنا هستند. در این دیدگاه معرفت مبتنی بر برنامه درسی، معرفتی مبتنی بر مشاهده است. بنابراین تبیین های زیبایی شناسانه که بر مشاهده تجربی استوار نیستند به عنوان اموری بی معنا مردود شناخته می شوند.برداشت اثبات گرایانه از علم برنامه درسی در دهه 1960 در حالی که هنوز نظریه و پژوهش­های علمی با برداشت اثبات گرایانه گسترش نیافته بود به شدت مورد حمله طرفداران نومفهوم­گرایی و نیز پیروان نظریه انتقادی قرار گرفت. با توجه به دیدگاه های اندیشمندان برنامه درسی نظریه­های علمی در برنامه درسی نمی­توانند از گزاره­های صرفاً تجربی و مبتنی بر مشاهده استنتاج شوند. لذا در حال حاضر نظریه علمی نه با محوریت پژوهش علمی اثبات گرا، بلکه بیشتر با محوریت نظریه­های مستدل در ادبیات، زیبایی شناسی، پدیدار شناسی، الهیات و نظریه نژادی، فمنیستی و اجتماعی توسعه یافته­اند. از دهه 1970 نیز جنبش نومفهوم­گرایی این راه را برای تبیین­های غیرعلمی در رشته برنامه درسی باز کرده است.(قادری،1388ص18)

 

  • مفهوم رویکرد برنامه درسی و انواع آن

رویکرد برنامه درسی[1]منعکس کننده نحوه برخورد و نقطه نظرات فرد نسبت به برنامه درسی، مدرسه و جامعه است. رویکردهای برنامه درسی به دو گروه عمده تقسیم می شوند:

  • رویکردهای علمی و فنی[2]

این رویکردها با نظریه­های سنتی تعلیم و تربیت و الگوهای قدیمی­تر یادگیری و آموزش منطبق هستند. و روشهای رسمی و معمول آموزش در مدارس را در بر می گیرند.

  • گرایش رفتاری: این گرایش بر اصول فنی و علمی تکیه دارد و شامل نمونه ها،الگوها و روشهای گام به گام در برنامه درسی است.
  • گرایش مدیریتی: این گرایش مدرسه را به عنوان یک نظام سازمانی مورد بررسی قرار می دهد. برنامه درسی را شامل طرح ها، جدول سازمانی، مکان، منابع، تجهیزات و کارکنان می داند.
  • گرایش سیستمی تمایل دارد که واحدها و زیر مجموعه­های گوناگون یک نظام را در ارتباط با همدیگر و در یک ترکیب کلی مورد ملاحضه قرار دهد. این گرایش را بعضی اوقات مهندسی برنامه ریزی درسی هم می­نامند.
  • گرایش علمی: به تجزیه و تحلیل و ترکیب موقعیتهای اصلی، مفروضات و مفاهیم برنامه­ریزی درسی می­پردازد. بحث در مورد تاریخ برنامه درسی یا مبانی مختلف آن، سازماندهی و ساختار برنامه ها از جمله فعالیت­های طرفداران این گرایش می­باشد.
مطلب مرتبط :   سی

 

  • رویکردهای غیر علمی- غیرفنی[3]

این رویکردها منعکس­کننده دیدگاه­های فلسفی غیر مرسوم و خط مشی­های جدید می­باشند.طرفداران این رویکردها یادگیری را به عنوان یک امر کلی می بینند که نمی توان آن را به قطعاتی مجزا در یک ساختار خطی تقسیم کرد.

  • گرایش انسانگرا: انسان­گرایان معتقدند که رویکردها و گرایش­های فنی-علمی بسیار خشک و انعطاف ناپذیرند.این گرایش ریشه در فلسفه پیشرفت گرایی و نهضت کودک مدار در تعلیم و تربیت دارد. دو بعد اساسی مورد توجه این گرایش الف) توجه به علایق، نیازها و مسایل کودکان(متاثر از روانشناسی کودک؛ و ب) توجه به نظام ارزشها، بهداشت روانی و آزادی فراگیر در یادگیری (پیامد روانشناسی انسانگرا) می­باشد.
  • گرایش بازسازان مفهومی: الگو و طرح خاصی برای تدوین برنامه های درسی ندارند و به جای آن بیشتر مفروضات ایدئولوژیک و اخلاقی را در تعلیم و تربیت مطرح کرده و بر روابط بین مدرسه و نهادهای اقتصادی- سیاسی جامعه تاکید می­کنند.هواداران این گرایش به دنبال تجدید نظر در مفاهیم آموزش و پرورش مدرسه، آموزش، خلاقیت و رشد هستند(یارمحمدیان1386).

 

نتیجه اینکه: برداشت اثبات گرایانه از برنامه درسی تنها بر مشاهده تجربی استوار بوده و یک رویکرد خشک و غیر قابل انعطاف نسبت به برنامه درسی داشته که همان مفهوم سنتی برنامه درسی را در بر می­گیرد؛ اما در برداشت نومفهوم گرایان سهم بیشتری به یادگیرنده و نیازهای او داده شده و بر شایستگی فردی و اجتماعی یادگیرنده تاکید شده واین مفهوم جدید برنامه درسی را در بر می­گیرد.

اما دیدگاه­های نوین در برنامه­درسی ؛ در ادبیات امروز برنامه درسی به صورت دو مدل یا الگو ارائه می شود:

1.مدل کلاسیک[1]:  این مدل که بر رویکرد منطقی[2] برنامه دلالت دارد عینیت گرا [3]و محصول محورست[4].در این مدل از برنامه ریزی اهداف و انتظارات برنامه توسط متخصصان برنامه ریزی نوشته می شود، افرادی که صلاحیت و دانش لازم را برای تهیه و تولید برنامه دارا هستند.

2.مدل مشارکتی[5]: این مدل بر رویکردی مشارکت جویانه و موقعیتی از برنامه متکی است و بیشتر فرایند محور [6]است. در این مدل از برنامه ریزی , بر تعامل میان مشارکت کنندگان در برنامه، اعم از مربیان، معلمان و دانش آموزان تاکید می شود.این رویکرد، یادگیرنده را عامل مهمی می شمارد و همه افراد درگیر در فرآیند آموزش را به حساب می آورد.اگر چه این دو مدل دو رویکرد متفاوت را دارند اما متضاد یکدیگر نیستند. برنامه درسی می تواند عواملی از هر دو مدل را داشته باشد.برنامه­ریزی­های درسی امروز باید موقعیت محور باشند و بنابر شرایط و امکانات و موضع خاص مخاطبان آموزش، قابلیت انعطاف داشته باشند و با توجه به نیازها و رغبتها و انگیزه­های یادگیرندگان وبه کمک خود آنها شکل بگیرند.(دانا، 1387)

مطلب مرتبط :   تجارب برتر پرورشی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

امروزه برنامه های درسی به شدّت مورد انتقاد هستند و یکی از دلایل اصلی آن را می توان دور بودن برنامه­های درسی از زندگی واقعی نوجوانان دانست.افراد، طالب تغییر و تازگی هستند و می خواهند همگام با پیشرفت جوامع رشد کنند توجه به این امر نشان می دهد که ایجاد اصلاحات اساسی در وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه امری ضروری است که رسیدن به این هدف برنامه درسی نوظهوری را می طلبد.

  • برنامه درسی نوظهور

به نوعی برنامه درسی اطلاق می شود که به سبب پیشرفت علم و تکنولوژی در قرن اطلاعات و گسترش رایانه­ها که در مدت کوتاهی وظایف چند نفر را انجام می دهند، طبعاً جای نیروی انسانی را پر کرده و عده ای از کارکنان را از حرفه خویش خارج نموده ضریب بیکاری را افزایش می دهند، می بایست نیروهای انسانی خارج از کار با توجه به زمان با اطلاعات و روشهای جدید آشنا شده و با کمک دولت به عنوان نماینده مردم کار مناسب و زندگی ساز برای این نوع کارکنان فراهم شود.این رویداد نوظهور،برنامه درسی نوظهوری را ایجاد می­کند که می­توان نظر متخصصان را در برنامه­ریزی درسی از پیش به این فرایند مهم معطوف داشت تحقیق در برنامه درسی، تدوین اهداف، خط مشی ها، اصلاح و بازنگری در برنامه درسی و توجه به موضوعات حرفه ای و سازوکارهای تغییر در زمان معاصر دانش آموزان را نه تنها برای زندگانی آینده آماده می سازد بلکه آنها را با ابداعات و رویدادهای نوظهور برنامه درسی که در واقع نقشه زندگی و طرح شغلی در زندگی متناسب با زمان است،آشنا ساخته، می توانند با آلترناتیوهای شغلی زندگی را بسازند.(کرمی پور 1389ص24)

همان­طور که قبلاً بیان شد یک طرح برنامه درسی زمانی متناسب خواهد بود که برنامه­ریزان و تصمیم­گیرندگان برنامه درسی برای انتخاب­های خود اطلاعات کافی داشته باشند. یکی از این منابع اطلاعات که از آن نام برده شد مبانی برنامه ریزی درسی است که در ادامه به اختصار به آن پرداخته شده است.

 

 

[1] Classic model

[2] Rational approach

[3] objectivist

[4] Product – oriented

[5] Partisitative model

[6] Process/ oriented

[1]curriculum approach

[2]technical&scientific

[3]nontechnical&nonscientific