انواع عقود در قانون مدنی

انواع عقود در قانون مدنی 


عقد توافق دو اراده واسه ایجاد یک اثر حقوقیه. این اثر حقوقی می تونه ایجاد مالکیت واسه یک شخص در عقد بیع، ایجاد رابطه زوجیت بین دو طرف در عقد نکاح و … باشه.

۱. عقد لازم و جایز و خیاری

عقد لازم عقدیه که هیچ یک از دو طرف معامله نمی تونن اونو برهم بزنن جز در موارد خاصی که قانون مشخص کرده؛ این موارد خاص می تونه استفاده از خیارات قانونی باشه؛ مثل عقد بیع و اجاره؛ در عقد بیع هیچ یک از بایع و مشتری حق برهم زدن معامله رو بی رضایت دیگری نداره، مگه در مواردی که قانون مشخص کرده، مثلا اگه بایع، مغبون (فریب خورده) شده باشه و این غَبن فاحش باشه می تونه قانونا و با دلیل به خیار غبن معامله رو فسخ کنه. در مورد خیار غبن بد نیس بدونین یکی از انواع خیارات قانونیه که به دو طرف معامله حق می ده اگه از معامله ضرر کرده باشن و این ضرر از دید عرف قابل صرف نظر نباشه و در اصطلاح فاحش باشه، عقد رو فسخ کنن. عقد جایز عقدیه که هر کدوم از دو طرف هر زمان که بخوان می تونن معامله رو یک طرفه برهم بزنن. عقودی جایز هستن که قانون گذار به جایز بودن اون گفته باشه وگرنه اون عقد لازم تلقی می شه. عقد وکالت، شرکت، عاریه و … مثالایی از عقود جایز هستن.

عقد جایز علاوه بر اونکه توانایی فسخ کردن از طرف هر کدوم از دو طرف رو داره، برابر قانون با مرگ یا جنون هر کدوم از دو طرف هم منفسخ می شه. مثلا در عقد وکالت اگه وکیل یا موکل بمیرن یا دیوونه شن عقد خودبه خود از بین میره اما برعکس در یک عقد لازم مثل اجاره، مرگ دو طرفِ عقد تأثیری در سرنوشت عقد نداره و عقد هم اونقدر پابرجاست.

انحلال عقد

انحلال یک عقد به سه شکل ممکنه اتفاق بیفته که به کوتاهی به اونا اشاره می کنیم:

  1. اولین مورد فسخه؛ به حق برهم زدن عقد فسخ میگن که تنها با یک اراده انجام میگیره، یعنی واسه فسخ عقد نیاز به توافق دو اراده نداریم.
  2. دومین مورد اقاله یا تفاسخه که قانونا با دو اراده شکل میگیره، یعنی همون دو اراده ای که عقد رو منعقد کردن با هم توافق می کنن و عقد رو برهم میزنن. در اقاله حتما باید همون دو اراده ای که عقد رو انشا کردن عقد رو بر هم زنند، پس در صورت فوت یکی از دو طرف معامله، امکان اقاله از طرف طرف دیگر با وراث متوفی از بین میره.
  3. سومین موردِ انحلال عقد، انفساخه؛ انفساخ، انحلال عقد بی اراده ی دو طرف معامله و به حکم قانونه. یعنی در حالت انفساخ هیچ اراده ای دخالت نداره و فقط در مواردی که قانون مشخص نمودهه عقد منحل یا منفسخ می شه، مثل همون عقود جایزی که با فوت یا جنون یکی از دو طرف به حکم قانون منفسخ می شن.

عقد خیاری

عقدیه که واسه دو طرف معامله یا واسه شخص ثالثی اختیار فسخ معامله پیش بینی شده باشه. خیار در کلمه به معنای اختیاره و عقد خیاری یعنی عقدی که در اون واسه یکی از دو طرف یا هردو یا شخص ثالثی اختیار برهم زدن معامله شرط شده باشه. این خیار رو خیار شرط میگن. عقد خیاری یک عقد لازم حساب می شه از اون جهت که عقد جایز هر زمان بی شرط و شروطی قابل فسخ و برهم زدنه؛ پس از پایه احتیاجی به شرط فسخ نداره. مثلا اگه در عقد اجاره که یک عقد لازمه شرط شه که هر کدوم از دو طرف معامله یا هردو یا شخص سوم تا مدت معینی اختیار برهم زدن معامله رو داره این عقد یک عقد خیاری لازم تلقی می شه. درواقع عقد خیاری تقسیم دیگری از عقود نیس بلکه یک عقد لازمه که در اون شرط خیار شده.

۲. عقد مُنجز و عقد آویزون

مطلب مرتبط :   انواع حدود و جرایم مستوجب اون در قوانین کیفی "

عقد منجز عقدیه که دو طرف عقد اثر به دلیل عقد رو بی هیچ قید و شرطی به وجود آورند و اگه این اثر رو موکول به شرط دیگری کنن عقد آویزون هستش. به بیان آسون تر در عقد منجز توافق دو طرف حاصل شده و اثر عقد هم به وجود اومده مثل اینکه شخصی ملک خود رو به دیگری بفروشه و اونو به اون تملیک کنه. اینجا تملیک اثر عقده و ما می بینیم که این اثر بعد از توافق دو طرف اومده و موکول به شرطی نشده؛ اما در عقد آویزون دو طرف با دو اراده ی آزاد باهم توافق می کنن و عقد منعقد می شه اما اثر عقد به شرط امر دیگریه و تا زمانی که اون امر واقع نشه هیچ اثری بر عقد مترتب نخواهد شد. مثل اینکه بابایی به پسر خود بگه اگه در کنکور وکالت قبول شی ماشینم رو به تو هبه می کنم و پسرش هم قبول کنه. اینجا با ایجاب و قبول دو طرف، عقد هبه هستش اما اثر عقد (انتقال اتومبیل به پسر) به شرط قبولی اون در کنکور وکالته و تا زمانی که این محقق نشه هیچ اثری بر عقد بار نمی شه.

۳. عقد معوض و مجانی

عقد معوض عقدیه که در اون یکی از دو طرف پولی رو به طرف دیگر می ده و درازای اون پولی دریافت می کنه. درواقع عقد معوض مبادله ثروث با ماله و هر کدوم از دو طرف سعی می کنن تا از معامله بیشتر سود کنن و کمتر زیان ببینند، مثل بیع. اما عقد غیرمعوض یا مجانی عقدیه که در اون یکی از دو طرف پولی به دیگری می ده بی اونکه چیزی در مقابل اون دریافت کنه؛ پس دو طرف به دنبال سود و زیان نیستن؛ مثل عقد هبه که یک عقد مجانیه. در عقود مجانی شخصیت طرف معامله خیلی مهمه؛ به بیان دیگر دلیل کلی ی عقد، شخصیت طرف عقده چون آدم ثروث خود رو به هرکسی نمی بخشد بلکه به دلیل احترام و علاقه ای که واسه یک آدم قائله حاضر می شه ثروث خود رو بلاعوض در اختیار اون بذاره. ولی در عقود معوض شخصیت دو طرف مهم نیس چون دادوستد صورت میگیره و دو طرف به دنبال کسب سود بیشتر هستن و مهم نیس که این سود از طرف چه شخصی باشه.

۴. عقد رضایی و تشریفاتی و عینی

عقد رضایی عقدیه که با توافق دو طرف واقع می شه بی اینکه تشریفات خاصی مثل تنظیم سند مورد توجه قانون گذار باشه مثل عقد وکالت یا اجاره، با این توضیح که در اجاره، تنظیم سند مثل رسمی یا عادی لازم نیس و اتفاق اجاره رو با دلایل ی دیگری ازجمله شهادت شهود هم میشه اثبات کرد، درواقع چیزی که مهمه رضایت و قصد طرفینه؛ اما عقد تشریفاتی نیازمند رعایت تشریفات خاصیه که اگه رعایت نشه عقدی واقع نمی شه؛ درواقع واسه تحقق عقد حتما باید تشریفات خاصی که قانون گذار مشخص کرده رعایت شه؛ مثل انتقال سهام شرکتایی با مسئولیت محدود که این نقل و انتقال حتما باید با تنظیم سند رسمی صورت گیرد وگرنه این انتقال باطله.

و اما عقد عینی عقدیه که علاوه بر ایجاب و قبول دو طرف نیازمند قبض مورد معامله؛ مثل هبه و رهن. قبض در عقود عینی شرط صحت و تحقق معامله؛ اما از دیگر بیشتر حقوقدانان قبض در عقود عینی جزو تشریفات به حساب نمیاد و عقود عینی رضایی هستن. گرچه که در این باره اختلاف باور هست.

۵. عقد مشخص و غیرمعین

عقد مشخص عقدیه که نام معینی داره و در قانون مدنی یا بقیه قوانین و مقررات احکام و شرایط ویژه ای واسه اونا مقررشدهه مثل بیع، اجاره، وکالت، هبه، ودیعه، شرکت، مضاربه، بیمه و … .

اما عقد غیرمعین عقدیه که نام و شرایط خاصی در قانون واسه اونا وجود نداره و طبق اصل آزادی قراردادها (ماده ۱۰ قانون مدنی) در صورتی که برخلاف نظم عمومی جامعه نباشن معتبر شناخته می شن؛ مثل قراردادی که یک مدرس در یک مؤسسه ی آموزشی واسه تدریس منعقد می کنه.

مطلب مرتبط :   انواع سندرم داون، دلیل، علائم، تشخیص و درمن اون "

۶. عقد تملیکی و عهدی

عقد تملیکی عقدیه که به موجب اون پولی از مالکیت یک شخص به مالکیت شخص دیگر منتقل می شه مثل عقد قرض که به موجب اون ثروث از مالکیت شخص قرض دهنده به مالکیت شخص مقروض درمی آید و در مقابل عقد عهدی، عقدیه که به موجب اون واسه دو طرف عقد تعهد حاصل می شه مثل اینکه شخصی به موجب قرارداد پایبند می شه که یک تابلو واسه طرف مقابل نقاشی کنه، یا خونه ای واسه اون بسازه و … به بیان آسون تر در عقد تملیکی اثر عقد انتقال مالکیت از یک طرف به طرف دیگره و در عقد عهدی اثر عقد ایجاد تعهد، انتقال تعهد یا اسقاط تعهد واسه دو طرف معامله؛ مثل عقد ضمانت، حواله یا کفالت. اگه در عقد عهدی واسه هر دو طرف تعهد ایجاد شه به اون عقد تعاهدی گویند مثل قولنامهای عادی تعهد به فروش ملک و اگه تعهد فقط واسه یکی از دو طرف ایجاد شه به اون عقد یک تعهدی میگن مثل تعهد به نبود فروش.

۷. عقد الحاقی و بااراده ی آزاد

قرارداد الحاقی قراردادیه که معمولا به شکل چاپی بوده و به وسیله عرضه کننده ی یک کالا یا خدمات که دارای قدرت انحصاری برتریه تنظیم و به مصرف کننده ی اون کالا یا خدمات ارائه می شه، درحالی که مصرف کننده یا باید اون قرارداد رو با همه شروط قبول کنه یا کلا از اون صرف نظر کنه. مثلا افرادی که نیاز به تلفن دارن مجبورند به شرکت مخابرات مراجعه کنن، در اول امر شرکت مخابرات به اونا قراردادی از پیش تهیه شده ارائه می کنه و از اونا می خواد با قبول کلیه ی شروط، قرارداد رو امضا کنن. درواقع مراجعه کننده چاره ای نداره جز اینکه یا قرارداد رو با کلیه ی شروط اون قبول کنه یا از داشتن خط تلفن بی خیال شه، درواقع چون مصرف کننده نیاز به تلفن داره چاره ای جز قبول قرارداد نداره، پس در این قراردادها زمینه گفت وگو بین دو طرف قرارداد فراهم نمی شه و طرف فروشنده به دلیل ویژگی انحصارطلب یا قدرت اقتصادی که داره شرایط خود رو به طرف مقابل مجبور می کنه. به بیان آسون تر ویژگی مهمی که قراردادهای الحاقی دارن اینه که اگه اون کالا یا خدمات عرضه شده رو می خوای باید این شرایط رو قبول کنی. درواقع طرف فروشنده یا پیشنهادکننده تموم آثار و شروط عقد رو به نفع خود تنظیم می کنه و مفاد عقد رو انشا می کنه و طرف مقابل یا اونو قبول می کنه یا رد می کنه؛ پس گرچه این نوع قراردادها هم عقد حساب می شن اما توافق دو اراده در اونا بی معناست. در مقابل قراردادهای الحاقی، قراردادهای بااراده ی آزاد قرار دارن، بدین معنا که دو طرف آزادانه به صحبت پرداخته و شرایط عقد رو تعیین می کنن.

۸. عقد دائمی و فوری

عقود رو در اثری که «زمان» در تعیین و اجرای تعهدات به دلیل اون داره به عقد دائمی و فوری تقسیم می کنن. در عقد فوری اثر عقد در لحظه ای که دو طرف انتخاب کردن ایجاد می شه مثل بیع؛ ولی در عقد دائمی موضوع معامله به گونه ایه که باید در طول مدت مشخص انجام شه مثل اجاره و نکاح.

۹. عقد مغابنی و تسامحی

عقود از نگاه هدف و انگیزه ای که دو طرف در انشای اون دارن به عقود مغابنی و تسامحی تقسیم می شن. در عقد مغابنه ای دو طرف سعی می کنن تا با بهره بردن از هوش و قدرت چانه زنی سود بیشتری نصیب خود کنن مثل بیع؛ اما عقد مسامحه ای طبق گذشت و چشم پوشیه مثل هبه، پس واسه دو طرف سود و زیان مهم نیس.


1

دیدگاهتان را بنویسید